نویسندگان: ناصر یوسف زهی

کلید واژه ها: جامعه پذیری توسعه ساختار سیاست خارجی ایران

حوزه های تخصصی:
شماره صفحات: ۶۹ - ۱۰۰
دریافت مقاله   تعداد دانلود  :  ۱۷۲

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۳

چکیده

نخستین مجرایِ جامعه پذیری بین المللی «سیاست خارجی» است. متولیان سیاست خارجی از طریق عرضه هنجارهای بین المللی در مجامع داخلی و با هدف درونی سازی آن ها دولت متبوعشان را به سوی «اجتماعی شدن» سوق می دهند. مهم ترین نتیجهِ جامعه پذیری بین المللی تسریع فرایند توسعه است. از علل ساختاریِ اجتماعی شدن یا غیراجتماعی شدنِ دولت ها «سیاست خارجی» است؛ زیرا ساخت سیاست خارجی مجموعه ای از بایدونبایدها، اصول و قواعدِ معرفتی برای کارگزاران پیرامون نظام بین الملل تعریف می کند که این گزاره ها می توانند عامل یا مانع پرورشِ اجتماعی دولت باشند. ایده پیوند جامعه پذیری بین المللی و توسعه با محوریت سیاست خارجی که روزنه ای جدید در مطالعات توسعه است، در مقاله پیشرو با مطالعه موردیِ ایران به بحث گذاشته می شود. اینکه «ساخت سیاست خارجی ج.ا.ایران چه نسبتی با جامعه پذیری بین المللی و توسعه دارد؟» پرسش اصلی ماست. در این راستا از نظریه سازه انگاری و روش تفهمی استفاده شده است. سیاست خارجی ایران در تبیین معرفت شناختی ما دارای سه ساحَت است: ساحَت مذهبی (نفی سلطه، دعوت، حمایت از مسلمانان و امت واحده)؛ ساحَت انقلابی (غرب ستیزی، آمریکاستیزی، صدور انقلاب و تغییر نظام بین الملل)؛ ساحَت مدرن (عدم مداخله، همزیستی مسالمت آمیز، عضویت در سازمان های بین المللی و پایبندی به حقوق بین الملل). ساحت هایِ اجتماعی مذکور به ترتیب سه گونه جامعه پذیریِ توسعه آفریده اند: «جامعه پذیری بین المللیِ مذهبی» (فراتوسعه گرا)؛ «جامعه پذیری بین المللیِ انقلابی» (ضدتوسعه)؛ «جامعه پذیری بین المللیِ ابزاری» (توسعه گرا). در این سال ها ساختارهای انقلابی و مذهبی بر ساختار مدرنِ سیاست خارجی ایران غلبه یافته اند؛ بگونه ای که هدف ایران غالباً «جامعه پذیرکردنِ» کشورها براساس اسلام گراییِ شیعه و انقلابی گریِ ایرانی است تا «جامعه پذیرشدن». نتیجه ساختار انقلابی-مذهبیِ سیاست خارجی دشواری توسعه ایران به علت اِعمال محدودیت های اقتصادی و سیاسیِ جامعه بین الملل است.

The commitment of development to the international socialization of foreign policy and (Case Study: Iran)

The first channel of international socialization is "foreign policy". The agents of foreign policy by presenting international norms in domestic assemblies with the aim of internalizing them are leading their governments towards "socialization". State socialization is one of the transnational tools for the development of countries, but sometimes foreign policymakers take a non-social approach. The most important consequence of socialization, especially for developing countries, is the acceleration of the development process. One of the structural causes of the socialization of states is "foreign policy"; because the structure of foreign policy defines a set of guidelines, principles, and epistemological rules for foreign policymakers which can be a factor or an obstacle to international socialization. The idea of linking international socialization and development with a focus on foreign policy, which will be a new window into development studies, is discussed in this article with a case study of Iran. "What does the structure of the foreign policy of Iran have a relation with international socialization?" is Our main question. According to our explanation, Iran's foreign policy has three atmospheres: religious atmosphere (anti-domination, invitation and supporting of Muslims, unit Ommat); revolutionary atmosphere (anti-westernism, anti-Americanism, the export of revolution and change of international system); modern atmosphere (non-interference, peaceful coexistence, membership in international organizations and adherence to international law). These atmospheres respectively have created three different types of socialization: international religious socialization (post-development); revolutionary international socialization (anti-development); institutional international socialization (development-oriented). Therefore, Iran's first goal in the international system is often "socializing" rather than "socialization."

تبلیغات