مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳۳٬۵۰۱ تا ۱۳۳٬۵۲۰ مورد از کل ۵۵۳٬۲۳۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، اثر بخشی آموزش روش مطالعه مبتنی بر نقشه ذهنی بر پیشرفت تحصیلی درس مطالعات اجتماعی دانش آموزان بود. پژوهش حاضر، از نوع نیمه آزمایشی و جامعه آماری آن شامل ﮐﻠﯿﻪ دانش آموزان پسر پایه هشتم مدارس شهر یزد در ﺳ ﺎل ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ 99-98 بود که درمجموع تعداد 50 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه 25 نفری جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت 10 جلسه آموزش روش مطالعه مبتنی بر نقشه ذهنی قرار گرفت؛ درحالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تأثیر این روش مطالعه بر پیشرفت تحصیلی درس مطالعات اجتماعی از طریق آزمون پیشرفت تحصیلی محقق ساخته با شاخص های مقبول روایی و پایایی اندازه گیری شد. داده های به دست آمده از اجرای پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد، آموزش روش مطالعه مبتنی بر نقشه ذهنی باعث افزایش پیشرفت تحصیلی درس مطالعات اجتماعی دانش آموزان در مقایسه با گروه کنترل در پس آزمون شده است؛ بنابراین آموزش روش مطالعه مبتنی بر نقشه ذهنی می تواند برای پیشرفت تحصیلی درس مطالعات اجتماعی دانش آموزان در مراکز آموزشی مورداستفاده قرار گیرد.
تبیین رابطه بین دو مفهوم هوش و فرهنگ و اثرات آن بر شناخت و یادگیری
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در صدد بررسی دو مفهوم هوش و فرهنگ و تعاملات بین آن دو بوده است. در این راستا، تعریف دو مفهوم هوش و فرهنگ به عنوان دو سازه اساسی در این مطالعه، با روش تحلیلی – توصیفی و با استفاده از مقالات و کتاب های مرتبط با موضوع و جستجو در پایگاه فارسی اطلاعات جهاد دانشگاهی و کتب روانشناسی تربیتی فارسی(از سال 1389 تا 1398 هجری شمسی) و جستجو در پایگاه داده گوگل اسکولار و ساینس دایرکت (از سال 1995 تا 2020 میلادی)و ایجاد یک فهرست اولیه از مقاله ها و کتب مرتبط آغاز شد و مقالات فارسی و انگلیسی و کتاب ها مطالعه و در صورت ارتباط وثیق با موضوع در فهرست اصلی منابع و مقالات مورد استفاده قرار گرفتند.در منابع انگلیسی زبان، مقالات و آثار اشترنبرگ به جهت برخورداری از دسته بندی نظریه های هوش به دو دسته صریح و ضمنی و توجه به ابعاد مختلف ارتباط هوش و فرهنگ جزو منابع اصلی تحلیل بررسی و در این مقاله مورد استناد قرار گرفته اند. نظریات ضمنی که حاوی پنداشت افراد فرهنگ های گوناگون از هوش است، به استناد یافته های پژوهشی مورد تحلیل قرار گرفته است. افزون بر این، نظریه نسبیت و جبر زبانی ورف در رابطه با روشن نمودن برخی ابعاد زبان به عنوان ابزار تاثیرگذار فرهنگ بر هوش و شناخت افراد، تشریح شده و در بین این مباحث از گزاره های مرتبط موجود در کتب فارسی روان شناسی تربیتی و یافته های موجود در مقالات فارسی و انگلیسی استفاده شده است.
بررسی تاثیر طراحی معماری مسکونی بر کاهش طلاق عاطفی بین همسران
فرهنگ مذهبی و معنوی حاکم بر نظام خانواده همواره موجب شده است که این نهاد با حفظ اصالت اعضای آن نه فقط تامین کننده نیازهای جسمانی که برآورنده نیازهای روحی و روانی آنها نیز باشد. لذا ورود هرگونه خدشه به چهارچوب آن موجب صدمات جبران ناپذیری به جامعه می شود. از مهمترین آسیب های وارد به نظام خانواده طلاق است که به دو نوع ظاهری و خاموش تقسیم می شود. آمار بالای طلاق بویژه طلاق (عاطفی)خاموش است که رشد روزافزون آن موجب شده است که روانشناسان بسیاری به کشف و بیان علل گوناگون ان بپردازند.یکی از عوامل مهم تاثیر گذار بر این موضوع که اخیرا مورد توجه طراحان قرار گرفته است، موضوع مسکن و معماری خانه است. قطعا تاثیر عمیق معماری مسکونی بعنوان مادری که باید ساکنین خود را در آغوش گرفته و رافع نیازهای همه جانبه آنها باشد، در ایجاد آرامش فکری و روانی، نشاط و سرزندگی ساکنین خانه، خلق فضاهایی جهت تعاملات اجتماعی و فضاهایی با قابلیت انعطاف و تنوع پذیری، بر بهبود روابط همسران موثر بوده و ضمن کاهش تنش و استرس های موجود در زندگی مدرن، تقویت رابطه مطلوب زوجین با یکدیگر، تقویت مهارت های زندگی و افزایش بُعد معنوی، میزان طلاق عاطفی را به اندازه چشم گیری کاهش دهد. علاوه بر اهمیت موضوع طلاق عاطفی و تبعات آن در جامعه و همچنین تاثیر معماری بر کاهش یا افزایش آن، به طور خاص بدان پرداخته نشده و آنچه تا کنون مورد پژوهش قرار گرفته است، سنجش جداگانه هر یک از یک از این دو متغیر می باشد لذا ارتباط بین این دو و پاسخ به این پرسش که چگونه طراحی معماری مسکونی می تواند موجب کاهش طلاق عاطفی میان همسران گردد؟ موضوع پژوهش فوق می باشد این نوشتار بواسطه نیاز به شرح و توصیف علل طلاق عاطفی و سنجش عناصر معماری، با روش تحقیق توصیفی- تحلیلی نگاشته شده و اطلاعات آن بوسیله روش کتابخانه ای گرداوری و تنظیم گردیده است.
قرائتی بر بازآفرینی شهری پایدار در بافت های تاریخی با تحلیل و ارزیابی تحقق پذیری معیارهای آن در محلات بافت تاریخی شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی تحقیق حاضر، تحقق پذیری شاخص ها و مؤلفه های بازآفرینی پایدار شهری شیراز است که به منظور رسیدن به اهداف، وضعیت شاخص های بازآفرینی شهری پایدار (اقتصادی، مدیریتی، حقوقی، قانونی، مشارکتی، اجتماعی-جمعیتی، فرهنگی-گردشگری و کالبدی–عملکردی) در محلات هدف بافت تاریخی شیراز (درب شازده، سردزک، اسحاق بیک، بازارمرغ و سنگ سیاه) که به علت وجود اسناد و مدارک طرح ها و برنامه های بهسازی، نوسازی و بازآفرینی و همچنین در دسترس بودن ذینفعان، بازیگران و عوامل اصلی طرح ها و برنامه ها به صورت هدفمند به عنوان محله هدف ارزیابی شاخص های بازآفرینی و پایداری انتخاب شدند، مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش را ساکنین پنج محله منتخب از منطقه هشت شهرداری بافت تاریخی شهر شیراز معادل 26069 نفر تشکیل می دهند که با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر انتخاب و پرسشنامه به روش تصادفی ساده در سطح محلات توزیع و تکمیل شد. داده های مورد نیاز تحقیق، از طریق روش تجزیه و تحلیل FMEA و مطالعات اسنادی و میدانی (پرسشنامه و مصاحبه) گردآوری و با نرم افزار SPSS، آزمون آماری T تک نمونه ای، تحلیل واریانس، آزمون پس از تجربه (LSD) و فریدمن تجزیه و تحلیل شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد در شرایط موجود شیراز، شاخص کالبدی-عملکردی با میانگین 443/3 بالاترین میانگین و شاخص مشارکت عمومی-مردمی با میانگین 232/2 کمترین میانگین را به خود اختصاص داده است. نتایج حاصل از تحلیل واریانس حاکی است که در میان محلات پنج گانه بافت تاریخی شهر شیراز به لحاظ شاخص های بازآفرینی پایدار شهری تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین، با توجه به نتایج آزمون فریدمن، محله سردزک با میانگین 53/3، کمترین رتبه و محله بازارمرغ با میانگین 17/12، در رتبه اول قرار گرفته است.
مفهوم رفتار عقلایی و مسئله یادگیری از خطا در اقتصاد نئوکلاسیک: با نگاهی به نقدهای مکتب اتریشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم رفتار عقلایی برای علم اقتصاد و توضیح آن درباره سازوکار (مکانیسم) بازار و تعادل عمومی اهمیت اساسی دارد. از سوی دیگر، بین محدودیت عقلانیت و ایده یادگیری از خطا ارتباط منطقی وجود دارد. این مقاله با توضیح مفهوم رفتار عقلایی در اقتصاد نئوکلاسیکی و ارتباط آن با فرضیه انتظارات عقلایی به دو پرسش پاسخ می دهد: آیا یادگیری از خطا نقشی در مفهوم نئوکلاسیکی رفتار عقلایی دارد؟ اگر نه ، آیا ایده یادگیری از خطا می تواند کمکی به توسعه مفهوم رفتار عقلایی در علم اقتصاد کند؟ برای پاسخ به این پرسش ها، معنای انتخاب عقلایی که در اقتصاد نئوکلاسیکی طرح شده و نقدهایی که بر آن توسط نظریه های انتخاب تحت شرایط نااطمینانی و اقتصاد رفتاری وارد شده است، مورد بررسی قرار می گیرند. سپس، استفاده عقلایی از اطلاعات و ارتباط آن با مفهوم رفتار عقلایی مطرح می شود و مسئله یادگیری از خطا در این چارچوب مورد واکاوی قرار می گیرد. در نهایت، نظریه عقلانیت پوپر به عنوان «باز بودن به نقد» و یادگیری از خطا در قالب حدس و ابطال مطرح می گردد و از نقدهای دو اقتصاددان اتریشی، یعنی هایک و کریزنز، درباره مفهوم نئوکلاسیکی رفتار عقلایی برای تفهیم این مطلب که نظریه عقلانیت پوپر می تواند معنای رفتار عقلایی را در علم اقتصاد توسعه دهد، بهره گرفته می شود.
تحلیل فلسفی- اقتصادی عوامل عدم تمکین مودیان مالیاتی و اولویت بندی آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، تحلیلی فلسفی- اقتصادی است که به عوامل عدم تمکین مؤدیان مالیاتی می پردازد. با وجود نظریات بسیار متنوعی که در مورد عوامل مؤثر بر تمکین مالیاتی، اخلاق مالیاتی و فرار مالیاتی وجود دارد، تلقی افراد از اخلاقی بودن یا نبودن عدم تمکین مالیاتی را می توان از جنبه فلسفی و اقتصادی بررسی کرد. برخی از محققین فرار از پرداخت مالیات تحت هر شرایطی را اخلاقی نمی دانند، درحالی که برخی از متفکرین حوزه اقتصاد و فلسفه عدم تمکین مالیاتی را تحت شرایط خاص غیراخلاقی نمی دانند. این پژوهش ابتدا با روش کتابخانه ای عوامل و استدلالات موجود برای عدم تمکین مؤدیان مالیاتی را احصا می کند و سپس با استفاده از پرسشنامه های نخبگانی به بررسی تأثیر هر یک از این عوامل در عدم تمکین مؤدیان می پردازد و آن ها را اولویت بندی می کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که دو عامل فساد دولت یا تفکر اهریمنی مردم در مورد دولت و خدمت گذار بودن دولت به عنوان تأثیرگذارترین استدلال ها و عوامل عدم تمکین مالیاتی شناخته می شوند.
شناسایی راهبردهای گسترش پوشش اسلامی در دانشگاه (مورد مطالعه دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال شانزدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۷
85 - 101
حوزههای تخصصی:
دانشگاه نهادی است که به نهادینه سازی فرهنگ حجاب کمک می کند؛ ازاین رو در این پژوهش راهبردهای مؤثر بر گسترش پوشش اسلامی در محیط دانشگاهی شناسایی شدند. این تحقیق با استفاده از تحلیل SWOT انجام شد. بدین جهت 220 دانشجو به عنوان نمونه انتخاب شدند و طی پیمایشی پرسشنامه ای، داده ها جمع آوری و به کمک نرم افزار SPSS و بر مبنای تکنیک SWOT تحلیل شدند. بر پایه نتایج تحقیق، مهم ترین نقاط قوت و ضعف پیش روی گسترش پوشش اسلامی در دانشگاه، «ترویج فرهنگ پوشش اسلامی توسط نهادهای مختلف موجود در دانشگاه» و «عدم وجود برنامه های آموزشی در رابطه با پوشش اسلامی در دانشگاه» بود. همچنین، مهم ترین فرصت های دانشگاه عبارت اند از: «خانواده هایی که پوشش اسلامی را رعایت می کنند بر رعایت پوشش اسلامی فرزندان آنها در دانشگاه اثر دارد» و «آموزش الگوهای مناسب پوشش اسلامی و ملی در قالب های جذاب و با کمک طراحان لباس از طریق رسانه های جمعی»؛ و مهم ترین تهدیدهای موجود «وجود الگوها و مدل های ماهواره ای مؤثر در انتخاب مدل پوشش و آرایش ظاهر» و «تصور از پوشش اسلامی به عنوان مانعی برای فعالیت های اجتماعی و اشتغال زنان» می باشد. بر اساس همین تحلیل، راهبردهای تهاجمی، رقابتی، محافظه کارانه و تدافعی ارایه شدند. از جمله این راهبردها می توان به تدوین الگوهای پوششی برگرفته از محصولات به روز و منطبق با پوشش اسلامی در بازار، توسعه فرهنگ پوشش اسلامی از طریق حمایت از دانشجوبان طراح و دوزنده پوشش های اسلامی در خوابگاه ها، تقویت الگوهای دانشجویی و یا پرسنلی در درون دانشگاه متناسب با پوشش اسلامی در دانشگاه ولو با تامین هزینه از طرف دانشگاه، و درخواست از خانواده ها برای نظارت بیشتر بر نوع پوشش و آرایش فرزندان خود اشاره کرد.
نقش سنجش ازدور (RS) و سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) در آموزش جغرافیا و ارتقای سطح علمی و پژوهشی دانش آموزان در مدارس
حوزههای تخصصی:
با پیشرفت تکنولوژی در جهان، فنون جدیدی در حال تولید و ارائه به عرصه های آموزش و پژوهش است. توسعه همه جانبه ماهواره های تحقیقاتی و نرم افزارهای مختلف، یکی از پیشرفت هایی بوده که توانسته کمک شایانی به تحقیقات جغرافیایی نماید و علاوه بر کاهش هزینه ها، محدوده های وسیع تری را به صورت دقیق و لحظه ای مورد مطالعه و پایش قرار دهد. یکی از این فنون، سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی است که در کشور ما مورد توجه فراوان قرار گرفته و توسعه آن به قدری چشم گیر بوده که در کتاب های جغرافیایی مدارس نیز ورود پیدا کرده است. آموزش عملی این فنون در مدارس، می تواند علاوه بر افزایش یادگیری و انگیزه پژوهشی، ذهن خلاق و پویای دانش آموزان را شکوفا نموده و به سمت تحقیق و کسب تجربه سوق دهد. بنابراین نویسندگان در این تحقیق که با روش کتابخانه ای، میدانی و سنجش از دور انجام شده، به معرفی برخی از این فنون شامل بررسی نوسانات پوشش گیاهی و پهنه های آبی طی سال های مختلف، تحلیل گسترش فضای شهری در دهه های گذشته، محاسبه جابجایی تپه های ماسه ای در دوره های زمانی مختلف، محاسبه میزان فرونشست زمین، بازدید میدانی و استفاده از پهپاد برای عکس برداری و سه بُعدی سازی لندفرم ها اقدام کرده اند. لزوم بکارگیری این فنون نیازمند وجود دبیران جغرافیای کار آزموده و متخصص در این زمینه است که بتوانند با دیدگاه سیستمی، روابط متقابل بین عوامل مختلف محیطی را تبیین کرده و به دانش آموزان انتقال دهند. تشکیل کارگروه های تخصصی و آموزشی از قبیل برگزاری دوره های ضمن خدمت و مهارت آموزی توسط گروه های جغرافیای استان ها می تواند در این زمینه مهم و موثر باشد و دبیرانی متخصص و پژوهش محور را برای تربیت و پیشرفت کمّی و کیفی سطح علمی دانش آموزان، راهی مدارس نمایند. بنابراین تجهیز مدارس به سیستم های رایانه ای در رسیدن به آموزش های نرم افزاری بسیار ضروری می باشد.
بررسی سطح یادگیری دانش آموزان از مفاهیم فیزیک به کمک مدل ساختن گرایی APOS(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله، به بررسی سطح یادگیری دانش آموزان از مفاهیم فیزیک در مبحث حرکت شناسی (سینماتیک) بر اساس مدل APOS می پردازد. در این مدل، سطح یادگیری دانش آموزان از مفاهیم، در سطوح مختلف درجه بندی می شود. طبق این مدل، دانش آموزان مفاهیم را بر اساس ساختارهای ذهنی عمل، فرایند و شیء یاد می گیرند و این ساختارها را با یکدیگر هماهنگ می کنند تا طرحواره ی مفهوم ساخته شود. نوع پژوهش حاضر توصیفی است که به روش زمینه یابی انجام شده است و نمونه مورد نظر، 94 نفر از دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم رشته های ریاضی و تجربی مدارس دولتی منطقه 12 تهران هستند که به روش تصادفی انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری، آزمون پیشرفت تحصیلی شامل 11 مسأله چندقسمتی است که در مجموع، متشکل از 28 سؤال تشریحی است که توسط مؤلفین طراحی شده است. پایایی آزمون با محاسبه آلفای کرونباخ904/0 تأیید شد. نتایج این پژوهش نشان داد اکثر دانش آموزان مفاهیم مبحث حرکت شناسی را در سطح عمل و فرایند یاد گرفته اند و اکثر آن ها در درک این مفاهیم در سطوح شیء و طرحواره ناتوانند، بنابراین، ساخت و ساز مفاهیم مبحث حرکت شناسی در ذهن اکثر آن ها ناقص است و آن ها این مفاهیم را به درستی یاد نگرفته اند.
تحلیل و رتبه بندی شاخص های مؤثر بر توانمندسازی روستاییان مورد: بخش چندار شهرستان ساوجبلاغ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توانمندسازی روستاییان - به عنوان رویکرد جدید توسعه - در افزایش درآمد و توسعه سکونتگاه های روستایی مؤثر است. به بیانی دیگر، توسعه روستایی بدون توانمندسازی روستاییان امکان پذیر نمی شود. چراکه تغییر و تکامل دانش، مهارت و نگرش روستاییان از فرآگرد توانمندسازی، بستر توسعه روستایی پایدار است و همچنانکه روستاییان از ایده ها و روش های تازه استقبال می کنند، به دنبال آن، افکارشان نیز متحول می شود و در نتیجه، نگرش تازه ای در آن ها نسبت به فعالیت های کشاورزی و دیگر فعالیت های اقتصادی در مناطق روستایی ایجاد می شود و با ارتقای ظرفیت های شناختی (آگاهی و دانش) خود، موجبات توسعه پایدار روستایی را فراهم می سازند. هدف از انجام این پژوهش، تحلیل و رتبه بندی سکونتگاه های روستایی از نظر عوامل مؤثر بر توانمندسازی روستاییان بخش چَندار شهرستان ساوجبلاغ بوده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد پژوهش، کمّی (پیمایشی) است. جامعه آماری شامل ساکنان 10 روستای پرجمعیت بخش چندار شهرستان ساوجبلاغ با جمعیت 12764 تن است و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر به دست آمد و براساس جمعیت هر روستا، نسبت نمونه هر روستا مشخص گردید. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه پژوهشگرساخته است. برای مقایسه و رتبه بندی روستاها از شش شاخص ترکیبی (مولفه) شامل علاقه و انگیزه افراد، آموزش، مشارکت روستائیان، گردشگری، خدمات کمیته امداد و ظرفیت های جغرافیایی به عنوان عوامل اثرگذار بر توانمندسازی استفاده شده است. به منظور وزن دهی شاخص ها از تکنیک دیمتل و برای رتبه بندی از مدل ویکور بهره گرفته شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که روستای کُردان در رتبه یک و بعد از آن به ترتیب مزرعه گزل دره، فشند، مزرعه حسن آباد، ازنق، سبیستان، هرجاب، کوشک زر، امامزاده شاه حسین و بانوصحرا قرار گرفته اند. در میان شاخص های موثر بر توانمندسازی به ترتیب شاخص های مشارکت، علاقه مندی و انگیزه، بیشترین نقش را داشتند و سپس، ظرفیت های جغرافیایی، آموزش و خدمات کمیته امداد در رتبه های بعدی قرار دارند. شاخص گردشگری با اختلاف در رتبه آخر قرار گرفته است.
بررسی اثرات فضایی اندازه شهر و ساختار صنعتی بر بهره وری نیروی کار در راستای تحقق توسعه اقتصاد شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ادبیات اقتصادی، بهره وری نیروی کار بیشتر از آنکه یک زیرساخت فیزیکی تلقی شود، زیرساخت اجتماعی برای ترکیب بهینه عوامل تولید است که در کنار متغیری همچون توزیع اندازه شهرها می تواند اثرات متفاوتی برجای بگذارد. این پژوهش بر آن است که تأثیرات اندازه شهر و ساختار صنعتی شهرها را به عنوان دو ستون برای حفظ و تداوم رشد اقتصادی مورد بررسی قرار داده و اثرات آن را بر یک متغیر اقتصادی- اجتماعی همچون بهره وری نیروی کار مورد سنجش و ارزیابی قرار دهد. براین اساس از مدل های پانل فضایی جهت برآورد اثرات اندازه شهر و صنعتی شدن بر بهره وری نیروی کار برای ۳۰ استان کشور طی دوره زمانی ۱۳۹۶-۱۳۸۴ استفاده شد. به دلیل وجود اثرات تجمیعی و ازدحامی در شهرها، از توان دوم متغیرهای اندازه شهر و صنعتی شدن در برآوردها استفاده شد. نتایج نشان دادند رابطه U شکل معکوس بین اندازه شهر و صنعتی شدن با بهره وری نیروی کار وجود دارد. می توان استدلال نمود که در مرحله ابتدایی به دلیل بزرگتر بودن اثر تجمیعی از اثر ازدحام، اندازه شهر دارای اثر مثبتی بر بهره وری بوده (به اندازه ۰/۴۹ واحد افزایش)، ولی به مرور زمان اثر ازدحامی دارای نیروی قوی تر نسبت به اثر تجمیعی در شهرها شده و بهره وری نیروی کار را کاهش داده است (به اندازه ۰/۳۱ واحد کاهش). از سوی دیگر، ساختار صنعتی نیز به دلیل افزایش تولید، بهره وری را افزایش می دهد (به اندازه ۱۴/۷۱ واحد افزایش) ولی بعد از رسیدن به نقطه بهینه به دلیل وابستگی بیش از حد به صنایع تولیدی، مزایای نهایی اثر مقیاس بر بهره وری نیروی کار را کاهش می دهد (به اندازه ۰/۰۲ واحد کاهش).
شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر شکل گیری و کارکرد ساختار شبکه روابط بین سازمانی در بهسازی و نوسازی بافت فرسوده شهری (موردمطالعه: محله قائمیه شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و مدیریت شهری سال دهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۷
۱۰۶-۸۵
حوزههای تخصصی:
در ساختار مدیریت شهری، توسعه تعاملات و ارتباطات درون و بین سازمانی، به ارتقای عملکرد سازمانی می انجامد و راهکاری برای رفع ناکارآمدی های مدیریت شهری ناشی از تعدد سازمان ها و ناهماهنگی های بین سازمانی در پاسخ به مشکلات و چالش های شهری است. به منظور هماهنگی بین سازمانی بر پایه توسعه ارتباطات بین سازمانی در سیستم مدیریت شهری، تحلیل شبکه روابط بین سازمانی به گونه ای که علاوه بر شناخت و تحلیل نحوه ارتباط سازمان ها با یکدیگر، امکان شناسایی و تحلیل انگیزه ها و عوامل مؤثر بر شکل گیری و دگرگونی این روابط بین سازمانی را نیز در راستای تحقق اهداف توسعه شهری و سازمانی فراهم کند، ضرورت دارد. از این رو، هدف پژوهش حاضر، دستیابی به علل مؤثر بر شکل گیری و دگرگونی روابط بین سازمانی و تحلیل شبکه ای روابط در راستای افزایش هماهنگی بین سازمانی در جهت تسهیل فرایند تحقق اهداف برنامه های بهسازی و نوسازی شهری بافت ناکارآمد محله قائمیه واقع در منطقه ۱۳ شهر اصفهان می باشد. از این منظور، یک پژوهش کاربردی و استقرایی براساس مراحل سه گانه توصیف، تحلیل و تجویز در دستورکار قرار گرفت که در آن از فنون و روش های کمی و کیفی (چون تحلیل ذی نفعان بر پایه ماتریس قدرت- نفوذ و تحلیل عوامل سببی مؤثر در شکل گیری و دگرگونی روابط بین سازمانی و تحلیل شبکه روابط بین سازمانی)، استفاده شد. نتایج پژوهش نشان دادند در درون شبکه روابط بین سازمانی شکل گرفته برای پیشبرد اهداف برنامه نوسازی و بهسازی محله قائمیه، مهم ترین و فعال ترین سازمان ها به ترتیب معاونت شهرسازی و معماری شهرداری اصفهان، سازمان نوسازی و بهسازی و شهرداری مرکزی اصفهان می باشد. همچنین مهم ترین عوامل سببی (دلایل و انگیزه های) مؤثر بر شکل گیری و دگرگونی روابط بین سازمانی به ترتیب اهمیت شامل تبادل اطلاعات، وجود پروژه های محرک توسعه، پشتیبانی از تحقق اهداف مشترک، پشتیبانی از تحقق ارزش های مشترک، به کارگیری سرمایه های اجتماعی و نیاز به تأمین منابع از سایر سازمان ها می باشند. در واقع فعال ترین سازمان ها می توانند با تقویت اصلی ترین دلایل و انگیزه های شکل گیری روابط بین سازمان های درگیر در برنامه نوسازی و بهسازی محله قائمیه، هماهنگی بین خود را در راستای تحقق اهداف این برنامه و تحقق پذیری آن افزایش دهند.
بهینه سازی الگوی کشت در چارچوب اهداف کشاورزی اقلیم-هوشمند: مطالعه موردی شبکه آبیاری درودزن- ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و توسعه کشاورزی جلد ۳۵ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
422 - 407
حوزههای تخصصی:
سیستم های نوین آبیاری به عنوان یک راهبرد انطباقی برای مدیریت اثرات تغییر اقلیم و بهبود امنیت آب در نظر گرفته می شود. استفاده از چنین سیستم هایی علاوه بر صرفه جویی در مصرف آب، چالش هایی را در زمینه افزایش مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانه ای ایجاد کرده است. اگرچه برخی از مطالعات اخیر تحلیل های ارزنده ای از رابطه بین آب و انرژی در سیستم های آبیاری کشاورزی ارائه کرده اند، اما توجه همزمان به بهره وری، سازگاری و کاهش اثرات مخرب محیط زیستی در بهینه سازی الگوی کشت یک سیستم کشاورزی به عنوان یک ضرورت اساسی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. کشاورزی اقلیم-هوشمند به عنوان یک مفهوم برنامه ای قوی که به این سه هدف می پردازد، پتانسیل یک راه حل برد سه جانبه را ایجاد کرده است. این مطالعه با توسعه یک مدل یکپارچه اقتصادی-هیدرولوژیکی-محیط زیستی به نام WECSAM در سطح حوضه، متشکل از یک مدل هیدرولوژیکی به نامWEAP و یک مدل بهینه سازی چند-هدفه و ترکیب آن با مفاهیم ردپای آب، ردپای انرژی و انتشار گازهای گلخانه ای در چارچوب کشاورزی اقلیم-هوشمند، در جهت پر کردن این خلأ است. این مدل برای منطقه شمالی حوضه آبریز بختگان به نام شبکه آبیاری درودزن اجرا شد. نتایج مدل WECSAM نشان داد که با بهینه سازی همزمان اهداف متناقض حداکثرسازی سود اقتصادی و حداقل سازی ردپای آب، ردپای انرژی و انتشار دی اکسید کربن، در مقایسه با مدل تک- هدفه حداکثرسازی سود، باعث کاهش 2/8 درصد ردپای آب، کاهش 2/21 درصد ردپای انرژی، کاهش 9/6 درصد انتشار انتشار دی اکسید کربن و کاهش 4/7 درصد سود اقتصادی می شود. سهم سیستم قطره ای در آبیاری الگوی کشت آب-هوشمند، انرژی-هوشمند و اقلیم-هوشمند 5/54 درصد و برای سیستم بارانی نیمه متحرک 2/26 درصد است، در حالی که سیستم بارانی کلاسیک ثابت کمتر از یک درصد از آبیاری الگوی کشت بهینه را به خود اختصاص می دهد.
بررسی اثر دینداری بر گرایش افراد در انتخاب بین نظریه های عدالت جان رالز و محمدباقر صدر (یک مطالعه آزمایشگاهی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ عدالت اجتماعی به عنوان والاترین آرمان انسانی همواره مورد توجه بوده است و نظریه های گوناگونی در این زمینه شکل گرفته است. در این مسیر آگاهی از گرایش افراد با هدف اثرگذاری مؤثرتر سیاست ها در تحقق عدالت اجتماعی بسیار اهمیت دارد. دینداری یکی از عوامل شکل دهنده نگرش افراد و از آن طریق رفتارهای اقتصادی و اجتماعی می باشد. هدف از این تحقیق بررسی اثر دینداری بر تمایل افراد در انتخاب نظریه های منتخب در موقعیت های تصمیم گیری مختلف (بدون منفعت شخصی (شخص ثالث) بر مبنای روش تجربه آزمایشگاهی میان 150 نفر از دانشجویان دانشگاه های تهران می باشد. تحلیل نتایج حاصل از آزمایش تجربی بر اساس مدل لوجیت نشان می دهد که متغیر دینداری بر احتمال انتخاب نظریه شهید صدر در موقعیت (1) و (2) اثر مثبت و معناداری دارد. همچنین متغیرهای دینداری و طبقه اجتماعی اثر مثبت معناداری بر پابرجایی افراد در انتخاب نظریه شهید صدر در موقعیت دوم نسبت به موقعیت اول دارند.
نقش انواع دانش در مراحل بین المللی شدن شرکت های دانش بنیان همراه با دلالت های سیاستی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های بازرگانی بهمن و اسفند ۱۴۰۰ شماره ۱۱۱
85 - 106
حوزههای تخصصی:
هرچند دانش و نوآوری، سرمایه اصلی شرکت های کوچک و متوسطِ دانش بنیان در بازارهای بین المللی است، کمبود منابع و دسترسی های این شرکت ها سبب می شود نیاز به حمایت های دولتی برای موفقیت در این عرصه داشته باشند. در این پژوهش، به بررسی انواع و منابع اکتساب دانش مورد نیاز برای بین المللی شدن و سپس تطبیق این دانش بر هر یک از مراحل توسعه شرکت در مسیر بین المللی شدن مبادرت شده است. در این پژوهش ابتدا برای تبیین انواع و منابع دانش در مراحل گوناگون بین المللی شدن از تحلیل محتوا با رویکرد استدلال قیاسی و سپس برای یافتن دلالت های سیاسی ارتقای دانش، از تحلیل محتوا با رویکرد استدلال استقرایی بر روی داده های حاصل از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان منتخب استفاده شده است. یافته های به دست آمده نشان می دهد برنامه های حمایتی مورد نیاز برای ارتقای دانش توسعه صادرات برای شرکت های تازه وارد تنوع بیشتر و نقش حیاتی تری دارد؛ برای شرکت های در حال رشد ماهیت تسریع گذار به مرحله بالاتر را دارد و برای شرکت های تثبیت شده در بازارهای خارجی باید به صورت هدفمند و متناسب سازی شده تعریف و اجرا شود.
عوامل مؤثر بر نابرابری سلامت در استان های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نابرابری سلامت را می توان به صورت تفاوت ها و اختلافات در دستیابی به سلامت بین گروهی از افراد و همچنین تفاوت در فرصت های داشتن زندگی سالم تعریف کرد. این تفاوت ها به یک نگرانی عمده در زمینه بهداشت عمومی تبدیل شده است و بیشتر کشورها با برقراری سیاست هایی درصدد کاهش آنها هستند. سیاست ها و دخالت هایی که مستقیماً به عوامل اجتماعی و اقتصادی ایجادکننده نابرابری سلامت می پردازند، در کاهش این نابرابری بسیار مؤثر هستند. در اینجاست که شناسایی عوامل مؤثر بر نابرابری سلامت اهمیت می یابد. هدف این مطالعه تعیین عواملی است که با نابرابری سلامت در ارتباطند. برای دستیابی به این هدف، از روش داده های ترکیبی برای 31 استان ایران طی سال های 1397_1388 استفاده و شاخص نابرابری سلامت با استفاده از ضریب جینی محاسبه شده است. نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که ضریب تورم در بخش سلامت، نابرابری درآمد، آموزش و بیکاری مثبت و از نظر آماری معنادار است. همچنین، در این مدل درآمد، بیمه و مخارج عمرانی دولت به کاهش نابرابری سلامت کمک می کند.
بررسی مفهوم نیایش در کیش مانوی: مطالعه موردی سه نیایش فارسی میانه مانوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نیایش های بر جای مانده از مانویان بیشتر به زبان های فارسی میانه و پارتی هستند.نیایش های مانوی عموما در بردارنده مضمون نجات نور و رستگاری روح درآمیخته با تاریکی و نادانی است. این نیایش های اغلب شعر گونه بوده و به صورت سرود هایی همراه با موسیقی درتالارهای مخصوص نیایش که در مانستان ها ساخته شده بودند، خوانده می شدند. نیایش های مانویان دارای دو جنبه فردی و اجتماعی بوده و نیایش ها و نماز های روزانه به صورت فردی یا جمعی همراه با آداب و مناسک خاصی خوانده می شدند. هدف از این پژوهش نگاهی اجمالی به مفهوم و جایگاه نیایش در باور مانویان با مطالعه موردی سه نیایش فارسی میانه است . این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای سه نیایش فارسی میانه مانوی: قطعه ی نیایشی M4b، قطعه M20 و دست نوشته ی M174 را مورد واکاوی قرار داده است. مطالعه ی این نیایش ها نشان می دهد که نیایش های مانویان عموما دربردارنده عناصر بنیادین اندیشه و عرفان این کیش هستند. مضامینی چون تقابل تاریکی و روشنی، نجات روح یا نور در بند تاریکی و رستگاری آدمی، استغاثه به پدر بزرگی، درخواست یاری از ایزدان و جستجوی منجی از اصلی ترین مواردی هستند که در نیایش های مانویان بیان می شود. این نیایش ها گاه شکل اندرز به خود می گیرند و گاه به صورت درخواست بیان می شوند.
Investigating and Evaluating the Existing Capacities and Potentials for the Development and Expansion of Ecotourism in Paveh City(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
Ecotourism is a tool for achieving the goals of sustainable development, because it offers similar solutions to current problems. Iran is one of the most attractive countries in the world, which is among the top countries in the world in terms of climatic diversity and archeological and civilizational monuments, but unfortunately, in terms of ecotourism attraction and income, it does not have a worthy position. With coherent and systematic planning, the country can be saved from economic stagnation and dependence on oil, and the ground can be prepared for more employment and preservation of national reserves and resources. At the same time, ecotourism has the highest efficiency and effectiveness in using natural and cultural capabilities, which, while using it efficiently and creating conditions for employment and income generation, has the least negative impact on the environment and is a suitable tool for its development. It is in developing countries. For Iran, given its potential and actual tourism potential, the development of this industry can be considered as one of the appropriate options, despite the recent years and efforts in five-year plans based on the country's 20-year vision. Good activities have been done in this field, which in comparison with the increasing growth of world tourism, these activities do not seem to be sufficient at all, and in this regard, the city of Paveh, despite the various natural and cultural capabilities to properly exploit the gifts. And the benefits of this industry require proper attention, planning and investment, and efficient management in this sector. This research was conducted by descriptive-analytical method using a questionnaire and statistical analysis using SPSS software. The results showed that the tourism infrastructure conditions of Paveh city can not lead to the development of tourism in Paveh city at present and should provide more infrastructure services to think about tourism development and economic conditions resulting from tourism development is not good and basic plans should be created in this regard to It is possible to achieve the economic development of the region before the development of tourism. Also, marketing conditions have been able to lead to the development of tourism in Paveh city on average, but more efforts should be made in the field of advertising and marketing.
تصوف و عرفان در مقام ویژگی گفتمانی رساله های خوشنویسی سده های هشتم تا یازدهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۶ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
115 - 124
حوزههای تخصصی:
تحولات تاریخی خوشنویسی اسلامی را می توان با شناخت گفتمان های مختلف حاکم بر آن در ادوار مختلف بازخوانی کرد. هدف این پژوهش نیز بازشناخت یکی از گفتمان های تاریخ خوشنویسی، یعنی گفتمان صوفیانه و تحلیل ساز و کارهای زمینه ای و رویه های تحمیل انگاره های عرفانی توسط این گفتمان بر رساله های خوشنویسی است. گفتمانی که به مرور بر اثر قدرت یافتن و دامنه نفوذ تصوف، در حدود سده های هشتم تا یازدهم هجری غالب گشت و آثار انگاره های عرفانی تحمیلی آن را در اقسام جریانات فکری و مشاغل و هنرهای این دوره می توان مشاهده کرد. این گفتمان همچنین سبب به وجود آمدن ویژگی های مشترک در متون و رساله های مربوط به هنر خوشنویسی گشت. بنابراین در این پژوهش با اتخاذ رویکرد تاریخی- تفسیری و بهره گیری از روش تحلیل گفتمان، به تعیین مفصل بندی ها و بازشناخت ویژگی های صوفیانه در رساله های خوشنویسی سده های هشتم تا یازدهم هجری پرداخته شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تلقی عرفانی از هنر خوشنویسی، در مقام ویژگی گفتمانی و تاریخمند خاص این دوره بوده و نه تنها خصیصه ذاتی و همیشگی خوشنویسی اسلامی نبوده، بلکه در کشمکش و تقابل آشکار با سایر گفتمان های تاریخ ساز هنر اسلامی همچون گفتمان علمی- هندسی در سده های پیشین قرار می گیرد.
تحلیل تطبیقی بازنمایی سوژه زن در عکس های شبکه اینستاگرام بر اساس مفهوم حادواقعیت ژان بودریار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازنمایی تصویری در جهانِ رسانه در ساحت عکس های ساخته و پرداخته شده دیجیتال، امری نوین است که دست یابی به آن، نیازمند شناسایی نظام معرفتی و تکنولوژیک هنر پسامدرن و رسانه ای و نیز تحولاتی است که در مسیر دگرگونی سوبژکتیویته پدید آمده اند. بازنمایی تصویری سوژه زن در شبکه اجتماعی اینستاگرام می تواند منظر مناسبی برای بررسی امر بازنمایی معاصر فراهم آورده و با فاصله گرفتن از سوژه محوریِ مدرن، جایگاه سوژه زن در حادفضای رسانه را نمایان سازد. مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی در چارچوب آرای ژان بودریار در باب رسانه، در پی پاسخ به این پرسش ها است که چگونه شبکه اجتماعی اینستاگرام با ساختار تکنولوژیک و گردش رسانه ای خود بر بازنمایی تصویری سوژه زن معاصر ایران تأثیر گذاشته و چه جایگاهی را می توان برای سوژه هنرمند و ابژه تصویر در بازنمایی رسانه ای معاصر قائل شد؟ هدف از این نوشتار، تحلیل تطبیقی بازنمایی سوژه زن معاصر ایران در حادفضای اینستاگرام با تکیه بر آرای بودریار است. جامعه هدف، عکس های منتشرشده از زنان در این شبکه بوده که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شده؛ معیارهای انتخاب تصاویر مبتنی بر دریچه مفهومی بودریار تعیین شده اند. نتایج حاصل از پژوهش به روشنی نشان می دهند که جهانِ بازنمایی رسانه ای زنان معاصر ایران، همان جهانِ بی مرجعِ رسانه و حادواقعیتی است که در گسست از واقعیت، امکانِ فاعلیتِ سوژه را سلب کرده و او را با ابژه هایی روبه رو ساخته است که رسانه و ساختار تکنولوژیکِ آن پیش روی او نهاده اند؛ ابژه هایی فرازیباشناختی و فراجنسیتی که بدل به وانموده هایی تهی شده و هویت و واقعیتِ جدید خود را مبتنی بر جهانِ رسانه جست و جو می کنند.







