مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۱.
۲۲.
۲۳.
۲۴.
۲۵.
۲۶.
۲۷.
۲۸.
۲۹.
۳۰.
۳۱.
۳۲.
۳۳.
مسیح
حوزههای تخصصی:
این مقاله نقش تاریخی حضرت مسیح عیسی بن مریم علیه السلام را در عصر ظهور حضرت مهدی موعود علیه السلام و در دولت او بررسی می کند. روش گردآوری اطلاعات و داده ها استنادی، و روش تحقیق توصیفی تحلیلی است. در احادیث مهدویت، از حضرت عیسی علیه السلام به عنوان یکی از یاران حضرت مهدی یاد شده است. او در عصر ظهور، از آسمان می آید و با آن حضرت نماز می گزارد. این نماز ثابت می کند که حتی پیامبر خدا، خادم و وزیر دولت مهدوی است و ماهیت قیام او، ماهیت دینی و به منظور اقامة دین خداست. در روایات اسلامی، حضرت مهدی علیه السلام، رهبرِ دادگستر انقلاب دینی و جهانی است. عیسی بن مریم علیه السلام نیز در کنار ایشان در راه جهانی سازی فرهنگ دادگریِ اسلام خواهد کوشید و موانع را از میان خواهد بُرد. براین اساس، یکی از عوامل تأثیرگذار در پیشرفت این انقلاب جهانی، ظهور حضور مسیح در کنار حضرت مهدی علیه السلام است. او با اینکه سردار دغل ستیز دولت مهدوی است و نماد صلیب و دجال و یأجوج و مأجوج را برخواهد انداخت، قاضی القضاة و وزیر خزانه داری او نیز خواهد بود. این همه نشان می دهد که جنگ سخت مهدی موعود با امثال یأجوج و مأجوج و ستیز نرم او با دغل کارها و فریب های دجال، چقدر سخت و پرماجراست.
بررسی تطبیقی لوگوس در مسیحیت و کلمه در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اسلام و مسیحیت، مفاهیم و اصطلاحات کتاب مقدسی و الهیاتی مشابهی وجود دارد که انطباق معنایی آنها نیازمند بررسی است. اصطلاح لوگوس در مسیحیت و تعبیر کلمه در قرآن، از جمله اصطلاحاتی اند که با توجه به پیشینه فلسفی و کاربرد الهیاتی لوگوس، در ابتدا به نظر می رسد معنای مشترکی ندارند؛ در حالی که با رجوع به متون اولیه هر دو دین می توان نشان داد قرابت معنایی دارند؛ هرچند ممکن است دقیقاً بر هم منطبق نباشند. این بررسی تطبیقی به ما کمک خواهد کرد به فهم بیشتری از متون مقدس هر دو دین دست پیدا کنیم. هم در قرآن و هم در عهد جدید، ارتباط وثیقی بین «الکلمه» و «روح القدس» یا «الروح» وجود دارد. «روح القدس» رابطه ای دوسویه بین عالم امر الهی و عالم خلق برقرار می کند. کلیه مقدرات خلقت، در عالم امر الهی مدوّن می شوند که همگی در قالب «الکلمه» هستند و «الروح» قادر است که از یک حوزه کیهانی گذر کند و در حوزه کیهانی دیگر به واسطه کارگزاران (فرشتگان و سایر وسایط) عمل نماید.
رابطه حکومت جهانی و انتظار بر مبنای قرآن و روایات و عهد جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دیرباز، تحقق حکومت جهانی عاری از هرگونه ظلم و خشونت به همراه آینده ای روشن برای زندگی، از آرزوهای بشر بوده است. پیامبران و ادیان الهی بشارت داده اند که سرانجام، حکومت واحد جهانی مبتنی بر قسط و عدل شکل خواهد گرفت و این آینده به دست مصلح کل و منجی جهانی تحقق خواهد یافت. از این رو، پیامبران و اولیا برای تحقق حکومت الهی جهانی، انسان ها را به انتظار دعوت می کنند؛ انتظاری سازنده و پویا. در اسلام، حکومت جهانی توسط حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف و در مسیحیت، ملکوت خداوند به واسطه حضرت مسیح علیه السلام تحقق می یابد. این حکومت ویژگی هایی دارد که آن را از دیگر حکومت ها متمایز می سازد؛ از جمله: خلافت پاکان و صالحان؛ برپایی احکام الهی؛ حکومت عدالت محور؛ رفاه اقتصادی؛ و... . مؤمنان به این دو دین، بر مبنای متون معتبر، خود را برای چنین روزی آماده و مهیا می کنند و در انتظار به سر می برند. در مقاله پیش رو، نگارنده بر آن است تا به روش توصیفی تحلیلی به مقایسه چرایی انتظار برای حکومت جهانی در دو دین مسیحیت و اسلام بپردازد؛ در اولی بر مبنای عهد جدید و در دومی بر مبنای آیات و روایات.
مفهوم خدا در اندیشه پولس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با مطالعه تاریخی، واژگانی و الهیاتی رساله های پولس و آنچه در اعمال رسولان درباره وی آمده است، به بررسی مفهوم خدا در اندیشه او می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که اعتقاد به خدای حقیقی، یگانه شالوده اندیشه پولس است. اما این خدای یکتا، خدای پدر نیز هست. یگانگی خدا بیانگر قدرت، بزرگی و بی همتاییِ و پدر بودنش، نشانه خیرخواهی، محبت و حسن نیت اوست. به گفته پولس «برای ما یک خدا وجود دارد، خدای پدر». این خدا، ضمن برخورداری از همه صفات کمالی بیان شده در ادیان توحیدی، خالق و نجات بخش نیز هست؛ زیرا «همه چیز از او، توسط او و برای او به وجود آمده اند». بااین حال، مسیح وسیله و عامل او در آفرینش و نجات است؛ البته این به معنی غیر فعال بودن خدا نیست، مسیح همه چیز خود را از خدا دارد. خلقت و مشیت به دست خدا است. پولس جز در یک مورد (بند 5/ فصل 9/ نامه به رومیان) که به قرائت و تفسیر جانب دارانه و به یقین سست برمی گردد، میان خدا و عیسی مسیح تفاوت اساسی قائل شده و از مسیح هرگز تعبیر به خدا نمی کند.
حاکمیّتِ عیسی در آخرالزّمان، یک سندِ مانویِ تازه (برگه هایِ 13-14)
منبع:
تاریخنامه خوارزمی سال هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۲۹
58-70
حوزههای تخصصی:
مدّت زمانِ حکومتِ آخرالزّمانیِ مسیح، در آثاری چون غزل هایِ سلیمان، مکاشفاتِ اخنوخ، مکاشفاتِ باروک و کتابِ چه ارمِ عِزرا بازآمده است. در این آث ار، مسیحْ انسانیْ میرا است ک ه چهارصد سال فرمان رَوایی می کُن د و چنین می نماید که پژوهندگان با استناد به سِفْرِ پیدایش در کتابِ مقدّس، این واقعه را توضیح داده اند. این تصوی ر از فرمان رَواییِ رستاخیزیِ مسیح، به مانویّت نیز راه می یابد؛ به گونه ای که در کتابِ شاپورگانِ مانی و در اثرِ یکی از شاگردانِ مانی با عنوانِ اندرزی درباره جنگِ بزرگ، این تصویرِ رستاخیزیِ مسیح را می بینیم. گزارشِ دیگر از رستاخ یزِ مان ویِ مسیح، در قطع ه هایِ پ ارتیِ M 35/ R/1/-/V/3 و M 907/ R/ دی ده می ش ود ک ه عنوانِ Ārdhang wifrās دارد و هنینگ آن را موعظه/گفت وگو/گُزارشِ اَرْدْهَنگ ترجمه کرده است. نتیجه پژوهشِ پیشِ رو نشان می دهد که از یک سو، متنِ M 35 برافزوده ای بر متنِM 907 است و از سویِ دیگر، Ārdhang wifrās قرینه ای در متنِ شاپورگانِ مانی ندارد و با اثرِ قبطیِ اندرزی درباره جنگِ بزرگ مطابقت می یابد؛ به سخنی دیگر، مت نِ M 35 و M 907 اگر چه خودْ قطعه هایی پارتی (متعلّق به مانویّتِ شرقی) است، به مانویّتِ غربی نزدیک است و آن چه در سِفْرِ پیدایش آمده است. البتّه در دو قطعه پارتی، ت اریخی درج شده است که در متنِ قبطیِ جنگِ ب زرگ آن را نمی بینیم. در بخشِ پایانیِ مقاله، درباره خاست گاهِ فرهنگیِ این تاریخ نیز سخن گفته شده است.
نور و نمادپردازی آن در هنر دینی مسیحیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تقریباً در تمام ادیان، امر قدسی به شکل نور توصیف شده است و در همه آنها، نور و عناصر مربوط به آن، جایگاه خاصی در اساطیر و آیین ها داشته و در نهایت به هنر دینی راه یافته است. در دین مسیحی، خداوند نور مطلق است. عیسی در انجیل خود را نور معرفی می کند و در توصیفی نمادین آمده است: «من نور جهان هستم. هرکه مرا پیروی کند، در تاریکی نخواهد ماند؛ زیرا نور حیات بخش راهش را روشن می کند». نور در ابتدای دوره مسیحیت، یا نقش واسطه میان خدا و جهان را بازی می کرد یا خود نمادی از وجود خدا بوده است. با توجه به همین سنت بسیار مهم درباره نور، عجیب نیست که یکی از تأثیرگذارترین منابع در هنر مسیحی، به ویژه در نمادپردازی نور، عهد جدید باشد. البته با بررسی دقیق نمادهای نور در مسیحیت، از جمله هاله نور، شمایل ها و کاربرد عنصر نور در معماری مسیحی، تأثیر دیگر ادیان و فرهنگ های باستانی، به ویژه دین یهود و فرهنگ یونانی رومی، که مسیحیت در دامن آنها بالید، نیز به روشنی
فرشتگان و الهیات نجات در کتاب مقدس: رویکرد تفسیری آگوستین قدیس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۷
927 - 951
حوزههای تخصصی:
فرشتگان در کتاب مقدس و به تبع آن در آموزه نجات، نقشی محوری برای آگوستین ایفا می کنند. او در آثارش در پی طراحی بنایی برای تبیین جایگاه وجودشناختی فرشتگان است تا آنها را عناصر مهم الهیات نجات معرفی کند. باور به فرشتگان به عنوان یاوران ِ مسیح، و شخص مسیح به عنوان عامل نجات، باعث شکل گیری سوالی اساسی در اندیشه آگوستین شده است که چگونه می توان نقش کارکردی فرشتگان در فرآیند نجات را در بستر کتاب مقدس با توجه به جایگاه مسیح به عنوان ناجی بشریت جمع و تفسیر کرد. نویسندگان معتقدند که آگوستین برای حل این معضل در سه مرحله به تفسیر کتاب مقدس می پردازد: اولاً تفسیری نوین از خدانمودهای کتاب مقدس ارائه می دهد تا هم تجسد را رنگی دیگر دهد، و هم جایگاه برتر مسیح نسبت به فرشتگان را حفظ کند؛ ثانیاً نقش میانجیگری فرشتگان برای نجات را با توجه به شأنِ نجات بخشیِ مسیح شرح می دهد و ثالثاً به طرح نظام نبرد معنوی می پردازد. با این حال بر اساس بررسی های انجام پذیرفته معلوم می شود او در این هدف توفیقی بدست نمی آورد. در این پژوهش برآنیم تا مبانی الهیات نجات را با توجه به نقش فرشتگان دراندیشه آگوستین و چگونگی جمع شدن آن با جایگاه نجات بخشیِ مسیح، با تکیه بر آثاری همچون شروح و تفاسیر سفر پیدایش، درباره تثلیث مقدس، شروح بر مزامیر و شهر خدا و دیگر آثار او با روش تفسیری - تحلیلی مورد بررسی قرار دهیم.
عقاید بنیادین مسیحیت در بوته نقد مفسران قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظر به رسالتی که مفسران قرآن کریم در بیان معنا و مراد آیات کریمه قرآن دارند، در این تحقیق، آراء ایشان در بیان و فهم آیاتی از قرآن که به نقد افکار و عقاید بنیادین مسیحی متعرض شده اند، مورد کاوش و ارزیابی قرار گرفته است. تبیین و ارزشیابی نظرات مفسران قرآنی در این موضوع، می تواند به فهم بهتری از این آیات قرآن منجر شده و برخی ابهامات و پرسش-ها پیرامون آنها را روشن کند؛ علاوه بر آن، طیفی از دیدگاه های انتقادی نسبت به اعتقادات مسیحی را که کمتر به آن توجه شده است معرفی کند، چراکه با وجود برخی ایرادات، کمبودها و نارسایی ها، بسیاری از انتقادات مفسران قرآن مواردی قابل اعتناء و حائز توجه هستند. در این تحقیق، با تکیه بر تفاسیر متعدد و با روش تحلیلی، به پاسخ سؤالاتی پیرامون آیه شریفه 157 سوره نساء و آیات 17، 73 و 116 از سوره مبارکه مائده پرداخته شده و در ذیل آنها، نقدهای مفسران قرآن از اصول مسیحیِ تثلیث، تجسد و اتحاد و فدا مورد بررسی قرار گرفته است.
تأیید عیسی(ع) به روح القدس در قرآن کریم و مسیح شناسی مبتنی برآگاهی شلایرماخر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۷۰)
65 - 86
حوزههای تخصصی:
مسیح شناسی مبتنی بر آگاهی که در الهیات جدید مسیحی توسط شلایر ماخر مطرح شد برخلاف الهیات سنتی بر طبیعت بشری عیسی تأکید بیشتری می کرد و امتیاز عیسی را در داشتن شناختی ناب و مستمر از خداوند می دانست که عصمت از گناه را نیز برای وی همراه می آورد. این مقاله در پی آن است تا با بررسی نحوۀ تأیید عیسی از سوی روح القدس در قرآن کریم قرابت مدلول آیات مرتبط با مسیح شناختی جدید مسیحی را در تبیین توانمندی های فراعادی عیسی روشن سازد. برای این منظور تفسیر آیات مرتبط در تفاسیر روایی و کلامی جمع آوری و با دیدگاه شلایرماخر در مورد طبیعت انسانی عیسی مقایسه شده است. در نتیجه مشخص شد که برخی تفاسیر با الهام از روایات و تحلیل فلسفی، روح القدس را عالی ترین مرتبه از مراتب روحی انسان معرفی کرده اند. این مرتبه در انسان های کامل و برخی پیامبران همچون عیسی شکوفاست و ایشان را قادر می سازد تا با مدد از آن، شناختی حضوری از خداوند و دیگر حقایق به دست آورند.
نقد کازانتزاکیس بر اخلاق مسیحی با تکیه بر مؤلفه های عشق، آزادی و عدالت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اخلاق مسیحی از زمان شکل گیری تا کنون تحولات و فراز و نشیب های گوناگونی را از سر گذرانده است. در دوسده اخیر نقدهایی از سوی اندیشمندان، فلاسفه و الاهی دانان غربی به کتاب مقدس و آموزه های آن، شخصیت تاریخی عیسی مسیح، رفتار و عملکرد کلیسا و رهبران آن در قرون میانه، صورت گرفته است. نیکوس کازانتزاکیس، در نوشته های خود، به نقد مسیحیت نهادینه، سیمای ترسیم شده از عیسی مسیح در کتاب مقدس و آموزه های مربوط به او و رهبانیت مسیحی پرداخته است. وی با تکیه بر مؤلفه هایی چون عشق، آزادی و عدالت، مسیحی را ترسیم می کند تا الگوی فراروی بشر در دوران مدرنی باشد که دچار بحران اخلاقی و معنوی است. کازانتزاکیس به نقد مسیحیتی می پردازد که کلیسا و کشیشان با آموزه های جبرگرایانه در صدد توجیه اخلاق منحط جامعه، شکاف فقیر و غنی و سلطه ستمگران و زورگویان بر جامعه است. او رهبانیت مسیحی را تهی از روح خلاقانه ای می داند که انسان امروز را از زمین جدا کرده، ولی او را به آسمان نمی رساند. این پژوهش برآن است که نقدهای کازانتزاکیس بر اخلاق مسیحی را با روش توصیف و تحلیل داده ها در برخی آثار او عرضه نماید.
مقایسه مفهوم عشق افلاطونى در استروفل و استلا اثر سرفیلیپ سیدنى و نظربازى در دیوان حافظ
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال چهارم بهار ۱۳۸۹ شماره ۱۳
85 - 100
حوزههای تخصصی:
درون مایه بسیارى از اشعار، به ویژه غزل، در ادبیات جهان « عشق » است؛ درواقع، غزل سروده عشق است و از دل عشق سخن مى گوید و گاه این عشق از چنان جهان بینى و فلسفه اى نشئت مى گیرد که به سادگى تأویل پذیر نیست. افلاطون که در دوران پرستش خدایان متعدد مى زیست، چنان درک عجیبى از عشق دارد که به کلى او را از دیگر فیلسوفان عصر خویش متمایز مى سازد؛ عشقى که او را به سرچشمه حیات متصل مى کند. تأثیر عشق افلاطونى را به وضوح مى توان در غزلیات رنسانس و در آثار شعرایى چون پترارک مشاهده کرد که خود الهام بخش شاعران انگلیسى مانند اسپنسر و سر فیلیپ سیدنى بوده است. شرق نیز متأثر از اندیشه هاى عرفانى، به خصوص عرفان اسلامى، مظاهر پیچیده اى از عشق را ارائه مى دهد که یکى از آنها نظربازى است که طریقى براى رسیدن به عشق معنوى است. در مقاله حاضر تلاش شده است عشق افلاطونى در « استروفل و استلا و نظربازى در دیوان حافظ » غزلیات سر فیلیپ سیدنى تحت عنوان مورد بررسى و مقایسه قرار گیرد.
تحلیل مفهوم اسطوره در شعر بدر شاکر السیاب و احمد شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۴۳
31 - 51
حوزههای تخصصی:
زبان نمادین و اسطوره ای در شعر معاصر جایگاهی در خور یافته است. اسطوره ها بخشی از هویّت، تمدن و فرهنگ هر سرزمین به شمار می روند. بدر شاکر السیاب و احمد شاملو در شعر خود به اساطیر و افسانه ها توجّهی ویژه داشته اند. در این مقاله با بررسی اسطوره در شعر این دو شاعر، به این نتیجه می رسیم که افزون بر گرایش این دو به بهره گیری از اسطوره، شیوه کاربرد اسطوره در شعر سیاب در دو سطح امید قطعی به تحوّل وضع موجود و ناامیدی شدید از آن متغیر است؛ در حالی که شاملو با استفاده از اساطیر و باز آفرینی آن ها با کلی نگری و مطلق گویی، با صدور حکم و استفاده از زبان فخیم و آرکائیک حماسی به شعرهایش رنگی از قدرت و استحکام می بخشد.
تحول درزمانی فرهنگ تاریخی مسیحی و شیعی در دورۀ معاصر بر مبنای تحلیل نشانه معناشناختی تابلوهای مسیح و عاشورا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۶
147 - 184
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر دگردیسی های در زمانی تابلوهای مسیح و تابلوهای عاشورایی را در دو سطح بیان و محتوا از منظر نشانه معناشناسی و به صورت تطبیقی بررسی می کند. نتایج تحقیق نشان می دهد در تابلوهای مسیحی، دو سطح بیان و محتوا هم پای هر تحول سبکی و پارادایمی از شیوه کلاسیک تا مدرن و پست مدرن تغییر می کند. در پنج شیوه سبکی شناسایی شده، مسیح به شش شیوه بازنمایی می شود: ارائه دهنده پیام، پادشاه، رنجور شایسته همدلی، رنجور بی اهمیت، زشت و موضوع لذت. بنابراین، بازنمایی مسیح، فرآیندی از مسیح با ارزش به بی ارزش و نهایتاً ضدارزش را نشان می دهد. مسیح در آخرین فرآیند استحاله ارزشی، به ضد مسیح تحول می یابد، اما متن عاشورایی در هر سه شیوه کلاسیک، مدرن و پست مدرن علی رغم تحول در سطح بیان از روایی به وصفی و سپس انتزاعی، و تغییر مخاطب از عام به خاص، در سطح محتوا ثابت مانده و ارزش و معنا (ایدئولوژی) واحدی را بازنمایی می کند. متن های عاشورایی مدرن و پست مدرن با همه زمانی و همه مکانی سازی انتقام عاشورایی و تقابل خیر و شر به سطح، مدرنیسم/پست مدرنیسم مبناگرا یا مبناگرایی مدرن/ پست مدرن را معنادار جلوه می دهند؛ زیرا همان ارزش هایی را بازنمایی می کنند که متن عاشورایی کلاسیک معرفی می کرد.