مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴٬۹۲۱ تا ۹۴٬۹۴۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
یک اندیشه سیاسی برای دوام آوردن در عالَم اندیشه ها، باید مانا و پویا باشد؛ مانایی و پویایی یک اندیشه سیاسی در صورتی محقق می شود که علاوه بر لحاظ سه لایه ی وجودیِ انسان در مقام تکوین، در فضای گفتمانی هم بتواند نظریه های رقیب را به چالش بکشد و این امر میسور نیست مگر اینکه در مقام تکوین، جامعیت داشته باشد. برای اثبات این فرضیه، از تحلیلِ اندیشه سیاسی در دو مقامِ ثبوت - بر اساس الگویِ انسان شناسی حکمت متعالیه - و مقام اثبات - بر اساس روش تحلیل گفتمان - استفاده می کنیم و این الگو، بر اندیشه امام خمینی قابل تطبیق است. در انتها خواهیم دید بر خلاف مدعی زوال، اندیشه سیاسی شیعه با فرآیند تکاملی مواجه بوده و این تکامل در اندیشه سیاسی امام خمینی به بلوغ می رسد و پا به عرصه عمل و مدیریت جامعه می گذارد.
اصالت وجود به عنوان معیار خیر اخلاقی در فلسفه صدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
در فلسفه صدرا وجود به عنوان خیر معرفی شده است و تشکیک وجود همزمان مراتب خیر را نیز نشان می دهد. ملاصدرا در اخلاق نیز به حسن و قبح ذاتی و عقلی باور دارد. در این مقاله از ارتباط این دو بخش از اندیشه صدرا بحث خواهیم کرد و نشان خواهیم داد اصالت وجود می تواند مبنایی عقلی برای دفاع از حسن و قبح ذاتی افعال اخلاقی باشد. ادعای اصلی این است که اصالت وجود و تشکیک در وجود ابعادی هنجاری نیز دارند. در مقایسه دیدگاه صدرا با دیدگاه دو فیلسوف معاصر او مشخص خواهد شد صدرا به دلیل آنکه با تکیه بر عقل از خیر اخلاقی دفاع می کند احکام اخلاقی را تابع اراده انسان نمی داند و دیدگاه او در برابر اراده گرایی دکارتی قرار دارد. همچنین اخلاق واقع گرایانه او با فایده گرایی تجربی نیز تفاوت دارد و به دلیل پیوند دادن وجود با خیر در برابر بی معنایی و پوچ گرایی است.
آشکارسازی لکه های نفتی در خلیج فارس با استفاده از تصاویر سنجنده MODIS
منبع:
اکولوژی انسانی سال اول زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱
50 - 78
پیشرفت های فنّاوری سنجش ازدور آن را به جایگزین مناسبی برای روش های سنتی در پایش، شناسایی و تحلیل لکه های نفتی تبدیل کرده است. سنسورهای SAR معمولاً برای تشخیص لکه های نفتی استفاده می شوند، اما استفاده از تصاویر آن ها به دلیل هزینه های بالا، عرض برداشت کم و تفکیک زمانی ضعیف محدود است. سنجنده MODIS قرارگرفته بر روی سکوهای ترا و اکوا در هرروز دو بار از هر نقطه از سطح کره زمین تصویر برداشت می کنند و تصاویر آن در قدرت تفکیک 250، 500 و 1000 متری هستند که منبع رایگان و ارزشمندی جهت آشکارسازی لکه های نفتی هستند. در این پژوهش به منظور آشکارسازی لکه های نفتی طی سه رخداد نشت نفت در سال های 2007، 2015 و 2016 اقدام به آشکارسازی لکه های نفتی با استفاده از تصاویر سطح یک MODIS شد. در مرحله پیش پردازش تصاویر MODIS به بازتاب بالای اتمسفر تبدیل شدند، به منظور آشکارسازی لکه های نفتی، از شاخص آشکارسازی لکه های نفتی استفاده شد و به برای بررسی اثر لکه های نفتی بر غلظت کلروفیل آب و فیتوپلانکتون ها، جلبک های شناور، رنگ آب، کدورت آبی و دمای سطح آب به ترتیب از شاخص ها و الگوریتم های OC3، CMI، FAI و SABI، NDVI، TWI و SST4 استفاده شد. نتایج نشان می دهد که لکه های نفتی در خروجی شاخص OSI منطبق بر پیکسل های با بالاترین DN ها در تصویر مربوط به هرسال است، همچنین لکه های نفتی باعث کاهش غلظت کلروفیل، جلبک های شناور، رنگ آب و دمای سطح آب و افزایش کدورت آبی می شوند که در تصاویر خروجی مربوط به همه شاخص ها و الگوریتم ها لکه های نفتی منطبق بر پیکسل های با حداقل ارزش DN ها است. در بین تمامی روش های مورداستفاده تنها شاخص CMI مربوط به فیتوپلانکتون ها تغییرات محسوسی در محدوده لکه های نفتی نشان نمی دهد؛ بنابراین پیشنهاد می شود جهت آشکارسازی لکه های نفتی از روش ها و شاخص های مورداستفاده در این پژوهش استفاده گردد.
کیهان شناسی سیاست فارابی و عدم نیاز به سنجش گزاره ها در فلسفه مدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۲
187 - 229
رابطه فلسفه عملی با فلسفه نظری، موضوعی دیرین در تاریخ فلسفه سیاسی است. این رابطه در نظام فلسفی قدیم عمدتاً رابطه ای تبعی میان فلسفه عملی در نسبت با فلسفه نظری است. اما موضوع حائز اهمیت دراین میان، میزان تبعیت فلسفه عملی از فلسفه نظری و تأثیری است که یکی بر دیگری دارد. مقاله حاضر با اتکا به این نسبت در تلاش است تا نشان دهد که این رابطه در فلسفه سیاسی فارابی، چه رابطه ای است و میزان اثرگذاری فلسفه نظری وی در بازتولید فلسفه عملی چه اندازه است و این موضوع چه تأثیری بر ساختار فلسفه سیاسی فارابی بر جای گذاشته است. به این منظور با اتکا به روشی شناختی در فلسفه قدیم یعنی آنالوژی، تلاش شده تا نشان داده شود که فارابی چگونه با مبنا قرار دادن فلسفه نظری، فلسفه سیاسی خود را بازتولید کرده است. مدعای مقاله این است که فارابی در کنشی یک سویه، فلسفه سیاسی خود را از دل فلسفه نظری استخراج کرده است و این کنش به بازتولید فلسفه نظری در فلسفه سیاسی رسیده است. فارابی با ابتنا به فلسفه نظری و انتقال گزاره ها از فلسفه نظری به فلسفه سیاسی نیازی به سنجش مجدد گزاره های منتقل شده به فلسفه سیاسی ندیده است. به این معنا فارابی با متناظر کردن یکیاز این دو بر دیگری با استفاده از روش قیاس یا آنالوژی عملاً خود را بی نیاز از سنجش مجدد گزاره هایش در فلسفه سیاسی دیده است. از این رو وظیفه وی به عنوان فیلسوف سیاسی در توصیف مدینه فاضله و سامان مطلوب و مدینه های غیر فاضله و فاقد سامان مطلوب در جایی به اتمام می رسد که هنوز از فلسفه نظری، فاصله زیادی نگرفته است. در این مقاله تلاش شده است تا با اتکا به روشی که فارابی برای دستیابی به فلسفه سیاسی انتخاب کرده است، نشان دهیم که چگونه استقلال فلسفه سیاسی و فهم آن در آرای وی تابع فلسفه نظری است و این موضوع چگونه باعث شده است تا شارحان وی، دیدگاه های بسیار متفاوتی از یکدیگر داشته باشند.
وقف و کارکرد مشارکت سیاسی در ایران معاصر؛ مطالعه ای از منظر نهادگرایی جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۲
327 - 359
وقف به عنوان عمل برخاسته از سنت تاریخی و دینی در جهان اسلام و ایران از دیربازمورد توجه دین باوران، خیرین، دولت مردان و بهره مندان عادی از هر قشر و گروه اجتماعی بوده و به لحاظ کارکردی به مثابه سازمانی مردم نهاد، سنتی و دین پایه، تأثیرات فراوانی بر ساختارهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی داشته و در عصر حاضر به واسطه مطرح شدن ایده دولت کوچک و جامعه مدنی بزرگ، این دست نهادها قابلیت مطرح شدن دوباره و بازبینی سازوکارهای درونی و کارکردهای بیرونی و نوین سازی کاربردی دارند. با چنین پیش زمینه ای واز منظر«نهادگرایی نوین» می توان این پرسش کلیدی را مطرح ساخت که: وقف به مثابه «تشکلی مردم نهاد»، «شریعت پایه» و «جامعه محور» چگونه بر مشارکت سیاسی تأثیر می گذارد؟ در پاسخ به این پرسش کلیدی می توان این فرضیه را مطرح کرد که وقف به مثابه سازمانی مردم نهاد و نوع دوستانه، به صورت غیر مستقیم و غیرمحسوس با ورود به حوزه اختیارات دولت در عرصه عدالت اجتماعی، با خیراندیشی برخاسته از دوگانه شریعت و انسان دوستی به بازتوزیع منابع ثروت و سرمایه اقدام می کند و مشارکت سیاسی را تسهیل می نماید. تشریح وجوه این سازوکار از مسیر بازخوانی مفهوم وقف، پیشینه تاریخی آن و مطالعه آن، از منظر روش نهادگرایی نوین امکان پذیر است. این پژوهش با بهره-گیری از روش کیفی- تفهمی تلاش دارد به بازنمایی این حوزه مغفول کمک نماید. یافته های این پژوهش نشان می دهد که وقف به سه شیوه «مشارکت اجتماعی» از طریق تمرکز بر کمک های بهداشتی- درمانی، «مشارکت اقتصادی» از طریق اعطای اعانات و ارائهخدمات رفاهی و نیز «مشارکت سیاسی» از طریق کارکردهای فرهنگی- آموزشی به ویژه به گروه های نیازمند و اقشار محروم جامعه به روند حکمرانی کمک می کند و این استعداد را دارد تا در خدمت مدلی از حاکمیت کارآمد و جامعه محور درآید.
راهبردهای ارتقای شفافیت در رسانه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۳ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۹)
271 - 292
در دنیای امروز، شفافیت فعالیت و عملکرد، یکی از شاخص های اصلی سازمان ها و دولت های دموکراتیک و مردم سالار در جلب اعتماد و مشروعیت عمومی است. بر همین اساس پژوهش حاضر، با هدف <شناسایی راهبردهای ارتقای شفافیت در رسانه های ایران> انجام شد. بدین منظور تعداد 48 نفر از مدیران، متخصصان و استادان علوم ارتباطات، رسانه، جامعه شناسی و حقوق با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب و با روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار تحقیق، مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بود و انجام مصاحبه ها تا اشباع اطلاعات ادامه یافت. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از فرایند کدگذاری گلیزری استفاده شد. بر این اساس پس از تلخیص مصاحبه ها، در کدگذاری باز 145 کد، در کدگذاری انتخابی 36 کد و در کدگذاری نظری تعداد 14 کد و مقوله اصلی به دست آمد. همچنین، برای تأیید اعتبار یافته ها از تکنیک کنترل اعضا و برای تأیید پایایی از نظرهای اعضای کمیته راهنما استفاده شد. یافته ها شامل ایجاد جریان آزاد اطلاعات؛ ارتقای آزادی رسانه ها نزد حاکمیت؛ تشکیل سازمان نظام رسانه ای؛ تقویت رسانه های کنشگر مستقل و تخصصی؛ تقویت نهادهای مدنی؛ آموزش و تربیت نیروهای رسانه ای؛ ارائه آموزش های رسانه ای به مدیران سازمان ها و روابط عمومی ها؛ اجرای طرح تربیت رسانه ای عمومی؛ تدوین نظام جامع شفافیت رسانه ای؛ ارتقای فرهنگ مطالبه گری و نقدپذیری؛ قالب شناسی و مخاطب شناسی رسانه ای؛ اعتباربخشی رسانه ای؛ آینده پژوهی رسانه ای؛ تامین زیرساخت های فناورانه رسانه ای بود. یافته ها نشان داد برای ارتقای شفافیت در رسانه های ایران، به کارگیری این راهبردها در سطح خرد و کلان نظام رسانه ای کشور، امری ضروری است.
عوامل مؤثر بر رهبری فکری کاربران شبکه های اجتماعی در ایجاد کنش اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هشتم زمستان ۱۴۰۱شماره ۳۲
357-384
شبکه های اجتماعی ، ظرفیت های نوینی را به منظور تأثیرگذاری بر کاربران و هدایت آن ها به سوی کنش اجتماعی فراهم کرده اند. هدف پژوهش حاضر، ارائه مدلی از عوامل مؤثر بر رهبری فکری کاربران شبکه های اجتماعی در ایجاد کنش اجتماعی بود. بدین منظور، طرح پژوهشی همبستگی برای تبیین روابط میان متغیرهای پیش بین شهرت و جذابیت ، تخصص ، هنجارمندی ، جایگاه اجتماعی رهبر، شباهت او با کاربر، رسانه های رسمی، ویژگی های پیام، تأثیر پذیری کاربر، انتشار فراخوان های مربوط به کنش اجتماعی با متغیر معیار کنش اجتماعی هماهنگ کاربران در شبکه اجتماعی اینستاگرام اتخاذ شد. 393 نفر به پرسشنامه محقق ساخته که روایی صوری و محتوایی آن توسط خبرگان تأیید شد، پاسخ دادند. آلفای کرونباخ زیر-مقیاس های پرسشنامه به جز یک مورد، بالاتر از 0.70 بود. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که رهبری فکری در شبکه های اجتماعی، به طور مستقیم بر کنش اجتماعی هماهنگ تأثیر نداشته، بلکه رهبری فکری از طریق متغیرهای میانجی «شهرت و جذابیت» رهبر فکری، و نیز «تأثیرپذیری کاربران» و «انتشار فراخوان های مربوط به کنش اجتماعی»، بر کنش اجتماعی هماهنگ کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام مؤثر بوده است. نیز «ویژگی های پیام»، بیشترین تأثیر را بر رهبری فکری داشته است. یافته های پژوهش حاضر می تواند در رهبری فکری کاربران شبکه های اجتماعی به منظور ایجاد کنش اجتماعی هماهنگ توسط مراکز آموزشی و علمی، و نیز متولیان تولید و انتشار محتوا در فضای مجازی، مورد استفاده قرار گیرد.
شناسایی مؤلفه های سنجش بهره وری در سازمان های فرهنگی ایران (مطالعه موردی: سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال هجدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۶۷
309 - 325
در سال های اخیر، تأمین مالی فعالیت های فرهنگی به دلیل کاهش درآمد شهرداری ها ناشی از وقوع پدیده رکود تورمی با مشکل مواجه شده است. به علاوه، شرایط نامناسب اقتصادی جامعه باعث شده تا شهروندان تخصیص بودجه به سازمان های فرهنگی دولتی و عمومی را با حساسیت بیشتری دنبال کنند و به آن واکنش نشان دهند. از این رو، افزایش بهره وری و رشد نسبت ستاده به نهاده با کاهش هزینه ها و افزایش کارایی و اثربخشی سازمان های فرهنگی دولتی و عمومی نه یک ضرورت، بلکه به یک الزام تبدیل شده است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف ارائه یک الگوی سنجش بهره وری در سازمان های فرهنگی ایران، به شناسایی مؤلفه های سنجش بهره وری در سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران در سال 1398 پرداخته است. برای این منظور، داده های لازم از مطالعات تجربی مرتبط با کلید واژه بهره وری و ابعاد آن جمع آوری و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد عوامل مرتبط با سنجش بهره وری در سازمان های فرهنگی را می توان ذیل 5 مؤلفه اصلی (1) سبک مدیریت، (2) عوامل فردی، (3) عوامل اقتصادی، (4) عوامل محیطی و (5) عوامل فرهنگی و اجتماعی و 58 مؤلفه فرعی دسته بندی کرد. خاطرنشان می شود، استفاده از این نتایج می تواند بهره وری در سازمان های فرهنگی را افزایش دهد و زمینه صرفه جویی در منابع دولتی و بخش عمومی را فراهم نماید. مضافاً، کارایی و اثربخشی فعالیت های فرهنگی را افزایش دهد.
رخداد زن، زندگی، آزادی و نبرد بر سر تسخیر فضا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال هجدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۶۹
65 - 100
مقاله حاضر در آبان 1401 و در میانه رخداد زن، زندگی، آزادی نوشته است. نوشتن در میانه رخداد امکان نوشتن درباره وضعیت اکنون است وقتیکه جریان معمول تاریخ از مسیر خودش خارج شده است و وضعیت آینده در هاله ای از ابهام به سر می برد. بنابراین نوشتن در میانه رخداد برای وضعیت اکنون امکان ایجاد تحلیل احتمالی را می دهد و منحصربه فرد بودن نوشتن در میانه رخداد همین دادن جنبه احتمالی به نوشته تحلیلی است. در میدان رخداد انبوهی از نیروهای مختلف برای پیشنهاد و ساختن موقعیتی جدید کارکرد پیدا می کنند. بنابراین، هدف اصلی این مقاله بررسی کارکرد رخداد زن، زندگی، آزادی است. برای این منظور ما از استدلال ابداکتیو استفاده کردیم تا کارکردی احتمالی را برای رخداد زن، زندگی، آزادی پیشنهاد دهیم. بر این اساس، مقاله استدلال های داده محور و نظری را جمع آوری و ارائه می دهد تا مبتنی بر آنها احتمال کارکرد رخداد زن، زندگی، آزادی را در تسخیر ملاء عام اسلامی تفسیر و تبیین کند.
ادبیات دوره ویکتوریا و مولفه های ادبیات عامه پسند در رمان پنجره فهیمه رحیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال هجدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۶۹
225 - 247
در مورد ادبیّات عامّه پسند روی کردهای متفاوتی وجود دارد. یک روی کرد که نماینده آن ماتیو آرنولد است ادبیّات عامّه پسند را به این دلیل رد می کند که فرهنگ طبقه کارگر است و باید توسط اقلّیّت نخبه جامعه کنترل شود تا به هرج و مرج منتهی نشود . طرفداران مکتب فرانکفورت نیز ادبیّات عامّه پسند را رد می کنند اما به این دلیل که این یک صنعت فرهنگ است که توسط نظام سرمایه داری به طبقه کارگر تحمیل می شود. روی کرد دیگر، که بر اساسِ نظریّات آنتونیو گرامشی شکل گرفته است، بر مصالحه گری استوار است. از این منظر انسان نه تنها توسط فرهنگ ساخته می شود بلکه خود نیز فرهنگ را می سازد. روی کرد سوم، که مربوط به منتقدین پسا مدرن است، پذیرشِ کاملِ فرهنگ عامّه است. در این نگرش فرهنگ عامّه ابزاریست برای مقاومت نرم در مقابل نظام حاکم. در این جُستار با استفاده از منابعِ کتاب خانه ای و روشِ تحلیل محتوا و سندکاوی، کتاب پنجره فهیمه رحیمی، به عنوان یک رمان عامّه پسند، که به شدّت وامدار ادبیّات دوره ویکتوریا است، مورد بررسی قرار گرفته است و نگارندگان با بررسی مؤلّفههای ادبیّات عامّه پسند از جمله احساسات گرایی، شخصیّت-پردازیِ سطحی، لحن پرتکلّف و شعار گونه، غالب بودن عنصر شانس و تصادف، استفاده نابه جا از ماوراءلطّبیعه، تکرار و ترویج تفکّر کلیشهای نشان داده اند که بر اساس نظریّات طرفداران مکتب فرانکفورت، ادبیّات عامّه پسند نه تنها نشانه مقاومت در برابر نظام حاکم نیست بلکه خواننده را برای پذیرشِ باورهایِ رایج و هم رنگ شدن با جماعت آماده می کند و با ترویج اخلاقیّات بورژوایی بر خواننده تأثیر منفی می گذارد.
تحلیل محتوای روزنامه صور اسرافیل به منظور مطالعه نقش سیاسی - اجتماعی آن در فرایند نوسازی و تحولات دوره مشروطیت
مطبوعات در رهبری افکار عمومی، در تمام جوامع بشری نقش مهمی را بر عهده داشته اند به همین جهت آن ها را رکن چهارم دموکراسی می دانند. اگرچه سابقه مطبوعات در ایران به اواسط قرن نوزدهم میلادی برمی گردد، لیکن ایرانیان به طور عمده در جریان انقلاب مشروطیت بود که به نقش مطبوعات آشنا شدند. این نقش با کارکرد آن ها در جوامع غربی متفاوت بود. یکی از مطبوعات معروف و پرطرفدار این دوره روزنامه صوراسرافیل بود که به مدیریت میرزا جهانگیرخان شیرازی و با همکاری میرزا قاسم خان تبریزی و میرزا علی اکبر خان قزوینی مشهور به دهخدا منتشر می شد. انتشار روزنامه صوراسرافیل در جریان انقلاب مشروطیت شروع شد و تا کودتای محمدعلی شاه قاجار به طول انجامید. در این مدت تعداد 32 شماره از این روزنامه منتشر شد. پژوهش حاضر با نگاه به نقش مطبوعات در انقلاب مشروطیت، درصدد بررسی و بیان نقش این روزنامه و تأثیرگذاری آن بر حیات عنصر ایرانی در این دوره است. روش این پژوهش تحلیل محتوا است که با استفاده از مقاله ها و سرمقاله های آن انجام می شود. یافته های پژوهش نشان داد که نشریه مذکور در جریان انقلاب مشروطه، از سه طریق، تلاش برای استقرار مشروطیت و حکومت قانون، مبارزه با استبداد حکومتی و مبارزه با جهل و خرافات بر حوادث این اثر تأثیر گذاشت.
واکاوی تأثیر فرهنگ پاسخگویی کارکنان هلال احمر بر اعتماد مردم مناطق روستایی زلزله زده شهرستان ثلاث باباجانی
میزان اعتماد در هر جامعه ای، می تواند به گونه ای بیانگر وضعیت سرمایه اجتماعی در آن جامعه نیز باشد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر فرهنگ پاسخگویی کارکنان هلال احمر بر اعتماد مردم زلزله زده مناطق روستایی شهرستان ثلاث باباجانی انجام گرفته است. روش شناسی پژوهش، توصیفی - همبستگی بوده است. منطقه مورد مطالعه، مناطق روستایی زلزله زده شهرستان ثلاث باباجانی به تعداد 2630 خانوار بود که تعداد 404 خانوار از آنها به عنوان جامعه آماری درنظر گرفته شد. با استفاده از فرمول کوکران و درنظر گرفتن مقدار p و q به میزان 5/0، تعداد 194 سرپرست خانوار از آنها به عنوان نمونه آماری برآورد و به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی با انتساب متناسب مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته ای بود که روایی آن توسط تعداد سه نفر از اساتید گروه کارآفرینی و توسعه روستایی دانشگاه ایلام تایید شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ به میزان 87/0 محاسبه گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفت. از آماره های میانگین رتبه ای، انحراف معیار، ضریب همبستگی و رگرسیون استفاده گردید. نتایج نشان داد که بین متغیر پاسخگویی اخلاقی، قانونی، مالی، عملکردی و ساختاری، اطلاع رسانی و فرهنگی هلال احمر و اعتماد مردم در سطح معنی داری 99% رابطه مثبت و معنی داری برقرار بوده است. نتایج رگرسیون نشان داد که متغیرهای پاسخگویی اخلاقی و مالی میزان 8/58 درصد از واریانس متغیر وابسته اعتماد را تبیین نموده اند. متغیر پاسخگویی اخلاقی با میزان بتای 581/0 بیشترین تاثیر را بر متغیر وابسته اعتماد عمومی داشته است.
پدیدارشناسی آسیب های فرزندپروری نوجوانان در فضای مجازی
زمینه و هدف: دنیای امروز با شتاب به سمت دیجیتالی شدن پیش میرود و در این میان هر لحظه بر تعداد کاربران افزوده می شود. فضای مجازی در کنار فوایدی که دارد آسیب هایی را نیز به ارمغان می آورد. هدف از پژوهش حاضر، تدوین و اعتباریابی برنامه آموزش فرزند پروری نوجوانان در فضای مجازی بود تا بدین وسیله بتواند کمکی به سلامت روان نوجوانان و جامعه و کاهش آسیب های ناشی از فضای مجازی نماید. روش پژوهش : پژوهش حاضر کیفی از نوع نظریه زمینه ای بوده و داده های پژوهش با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختار یافته و عمیق با والدینی که واجد ملاک های ورود به پژوهش بودند، با اعتبار یابی به روش دلفی بدست آمد. سپس کد های باز، محوری و نظری مناسب استخراج گردید و مبتنی بر آن ها مدل مفهومی در زمینه آسیب ها و راهبرد های ناشی از فضای مجازی طراحی شد. یافته ها: نتایج نشان گر این نکته است که سبک های فرزندپروری در موقعیتهای اجتماعی مختلف از جمله موقعیت مجازی، دستخوش تغییر می شود، یافته ها نشان دادند، والدین به دلیل وجود آسیبهای ویژه ای، از سبک فرزندپروری مقتدر خارج می شوند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که در صورتی که والدین و نوجوانان، آموزش ها و آگاه سازی های لازم و به هنگام را دریافت کنند، از بروز بسیاری از آسیبها و تعارضات میان آنها و همینطور آسیب های ناشی از فضای مجازی برای نوجوانان و خانواده هایشان پیشگیری خواهد شد.
آشفتگی زناشویی و روابط ابژه در مادران کودکان مبتلا به طیف اوتیسم: نقش واسطه ای انسجام روانی
زمینه و هدف : مادران کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم با احتمال بیشتری در خطر ابتلا به اختلالات اضطرابی از جمله اضطراب تعمیم یافته، هراس و فوبی و اختلالات خلقی و افسردگی، انسجام روانی، و روابط ابژه پایین و آشفتگی زناشویی در خانواده که عموماً پیش از تولد کودکشان شروع شده است قرار دارند؛ لذا این پژوهش با هدف، آشفتگی زناشویی و روابط ابژه در مادران کودکان مبتلا به طیف اوتیسم با نقش واسطه ای انجسام روانی انجام شد. روش پژوهش: روش پژوهش مقطعی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مادران کودکان مبتلا به اوتیسم شهر تهران در سال 1399 تشکل دادند دادند، که از میان آن ها، تعداد 457 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش از ابزارهای آشفتگی زناشویی (اشنایدر، 1997)، روابط ابژه (بل، 1995) و انسجام روانی (کیمیایی و همکاران، 1392) استفاده شد که همگی از اعتبار و پایایی قابل قبولی برخوردار بودند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS-V23 و Lisrel-V7.8 استفاده گردید. به منظور پاسخگویی به فرضیه های پژوهش از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: افته های پژوهش نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار است. نتایج نشان داد بین روابط ابژه با آشفتگی زناشویی در مادران کودکان مبتلا به طیف اوتیسم رابطه وجود دارد. بین انسجام روانی با آشفتگی زناشویی در مادران کودکان مبتلا به طیف اوتیسم رابطه وجود دارد. روابط ابژه از طریق نقش میانجی انسجام روانی با آشفتگی زناشویی در مادران کودکان مبتلا به طیف اوتیسم اثر غیرمستقیم وجود دارد (05/0> p ). نتیجه گیری: لذا توجه به متغیرهای مذکور در پیشگیری و طراحی درمان های مناسب تر به پژوهشگران و درمانگران یاری می رساند.
شناسایی مؤلفه های روانشناسی در رفتار خرید کتاب دانشجویان دانشگاه های علوم پزشکی در دوران همه گیری کرونا
زمینه و هدف: ویروس نوظهور کرونا چالش های جدیدی را پیش روی صنعت چاپ قرار داده که پیش از این فاقد سابقه بوده که این چالش ها به تبع آن فرصت ها و تهدیدهای جدیدی را شامل می شود. همچنین هم زمانی کرونا با تحریم های فلج کننده آمریکا بر اقتصاد ایران باعث افزایش لجام گسیخته قیمت تمام شده کتاب و کاهش شدید توان مالی خریداران کتاب شده است که نیاز به انجام پژوهشی جامع و متناسب با تغییرات شگرفی که هم زمانی تأثیر این دو مؤلفه نوظهور اقتصاد ایران ( کرونا و تحریم های فلج کننده آمریکا) بر الگوی رفتار خرید کتاب را به وجود آورده برای صنعت نشر ضروری می نماید. از این رو، این پژوهش شناسایی مؤلفه های روانشناسی در رفتار خرید کتاب دانشجویان دانشگاه های علوم پزشکی در دوران همه گیری کرونا را هدف اصلی خود قرار داده است. روش پژوهش: نه آماری نیز بر اساس روش نمونه گیری هدفمند/ قضاوتی از میان مدیران و تصمیم سازان حوزه دانشگاه علوم پزشکی در ایران، اساتید دانشگاهی و مشاورین برجسته سازمانی انتخاب شده اند. به منظور شناسایی عوامل مؤثر بر رفتار خرید کتاب دانشجویان دانشگاه های علوم پزشکی در دوران همه گیری کرونا، از روش کیفی تئوری داده بنیاد استفاده شده است . یافته ها: بر اساس نتایج، عوامل اجتماعی فرهنگی، برندسازی در حوزه کتاب، ارزش های مطالعه، ترویج و پیشبرد فروش و کیفیت محتوا و ساختار، مؤلفه های شناخته شده مؤثر بر رفتار خرید کتاب دانشجویان دانشگاه های علوم پزشکی در دوران همه گیری کرونا هستند . نتیجه گیری: در رابطه با عامل اجتماعی فرهنگی در می بابیم که بیشتر افراد در کشور ما دقایق محدودی را به مطالعه اختصاص می دهند، در حالیکه در برخی از کشورها متوسط چهار ساعت مطالعه در روز وجود دارد. در رابطه با برندسازی در حوزه کتاب، بازاریابی به ویژه اهمیتی خاص می یابد، زیرا جلب رضایت مخاطبان و افزایش خرید کتب، باعث ارتقای فرهنگ مطالعه و کتاب خوانی در کشور خواهد شد و توسعه فره نگی کشور را به همراه خواهد داشت.
اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی بر واکنش پذیری شناختی، افکار خودکشی و سلامت اجتماعی در اقدام کنندگان مجدد به خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی بر واکنش پذیری شناختی، افکار خودکشی و سلامت اجتماعی در اقدام کنندگان مجدد به خودکشی بود. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه درمانجویان اقدام کننده مجدد به خودکشی در سال 1400 در شهرستان مهاباد در محدوده سنی 20 تا 34 سال بودند که از این جامعه تعداد 40 نفر با روش نمونه گیری هدفمند و منطبق با معیارهای ورود و خروج انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و گواه هر گروه 20 شرکت کننده جایگرین شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسنامه سلامت اجتماعی ( SHQ ) (کییز، 2004)، مقیاس افکار خودکشی ( BSS ) (بک، 1976) و پرسشنامه واکنش پذیری شناختی ( CRQ ) (ون در دوئز و ویلیامز، 2003) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیره انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین گروه آزمایش و گواه از نظر متغیرهای واکنش پذیری شناختی، افکار خودکشی و سلامت اجتماعی در اقدام کنندگان مجدد به خودکشی تفاوت معناداری وجود دارد (01/0> P ). در واقع رفتار درمانی دیالکتیکی باعث کاهش واکنش پذیری شناختی و افکار خودکشی و افزایش سلامت اجتماعی در آن ها می شود.
نقش واسطه ای هوش هیجانی در رابطه بین الگوی ارتباطی خانواده با مسئولیت پذیری شخصی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
این پژوهش با هدف بررسی نقش واسطه ای هوش هیجانی در رابطه بین الگوی ارتباطی خانواده با مسئولیت پذیری شخصی در نوجوانان انجام شد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های بنیادین و از لحاظ روش از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه دانش آموزان دختر و پسر در مقاطع دوره متوسطه دوم شهر تهران از مدرسه نمونه دولتی پسرانه علامه شعرانی منطقه 2 و نمونه دولتی دخترانه نیکان منطقه 2 در سال 1401 بودند که از بین آن ها به صورت در دسترس 300 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس مسئولیت پذیری شخصی ( PRSA ، مرگلر و شیلد، 2016)، پرسشنامه الگوهای ارتباطی خانواده ( FCP ، کوئرنر و فیتزپاتریک، 2002 ) و پرسشنامه هوش هیجانی ( EIQ ، برادبری و گریوز، 2005) بود ن د. داده ها با استفاده از روش تحلیل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل معادلات ساختاری حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که جهت گیری گفت و شنود و همنوایی با هوش هیجانی و هوش هیجانی با مسئولیت پذیری شخصی رابطه مستقیم داشتند ( ۰01/۰ p‹ ). همچنین جهت گیری گفت وشنود و همنوایی به صورت غیر مستقیم از طریق هوش هیجانی توانستند مسئولیت پذیری شخصی در نوجوانان را پیش بینی کنند ( ۰01/۰ p‹ ). از یافته ها می توان نتیجه گرفت که الگوی ارتباطی خانواده و هوش هیجانی نقش کلیدی در مسئولیت پذیری شخصی نوجوانان دارند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های ارتقای مسئولیت پذیری ضروری است.
نقش تعدیل کننده راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین کمال گرایی معنوی/مذهبی با شاخص های سلامت روانی و نشانه های افسردگی و اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۱ زمستان (دی) ۱۴۰۱ شماره ۱۱۸
۱۹۲۸-۱۹۱۳
زمینه: پژوهش های پیشین به طورگسترده نشان داده اند که کمال گرایی ناسازگارانه با هیجان های منفی بیشتر، اضطراب، خصومت و شرم و همچنین با هیجان های مثبت کمتر، حرمت خود پایین و بهزیستی کمتر مرتبط است. در مقایسه با این نوع کمال گرایی، کمال گرایی معنوی/مذهبی به تازگی به عنوان نوعی سازگارانه از کمال گرایی معرفی شده اما تحقیقات اندکی روی اثرات این نوع کمال گرایی بر سلامت روان و نشانه های افسردگی و اضطراب انجام گرفته است. هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش تعدیل کننده راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین کمال گرایی معنوی/مذهبی با شاخص های سلامت روانی و نشانه های افسردگی و اضطراب بود. روش: تعداد 510 نفر (381 زن، 126 مرد) در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد مقیاس سلامت روانی (ویت و ویر، 1983)، مقیاس افسردگی اضطراب استرس (لاویباند و لاویباند، 1995)، مقیاس کمال گرایی معنوی/مذهبی (بشارت، 1397) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2006؛ گارنفسکی و همکاران، 2001) را تکمیل کنند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون تعدیلی سلسله مراتبی استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که کمال گرایی معنوی/مذهبی با بهزیستی روانشناختی رابطه مثبت معنادار و با درماندگی روانشناختی رابطه منفی معنادار دارد (01/0 p<). علاوه بر این، اگرچه رابطه بین کمال گرایی معنوی/مذهبی و شاخص های سلامت روانی توسط راهبردهای تنظیم شناختی هیجان تعدیل نشد ولی رابطه این نوع کمال گرایی و اضطراب توسط راهبردهای سازش نایافته تنظیم هیجان تعدیل شد (0/01 p<). نتیجه گیری: کمال گرایی معنوی/مذهبی بعدی سازگارانه از کمال گرایی است و افرادی که درجات بالاتری از این نوع کمال گرایی را تجربه می کنند در هنگام تجربه شکست در رسیدن به کمالات معنوی و مذهبی دچار عواطف منفی، اضطراب و افسردگی نمی شوند. حال اگر برخی از این افراد، برای تنظیم هیجان های ناخوشایند خود که می تواند به دلایلی غیر مرتبط با این نوع کمال گرایی پدید آمده باشد، از راهبردهای سازش نایافته تنظیم هیجان استفاده کنند، اضطرابشان افزایش می یابد.
مقایسه تأثیر درمان های مبتنی بر آرام سازی حالت (MDT) و نظم جویی هیجان (ERT) بر کاهش نشانگان درونی سازی و برونی سازی در نوجوانان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۱ زمستان (اسفند) ۱۴۰۱ شماره ۱۲۰
۲۳۹۹-۲۳۸۳
زمینه: در دوره نوجوانی به دلیل عدم ثبات وضعیت روانی نوجوانان عمدتا با مشکلات عدیده ای مواجه می گردند که می تواند منجر به بروز مشکلات هیجانی/رفتاری در آنان گردد. هدف: در پژوهش حاضر مقایسه تأثیر درمان مبتنی بر آرام سازی حالت (MDT) و نظم جویی هیجان (ERT) بر کاهش نشانگان درونی سازی، برونی سازی در نوجوانان دختر هدف پژوهش قرار گرفت. روش: در این پژوهش که از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون – پس آزمون باگروه کنترل است از بین نوجوانان مراجع کننده به کلینیک های شهر اصفهان، 30 نفر ازافراد که از طریق مصاحبه دچار مشکلات رفتاری/هیجانی تشخیص داده شدند و شرایط ورود به پژوهش را داشتند انتخاب و در سه گروه (10 نفری) MDT، ERT و کنترل به صورت تصادقی قرار داده شدند افرادگروه های مداخله 8 جلسه 90 دقیقه ای در بازه زمانی 8 هفته دریافت نمودند و افراد گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفتند و دراین مدت مداخله ای دریافت ننمودند. قبل و بعد از مداخله نیز تمامی افراد شرکت کننده به پرسشنامه سیاهه رفتاری نوجوان (اخنباخ ورسکولار، 2002) پاسخ دادند. داده های حاصل با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیره مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که مداخله ERT توانست میزان نشانگان درون سازی، اضطراب/افسردگی، گوشه گیری و نشانگان برون سازی را کاهش دهد (0/05 P<) در حالی که مداخله MDT بر این نشانگان مؤثر نبود (0/05 <P). گروه مداخله MDT نیز توانست میزان شکایات جسمانی را کاهش دهد (0/05 >P) در حالی که مداخله ERT بر آن مؤثر واقع نشد (0/05 <P)، هر دوگروه مداخله نیز توانستند میزان پرخاشگری و قانون گریزی را در این افراد کاهش دهند (0/05 P<). نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که مداخله ERT نسبت به MDT احتمالا به دلیل ارائه آموزش های عینی و ملموس در کاهش مشکلات هیجانی و رفتاری نوجوانان مؤثرتر است. شماره ی مقاله: ۴
Le français sur objectif universitaire : Analyse de la logique curriulaire de l’enseignement du français en Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en Langue et Littérature Françaises Année ۱۶, No ۳۰, L’hiver Et Le printemps ۲۰۲۲
201 - 221
La réforme curriculaire réalisée récemment dans le but d’améliorer le rendement du système éducatif dans le monde entier est due à l’insertion de l’approche par compétences. Ceci nous a amenées à effectuer une recherche sur la place du curriculum du FOU (le français sur objectif universitaire) en Iran. Ainsi, dans le présent article, nous avons premièrement passé en revue notre littérature de recherche et examiné la notion du curriculum. Ensuite, nous nous sommes penchées sur deux modèles curriculaires afin de repérer leurs principes sous-jacents : la pédagogie par objectifs issue théoriquement du béhaviorisme insistant sur l’atteinte des objectifs et l’approche par compétences basée sur une conception socioconstructiviste de l’apprentissage mettant l’accent sur le développement des compétences en contexte. Nous avons finalement analysé le curriculum de la licence de langue et littérature françaises, une des disciplines constitutives du FOU, mis en place dans les universités iraniennes tout en appliquant les concepts théoriques exposés dans l’article. 106 unités d’enseignement (24 UE en français général et 82 UE en français spécialisé) de ce curriculum, en cours depuis septembre 2020, ainsi que ses principales composantes à savoir les objectifs, les matières à enseigner, les démarches d’enseignement et l’évaluation ont été décortiquées. Cette étude a montré que le curriculum en question est encore loin d’être basé sur l’approche par compétences.









