مطالب مرتبط با کلیدواژه
۶۱.
۶۲.
۶۳.
۶۴.
۶۵.
۶۶.
۶۷.
۶۸.
گفت وگو
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
33 - 52
حوزههای تخصصی:
فلسفه برای کودکان (p4c) به همت لیپمن بنیان نهاده شد. وی تلاش نمود با طرح فرایندی از فعالیت ها به کمک داستان، تفکر را توسعه دهد. داستان، پایه اصلی تفکر و ارتباط و یکی از ابزارهای پرورش تفکر در فبک هست؛ اما آیا فبک در مورد سایر هنرها ازجمله نقاشی به عنوان ابزار و واسطه ای در فلسفه برای کودکان کارا هست؟ هدف این پژوهش که به روش توصیفی – تحلیلی است، بهره گیری از ظرفیت های نهفته در نقاشی از منظر لیپمن به عنوان واسطه ای در تقویت و رشد تفکر کودکان در برنامه فلسفه برای کودکان هست. این ویژگی های نهفته در هنر، لیپمن را بر آن داشت تا در کتاب «رویداد هنری» به ویژگی های هنرها ازجمله نقاشی بپردازد. در این مقاله تلاش شده با استناد به نظرات لیپمن این سوال پاسخ داده شود که نقش نقاشی در پرورش مشرب های فکری با همه اهداف فبک چیست؟ لیپمن، هنر را نوعی رویداد می داند که ماهیت آن معمای ثابت و چالش برانگیزی است. او هنر را یک فرایند هوشمندانه خرد با زندگی می داند و هنر را یک دستگاه واحد می داند که تجزیه وتحلیل آن مفید است. همچنین نقاشی را سبب بروز خلاقیت های فردی و وضوح بخشی به موضوع و چندجانبه گری و پرورش فکر می داند. نتایج تحقیق حاکی است: کودکان از طریق نقاشی کردن، به کار عملی و هنری می پردازند و با گفت وگو حول نقاشی ها و آثار هنرمندان تفکرات و ذهنیات شان بهبود می یابد. نقاشی به عنوان روشی کارآمد می تواند این مسئولیت را به درستی انجام دهد. لذا نقاشی بر بهبود تفکر فلسفی کودکان از نظر لیپمن مؤثر است.اهداف پژوهش:بررسی نقش هنر نقاشی در تربیت زیباشناختی در کودکان از منظر فبک.بررسی نقش هنر نقاشی در پرورش تفکر خلاق در کودکان از منظر فبک.سؤالات پژوهش:هنر نقاشی چه نقشی در تربیت زیباشناختی در کودکان از منظر فبک دارد؟هنر نقاشی چه نقشی در پرورش تفکر خلاق در کودکان از منظر فبک دارد؟ **این نوشتار برگرفته از رساله دکتری حلیمه احمدیوسفی با عنوان «جایگاه هنر نقاشی در آموزش تفکر فلسفی به کودکان بر اساس آرای لیپمن» است که به راهنمایی آقای دکتر سعید ناجی و مشاوره خانم دکتر شهلا اسلامی در گروه گروه فلسفه واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی در حال انجام است.
کارکرد گفت وگومندی قرآن در حل مسئله گسست تمدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمدن اسلامی که در دوره هایی از حیات خود به شکلی همگرا و یکپارچه پیش می رفت، امروز با مسئله گسست و عدم پیوستگی روبروست. البته این مسئله مختص تمدن اسلامی نبوده، می توان گفت جهان امروز دچار گسست و ناسازگاری شده است. این پژوهش با هدف یافتن راه حلی برای مسئله گسست در گستره تمدن اسلامی و چگونگی ایجاد انسجام و همگرایی میان مسلمانان نوشته شده است. در این راستا به قرآن به عنوان مصدر یا ایده هدایت گر تمدن اسلامی رجوع کرده، با بهره گیری از روش توصیفی- تفسیری و رویکرد تمدنی از میان راه حل های متنوع قرآن بر «گفت وگو» تمرکز می کند. ازاین رو پرسش اصلی پژوهش این است که چگونه می توان مسئله گسست در تمدن اسلامی را با تکیه بر عنصر گفت وگو در قرآن حل کرد. قرآن با «نزولِ تعاملی و گفت وگویی»، مخاطبان خود را نه تماشاگر، بلکه کنشگرانی فعال می بیند و راه را برای مشارکت آن ها در متن باز می کند. این کتابِ تعاملی توانسته با تکیه بر وجوه مشترک با مخاطب در سه ساحت ذهن، زبان و عین با مخاطبان خود گفت وگو کرده و این گونه پیوند و انسجامی میان آن ها ایجاد کند. دستاورد این گفت وگو با مخاطب، تحکیم «هویت مشترک» میان مسلمانان، پایه ریزی «معنای هم کنشی» و در پایان «عملِ جمعی» و متعهدانه به معناست. در این نگاه، قرآن نه محصولی فرهنگی به معنای متأثر از فرهنگ، بلکه محصولی هم کنشی و برآمده از گفت وگو است که به مثابه «چسب تمدنی» عمل کرده، گسست ها را کمرنگ و پیوند افراد را تقویت می کند.
ارائه الگوی نظری جایگاه گفت وگو در ارتقای سرمایه اجتماعی با تأکید بر آموزه های اسلام و مناظرات امام رضا (ع)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
توانایی برقراری ارتباط با دیگران و گفت وگو از جنبه های فطری انسان است که اگر به خوبی انجام شود موجب آسان شدن روابط و افزایش سرمایه اجتماعی به عنوان یک عامل انسجام بخش، وحدت آفرین و تعالی بخش می شود. هدف و مسئله پژوهش حاضر، بررسی نقش و جایگاه گفت وگو در ارتقای سرمایه اجتماعی با تأکید بر مناظرات امام رضا× از طریق روش کیفی و شیوه توصیفی – تحلیلی است. نتایج پژوهش در قالب یک مدل نظری ارائه شده است. مدل مذکور نشان می دهد گفت وگوهای قرآنی و رضوی به عنوان یک تسهیل گر روابط با داشتن ویژگی هایی همچون: مدارا و نرمی در گفتار، صداقت، توجه خاص به مخاطب، درک ایشان و در نظرگرفتن تفاوت ها، احترام، خوش رویی، اختصارگویی به واسطه ارتقای سطح تعاملات سازنده، تقویت مشارکت، همکاری و همدلی، افزایش سطح انسجام، دانش و آگاهی، موجب تقویت مؤلفه های سرمایه اجتماعی می گردند که به تبع از آن، ارتقای سبک زندگی و سطح رفاه مادی و معنوی جامعه انسانی را به همراه دارد.
نقش گفت و گو در اصلاح اجتماعی از منظر قرآ ن و احادیث
حوزههای تخصصی:
گفت وگو به عنوان یک ابزار ارتباطی کلیدی در جوامع انسانی، نقشی اساسی در تقویت همبستگی اجتماعی و حل تعارضات ایفا می کند. این پژوهش به تحلیل تطبیقی اصول قرآنی و حدیثی در زمینه گفت وگو و تعاملات اجتماعی پرداخته و آن ها را با دیدگاه های معاصر مقایسه می کند. اصول قرآنی مانند «مجادله احسن»، «عدالت و انصاف»، «گفت وگوی آزاد»، «پرهیز از جدال بی فایده» و «صداقت»، به ویژه در آیات قرآن مانند آیه 125 سوره نحل و آیه 44 سوره طه، بر استفاده از حکمت، موعظه حسنه و نرم خویی تأکید دارند. همچنین اصول حدیثی چون «صداقت»، «احترام به کرامت انسانی» و «رعایت ادب و نرم خویی» به عنوان راهکارهایی برای برقراری روابط انسانی سالم در مواجهه با چالش های اجتماعی معرفی شده اند.در این تحلیل، این اصول با دیدگاه های معاصر مانند نظریه های «گفت وگوی میان فرهنگی»، «مدیریت تعارض»، «نظریه های اخلاقی مدرن» و «حقوق بشر» تطبیق داده شده اند. نتایج نشان می دهد که آموزه های قرآنی و حدیثی به ویژه در زمینه حل تعارضات، تقویت همبستگی اجتماعی و بهبود روابط بین فرهنگی، در دنیای معاصر کاربردهای عملی قابل توجهی دارند. این پژوهش به ویژه بر اهمیت «گفت وگو بر مبنای علم و آگاهی» و «گفت وگوی حکیمانه» به عنوان ابزارهای کارآمد در مواجهه با چالش های اجتماعی و فرهنگی تأکید دارد. از این رو، آموزه های اسلامی می توانند به عنوان راهبردهای عملی برای اصلاح اجتماعی، ارتقای روابط بین المللی و بهبود کیفیت تعاملات انسانی به کار روند.
فرهنگ رضوی و ترویج عفاف و حجاب (ارائه یک نظریه زمینه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
203 - 234
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی و تحلیل وضع موجود مقوله عفاف و حجاب در میان شهروندان شهر مشهد به ویژه جوانان و سازوکارهای ترویج آن در بستر فرهنگ رضوی می پردازد. این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش نظریه زمینه ای صورت گرفته و اطلاعات از طریق مصاحبه های نیمه ساخت یافته جمع آوری شده است. نتایج تجزیه و تحلیل اطلاعات در ذیل مقوله مرکزی با عنوان «مرکزیت زدایی در برابر جانمایی کانونی عناصر فرهنگ رضوی در زیست جهان جمعی ایرانیان» ارائه شده است. شرایط ایجاد این پدیده عبارت است از: گسترش انحصارگرایی در برابر عمومیت بخشی به فرهنگ رضوی، مواجهه گزینشی در برابر یکپارچه در کاربست عناصر بنیادی فرهنگ رضوی، غلبه مروج پروری در برابر سخنورپروری در آموزش عاملان مبلغ فرهنگ رضوی. راهبردهای قابل اتخاذ توسط عاملان اجتماعی در برابر پدیده مرکزی شامل این موارد بوده است: جذب حداکثری در برابر طرد حداکثری، رویکرد مشارکت مدار در برابر رویکرد دستورمدار و رویکرد خلاق در برابر رویکرد کلیشه ای. در نهایت، این مواجهات پیامدهایی شامل: از دست رفتن پیوندهای اصیل فرهنگی در جامعه در برابر بازیابی آن ها، تفکیک در برابر تلفیق فزاینده ابعاد حیات عرفی و شرعی فرزندان، ناتوانی در مواجهه با چالش های فرهنگی در برابر فرصت یابی برای این مواجهات را نتیجه داده اند.
مطالعه تطبیقی «گفت وگو با متن» در روش تفسیری شهید صدر و رویکرد هرمنوتیک گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفت وگو با متن»، الگوی مشترکی است که شهید صدر در تفسیر موضوعی و نیز گادامر در هرمنوتیک فلسفی به عنوان عامل تحقق فهم، بر آن تأکید کرده اند. از آن جا که رویکرد شهید صدر به «فهم متن قرآن»، توصیه ای و رویکرد گادامر به «فهم متن» توصیفی است، پژوهش حاضر از ره گذر مطالعه تطبیقی این دو رویکرد، میزان رَوایی دیدگاه روش شناختی شهید صدر را مبتنی بر دیدگاه پدیدارشناختی گادامر بررسی کرده و به پی جویی این پرسش پرداخته که بایدها و نبایدها در روش تفسیری شهید صدر تا چه اندازه بر هست ها و نیست ها در هرمنوتیک گادامر منطبق است. به جهت آن که الگوی یادشده در اندیشه این دو متفکر خاستگاه یکسانی ندارد و تشابه دو نظریه ساختاری است، پژوهش حاضر از نوع «مطالعات تطبیقی کلان مبتنی بر همسانی ساختاری» به شمار می آید. بررسی عناصر گفت وگو در هر دو نظریه، مشروعیت الگوی «گفت وگو با متن» در تفسیر موضوعی را به اثبات رسانده و نشان می دهد که تفاوت های دو نظریه، از اموری خارج از ماهیت و فرآیند فهم ناشی می شوند و ازاین رو به اعتبار هستی شناختی روش تفسیر موضوعی خللی وارد نمی کنند.
بررسی موانع و زمینه های مناسب کاربرد روش تدریس سقراطی در کلاس های درس (از دیدگاه دبیران شهرستان ساری)
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
83 - 99
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی ها، موانع و زمینه های مناسب استفاده از روش سقراطی از دیدگاه دبیران مقطع متوسطه اول انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری شامل 398 دبیر رشته های گوناگون متوسطه اول ناحیه یک ساری، بوده که بر اساس جدول نمونه گیری مورگان و شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای 203 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته با 36 گویه بوده است که روایی و پایایی آن بر اساس نظر متخصصان تأیید گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های T تک نمونه ای و توکی استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که میزان استفاده دبیران از مولفه های روش تدریس سقراطی در فرایند آموزش، بالاتر از حد متوسط(05/0 (p < می باشد. همچنین نتایج حاکی از آن بود که موانع کاربست روش تدریس سقراطی نیز بالاتر از حد متوسط می باشد و طبق نظر دبیران زمینه های مناسب برای تحقق مولفه های سقراطی وجود ندارد. علاوه بر این، بین دیدگاه بانوان و آقایان در ارتباط با پژوهش حاضر تفاوت معناداری مشاهده نشد. این مسأله در ارتباط با مدرک و رشته تحصیلی نیز صدق می کند.
تحلیل محتوایی گفت وگو در داستان سهراب، با تکیه بر تقابل اصلی شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفت وگوف بهترین ابزار انسان برای هم سنجی و هم فکری با دیگران و به این اعتبار یکی از لوازم ضروری زندگی اجتماعی است. اگر داستان را تصویری از زندگی بدانیم، شخصیت های آن ناگزیر برای ایجاد ارتباط با یکدیگر از گفت وگو استفاده می کنند. اما گاه گفت وگو، در داستان، نسبت به عناصر دیگر، نقش محوری دارد. در این صورت تمام اندیشه های داستان پرداز به مخاطب انتقال می یابد. این پیام ها از طریق داستان، بر بنیاد تقابل ها بنا می شودد. اما تمام تقابل های هر داستان از جمله داستان رستم و سهراب، از یک تقابل اصلی شاهنامه است که می توان آن را به تقابل نور و ظلمت، فروکاست این بررسی نشان می دهد که تقریبا تمام تقابل هایی که غالبا ندانسته بر زبان اشخاص جاری می شود، ناشی از نگاه فردوسی به رویارویی ایرانیان با اقوام بیگانه است. اطلاعات مقاله از طریق روش کتابخانه ای گرد آمده و با استفاده از روش کیفی توصیف شده است.