مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳۸٬۹۴۱ تا ۱۳۸٬۹۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
اخلاق حرفه ای یکی از شاخه های جدید اخلاق است که می کوشد به مسائل اخلاقی حرفه ای گوناگون پاسخ دهد. اصول اخلاق حرفه ای دارای بار و ارزشهای والایی است که رعایت آنها در سازمانها و هنجارهای اجتماعی نقش آفرین است. همچنین رعایت اخلاق حرفه ای قابلیت سازمانها را در کسب و کار از طریق ایجاد تعهدسازمانی مسئولیت پذیری افزایش داده و هزینه های جامعه و سازمان راکاهش می دهد. لذا هدف از تحقیق حاضر بررسی رابطه اخلاق حرفه ای و مسئولیت پذیری و تعهد سازمانی کارکنان است. روش تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و از نوع تحقیقات توصیفی - همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل 40 نفر از کارکنان شرکت آپادانا نگین قشم که به علت تعداد محدود جامعه، تمام جامعه آماری به عنوان نمونه نهایی پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه است و روش تجزیه و تحلیل داده ها از طریق آزمون همبستگی پیرسون می باشد. یافته های مطالعه ما نشان می دهد که رعایت اصول اخلاقی حرفه ای احترام به دیگران، همدردی با دیگران و رعایت احترام نسبت به ارزش ها و هنجارهای اجتماعی با تعهد سازمانی رابطه معناداری دارد. ولی مولفه مسئولیت پذیری با تعهد سازمانی رابطه معناداری ندارد.
سنجش قابلیت بهره گیری از محرک های توسعه شهری در بازآفرینی بافت فرسوده (مورد شناسی: محله شاهجوق سمنان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه بسیاری از شهرهای کشور، با مشکلاتی همچون معضلات بافت های فرسوده مواجه هستند، در راستای حل این معضلات راه حل های مختلفی از سوی متخصصان و نظریه پردازان ارائه شده است که از جمله می توان به بازآفرینی اشاره کرد. یکی از رویکردهای نوین بازآفرینی، به کارگیری محرک های توسعه است. در این راستا هدف اصلی این پژوهش، شناسایی انواع محرک های توسعه شهری و میزان تأثیرگذاری آن ها در بازآفرینی بافت فرسوده، مجله شاهجوق شهر سمنان است. این تحقیق ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش توصیفی–تحلیلی است. با بررسی مطالعات مرتبط شاخص های تحقیق در سه مقیاس کلان، متوسط و خُرد (16 شاخص) تدوین شد. روش گردآوری داده ها پرسشنامه است. جامعه آماری پرسشنامه اول شامل متخصصان حوزه و برنامه ریزی شهری و مسئولان شهر سمنان است که با استفاده از نمونه گیری هدفمند، 10 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده است. جامعه آماری پرسشنامه دوم، ساکنان محله شاهجوق هستند که با توجه به جمعیت محله، 5710 نفر با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. به منظور تحلیل پرسشنامه متخصصان از روش دیمتل استفاده شد و به منظور تحلیل پاسخ شهروندان، از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم در نرم افزار آموس گرافیک استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که محرک توسعه در مقیاس بزرگ با امتیاز 0.65 (شاخص های پارک و محوطه سازی) دارای بیشترین درجه اهمیت و محرک توسعه در مقیاس خُرد (0.47) دارای کمترین درجه اهمیت ازنظر ساکنان است. همچنین ازنظر متخصصان و مسئولان شهری شاخص های پارک، محوطه سازی، پیاده راه که در مقیاس بزرگ قرار می گیرند، بالاترین اولویت را دارند.
اثر تغییر اقلیم بر تقویم زراعی کشت برنج در شمال ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق ضمن بررسی شرائط اقلیمی در دوره حاضر و تحلیل شرائط حرارتی و بارش و میزان تابش دریافتی از خورشید ،بر اساس داده های روزانه ایستگاههای سینوپتیکی که در منطقه ، قدمت ثبت داده های هواشناسی حداقل 30 ساله را داشتند. شرائط حاضر تحلیل گردید . با توجه به شرائط محیطی لازم برای رشد گیاه برنج و در دست داشتن اطلاعات فنولوژیکی گیاه برنج و آستانه های حرارتی پائین و بالا دمائی آن ، و همچنین مقادیر درجه – روز مورد نیاز این گیاه برای تکمیل چرخه حیاتی خود و انجام فرایند فنولوژیکی آن به منظور تولید اقتصادی ،تقویم مناسب زراعی در شرائط فعلی تعیین گردید. این تقویم در فاصله بین ماههای فروردین تا تیرماه بین استانها متغیر بوده است .بر اساس شرائط حرارتی فعلی و احتمال گرم شدگی کره زمین در دهه های آینده ، خروجی های مدل 3 MCdaH تحت سناریو ، به کمک مدل LARS-WG5 ریزمقیاس گردید . در این مطالعه سالهای 1990-1969را به عنوان دوره پایه و سالهای 2065-2046 را به عنوان دوره آینده مورد بررسی و شرایط حرارتی و بارشی برای دوره آتی شبیه سازی گردید. خروجی به دست آمده با شرائط دمائی مناسب رشد گیاه در منطقه مورد مطالعه مورد بررسی و مقایسه قرار داده شد . نتایج نشان داد که تقویم زراعی برنج در استانهای گیلان و مازندران با تفاوتهائی به سمت زمستان شیفت خواهند یافت . با توجه به شرائط دمائی متفاوت استان گلستان تقویم زراعی آن به سمت بهار حرکت خواهد نمود.
شایستگیهای معلمی از نگاه کنشگران عرصه تربیت: نقاط اشتراک و تمایز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۳۶ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱۴۱
83-106
حوزههای تخصصی:
معلمان عنصر کلیدی موفقیت نظام آموزش و پرورش به شمار می آیند و دانشگاه فرهنگیان متولی تربیت معلمان است. توصیفی روشن از شایستگیهای معلمی و تأمل بر آن می تواند مقدمه ای برای ورود به مدیریت و رهبری سازمانی، برنامه های درسی تربیت معلم و خلق فرهنگ سازمانی متناسب با آن در دانشگاه فرهنگیان باشد. این مقاله به توصیف شایستگیهای معلمی از نگاه کنشگران در آموزش و پرورش و آموزش عالی پرداخته و در تکمیل آن، نقاط اشتراک و تمایز دیدگاه کنشگران را بررسی کرده است. داده های پژوهش بر اساس طرح پژوهشی کیفی با رویکرد پدیدارشناسی و به کمک مصاحبه عمیق نیمه ساختارمند گردآوری شده اند. انتخاب مشارکت کنندگان در پژوهش مبتنی بر شیوه نمونه گیری هدفمند و با رعایت تنوع گروهها انجام گرفته است. مشارکت کنندگان 49 نفر از پنج گروه بودند که عبارت اند از: اعضای هیأت رئیسه، مدرسان، کارشناسان و دانشجویان دانشگاه فرهنگیان، همچنین اساتید دیگر دانشگاهها در حوزه آموزش و پرورش و آموزش عالی. از تحلیل داده ها شش سازه شایستگیهای معلمی در حوزه های دانش نظری، دانش عملی، نگاه توحیدی و زیباشناختی، باورهای حرفه ای، فردی و فراشایستگیها با 15 مؤلفه اصلی و 62 خرده مؤلفه استنباط شده است. تحلیل داده ها به تفکیک گروهها نشان داد که مدرسان، اعضای هیأت رئیسه و کارشناسان دانشگاه فرهنگیان درباره شش سازه شایستگیهای معلمی دیدگاه مشترک داشتند. گروه اساتید دیگر دانشگاهها و دانشجویان در پنج سازه شایستگیهای معلمی با سه گروه قبلی مشترک اما در سازه شایستگیهای فردی متفاوت بودند.
بررسی نقش حمایت اجتماعی و تنظیم شناختی هیجان در پیشگیری از عود اعتیاد افراد مبتلا به اختلالات مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال چهاردهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۵۵
245-262
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش حمایت اجتماعی و تنظیم شناختی هیجان در پیشگیری از عود اعتیاد افراد مبتلا به سوءمصرف مواد بود. روش : روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل افراد معتاد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر اردبیل بودند. به روش نمونه گیری تصادفی ساده و براساس جدول مورگان تعداد 150 نفر انتخاب و مقیاس های استاندارد حمایت اجتماعی، سنجش ولع مصرف لحظه ای، پیش بینی بازگشت و تنظیم شناختی هیجان در میان آن ها اجرا شد. یافته ها: نتایج نشان داد ابعاد حمایت اجتماعی قادر به پیش بینی 27 درصد از واریانس شدت نیرومندی (میزان وسوسه) و 21 درصد از واریانس احتمال مصرف بودند. همچنین ابعاد تنظیم شناختی هیجان قادر به پیش بینی 25 درصد از واریانس شدت نیرومندی و 30 درصد از واریانس احتمال مصرف بودند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، لزوم بهره گیری از آن ها در جهت شناخت بهتر، درمان و مداخله، می تواند کمک موثری در پیشگیری و درمان سوءمصرف کنندگان نماید و راه گشای برنامه ریزان و روان درمانگران عرصه اعتیاد باشد.
نقش میانجی تاب آوری در رابطه بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی در بیماران مبتلا به سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال نهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۳۳)
79 - 94
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سواد سلامتبیماران سرطان پستان نقش مهمی در دسترسی به اقدامات تشخیصی و درمانی مناسب دارد. هدف این مطالعه بررسی نقش میانجی تاب آوری در رابطه بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی در بیماران مبتلا به سرطان پستان بود. روش: در این مطالعه مقطعی و همبستگی 213 بیمار مبتلا به سرطان پستان بر اساس معیارهای ورود و خروج و بصورت پی درپی انتخاب شدند. سپس بیماران پرسشنامه های نسخه ایرانی سواد سلامت، کیفیت زندگی اختصاصی و تاب آوری را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL با روش تحلیل مسیر تجزیه وتحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان داد همه مؤلفه های سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی با تاب آوری رابطه معنادار داشتند. همچنین بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی رابطه معناداری وجود داشت. یافته ها نشان داد هرچه سواد سلامت در بیماران مبتلا به سرطان افزایش یابد، میزان تاب آوری در بیماران به طور معناداری افزایش می یابد. نتیجه گیری:به نظر می رسد تاب آوری نقش میانجی بین سواد سلامت و کیفیت زندگی اختصاصی در بیماران مبتلا به سرطان پستان دارد؛ بنابراین در نظر گرفتن مدل ارتباطی این متغیرها در طراحی پروتکل های روان شناختی و ادغام آن ها با برنامه های درمانی بیماران سرطان پستان ضروری است.
موسیقی قرآن : راهبردی اثربخش در کاهش علائم افسردگی و افزایش خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر موسیقی و آوای قرآن کریم بر میزان افسردگی و افزایش خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان خوابگاهی انجام شد. روش: در قالب یک طرح آزمایشی پیش آزمون/ پس آزمون/ پیگیری با گروه کنترل، از بین جامعه ی دانشجویان خوابگاهی دانشگاه مازندران، بر اساس توزیع نمرات سیاهه ی افسردگی بک (BDI) و پرسشنامه خودکارآمدی بندورا، 40 نفر از دانشجویانی که سطح افسردگی آن ها بالاتر از متوسط بود، انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 20 روز، هر روز به مدت 20 دقیقه (در دو نوبت 10 دقیقه ای) به سوره های معینی از قرآن کریم (رعد، شمس و مائده) با صدای استاد عبدالباسط و مصطفی اسماعیل گوش دادند، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. میزان افسردگی آزمودنی های دو گروه پس از پایان 20 روز (پس آزمون) و دو ماه بعد از آن (پیگیری) مورد سنجش قرار گرفت. همچنین با اجرای پرسشنامه خودکارآمدی، تاثیر موسیقی و آوای قرآن کریم نیز مورد پیمایش قرارگرفت. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس با افزایش خودکارآمدی تحصیلی کاهش معناداری را در نمره های افسردگی گروه آزمایش در پس آزمون نشان داد. همچنین نتایج آزمون t همبسته نشان داد که اثربخشی موسیقی قرآن کریم تا مرحله ی پیگیری استمرار داشته است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر از اهمیت کاهش افسردگی و افزایش خودکارآمدی تحصیلی از طریق رجوع به قرآن و موسیقی آن حمایت می کند.
پیش بینی شیفتگی تحصیلی بر اساس مجذوبیت، انگیزش و خوش بینی تحصیلی در دانش آموزان هنرستانی شهر کرج
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش پیش بینی شیفتگی تحصیلی بر اساس مجذوبیت، انگیزش و خوش بینی تحصیلی در دانش آموزان هنرستانی شهر کرج بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان هنرستانی شهر کرج در سال تحصیلی 99-1398 بودند. حجم نمونه 150 نفر از این دانش آموزان بر اساس فرمول پلنت از تاپاکینگ، فیدل و اولمن (2007) و به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و به پرسشنامه شیفتگی تحصیلی (AFQ) مارتین و جکسون (2008)، سیاهه مجذوبیت تحصیلی (SEI) سالملا-آرو و آپادایا (2012)، مقیاس انگیزش تحصیلی (AMS) والرند و همکاران (1992) و مقیاس خوش بینی تحصیلی (AOS) اسچنموران و همکاران (2013) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره به روش همزمان تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین مجذوبیت، انگیزش و خوش بینی تحصیلی با شیفتگی تحصیلی رابطه معنی داری وجود دارد (0/01>P). نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نیز آشکار کرد که 65/4% درصد از کل واریانس شیفتگی تحصیلی به وسیله مجذوبیت، انگیزش و خوش بینی تحصیلی تبیین می شود. نتایج حاصل از این یافته ها به ضرورت توجه به مجذوبیت، انگیزش و خوش بینی تحصیلی در بهبود شیفتگی تحصیلی تأکید کرد.
تحلیل نقش نشاط معنوی در رابطه میان سرمایه های اجتماعی و حمایت اجتماعی با تاب آوری کارکنان در برابر همه گیری بیماری کووید 19 در دوران فاصله گذاری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در سلامت روانشناختی دوره چهاردهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
115-129
حوزههای تخصصی:
نشاط معنوی رضایت قلبی و لذتی است که در زیر امواج متلاطم زندگی، به تاب آوری کمک می کند. در تبیین رابطه نشاط معنوی با سلامت نیز قابل توجه است که نشاط معنوی موجب امیدواری و افزایش معنا در زندگی می شود. بر اساس اهمیت نقش نشاط معنوی، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش نشاط معنوی در رابطه میان سرمایه های اجتماعی و حمایت اجتماعی با تاب آوری کارکنان در برابر همه گیری بیماری کووید 19 در دوران فاصله گذاری اجتماعی انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نوع توصیفی پیمایشی با طرح همبستگی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل همه کارکنان زن و مرد شاغل به کار در پردیس کشاورزی دانشگاه تهران در اسفند سال 1398 بود که در حدود 574 نفر بودند. حجم نمونه شامل 234 کارمند زن و مرد بودند که بر طبق جدول مورگان تعیین و با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه های ویژگی های جمعیت شناختی، نشاط معنوی، سرمایه های اجتماعی، حمایت اجتماعی و تاب آوری به صورت حضوری و انفرادی صورت پذیرفت. نتایج به دست آمده از پژوهش نشان داد که مدل طراحی شده برای تبیین تاب آوری کارکنان با توجه به نقش نشاط معنوی، از شاخص های برازش قابل قبولی برخوردار بود. بر این اساس رابطه متغیرهای سرمایه های اجتماعی و حمایت اجتماعی با تاب آوری از طریق نشاط معنوی در قالب تحلیل مسیر مورد تأیید قرار گرفت. بدین شرح که متغیر نشاط معنوی نقش تسهیل کننده در رابطه میان سرمایه اجتماعی و حمایت اجتماعی با تاب آوری نشان داد. همچنین دو متغیر پیش بین سرمایه اجتماعی و حمایت اجتماعی اثر مستقیم و مثبت بر تاب آوری کارکنان داشتند. در جمع بندی یافته های پژوهش حاضر می توان گفت رابطه مستقیم سرمایه اجتماعی و حمایت اجتماعی با تاب آوری مثبت معنادار بود. همچنین رابطه غیرمستقیم سرمایه اجتماعی و حمایت اجتماعی با تاب آوری از طریق نشاط معنوی، مثبت و معنادار بود. بر این اساس مدل پژوهش تأیید شد. یافته های پژوهش حاضر بدین معنی بود که نشاط معنوی در بین کارکنان نقش تسهیل کننده در افزایش تاب آوری دارد. بدین شرح که با افزایش سرمایه اجتماعی و احساس حمایت اجتماعی در کارکنان، نشاط معنوی آنها نیز افزایش یافته و در نهایت تاب آوری آنها در برابر استرس بیماری کرونا افزایش می یابد. بر این اساس بر طبق نتایج می توان گفت جهت تبیین تاب آوری در مقابل بیماری کرونا در دوران فاصله گذاری اجتماعی، از مزایای سرمایه های اجتماعی و احساس حمایت اجتماعی سود برد و نشاط معنوی و تاب آوری را در ایام بیماری ارتقاء بخشید.
نقش واسطه ای کنجکاوی معرفت شناختی در رابطه بین باورهای معرفت شناختی و درگیری عاملی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ای کنجکاوی معرفت شناختی در ارتباط بین باورهای معرفت شناختی و درگیری عاملی دانشجویان بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه فردوسی مشهد در نیمسال اول سال تحصیلی 99-1398 تشکیل دادند. بدین منظور از میان آن ها 231 نفر، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و به پرسش نامه های باورهای معرفت شناختی اولدنبرگ، درگیری عاملی ریو، و مقیاس کنجکاوی لیتمن و اسپیلبرگر پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار ایموس استفاده شد. یافته های مدل اندازه گیری حاکی از معرف بودن همه شاخص ها برای متغیرهای مکنون مربوطه بود. نتایج مدل ساختاری نیز نشان داد که باورهای معرفت شناختی به طور غیرمستقیم، و به واسطه کنجکاوی معرفت شناختی، بر درگیری عاملی اثر مثبت معنی دار دارند. شاخص های برازش کلی مدل نیز نشانگر این بود که مدل مذکور برازش مناسبی دارد. به طور کلی یافته های پژوهش حاکی از این بود که کنجکاوی معرفت شناختی ارتباط بین باورهای معرفت شناختی با درگیری عاملی را واسطه گری می کند. بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که ارتقای مشارکت سازنده و درگیری عاملی دانشجویان درمحیط های آموزشی، نیازمند توجه به باورهای معرفت شناختی و تجربه هیجان های معرفت شناختی آن ها مانند کنجکاوی است.
کالبدشکافی مؤلفه های فرهنگ در قلمرو آموزش و یادگیری دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، کالبدشکافی مؤلفه های فرهنگ در قلمرو آموزش و یادگیری دانشگاهی است. فرهنگ دانشگاهی مفهومی سیال و چندبعدی بوده، و شناخت آن مستلزم رویکردی جامع نگر و کل گرا است. پژوهش کیفی حاضر با استفاده از روش فراترکیب به طور خاص با استفاده از راهبرد هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو تدوین شده است. یافته ها با تکنیک تحلیل مضمون استخراج و طبقه بندی شدند. در مجموع 156 مضمون پایه ای احصاء شد، سپس در قالب 29 دسته مضامین سازمان دهنده سطح دوم دسته بندی شدند، و در مرحله بعد جهت ترسیم مدلِ شبکه مضامین و ترکیب آن ها، 29 دسته مضامین سازمان دهنده سطح دوم در هفت دسته مضامین سازمان دهنده سطح اول به این صورت تلفیق شدند: 1- مؤلفه های سمبولیک (ارزش ها، آداب و رسوم، نمادها)؛ 2-هویت بخشی (هویت بخشی به دانشگاه؛ هویت بخشی به جامعه دانشگاهیان، جامعه پذیری دانشگاهیان)، 3-وجودی (چندبعدی بودن فرهنگ دانشگاهی، هنجارها، کثرت فرهنگ دانشگاهی، قاعده مندی، بازتولید فرهنگی)؛ 4-آکادمیک (نظام یاددهی و یادگیری، کیفیت آموزش، استقلال و آزادی علمی، هم زیستی با اخلاق علمی، حکمرانی دانشگاهی)؛ 5- علمی-معرفتی (هنجارهای علمی، توسعه علم، نوآوری و ارزش آفرینی)؛ 6-ساختاری (صورت پذیری فرهنگ دانشگاهی، تعامل خرده فرهنگ ها، انطباق با پیچیدگی محیطی)؛ 7-کنش گری (مشارکت اعضا، جهت دهنده به کار اعضا، تعاملات فرا دانشگاهی، روابط دانشگاهیان، تسهیم دانش اعضا، اعتماد دانشگاهی، رشد حرفه ای). در پایان شبکه مضامین استخراج و ترسیم شد. فرآیند مطالعه اکتشافی حاضر نشان داد فرهنگ دانشگاهی بر هفت ستون پایدار تکیه زده است. هرچند میزان تأکید مؤلفان بر هر ستون برابر نیست اما هر گونه سیاست گذاری فرهنگی ناگزیر باید به همه این ارکان هم زمان توجه کند.
تبیین چارچوب مفهومی اهداف دوره های تحصیلی از منظر اسناد تحولی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین چارچوب مفهومی اهداف دوره های تحصیلی از منظر اسناد تحولی انجام شده است. از نظر نوع در دسته پژوهش های کاربردی قرار دارد و روش آن پژوهش فلسفی از نوع اول (تفسیر مفهوم) است. این پژوهش به دنبال پاسخ گویی به این پرسش است که از منظر اسناد تحولی، صورت بندی اهداف از چه چارچوب مفهومی تبعیت می کند؟ و این چارچوب چگونه در صورت بندی اهداف ساحت علم و فناوری به کار گرفته شده است؟ برای بررسی اسناد تحولی نیز از روش تحلیل متن (تحلیل اسنادی) به شیوه استقرایی استفاده شد. یافته های حاصل از تحلیل اسناد تحولی نشان می دهد، چارچوب مفهومی اهداف دوره های تحصیلی تابع رویکرد کل نگر است و از این ظرفیت برخوردار است که به صورت تلفیقی (پیوند میان ساحت های تربیت) و در حرکتی دایره وار و توسعه یابنده در دوره های تحصیلی حرکت کند. در این جهت گیری، ابعاد شناختی، غیرشناختی و قلمروهای معرفتی (ساحت های تربیت) در صورت بندی اهداف یکپارچه می شوند و این امکان را به وجود می آورند که توانایی ها و صفاتی که به تدریج و در فرایند تربیت کسب می شوند، به صورت لایه ای متراکم شوند و در قالب هویت شخصی منعکس گردند. بررسی اهداف ساحت علم و فناوری بر اساس چارچوب مفهومی موردنظر نشان داد که سه بعد غیرشناختی، شناختی و قلمرو معرفتی در صورت بندی اهداف موردتوجه قرار گرفته است و از این نظر چارچوب مفهومی از قابلیت به کارگیری در عرصه عمل برخوردار است.
باورهای فراشناختی و سلامت روان در معلمان زن
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین مولفه های فراشناخت با سلامت روان معلمان زن شهرستان اندیمشک در سال تحصیلی 97-96 انجام شده است. در این تحقیق 325 معلم که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای از جامعه آماری مورد نظر برگزیده شده بودند، به عنوان گروه نمونه مورد مطالعه قرار گرفتند. روش تحقیق از نوع همبستگی و برای سنجش متیغرهای تحقیق از ابزارهای اندازه گیری شامل فرم کوتاه پرسشنامه فراشناخت و پرسشنامه سنجش سلامت روانی افراد استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها شامل همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری بود. نتایج پژوهش نشان داد که بین مولفه های باورهای مثبت در مورد نگرانی و خودآگاهی شناختی با سلامت روان رابطه مثبت و بین مولفه های باورهای منفی در مورد کنترل ناپذیری و خطر افکار، اعتماد شناختی و باورها در مورد نیاز به کنترل افکار با سلامت روان رابطه منفی وجود دارد. سطح معناداری در این پژوهش 05/0=α در نظر گرفته شده است.
An Investigation on the Perceived and Actual Technological Literacy of University Instructors and Students in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Recently, numerous studies have investigated the influence of technology use within the educational settings pointing that the perception of the students as well as the instructor towards technology use is indicative of how well technology might be integrated in instruction. Therefore, this study was designed to explore university lecturers’ perceptions toward instructional technology, their actual versus perceived ICT literacy, the extent to which they integrate technology in their instruction and the challenges they face in successfully integrating instructional technology in academic context. The study adopted a mixed method design and was of exploratory nature. The population consisted of 711 male and female university students studying in different majors including Science, Engineering, Humanities, and Art. Also, 111 instructors teaching different fields took part in the data collection process. Two different questionnaires were devised for the instructors and the students. Besides, for gathering more reliable data, a semi-structured interview was conducted with 51 instructors and 135 students together with an observation to give more depth to the data. The data were analyzed both qualitatively and quantitatively. The study concluded that university lecturers had positive attitude toward ICT and were moderately proficient in the use of ICT while university students had different levels of ICT knowledge and were mostly willing to experience digital learning. However, some limitations were mentioned in the study which shows an urgent need for some measures to be taken for continuous training of university lecturers in ICT which in turn leads to training more knowledgeable digital generation.
پیش بینی سازگاری با سرطان در محیط خانوادگی براساس سبک های دلبستگی، سخت کوشی و حمایت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره نوزدهم پاییز (آبان) ۱۳۹۹ شماره ۹۲
969-980
حوزههای تخصصی:
زمینه : مطالعات متعددی به پیش بینی سازگاری با سرطان و بررسی سبک های دلبستگی، سخت کوشی و حمایت اجتماعی در بیماران مبتلا به سرطان پرداخته اند. اما پژوهشی که به پیش بینی سازگاری با سرطان در محیط خانوادگی براساس سبک های دلبستگی، سخت کوشی و حمایت اجتماعی پرداخته باشد مغفول مانده است. هدف: پیش بینی سازگاری با سرطان در محیط خانوادگی براساس سبک های دلبستگی، سخت کوشی و حمایت اجتماعی بود. روش: پژوهش از نوع توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه مردان و زنان 68-18 سال مبتلا به سرطان مراجعه کننده به کلینیک انکولوژی در سال 97-96 شهر اصفهان بودند. تعداد 203 بیمار مبتلا به سرطان که تحت درمان های پزشکی و در مرحله تحت شیمی درمانی بودند، به روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش عبارت بود از: پرسشنامه های سبک های دلبستگی هازن و شیور (1987)، پرسشنامه سخت کوشی (بارتون، اورسانو، رایت و اینگراهام، 1989)، پرسشنامه حمایت اجتماعی (زیمت و دالم، 1988) و پرسشنامه سازگاری روانی - اجتماعی با بیماری ها (دروگتیس و دروگتیس، 1990). تحلیل داده ها با استفاده از روش های ضرایب همبستگی پیرسون، تحلیل های رگرسیون سلسله مراتبی انجام شد. یافته ها : سازگاری با سرطان در محیط خانوادگی توسط متغیرهای سخت کوشی، سبک های دلبستگی و حمایت اجتماعی قابل پیش بینی است و سخت کوشی، سبک دلبستگی ایمن و حمایت اجتماعی در سازگاری با سرطان همبستگی مثبت و معناداری داشت (0/05 P< ). نتیجه گیری : سخت کوشی، دلبستگی ایمن و حمایت اجتماعی، منابع مهم سازگاری با سرطان در محیط خانوادگی بودند.
تحلیل جامعه شناختی اخلاق کار براساس دستگاه نظری پیر بوردیو
حوزههای تخصصی:
امروزه اخلاق کاری، به عنوان یکی از مفاهیم مهم به ویژه در حوزه مسائل جامعه شناسی سازمانی و صنعتی، توجه صاحبنظران زیادی را به خود جلب کرده است. پژوهش حاضر نیز با استفاده از تئوری تلفیقی بوردیو، پدیده اخلاق کار را با روشی رابطه گرایانه و دیالکتیکی مورد کنکاش و تحلیل نظری قرار داده است. تکوین اخلاق کار در یک رابطه دیالکتیک و تاثیر میدان ها در شکل گیری و جهت دهی به آن، دغدغه اساسی و بنیادین پژوهش حاضر است؛ این که از یک طرف، میدان های اقتصادی و قدرت مستتر در آن ها چگونه بر اخلاق کار (عادت واره) تاثیر می گذارند و از طرف دیگر،اخلاق کار چگونه و طی چه فرایندی به کنش هایی منجر می شود که به بازتولید همان میدان های تاثیرگذار می انجامد. نهایتا بر اساس دیدگاه نظری بوردیو می توان نتیجه گرفت که کنشگران در داخل میدان ها ضمن آن که برای دسترسی به سرمایه های چندگانه رقابت می کنند فضای میدان و مکانیسم های آن و همچنین روابط سلسله مراتبی بر ماهیت اخلاق کاری آنان اثر می گذارد؛ در این میان بسته به نوع تاثیر، اخلاق کاری می تواند به کارایی یا عدم کارایی سازمان منجر شود.
ارائه الگوی پیشایندهای موفقیت تحصیلی دانشجویان شاهد و ایثارگر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بهسازی شرایط ارتقای موفقیت تحصیلی دانشجویان شاهد و ایثارگر جزو مسئولیت های اساسی مدیران دانشگاه ها و بنیاد شهید و امور ایثارگران به شمار می رود. در این راستا پژوهش حاضر به شناسایی، طبقه بندی، رتبه بندی و ارزیابی وضعیت موجود عوامل موثر بر موفقیت تحصیلی دانشجویان شاهد و ایثارگر دانشگاه های آزاد اسلامی شهر تهران پرداخته است. روش ها: این پژوهش از نگاه هدف کاربردی است و در زمره پژوهش های کمی- کیفی قرار می گیرد. ارائه الگو با رویکرد استقرایی و با روش دلفی انجام شده است. بدین منظور از 20 نفر از خبرگان رشته های علوم تربیتی و مدیریت آموزش عالی و همچنین مدیران و کارکنان بنیاد شهید انقلاب اسلامی طی سه مرحله نظرسنجی شده است. آزمون الگو با روش های تحلیل عاملی تأییدی و تحلیل مسیر با کمک نرم افزار پی.ال.اس انجام شده است. جامعه آماری این بخش نیز شامل دانشجویان شاهد و ایثارگر مشغول به تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی در شهر تهران به تعداد 1217 نفر بوده است که از میان آنها 386 نفر به صورت تصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها نیز پرسشنامه ای محقق ساخته بوده است. برای ارزیابی وضعیت موجود ارکان این الگو در جامعه هدف نیز از آزمون تی تک نمونه ای با استفاده از نرم افزار اس.پی.اس.اس استفاده شده است. یافته ها: الگوی ارائه شده شامل چهار بعد اصلی بوده است: عوامل فردی، عوامل محیطی، عوامل آموزشی و تسهیلات و امکانات. اعتبارسنجی الگو نیز توان تبیین گری مناسب عوامل چهارگانه شناسایی شده بر موفقیت تحصیلی این دانشجویان را تایید کرده است. نتیجه گیری: بهسازی وضعیت موجود عوامل ارائه شده در قالب این الگو توسط مدیران دانشگاه و بنیاد شهید انقلاب اسلامی می تواند به پرورش این دانشجویان برای ایفای نقش موثرتر در جامعه یاری رساند. توجه به ضریب تاثیر و وضعیت موجود این عوامل می تواند به ارتقای اثربخشی این اقدامات کمک کند.
مقایسه معنویت درمانی دینی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به شیوه گروهی و تأثیرشان بر بهبود احساس چندش و اختلال افسردگی زنان مبتلا به اختلال وسواس فکری و عملی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه معنویت درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و تأثیرشان بر بهبود احساس چندش و اختلال افسردگی زنان مبتلا به وسواس فکری و عملی انجام شد. بدین منظور، از طرح شبه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با گروه گواه استفاده شد. برای این پژوهش، 45 زن بیمار مبتلا به وسواس به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. آنها به وسیله پرسش نامه های عمل به باورهای دینی، وسواس ییل براون، مقیاس چندش و پرسش نامه افسردگی بک ارزیابی شدند. آزمودنی ها هرکدام چهارده جلسه گروهی معنویت درمانی دینی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را دریافت کردند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها حاکی از این است که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و معنویت درمانی دینی به شیوه گروهی، در کاهش احساس چندش و اختلال افسردگی زنان مبتلا به اختلال وسواس مؤثر است (05/0>P). همچنین تحلیل ها نشان داد که بین دو روش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و معنویت درمانی تفاوت معناداری وجود دارد؛ بدین معنا که معنویت درمانی دینی نسبت به درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، در کاهش احساس چندش و اختلال افسردگی زنان مبتلا به اختلال وسواس اثربخشی بیشتری داشته است.
اثربخشی مداخله مبتنی بر رویکرد تحلیل وجودی- معنویت بر کیفیت و معنای زندگی بیماران مبتلا به مولتیپلاسکلروزیس (MS)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال نهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۳۴)
95 - 120
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر رویکردهای تحلیل وجودی و معنویت بر کیفیت و معنای زندگی مبتلایان به ام اس صورت پذیرفت . روش: پژوهش به روش تک شرکت کننده و طرح آزمایشی خط مبنا چندگانه، انجام شد. 5 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند در دسترس انتخاب و مورد مداخله قرار گرفتند. مداخله در 12 مبحث، هفته ای دو جلسه یک ساعته برگزار شد. جهت بررسی فرآیند و مکانیسم تغییرات از مقیاس های معنای زندگی و کیفیت زندگی در مبتلایان به ام اس استفاده شد. بعد از به دست آوردن نمرات خط مبنا در مرحله پیش آزمون، شرکت کنندگان طی شش مرحله در فرآیند مداخله و دو مرحله پیگیری به مقیاس ها پاسخ دادند. داده ها به روش ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا (RCI)و فرمول درصد بهبودی تحلیل شدند. یافته ها: درصد بهبودی در دو مقیاس در سه مرحله و برای 5 شرکت کننده محاسبه شد. میانگین درصد بهبودی در مرحله مداخله برای معنایابی زندگی 32/114% و برای کیفیت زندگی 14/79% به دست آمدو در مرحله پیگیری برای معنایابی زندگی 5/185% و برای کیفیت زندگی برابر با 28/123% برآورد شده است. مداخله بر کیفیت و معنای زندگی مبتلایان تأثیر مثبت و پایداری داشته، اما خرده مقیاس ها با مکانیسم متفاوتی تغییر کرده اند . نتیجه گیری: مداخله مبتنی بر تحلیل وجودی و معنویت با تأثیرگذاری بر سطوح مختلف معنای زندگی، کیفیت زندگی مبتلایان را در دو سطح جسمی و روانی ارتقا بخشیده است؛ بنابراین در مداخلات روانشناختی برای مبتلایان به ام اس می توان از این رویکرد سود جست.
ملاحظات امنیتی ایران در قبال استقلال اقلیم کردستان عراق
حوزههای تخصصی:
کردستان عراق بعد از ایجاد دولت فدرالی، پیشرفت زیادی را در زمینه های علمی، اقتصادی و سیاسی به دست آورده است. همچنین علاوه بر پیشرفت در این زمینه ها، با حمایت از سیاست های آمریکا در عراق و نیز ارتباط با رژیم صهیونیستی، نفوذ بیشتری درمنطقه، خصوصاً در کشورهای دارای اقلیت کردنشین پیدا کرده است. وجود مرز مشترک و اشتراکات فرهنگی و مذهبی و از طرف دیگر پیشرفت های زیاد سال های اخیر در اقلیم کردستان در مقایسه با مناطق کردنشین ایران، در کنار سهم قابل توجه کردها در ساختار سیاسی عراق، تأثیرپذیری کردهای ایران را از کردستان عراق افزایش داده است. هدف اصلی این پژوهش نیز بررسی تأثیرات استقلال اقلیم کردستان عراق بر امنیت ملی ایران است. بر همین اساس، سوال اصلی پژوهش بر این مبنا شکل گرفته است که تأثیر استقلال اقلیم کردستان عراق بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران چیست؟، لذا این نوشتار با بهره گیری از روش تحلیلی- توصیفی و با توجه به افق های ساختارگرایانه مکتب کپنهاگ، این انگاره را مفروض می دارد که با توجه به همسایگی کردهای ایران و عراق و تأثیرپذیری آنها از یکدیگر بی شک استقلال احتمالی این اقلیم، تأثیر زیادی بر امنیت مناطق کردنشین ایران خواهد گذاشت. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که در شرایط کنونی( فدرالی بودن اقلیم) این تاثیرگذاری صرفاً ممکن است در بُعد اقتصادی آن چشم گیر بوده و در سایر مولفه های امنیتی مطرح شده، تأثیر چندانی بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران نداشته باشد.









