مطالب مرتبط با کلیدواژه
۸۱.
۸۲.
۸۳.
۸۴.
۸۵.
۸۶.
۸۷.
۸۸.
۸۹.
۹۰.
۹۱.
۹۲.
بازاریابی دیجیتال
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
257 - 294
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف کاوش در مؤلفه های کلیدی بازاریابی دیجیتال در شرکت های بیمه ای و ارائه الگویی توسعه محور، با بهره گیری از رویکردی کیفی انجام شد. روش تحقیق حاضر، کیفی از نوع اکتشافی و مبتنی بر تحلیل مضمون است. مشارکت کنندگان تحقیق شامل ۲۰ نفر از خبرگان دانشگاهی و متخصصان صنعت بیمه بودند که با روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود و برای تحلیل داده ها، از روش تحلیل مضمون با رویکرد کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری و انتخابی) استفاده شد.نتایج تحلیل ها نشان داد که مؤلفه هایی نظیر تناسب محصول یا خدمت با نیاز مشتری، زیرساخت های دیجیتال، دسترسی به ابزارهای فناورانه، بازاریابی محتوا، تدوین راهبرد دیجیتال، شناسایی مخاطب هدف، نگرش مدیریت، امنیت اطلاعات، آمادگی سازمانی و بهره مندی از فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان ارکان کلیدی بازاریابی دیجیتال در شرکت های بیمه ای مطرح هستند.بر اساس یافته ها، مدلی مفهومی برای توسعه بازاریابی دیجیتال در صنعت بیمه طراحی و ارائه گردید که می تواند به عنوان راهنمایی کاربردی برای تصمیم سازان و مدیران این صنعت مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی عوامل موثر در پذیرش بازاریابی شبکه های اجتماعی در گردشگری پزشکی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
557 - 612
حوزههای تخصصی:
در شرایطی که گردشگری پزشکی به عنوان یکی از صنایع استراتژیک در اقتصاد سلامت ایران شناخته می شود، بهره گیری از ظرفیت های بازاریابی شبکه های اجتماعی می تواند به جذب بیماران خارجی، بهبود تصویر برند ملی و ارتقای مزیت رقابتی مراکز درمانی منجر شود. با این حال، پذیرش این رویکرد دیجیتال در میان فعالان گردشگری سلامت کشور با چالش هایی همراه است که نیازمند مطالعه ای عمیق و بومی سازی شده است.پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر پذیرش بازاریابی شبکه های اجتماعی در صنعت گردشگری پزشکی ایران انجام شده و به صورت کیفی و با رویکرد تحلیل مضمون طراحی شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۵ نفر از خبرگان دانشگاهی، مدیران آژانس های مسافرتی درمان محور و مسئولان مراکز درمانی فعال در حوزه گردشگری پزشکی گردآوری شد.تحلیل یافته ها منجر به استخراج ۱۹۸ کد مفهومی اولیه گردید که در قالب ۲۶ مضمون سازمان دهنده و نهایتاً ۵ مضمون فراگیر دسته بندی شدند: «ماهیت شبکه های اجتماعی»، «ساختار سازمانی»، «فضای رقابت»، «محیط کلان کسب وکار ایران» و «ماهیت خاص صنعت گردشگری پزشکی». این عوامل نشان دادند که پذیرش بازاریابی شبکه های اجتماعی در این حوزه تابعی از تعامل چندبعدی بین ویژگی های فناوری، توانمندی های درون سازمانی و الزامات بیرونی است.نتایج این مرحله از پژوهش می تواند مبنایی برای طراحی مدل بومی پذیرش و نیز تدوین سیاست های کلان در راستای توسعه بازاریابی دیجیتال در صنعت گردشگری پزشکی ایران قرار گیرد.
تأثیر تبلیغات دیجیتال بر قصد خرید محصولات ورزشی: نقش میانجی آگاهی از برند
منبع:
فناوری اطلاعات و ورزش دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱
158 - 177
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تأثیر تبلیغات دیجیتال بر قصد خرید محصولات ورزشی با میانجیگری آگاهی از برند بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی مصرف کنندگان محصولات ورزشی در شهر زنجان بودند که که در بازه شش ماهه پیش از جمع آوری داده ها، حداقل یک بار از طریق اینترنت در معرض تبلیغات این محصولات قرار گرفته بودند. روش انجام پژوهش، همبستگی بوده است که از نوع تحقیقات کاربردی می باشد. برای برآورد نمونه آماری از نرم افزار G-power استفاده شد. نمونه آماری پژوهش شامل 180 نفر بود که به صورت در دسترس انتخاب شدند و با استفاده از پرسش نامه مورد مطالعه قرار گرفتند. بدین منظور از 3 پرسش نامه استاندارد شامل تبلیغات دیجیتال لوگان و همکاران (2012)، آگاهی از برند یو و دانتو (2001) و قصد خرید دودز و همکاران (1991) استفاده شد. روایی پرسش نامه ها توسط متخصصان و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. در این پژوهش از معادلات ساختاری در سطح آلفای 05/0 استفاده شد. نتایج حاکی از آن است که تبلیغات دیجیتال با ضریب مسیر 373/0 تأثیر مستقیم و معناداری با قصد خرید محصولات ورزشی دارد. همچنین، تبلیغات دیجیتال با ضریب مسیر 688/0 تأثیر قوی و معناداری بر آگاهی از برند دارد. آگاهی از برند نیز به عنوان متغیر میانجی، با ضریب مسیر 380/0 تأثیر مثبت و معناداری بر قصد خرید محصولات ورزشی می گذارد. این یافته ها نشان می دهد که آگاهی از برند نقش میانجی مؤثری در رابطه بین تبلیغات دیجیتال و قصد خرید ایفا می کند.
بررسی نقش میانجی گری بازاریابی چابک بر رابطه بین مزیت نسبی و مزیت رقابتی و پذیرش بازاریابی دیجیتال محصولات ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت ارتباطات در رسانه های ورزشی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۵
181 - 192
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش میانجی گری بازاریابی چابک بر رابطه بین مزیت نسبی و مزیت رقابتی و پذیرش بازاریابی دیجیتال محصولات ورزشی طراحی و اجرا گردید. این تحقیق از نوع تحقیقات توصیفی است که از منظر هدف، جزء تحقیقات کاربردی است که به صورت میدانی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را تمامی مشتریان محصولات ورزشی تشکیل می دهد. با توجه به گستردگی جامعه آماری و نامشخص بودن تعداد آن، نمونه آماری بر اساس جدول تعیین حجم نمونه مورگان برای جامعه نامحدود 384 نفر از مشتریان محصولات در شهر همدان انتخاب شد، که به طور تصادفی و به صورت خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. به منظور گردآوری اطلاعات، از پرسشنامه های استاندارد و برای تجزیه وتحلیل داده های تحقیق، از روش مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار پی ال اس استفاده شد. نتایج نشان داد که بازاریابی چابک بر رابطه بین مزیت نسبی و مزیت رقابتی و پذیرش بازاریابی دیجیتال محصولات ورزشی نقش میانجی گری کامل دارد. بنابراین نتیجه گیری می شود که جهت بهبود اعتمادسازی و در نتیجه بهبود پذیرش بازاریابی دیجیتال محصولات، باید شرایطی برای تقسیم کار و ایجاد شرایطی در تصمیم گیری های مشارکتی در حوزه محصولات ورزشی، فراهم شود.
تأثیر هوش مصنوعی بر جذب گردشگران خارجی با نقش میانجی بازاریابی دیجیتال
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
155 - 171
حوزههای تخصصی:
امروزه با پیشرفت فناوری، نقش فناوری های نوظهور هم چون هوش مصنوعی در حوزه گردشگری نیز اهمیت زیادی یافته است. به علاوه فعالیت های بازاریابی نیز از شکل سنتی به شکل دیجیتال تغییر پیدا کرده است. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر جذب گردشگران خارجی با نقش میانجی بازاریابی دیجیتال بود. نوع پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت روش انجام کار، توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری، کلیه گردشگرانی بودند که شهر اردبیل را به عنوان مقصد گردشگری خود برگزیده بودند. برای نمونه گیری، روش نمونه گیری تصادفی ساده و برای تعیین حجم نمونه، فرمول کوکران مورد استفاده قرار گرفت که با توجه به نامحدود بودن حجم جامعه آماری، حجم نمونه معادل 384 نفر تعیین شد. گردآوری داده ها به وسیله سه پرسشنامه استاندارد: هوش مصنوعی، عوامل مؤثر در توسعه گردشگری منطقه و بازاریابی دیجیتال صورت گرفت. روایی به وسیله تحلیل عاملی تأییدی و پایایی، با استفاده از آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. تجزیه و تحلیل داده ها، با روش مدل سازی معادلات ساختاری و با کمک دو نرم افزار آماری SPSS 26 و Smart PLS 3 انجام شد. بر اساس یافته های پژوهش، هوش مصنوعی بر جذب گردشگران خارجی، هوش مصنوعی بر بازاریابی دیجیتال و بازاریابی دیجیتال بر جذب گردشگران خارجی تأثیر مثبت و معنادار دارند. هم چنین، بازاریابی دیجیتال در رابطه بین هوش مصنوعی و جذب گردشگران خارجی نقش میانجی ایفا می کند. یافته های این پژوهش، می تواند در حرکت سازمان ها و شرکت های فعال در حوزه گردشگری به سمت به کارگیری هوش مصنوعی و انجام فعالیت های بازاریابی به صورت دیجیتال مؤثر واقع شود.
اعتبار سنجی نقش الگوی بازاریابی محتوایی در توسعه بازاریابی گردشگری مبتنی بر بازاریابی دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازاریابی محتوایی یکی از روش های پرکاربرد بازاریابی دیجیتال است که از منظر علمی و عملی با اقبال فراوانی همراه بوده است. هدف مطالعه حاضر، اعتبارسنجی نقش الگوی بازاریابی محتوایی در توسعه بازاریابی گردشگری مبتنی بر بازاریابی دیجیتال است. این مطالعه از نظر روش و بازه زمانی گردآوری داده ها، یک پژوهش پیمایشی- مقطعی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل مشتریان فروشگاه های اینترنتی و کانال های فروش آنلاین است که در زمینه بازاریابی دیجیتال دارای تجربه می باشند. حجم نمونه 400 نفر برآورد گردید و نمونه گیری با روش تصادفی ساده انجام گرفت. برای اعتبارسنجی الگوی بازاریابی محتوایی از روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار Smart PLS استفاده شد. شاخص های بازاریابی محتوایی نیز با روش سوارا اولویت بندی شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است که با روش روایی سازه، روایی همگرا و روایی واگرا اعتبارسنجی گردید. همچنین با استفاده از آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی نیز قابلیت اعتماد پرسشنامه مطلوب ارزیابی شد. نتایج نشان داده است که استراتژی بازاریابی دیجیتال عاملی زیربنایی است که بر استراتژی بازاریابی محتوا اثر می گذارند. همچنین استراتژی بازاریابی محتوا خود بر مدیریت دانش مصرف کنندگان و کیفیت ارائه و توسعه خدمات اثر گذاشته و در نهایت به درگیری مشتریان منجر می شوند. در نهایت از طریق ایجاد ارزش برند و افزایش رقابت پذیری آن می توان قصد خرید مصرف کنندگان را افزایش داد.
تحلیل تأثیر و اولویت بندی نقش شبکه های اجتماعی مجازی در توسعه مشاغل خانگی زنان روستایی (مطالعه موردی: شهرستان بهمئی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
133 - 151
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش شبکه های اجتماعی مجازی در توسعه مشاغل خانگی زنان روستایی در روستاهای شهرستان بهمئی انجام شده است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی- توسعه ای و از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی است. گردآوری داده ها به روش کتابخانه ای و میدانی، و جامعه آماری شامل 30 نفر از خبرگان علمی و اجرایی مرتبط است که به شیوه گلوله برفی و با استفاده از تکنیک دلفی انتخاب شدند. به منظور اولویت بندی اثرات شبکه های اجتماعی بر مشاغل خانگی، از مدل تصمیم گیری چندمعیاره مارکوس، شامل هفت مرحله تحلیل، بهره گرفته شد. این مدل به دلیل نوآوری در سنجش اهمیت و قابلیت رتبه بندی مؤلفه ها در شرایط تصمیم گیری پیچیده، انتخاب شد. برای تعیین وزن شاخص ها، از روش AHP فازی استفاده گردید. نتایج تحلیل کمی نشان داد که در میان پنج شبکه اجتماعی بررسی شده، وبلاگ (0.870)، تلگرام (0.862) و وب سایت (0.843) بالاترین تأثیر را در توسعه مشاغل خانگی ایفا کرده اند. اینستاگرام و واتساپ نیز با امتیازهای قابل توجهی در رتبه های بعدی قرار گرفتند. همچنین، مشاغلی مانند زنبورداری، صنایع دستی و تولید لبنیات به دلیل قابلیت ارائه بصری و فروش آنلاین، بیشترین تعامل مثبت با شبکه های اجتماعی داشتند. در مقابل، مشاغل خدماتی نظیر بهیاری، تعامل ضعیف تری با این پلتفرم ها نشان دادند. نتایج حاکی از آن است که شبکه های اجتماعی می توانند بستر مناسبی برای توانمندسازی اقتصادی زنان روستایی فراهم سازند. از این رو، تقویت زیرساخت های ارتباطی و آموزش دیجیتال به منظور توسعه این مشاغل در مناطق روستایی توصیه می شود.
ارائه مدل بازاریابی درون گرا با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
947 - 969
حوزههای تخصصی:
هدف: شیوه های سنتی بازاریابی، به ویژه بازاریابی برون گرا، به دلایل مختلفی، از جمله اشباع تبلیغات و هزینه هنگفت جذب مخاطب در عصر دیجیتال کنونی اثربخش نیست و به شکل گیری رویکردهای نوینی همچون بازاریابی درون گرا منجر شده است. بازاریابی درون گرا به دلیل تطبیق با دنیای دیجیتال کنونی، در کانون توجه بسیاری از شرکت ها واقع شده است؛ اما با وجود هزینه های سنگین کسب وکارها در بازاریابی درون گرا، پیاده سازی آن با موفقیت چندانی روبه رو نبوده است. یکی از دلایل بسیار مهم شکست آن، نبود مدل مناسب در این حوزه است. در این راستا، پژوهش حاضر به دنبال ارائه مدل بازاریابی درون گرا با رویکرد فراترکیب است.
روش: پژوهش از نظر هدف کاربردی، از منظر گردآوری داده ها توصیفی و از منظر رویکرد کیفی است. روش این پژوهش، کیفی فراترکیب است. فراترکیب دربرگیرنده مراحل جست وجو، ارزیابی، ترکیب، بیان و تفسیر جزئی هر دو گروه پژوهش های کمّی و کیفی است. روش های مختلفی برای اجرای فراترکیب وجود دارد که در پژوهش حاضر، از مدل هفت مرحله ای سندلوسکی و بارسو استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها، اسناد و مدارک گذشته و دربرگیرنده ۳۸ مقاله و پایان نامه بوده است. شیوه تحلیل داده ها تحلیل محتوا است.
یافته ها: پس از تجزیه وتحلیل داده ها، تعداد ۱۹۹ کد، ۶۲ مفهوم، ۱۲ مقوله فرعی و ۵ مقوله اصلی به دست آمد که در در دسته های عوامل مؤثر، ابعاد، ابزارها و پیامدهای بازاریابی درون گرا شناسایی شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که عوامل مدل بازاریابی درون گرا عبارت اند از: عوامل علّی درون سازمانی (توانایی دیجیتال کارکنان، تعهد و حمایت مدیریت، مدیریت ارتباطات دیجیتال، رویکرد دیجیتال محور، زیرساخت دیجیتال شرکت، اعتمادسازی دیجیتال)، عوامل برون سازمانی (زیرساخت دیجیتال کشور، حریم شخصی و امنیت، قوانین و سیاست های دیجیتال، سواد دیجیتال مشتریان)؛ ابعاد بازاریابی درون گرا (جذب، تعامل، توجه)؛ ابزارهای بازاریابی درون گرا (بازاریابی محتوا، بازاریابی رسانه های اجتماعی، بازاریابی ویروسی، بازاریابی ایمیلی، سئو، تجزیه وتحلیل وب، تولید سرنخ؛ پیامدهای بازاریابی درون گرا)؛ پیامدهای مختص مشتریان (واکنش های عاطفی، شناختی و رفتاری)، پیامدهای مختص شرکت (جذب مشتری، برندینگ، افزایش درآمد و وفاداری مشتریان).
نتیجه گیری: پیاده سازی رویکرد بازاریابی درون گرا، از عواملی در درون و بیرون از سازمان تأثیر می پذیرد که بررسی، تعیین میزان اثرگذاری و کنترل آن ها، قبل از به کارگیری بازاریابی درون گرا لازم و ضروری است. عوامل علّی، مجموعه عواملی از درون و بیرون از شرکت هاست که تیم بازاریابی باید در خصوص آن ها دقت لازم را داشته باشد. بازاریابی درون گرا، به واسطه ابزارهای دیجیتال و اینترنتی در شرکت ها پیاده سازی می شود. پیشنهاد می شود، تیم های بازاریابی شرکت ها، از همه ابزارهای یادشده در قسمت یافته ها، به صورت هم زمان و در مواقع لازم با تأکید بیشتر بر ابزاری خاص استفاده کنند. بازاریابی محتوا، بازاریابی رسانه های اجتماعی، بازاریابی ویروسی، بازاریابی ایمیلی، سئو، تجزیه وتحلیل وب و تولید سرنخ، مجموعه شناسایی شده برای ابزارهای بازاریابی درون گراست که هر یک به پیش زمینه و مقدماتی نیاز دارد و تیم بازاریابی باید برای استفاده بهینه از تک تک این ابزارها، پیش زمینه لازم برای آن را ایجاد کند. استفاده درست از ابزارها، هم برای مشتریان و هم برای سازمان، پیامدهای مثبتی را به همراه خواهد آورد.
بازاریابی دیجیتال محصولات کشاورزی: عوامل مؤثر بر تمایل مصرف کنندگان در ارومیه، ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و توسعه کشاورزی جلد ۳۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
164 - 151
حوزههای تخصصی:
با توجه به رشد شتابان پلتفرم های دیجیتال و تغییر بنیادین روش های بازاریابی، بررسی میزان تمایل مصرف کنندگان به استفاده از بازارهای دیجیتال در بخش کشاورزی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این مطالعه به بررسی عوامل مؤثر بر تمایل مصرف کنندگان به استفاده از بازاریابی دیجیتال محصولات کشاورزی در شهر ارومیه می پردازد. داده ها از طریق پرسشنامه ساختاریافته از ۳۸۵ پاسخ دهنده جمع آوری و با استفاده از مدل رگرسیون لوجیت تحلیل شدند. نتایج نشان می دهد که مفید بودن، سهولت استفاده، اعتماد، کیفیت اطلاعات و تأثیر اجتماعی به طور معنادار و مثبتی بر تمایل مصرف کنندگان تأثیر دارند. همچنین، عوامل جمعیت شناختی نظیر سن (با اثر منفی)، سطح تحصیلات و درآمد (هر دو با اثر مثبت) نقش مهمی ایفا می کنند. تجربه قبلی خرید آنلاین یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر تمایل می باشد و حساسیت به قیمت تأثیر منفی نسبتاً معناداری دارد. این مطالعه با ارائه شواهد تجربی از یک کشور در حال توسعه و مدل جامعی برای درک رفتار مصرف کننده در بازاریابی دیجیتال کشاورزی، به ادبیات موجود کمک می کند. از جمله پیامدهای این مطالعه برای بازاریابان می توان به طراحی پلتفرم های کاربرپسند، اولویت دادن به سازوکارهای ایجاد اعتماد و تدوین راهبردهای متناسب با ویژگی های جمعیت شناختی مختلف اشاره کرد.
طراحی و ارزیابی الگوی بازاریابی محتوایی دیجیتال در خلق ارزش مصرف کننده: رویکردی آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعاون و کشاورزی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۰
57 - 77
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه مشتریان هوشمندی بیشتری داشته و به طور چشمگیری رفتارشان را هم راستا با فناوری های جدید، ابزارهای بازاریابی و محتوای دیجیتالی جهان تغییر داده اند. هدف این مطالعه، طراحی الگوی بازاریابی محتوایی دیجیتال مبتنی بر خلق ارزش مصرف کننده است. روش/رهیافت: مطالعه حاضر با رویکرد ترکیبی انجام شده است. در فاز کیفی برای جمع آوری داده ها، از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد. مدل تحقیق بر مبنای رویکرد نظریه داده بنیاد ارائه شد. مشارکت کنندگان تحقیق شامل 13 نفر از خبرگان دانشگاهی و فعالان بازاریابی محتوایی دیجیتال بودند که با استفاده از رویکرد نمونه گیری هدفمند و تکنیک نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. در فاز کمّی، مدل سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزیی مد نظر قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که خلق ارزش مصرف کننده در بازاریابی به طور مستقیم تحت تأثیر طراحی و برنامه ریزی، بسترسازی مناسب، و تمرکز بر تولید انواع محتوا می باشد. خلق ارزش مصرف-کننده نیز منجر به کاهش هزینه تولید محتوا، برنامه ریزی برای ایجاد، تحویل، نظارت و به روزرسانی محتوای باارزش، ایجاد محتوا و محیط تعاملی برای درگیر کردن مشتریان می شود. اصالت/نوآوری: تحقیق حاضر ضمن تبیین پیش آیندها و دستاوردهای بازاریابی محتوایی در رابطه با خلق ارزش مشتری، مدل بازاریابی محتوایی دیجیتال متناسب با شرایط داخلی کشور را توسعه می دهد.
ارائه مدل مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال با استفاده از روش فراترکیب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های بازاریابی اسلامی دوره ۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱
102-118
حوزههای تخصصی:
بسیاری از محققان، ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ دﯾﺠﯿﺘﺎل را ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺗﺒﻠﯿﻎ و ﺗﺮوﯾﺞ ﻣﺤﺼﻮﻟﺎت و ﺑﺮﻧﺪﻫﺎ در ﻣﯿﺎن ﻣﺼﺮفﮐﻨﻨﺪﮔﺎن از ﻃﺮﯾﻖ اﺳﺘﻔﺎده از ﻫﻤﻪ رﺳﺎﻧﻪﻫﺎی دﯾﺠﯿﺘﺎل و ﻧﻘﺎط ﺗﻤﺎس ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ. داﻧﺶ ﻣﺸﺘﺮی دارایی مهمی ﺗﻠﻘی می ﺷﻮد و ﺟﻤﻊ آوری، ﻣﺪیﺮیﺖ و ﺑ ﻪ اﺷ ﺘﺮاک ﮔ ﺬاری داﻧ ﺶ ﻣﺸ ﺘﺮی، ﻓﻌﺎﻟی ﺖ رﻗ ﺎﺑﺘی ارزﺷﻤﻨﺪی ﺑﺮای ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎ ﺑﻪ ﺷﻤﺎر می رود. با استفاده از ابزار فراترکیب به ارزیابی و تحلیل نظام مند 187 مورد از یافته های پژوهش های پیشین پرداخته شده است و بعد از انجام مراحل پایش به 50 مقاله مربوط کاسته شد. در انتها نیز به روش پرسشنامه نظر 12 نفر از خبرگان و اساتید جمع آوری گردید و با استفاده از روش آنتروپی شانون بر اساس رویکرد تحلیل محتوا به تعیین ضریب اثر عوامل شناسایی شده، پرداخته شد. طبق این پژوهش تعداد 4 بعد اصلی مدیریت دانش مشتری با رویکرد بازاریابی دیجیتال شامل خلق و کسب دانش مشتری ، انباشت و نگهداشت و طبقه بندی دانش مشتری ، به اشتراک گذاری دانش مشتری و کاربرد دانش بازاریابی برای مشتری شناسایی گردید .
بررسی نسل ها و تاثیر آن ها بر استراتژی های بازاریابی در عصر دیجیتال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های بازاریابی اسلامی دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴
42 - 55
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به بررسی نسل ها و چالش های آن ها پرداخته تا فرصت ها و استراتژی های مرتبط با هر نسل شناسایی و تحلیل شود. تنوع نسلی امروزه بسیار زیاد است و هنوز شاهد نسل هایی هستیم که نتواسته اند با فناوری های نوین ارتباط برقرار کنند. در کنار آن ها، «نسل زد» قرار دارد که با رفتار دیجیتال محور و مصرف محتوای تصویری شناخته می شود و پژوهش های زیادی بر روی آن متمرکز است. همچنین، «نسل آلفا» به عنوان بزرگ ترین و متنوع ترین نسل تاریخ شناخته می شود که تا سه سال آینده(۲۰۲۸) به سن قانونی خواهند رسید. با ورود این نسل به جامعه، پیش بینی می شود که خواسته ها و انتظارات پیچیده تری از کسب وکارها، تعاملات دیجیتال و سفارش های شخصی سازی شده داشته باشند. بنابراین، بازاریابان باید استراتژی های خود را بازنگری کرده و محصولات را با ویژگی های منحصربه فرد هر نسل تطبیق دهند. روش: این پژوهش کیفی و مروری تحلیلی است که با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی نسل ها، ویژگی ها، چالش ها و فرصت های آن ها پرداخته است. یافته ها: یافته ها نشان می دهند که برای شناخت نسل ها باید علاوه بر رویدادهای مهم، به تأثیر فناوری نیز توجه کرد. فناوری های نوین تعاملات اجتماعی و سبک زندگی را متحول کرده و باعث تغییر ارزش ها شده است. با این حال، فناوری همیشه دلیل تفاوت های نسلی نیست و عوامل دیگری همچون تمایل به فردگرایی و تاثیرات جهانی نیز در این تغییرات نقش دارند. نتیجه گیری: این پژوهش، با بررسی نسل ها، می تواند به بازاریابان در بهبود استراتژی ها کمک کند. بازاریابان می توانند از روش هایی همچون «استراتژی بازاریابی مجدد»، برای جذب بهتر نسل ها استفاده کنند.