مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۰۱.
۱۰۲.
۱۰۳.
۱۰۴.
۱۰۵.
۱۰۶.
۱۰۷.
۱۰۸.
گادامر
حوزههای تخصصی:
گفت وگو با متن»، الگوی مشترکی است که شهید صدر در تفسیر موضوعی و نیز گادامر در هرمنوتیک فلسفی به عنوان عامل تحقق فهم، بر آن تأکید کرده اند. از آن جا که رویکرد شهید صدر به «فهم متن قرآن»، توصیه ای و رویکرد گادامر به «فهم متن» توصیفی است، پژوهش حاضر از ره گذر مطالعه تطبیقی این دو رویکرد، میزان رَوایی دیدگاه روش شناختی شهید صدر را مبتنی بر دیدگاه پدیدارشناختی گادامر بررسی کرده و به پی جویی این پرسش پرداخته که بایدها و نبایدها در روش تفسیری شهید صدر تا چه اندازه بر هست ها و نیست ها در هرمنوتیک گادامر منطبق است. به جهت آن که الگوی یادشده در اندیشه این دو متفکر خاستگاه یکسانی ندارد و تشابه دو نظریه ساختاری است، پژوهش حاضر از نوع «مطالعات تطبیقی کلان مبتنی بر همسانی ساختاری» به شمار می آید. بررسی عناصر گفت وگو در هر دو نظریه، مشروعیت الگوی «گفت وگو با متن» در تفسیر موضوعی را به اثبات رسانده و نشان می دهد که تفاوت های دو نظریه، از اموری خارج از ماهیت و فرآیند فهم ناشی می شوند و ازاین رو به اعتبار هستی شناختی روش تفسیر موضوعی خللی وارد نمی کنند.
بررسی نظریه چندمعنا بودن متن در کتاب «حقیقت و روش» گادامر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
78 - 63
حوزههای تخصصی:
یکی از دیدگاه هایی که در مورد فهم متون دینی می تواند قابل تأمل فراوان باشد، نظریه چند معنا بودن متون است که بر آن اساس، صحّت و سقم فهم از صحنه فهم متون حذف شده و با پذیرش همه برداشت های متفاوت از یک متن، به سوی تکثر گرایی در فهم گام برداشته می شود. بدون تردید یکی از تاثیرگذارترین کتبی که در این زمینه نگاشته شده و تحلیل و بررسی آن به فهم این دیدگاه کمک شایانی می نماید، کتاب «حقیقت و روش»[1] اثر معروف گادامر[2] است که در بستری فلسفی و با طرح هرمنوتیک فلسفی، نظریه چند معنا بودن متن را قائل می شود. در بررسی نظریه گادامر، آنچه مشهود است، ابتناء آن بر «عدم قصدیت» و خوانش متون با بازآفرینی معناست. معرفی اجمالی هرمنوتیک فلسفی گادامر و نیز بیان لوازم آن، تلاشی برای ارائه دیدگاه گادامر در این نوشتار است. به نظر می رسد، هرمنوتیکی که گادامر ارائه می نماید، تحت تأثیر شدید آراء هایدگر و هگل و در فضای فلسفه ای اعلامی ابراز می شود. هرمنوتیک فلسفی گادامر علاوه بر ضعف در ارائه دلیل و عدم ابتناء بر شالوده های استدلالی محکم، لوازمی را موجب می شود که پذیرش آن ها نتایجی همچون تعطیل فهم و تعامل و انسداد گفتگوی عقلانی را موجب می شود؛ لوازمی همچون نقد قصد مؤلف، تولید معنا به جای بازخوانی مقصود مؤلف و نهایتاً چند معنا بودن متن. براساس این مبانی است که هرمنوتیک فلسفی هرگونه معیار را جهت درک صحّت و سقم فهم، نامطلوب دانسته و به تکثرگرایی در فهم نائل می آید. بروز چنین لوازمی و نیز عدم ابتناء دیدگاه گادامر بر اصولی محکم، موجب شد بسیاری از اندیشمندان به ابراز موضع و نقد آراء گادامر بپردازند. نسبیّت گرایی، عدم ارائه دلیل، عدم انسجام کافی، خودستیزی و متناقض نما بودن، نادیده گرفتن اصول اولیه و بدیهی فهم انسانی، ابهامات فراوانی درباره ماهیّت فهم و زبانی بودن آن و نفی روش و مسائلی از این دست، ازجمله نقدهایی بوده که هرمنوتیک فلسفی گادامر را به چالش می کشد.
ساختار بی مانایی و چالش تعدد تفسیر: میانجی گری بین هرمنوتیک وابسته به مؤلف و تفسیرهای چندگانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۰/۱
147 - 170
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، به این پرسش های بنیادین پاسخ داده می شود: آیا هنجاری به معنایِ مفهوم نظر نویسنده برای تفسیری از یک متن وجود دارد؟ و اگر چنین است چرا ممکن است تفسیرهای متعددی از آن وجود داشته باشد که تاحدودی همگی معتبر به نظر برسند؟ در این پژوهش، با معرفی مفهومی به نام «ساختار بی مانایی» که مفهومی کاربردی و متمایز از روش مفهومی فرگه و جهان های ممکن کریپکی است و همچنین با بهره گیری از دو اصل زبان شناختی، راهی میان دو پیشنهاد هرمنوتیکی متعارض ارائه می شود. ازطریقِ این دیدگاه نشان داده می شود که چگونه می توان به معنای موردنظر مؤلف دست یافت، درحالی که وجود تفسیرهای چندگانه از متن نیز مشروعیت می یابد. علاوه بر این، دو مثال کلیدی از کاربرد این مفهوم ارائه شده است که به بررسی موضوع تحلیلی-ترکیبی کواین از منظری نوین می پردازد. به این ترتیب، نشان داده می شود که چگونه به کمک ساختار بی مانایی می توان به تحلیل ابهام ذاتی در مرزهای مفاهیم فلسفی کمک کرد. همچنین این ساختار کمک می کند درعین حال که تفسیری سنتی از یک متن داشته باشیم از تفاسیر کلیشه ای جلوگیری کنیم و تفسیرهای معتبری از همان متن داشته باشیم.
معرفت در آینه زبان از دیدگاه هایدگر و گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۹۱/۱
121 - 143
حوزههای تخصصی:
معرفت در آینه زبان تجلی پیوندی ژرف و رازآلود میان هستی و آگاهی است، آنگاه که زبان صرفاً ابزار انتقال معنا نیست بلکه خود میدانِ قوام بخش حقیقت و آفرینشگر معناست. این مقاله، با روش توصیفی تحلیلی، به بررسی و تحلیل معرفت در آینه زبان از دیدگاه هایدگر و گادامر پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که معرفت در زبان انعکاس منفعلِ واقعیت نیست بلکه خَلقِ حقیقت در میدان گفتار است. زبان موجودی زنده، سیّال و خودآفرین است که جایگاه ظهور معرفت و هم معمار ساختاری آن است. بدین سان، زبان و معرفت به هم وابسته اند و رابطه آن ها دوسویه است. زبان امکان درک هستی را فراهم می کند و در همان حال از لایه های پیش فرض تاریخی و فرهنگی سرشار است. هر معرفتی علمی، دینی، فلسفی یا هنری در بستر زبان قوام می یابد و معنا پیدا می کند. ازاین رو، زبان فقط صورت اندیشه نیست بلکه شرط امکان آن است. آینه بودن زبان نسبت به معرفت هم دلالت بر امکان کشف حقیقت دارد و هم بر محدودیت آن. زیرا زبان به قدرِ ظرفیت وجودیِ خویش افق تبلور معنا را می گشاید و به همان اندازه حائلی بر تمامیت حقیقت باقی می ماند. بنابراین، معرفت بدون درک خاستگاه ها و سازوکارهای زبانی اش قابل فهم نیست. زبان هم بازتابنده و هم سازنده معرفت است.
بررسی گفت وگوی متن با مخاطب در غزلیات مولانا بر اساس نظریه گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۴
201 - 222
حوزههای تخصصی:
هرمنوتیک گادامر پیوند تنگاتنگ و نزدیکی با مفهوم گفت و گو دارد. گادامر بر این باور است که بدون توجّه داشتن به عنصرگفت وگو، مخاطب و متن توانایی برقراری ارتباط را ندارند؛ بنابراین در این صورت نیز تأویلی صورت نمی پذیرد. غزلیات مولانا از جمله متونی است که مفهومی فراتر از تک معنایی دارد. در باور مولانا معیار قدرت و ناتوانی انسان اندیشه و فهم اوست. او در غزلیاتش به دنبال گمشده ای است که هرگز در این جهان نمی گنجد، مگر از راه شهود و کشف عینی و این ادراکات در سایه گفت وگو که میدانی برای پرسش های متفاوت و دست یابی به پاسخ های متناسب با آن است، امکان پذیر خواهد شد. نوشتار حاضر برآن است تا با رویکردی توصیفی-تحلیلی چند غزل از غزلیات مولانا را از این منظر تحلیل کند. دستاورد پژوهش نشان می دهدکه در پی پرسش و پاسخ های میان غزل های مولانا و مفسّر (مخاطب) و با منطبق کردن افق معنایی آن ها می توان به تأویلی جدید دست پیدا کرد. مفسّر در هنگام مواجهه با متن می کوشد با توجه به موضوع به آن رجوع کند و پرسش ها و پاسخ های متن را نسبت به مکالمه متن با شالوده بازیابی کند. این جست وجو از سنّت و امتزاج افق های مفسّر ظاهر شده است. به علاوه در این مقاله این نکته مورد بررسی قرار گرفته است که مولانا استنباط و وصول معانی را در فهم مخاطب می بیند و برای دست یابی به شناخت و درک متن بر فهم که محصول گفت وگوی میان گوینده و خواننده است و در اثر یک رخداد اتفاق می افتد، تأکید می کند.
امتزاج افق ها در رمان جزیره سرگردانی: تأملی بر بنیاد نظریه گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵۱
250 - 265
حوزههای تخصصی:
رمان جزیره سرگردانی نوشته سیمین دانشور، با روایتی چندلایه، تجربه های روایی شخصیت ها را در بستر چالش های اجتماعی، فرهنگی و تاریخی ایران معاصر بازتاب می دهد. این اثر با تمرکز بر تعاملات شخصیت ها و بازاندیشی در باورهایشان، فضایی برای تأمل در فرایند فهم انسانی و تحول آگاهی فراهم می کند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل چگونگی بازنمایی مفاهیم پیش بینی، گفت وگوی هرمنوتیکی و امتزاج افق ها در ساختار روایی و شخصیت پردازی رمان، براساس نظریه هرمنوتیکی هانس-گئورگ گادامر انجام شده است. روش تحقیق کیفی است و با تحلیل محتوای دقیق روایت، گفتگوها و زمینه های تاریخی، کارکرد مفاهیم گادامری در متن بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد که شخصیت ها، به ویژه «هستی»، از طریق تعامل با دیگران و مواجهه با دیدگاه های متفاوت، وارد فرایند تأویل می شوند. این فرایند که از گفت وگوهای میان شخصیت ها با باورهای سنتی و مدرن شکل می گیرد، به بازاندیشی در پیش بینی ها و درنهایت به امتزاج افق ها می انجامد. این امتزاج، به معنای آمیختگی دیدگاه های متفاوت و خلق فهمی نوین، در تحول فکری و عاطفی شخصیت ها نمود می یابد. درنتیجه، جزیره سرگردانی هم به عنوان اثری ادبی و هم به عنوان فضایی هرمنوتیکی برای فهم متقابل و بازسازی آگاهی انسانی قابل توجه است. این رمان، با نمایش کشاکش میان سنت و مدرنیته، عقلانیت و عرفان، و فردیت و جمع، آیینه ای از گفت وگوی فرهنگی و تاریخی ایران در آستانه تحولات اجتماعی است.
سیر تکاملی سلوک در داستان شیخ صنعان عطار بر اساس مفهوم «امتزاج افق ها» ی هرمنوتیک گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شعرپژوهی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۳)
55 - 70
در طبقه بندی آثار منظوم عطار، «منطق الطیر» جایگاه خاصی دارد و در این منظومه داستان بلند «شیخ صنعان» چه از نظر مهارت قصه پردازی و چه از دیدگاه پرداختن به معانی بلند عرفانی موقعیتی ممتاز دارد. نقد هرمنوتیکی پس از این که به واسطه ی دیدگاه های متألّه پروتستانی شلایر ماخر ظهور می کند، با دیلتای و پس از او هایدگر افق های تازه ای یافته و در اندیشه ی والای گادامر قوام تمام می یابد. گادامر با طرح و تبیین مفاهیمی چون «افق امتزاج»، «تاریخ تأثیر»، «سنّت» و «پیش داوری» و هم چنین فاصله گرفتن از «نیّت مؤلف» و تکیه بر «فهم» حاصل از دیالکتیک، نقش خواننده را پررنگ کرده و دریچه ی جدیدی را بر نقد ادبی و خوانش متن می گشاید. در این مقاله نگارنده با شیوه تحلیل محتوای کیفی، پس از مرور اجمالی تاریخچه ی هرمنوتیک به تبیین آرای گادامر و سپس تحلیل این داستان بر اساس مفهوم «امتزاج افق ها» ی هرمنوتیک فلسفی گادامر پرداخته است. نتیجه ی حاصل این که هسته ی مرکزی این داستان حرکت از نوعی ریاضت عابدانه به سمت تجربه ی عاشقانه که نمودی از همان عشق الهی است می باشد. در این تحلیل دختر ترسا نه یک وسیله ی آزمون صرف بلکه در نقش زنی کاردان ظاهر می شود که برای شیخ صنعان واسطه ی تجربه ای رو به تکامل در عشق است؛ عشقی که می توان آن را به منزله ی پلی برای درک عشق جاویدان الهی قلمداد کرد و از این نظر دختر ترسا خود نقش پیر راهنما را برای شیخ صنعان یافته است.
امکان سنجی جمع نظرهای هرمنوتیکی شلایر ماخر و گادامر در اصل 73 قانون اساسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حقوق عمومی دوره ۵۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
1529 - 1552
حوزههای تخصصی:
در دانش هرمنوتیک که ادوار مختلفی را پشت سر گذاشته است، برخی مانند شلایرماخر، رسالت مفسر را آگاهی از فردیت مؤلف می دانند و بعضی دیگر مانند گادامر (سردمدار هرمنوتیک پدیدارشناسانه)، واقعیت و فهم حقیقی را در افق ذهنی تفسیرگر و با روش دیالکتیکی دنبال می کنند. اصل 73 ق.ا ایران، هم مرجع صالح تفسیر قوانین عادی را که نهاد تقنینی است، مشخص کرده است (نزدیک با هرمنوتیک ماخر) و هم به دادرس این اجازه را داده تا برای تمییز حق، دست به تفسیر زند. از این رو و با توجه به تجویز قانونگذار به انجام تفسیر از سوی دادرس، آیا در نظام حقوقی ایران، به هنگام تفسیر می توان طبق هرمنوتیک گادامر، از پوسته ظاهری قانون عبور کرد و به فرامتن رسید؟ در این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی و تدقیق در منطق حقوقی موجود که مبتنی بر شریعت اسلام است، دانسته شد که هنگام تفسیر در قوانین متخذ از شرع (از جمله قانون مدنی و قانون مجازات اسلامی)، لازم است تا تفسیرگر در نظریه تفسیری خود از مستمسک شرعی استمداد جوید و نمی تواند صرفاً موافق با افق ذهنی خویش (صرف نظر از مقصود مقنن) و نظر به رعایت ملاحظاتی (مانند عدالت و انصاف)، به همان شیوه ای که در هرمنوتیک پدیدارشناسانه گادامر دنبال می شود، اقدام به تفسیر قانون کند.