ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۱۸۱ تا ۹٬۲۰۰ مورد از کل ۵۵۴٬۵۱۴ مورد.
۹۱۸۱.

تحول گرایی در الگوی حکمرانی آیت الله رئیسی: بازخوانی مؤلفه های سرمایه انسانی سبز اسلامی از منظر قرآن و نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۷
این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های سرمایه انسانی سبز اسلامی از منظر قرآن و نهج البلاغه و تبیین جایگاه آن در الگوی حکمرانی تحول گرای شهید آیت الله رئیسی انجام شده است. روش تحقیق کیفی و اکتشافی است و جامعه آماری شامل خبرگان قرآنی و نهج البلاغه بوده که با روش گلوله برفی ۱۴ تن انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و با روش تحلیل مضمون کلارک و براون تحلیل شدند. برای اطمینان از روایی و پایایی، استخراج کدها در دو مرحله توسط پژوهشگر و تحلیلگر همکار انجام و توافق میان آنان با فرمول هولستی %۸۷ محاسبه شد که بیانگر پایایی مطلوب است؛ همچنین اعتبار محتوایی یافته ها به تأیید خبرگان مدیریت اسلامی رسید. یافته ها منجر به کشف الگویی جامع شامل 10 بُعد و 33 مؤلفه شد که سه بُعد «اصول اخلاقی–رفتاری»، «اعتقادات معنوی» و «مدیریتی–قانونی» به عنوان ارکان اصلی شناسایی شدند. تحلیل داده ها نشان داد مبانی دینی، در حکمرانی شهید رئیسی به شاخص های عینی بدل شده است؛ از جمله تبدیل «پرهیز از اسراف» به «فسادستیزی اقتصادی»، «خلیفه الله بودن» به «مسئولیت پذیری مردمی» و «مدیریت عادلانه منابع» به «توسعه متوازن منطقه ای». این پژوهش الگوی حکمرانی شهید رئیسی را مصداقی از «تبدیل حکمت وحیانی به اقدام اجرایی» دانسته و نشان می دهد تحول در حکمرانی مستلزم تحول در انسان و مبانی فکری اوست. بر پایه یافته ها، پیشنهادهایی همچون طراحی چارچوب نظری بومی، تدوین سند ملی سرمایه انسانی سبز اسلامی و تشکیل مرکز مطالعات حکمرانی تحول گرا برای نهادینه سازی عدالت و پایداری ارائه می شود.
۹۱۸۲.

تحلیل میزان تأثیرگزاری برنامه های انتخاباتی صدا و سیما بر انگیزه و مشارکت دانشجویان در انتخابات ریاست جمهوری 1403 (مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه خوارزمی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۹
هدف: هدف پژوهش، بررسی میزان تأثیر برنامه های انتخاباتی صدا و سیما بر انگیزه و مشارکت دانشجویان در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳ با تأکید بر دانشجویان دانشگاه خوارزمی است. پرسش اصلی پژوهش این است که این برنامه ها تا چه میزان بر انگیزه و مشارکت دانشجویان تأثیر داشته اند؟  مشارکت سیاسی به عنوان هسته دموکراسی و شاخصی کلیدی برای توسعه سیاسی، متأثر از عوامل متعددی است که در میان آنها رسانه ها_به ویژه رادیو و تلویزیون_با ارائه اطلاعات و جهت دهی به افکار عمومی، نقش برجسته ای ایفا می کنند. در این میان، دانشجویان به عنوان قشر تحصیل کرده و فعال سیاسی، از اهمیت ویژه ای برخوردارند. پژوهش حاضر با بهره گیری از چارچوب نظری ترکیبی، تأثیر برنامه های انتخاباتی صدا و سیما بر انگیزه و مشارکت دانشجویان را بررسی می کند. این چارچوب نظریه هایی چون کاشت (تأثیر تدریجی رسانه بر ادراک واقعیت)، برجسته سازی (تعیین دستور کار افکار عمومی)، استفاده و رضامندی (فعالیت گزینشی مخاطب برای ارضای نیازها) و گذار (نقش رسانه در تحول به سوی مشارکت مدرن) را دربرمی گیرد و بر تعامل پویای رسانه و مخاطب فعال تأکید می ورزد. روش: روش پژوهش پیمایشی است و داده های میدانی از طریق پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد. روایی صوری و محتوایی ابزار توسط خبرگان تأیید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 82/0 به دست آمد. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه خوارزمی و حجم نمونه ۳۷۴ نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده های گردآوری شده با نرم افزار SPSS و در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها:  بر اساس تحلیل داده های پژوهش، برنامه «بدون تعارف» با کسب بیشترین میزان تأثیر (۱۱.۹٪) به عنوان مؤثرترین برنامه در انگیزش و مشارکت عملی دانشجویان شناسایی شد. این برنامه با ویژگی های شفافیت رسانه ای (۱۱.۹ درصد)، عدالت محوری و بی طرفی ادراک شده (۱۱ درصد) و چالشی بودن (۸.۸ درصد )، توانست ارتباط مؤثری با مخاطب جوان برقرار کند. مناظره ها (۱۱درصد) و گفتگوی ویژه خبری (۸.۸ درصد) نیز در افزایش آگاهی و حس مشارکت نقش داشتند، اما تأثیر آن ها بر اقدامات عملی (مانند رأی دادن یا تبلیغ میدانی) محدود بود. در مقابل، میزگردهای اقتصادی (۵.۶ درصد) و فرهنگی (۳.۸ درصد) کم ترین تأثیر را داشتند که عمدتاً به محتوای غیرمستقیم، کلی و غیرجذاب آن ها نسبت داده شد. نکته قابل تأمل، سهم بالای عوامل غیررسانه ای بود: حدود ۱۲–۱۳ درصد  از پاسخ دهندگان ذکر کردند که تحت تأثیر هیچ یک از برنامه های تلویزیونی نبوده اند و عوامل دیگری مانند شبکه های اجتماعی، خانواده، دوستان و گفتمان های بیرونی در انگیزه و رفتار انتخاباتی آن ها مؤثر بوده اند. تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که متغیرهای مرتبط با تعامل اجتماعی (مانند تشویق دیگران و بازنشر پیام) و مستقیم ترین فرم های ارتباطی (سخنرانی نامزدها) حتی از برنامه های تلویزیونی نیز تأثیر قوی تری بر مشارکت داشته اند. این یافته ها حاکی از اولویت قالب های تعاملی، غیررسمی و مسئله محور برای مخاطب دانشجو و لزوم تلفیق رسانه با بسترهای اجتماعی برای اثرگذاری عمیق تر است. نتیجه: نتایج این پژوهش نشان می دهد که برنامه های انتخاباتی صدا و سیما تأثیر متفاوتی بر انگیزه و مشارکت دانشجویان دانشگاه خوارزمی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳ داشته اند. برنامه «بدون تعارف» با سبک غیررسمی، صمیمی و تمرکز بر مسائل عینی مانند اقتصاد و اشتغال، به عنوان مؤثرترین برنامه در افزایش انگیزه و مشارکت عملی دانشجویان شناخته شد. این برنامه توانست دانشجویان را به اقداماتی مانند رأی دادن، تبلیغ نامزدها و تشویق دیگران ترغیب کند. در مقابل، مناظره ها و گفت وگوهای ویژه خبری بیشتر بر افزایش آگاهی و احساس مشارکت تأثیر گذاشتند، اما تأثیر محدودی بر رفتارهای عملی داشتند. میزگردهای اقتصادی و فرهنگی به دلیل محتوای غیرجذاب و نامرتبط با دغدغه های دانشجویان، کمترین تأثیر را نشان دادند. همچنین، پژوهش بر نقش قابل توجه عوامل غیررسانه ای مانند تأثیرپذیری از شبکه های اجتماعی، خانواده و دوستان در تصمیم گیری دانشجویان تأکید دارد. در کل، یافته ها حاکی از آن است که موفقیت برنامه های رسانه ای در جذب مشارکت جوانان، مستلزم به کارگیری قالب های تعاملی، شفاف و پاسخگو و همچنین توجه به نیازهای واقعی مخاطب است. این پژوهش لزوم بازنگری در شیوه های سنتی برنامه سازی و تقویت برنامه های تعاملی و کاربردمحور را برای افزایش مشارکت انتخاباتی دانشجویان خاطرنشان می کند.
۹۱۸۳.

از اسطوره فرهنگ فقر تا واقعیت نظام های فقرزا: خوانشی انتقادی از زیست فرودستان در دولت آباد و کولی آباد کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۴
بیان مسئله: این پژوهش با رویکرد اتنوگرافی انتقادی، تجربه زیسته گروه های فرودست شهری در دو سکونتگاه خودانگیخته ی شهری دولت آباد و آقاجان کرمانشاه را واکاوی می کند. نقطه ی عزیمت این مطالعه، نقد گفتمان فرهنگ فقر به عنوان روایتی ایدئولوژیک است که فقر را محصول باورها و الگوهای رفتاری فقرا، نه نتیجه ی ساختارهای نابرابر اقتصادی–سیاسی، معرفی می کند. این گفتمان، در سیاست گذاری شهری ایران نیز، به ویژه از دهه ۱۳۷۰ به بعد، به شکل های آشکار و پنهان بازتولید شده است. هدف: این نوشتار به بازخوانی روایت های ساکنان برای آشکارسازی پیوند میان تجربه فردی، ساختارهای سلطه، اشکال مقاومت و الگوهای بازتولید فقر و نقد نگاه فرهنگ گرایانه به فقر می پردازد. روش: مطالعه حاضر با بهره گیری از مشاهده ی مشارکتی عمیق، مصاحبه های نیمه ساخت یافته (۴۸ مصاحبه در دولت آباد و ۳۹ مصاحبه در آقاجان) و یادداشت برداری میدانی، به بازخوانی روایت های ساکنان پرداخته است. تحلیل داده ها با نرم افزار MAXQDA و بر اساس چهار شاخص اصلی ذهنیت حاشیه نشین، بازتولید نسلی فقر، برچسب زنی و انگ اجتماعی و مقاومت فرهنگی و سازگاری انجام شد تا پیوند میان تجربه فردی و ساختارهای سلطه، اشکال مقاومت، و الگوهای بازتولید فقر آشکار گردد یافته ها: یافته ها نشان می دهد که هرچند هر دو محله در بستر محرومیت ساختاری و طرد فضایی شکل گرفته اند، اما مسیرهای زیست و مقاومت در آن ها تفاوت های معناداری دارد. دولت آباد با معابر عریض تر، بازارچه های محلی و شبکه های اجتماعی متنوع، فضایی برای کنش اقتصادی خرد و بازتعریف هویت مکانی ایجاد کرده است. در مقابل، آقاجان با زیرساخت های محدود، انسداد دسترسی و کمبود فرصت شغلی پایدار، بازتولید نسلی فقر را تشدید و ظرفیت سازگاری را کاهش می دهد. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد فقر نه «فرهنگیِ گریزناپذیر»، که «فرآیندی فقرزا»ست که در پیوندِ ساختار–فضا–قدرت شکل می گیرد. هر جا ساختِ فرصت به سود تهیدستان تغییر کند، فرهنگ نیز تغییر می کند؛ و این همان درس مرکزی قوم نگاری انتقادی برای برنامه ریزی شهری است: تغییر فضا، سیاستِ مؤثرِ تغییر فرهنگ است.
۹۱۸۴.

بازجست سنت دیوارنگاری پارتی در دیوارنگاری قرون اولیه اسلامی بر اساس نظریه پانوفسکی؛ نمونه مورد مطالعه: تپه تاکستان نیشابور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۲
برای مطالعه ی تاریخ تصویرگری به طور عام و در ایرانِ تاریخی به طور خاص، می بایست مولفه های متفاوتی را از حیث تاریخی، اجتماعی و فرهنگی مورد کنکاش قرار داد. یه این معنی که حتی در یک پژوهش محدود به یک تک نگاره نیز، عواملی ورای یک تصویر ساده را در آن را باید جست. از این حیث در میان نظریات و روش هایی که برای مطالعات اینچنینی در حوزه تصویر وجود دارد، نظریه شمایل شناسی پانوفسکی راه میانبری است برای رسیدن به پس زمینه ها و ریشه ها و علل شکل گیری یک تصویر. از این نظر رویکرد شمایل شناسی برای بررسی نظام مند دیوار نگاره مرد قوشچی در تپه تاکستان نیشابور انتخاب گردیده است. این دیوار نگاره بنا به دلایل مختلفی از جمله اینکه در ویرانه های شهر نیشابور به دست آمده، متعلق به قرون ابتدایی دوران اسلامی است و نمایشگر صحنه ی شکاری با مولفه های خاص تصویری است که بیان از دیرینگی آن دارد، از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. در این پژوهش سعی گردیده این مولفه های تصویری از جنبه محتوایی و فرمی مورد بررسی قرار گیرد و این سوال اصلی را پاسخ دهد که به چه میزان می توان نقش سنت تصویری پارتی را در این دیوار نگاره دوران اسلامی جستجو نمود؟ آنچه که در خلال پژوهش نمایان گردید، بیانگر نقش ویژه ای است که سنن تصویری پیش اسلامی در شکل گیری این دیوار نگاره دارند. نقش سنت های تصویری پارتی و ساسانی واضح به نظر می رسد. البته هر کدام از این سنن نقش ویژه ای را دارا هستند که یا به طور مستقیم یا غیر مستقیم و نیابتی تاثیرات خاص خود را بر دیواره نگاره مرد قوشچی گذارده اند. البته باید مورد توجه باشد که این تاثیرات فارغ از نقش مهم جغرافیای فرهنگی خراسانِ بزرگِ تاریخی و اقوام ساکن در طی این قرون در آن قابل مطالعه نیست.
۹۱۸۵.

ارائه الگوی مربیگری ویژه مدیران روابط عمومی پتروشیمی ها (مطالعه موردی منطقه پارس جنوبی (عسلویه))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۹
هدف از مقاله حاضر ارائه الگوی شایستگی های مربیگری در خصوص مدیران روابط عمو می مجموعه پتروشیمی عسلویه می باشد. به دلیل عدم وجود مدل و الگوی مربیگری مناسب در روابط عمومی شرکت های پتروشیمی عسلویه، این مجموعه ها با چالش هایی نظیر کاهش خلاقیت و ظرفیت های پنهان نیروی انسانی روابط عمومی، عدم توسعه توانمندی ها و مهارت های شناختی و رفتاری، کاهش رضایت شغلی کارکنان، و فقدان آگاهی، مسؤولیت پذیری، خودباوری، و رویکرد راه حل محور و عمل گرایانه در نیروی انسانی روابط عمومی مواجه هستند. هدف اصلی این مقاله؛ طراحی مدل شایستگی های مربیگری عملکرد ویژه مدیران روابط عمومی صنعت پتروشیمی است. مطالعه حاضر از بعد هدف کاربردی-اکتشافی می باشد. جمعیت نمونه در شیوه کیفی 20 نفر و در شیوه کمی 160 نفر از مدیران، مسئولین و نخبگان شاغل و بازنشسته روابط عمو می مجموعه پتروشیمی عسلویه می باشند. ابزار پژوهش در شیوه کیفی مصاحبه و پرسشنامه دلفی و در شیوه کمی پرسشنامه اچیو است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که خبرگان روی سه بعد فردی، اجتماعی و سازمانی با توافق 100% اتفاق نظر دارند بعد فردی شامل 8 شاخص، بعد اجتماعی شامل 6 شاخص و بعد سازمانی شامل 5 شاخص است. مدل شایستگی ها بر اساس اجماع نظر خبرگان شامل 17 شاخص شخصیت، نگرش، رفتار و منش، پویایی، مسئولیت پذیری و نظم، مشارکت، تفکر استراتژیک، سواد، هوش و توانمندی شناختی، مهارت ارتباط، نوع دوستی، ساختار سازمان، قانونمندی و آشنایی به قانون، برنامه ریزی گروهی، منزلت و جایگاه، طراحی و برنامه ریزی می باشد. نتایج آزمون نشان داد که مقدار ضریب مسیر عوامل فردی بر مدیریت عملکرد برابر با 190/0 مقدار ضریب مسیر عوامل اجتماعی بر مدیریت عملکرد برابر با 267/0 مقدار ضریب مسیر عوامل سازمانی بر مدیریت عملکرد برابر با 397/0 می باشد. به این معنا که عوامل بر مدیریت عملکرد تأثیر مثبت و معناداری دارند و مدل طراحی شده مورد تایید می باشد.
۹۱۸۶.

پشت درهای شورا: تحلیل کیفی تجارب زنان پس از ورود به شوراهای اسلامی شهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۰
شوراهای اسلامی شهر و روستا به عنوان مجالس محلی، فضایی تازه برای مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان فراهم کرده اند، اما حضور آنان همچنان محدود و همراه با چالش های ساختاری است. این پژوهش به روش توصیف کیفی و انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۷ زن عضو شوراهای شهر استان اصفهان انجام گرفت که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مضمون و با نرم افزار مکس کیودی ای به شناسایی چهار مضمون اصلی انجامید: ۱. شورا به مثابه میدان چالش برانگیز؛ ۲. مواجهه با فشارهای نهادی در کنار اتکای هم زمان به شبکه های حمایتی؛ ۳. جهت یابی راهبردی از طریق سازگاری منفعلانه تا ایستادگی کنشگرانه؛ و ۴. قراردادن زنان در کانون توجهات. یافته ها نشان می دهد ترکیب مردانه شوراها و هنجارهای ریشه دار جنسیتی، محیطی ایجاد می کند که در آن، زنان با فشارهای نقشی، تردید در شایستگی آنان، کلیشه های جنسیتی و حاشیه رانی در تصمیم گیری مواجه اند. این شرایط تعارض میان مسئولیت های خانوادگی–سازمانی و نیاز مداوم به اثبات توانمندی را تشدید می کند و استرس و فرسودگی نقش را افزایش می دهد. با وجود این محدودیت ها، زنان با استفاده از راهبردهایی مانند شبکه سازی، مذاکره، ایستادگی تدریجی و تمرکز بر نیازهای عملی زنان می کوشند فضای تصمیم گیری را دگرگون و حساسیت جنسیتی را در سیاست ها تقویت کنند. بااین حال، اثرگذاری این عاملیت همچنان در چارچوب های مردسالارانه محدود است و تقویت مشارکت مؤثر زنان نیازمند اصلاحات نهادی و افزایش حضور آنان در سطوح بالاتر حکمرانی محلی است.
۹۱۸۷.

بررسی رباعیات سنایی غزنوی بر مبنای نظریه ارتباط کلامی رومن یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۲۴
نظریه ارتباط کلامی رومن یاکوبسن (Roman Jakobson) که در آن به کارکردها و نقش های اصلی (فرستنده، پیام و گیرنده) و فرعی (موضوع، رمزگان و مجرای ارتباطی) زبان توجه شده، از نظریه های بسیار منسجم در حوزه زبان شناسی و نقد ادبی به شمار می آید. بر مبنای این نظریه، جهت گیری پیام به سوی هریک از این نقش ها موجب پدید آمدن کارکردهای خاصی، از قبیل عاطفی، ترغیبی، ادبی، ارجاعی، فرازبانی و نیز همدلی می شود. در بررسی و مطالعه رباعیات سنایی غزنوی، با توجه به کارکردهای شش گانه زبان مشخص شد که علاوه بر نقش ادبی که تمام رباعیات به دلیل بهره گیری از عناصر شعری از آن برخوردارند، نقش عاطفی نیز بیشترین کارکرد را دارد. در نقش عاطفی که در آن، جهت گیری پیام به سوی گوینده است، شاعر با زبانی ساده و صمیمی به بیان عواطف و احساسات خویش درباره مسائلی، از قبیل معشوق، ممدوح و مخالفان خویش پرداخته است؛ ازاین رو هدف و محوریت کلام در این رباعیات با فرستنده (شاعر) است و نوع ادبی این رباعیات از نوع ادب غنایی است که در آن، سازه توصیف، مهم ترین سازه به حساب می آید و شاعر در آن به توصیف مقوله هایی، همچون عشق، معشوق، مدح، انسان، جهان و نیز خدا پرداخته است.
۹۱۸۸.

Metamorphic Narratives: A Comparative Study of Transformation in Gholam Hossein Saedi's The Cow and Franz Kafka's The Metamorphosis

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۱۸
This study employs the framework of Influence Studies within Comparative Literature to explore the impact of Franz Kafka (1883-1924) on Gholam Hossein Saedi (1936-1985). The primary focus of this comparative study is to assess the quality of influence and elucidation regarding the overarching perspective on loneliness, isolation, identity crisis, and metamorphosis, ultimately aiming to comprehend the similarities and distinctions between Gholam Hossein Saedi's The Cow (1965) and Franz Kafka's The Metamorphosis (1915). The present research, conducted through a descriptive-analytical approach and grounded in the French school of comparative literature, concerned with influence studies, determines that the central theme of Kafka's novel revolves around human destiny, which is altered by societal issues. Both narratives illustrate the transformation of their main characters into non-human forms, emphasizing the alienation and isolation faced by individuals in contemporary society. Kafka examines the absurdity of human existence through Gregor's transformation and his subsequent ostracism by society, while Saedi sheds light on the struggles of marginalized communities through Mashd Hassan's change into a cow. The findings of this study demonstrate that Saedi, influenced by Kafka, has adapted and expanded the notion of metamorphosis in The Cow, thereby enriching the landscape of Persian literature.
۹۱۸۹.

مقایسه مداخلات روان شناختی خودمراقبتی و خودشفقت ورزی بر اعتماد به نفس بیماران پیوند کلیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۱۹
هدف: هدف از این مطالعه مقایسه اثربخشی آموزش خودمراقبتی و خودشفقت ورزی بر اعتماد به نفس بیماران پیوند کلیه بود. روش شناسی: طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل همراه با پیگیری بود. جامعه آماری آن شامل تمامی بیماران دارای پیوند کلیه مراجعه کننده به بیمارستان رازی شهرستان رشت بود که در سه ماهه اول 1403 به پزشکان بخش اورولوژی و دیالیز جهت پیگیری های درمان مراجعه داشتند و تعداد آن ها 176 نفر بود. نمونه پژوهش حاضر شامل 45 نفر بود. در این پژوهش از ابزار پرسشنامه اعتماد به نفس سرمد و همکاران (1390) استفاده شد. جلسات خودمراقبتی و خودشفقت ورزی در 8 جلسه 60 دقیقه ای و هفته ای یک جلسه به ترتیب براساس پروتکل اورم (2001) و گیلبرت (2009) در گروه های آزمایش به اجرا در آمدند. از روش آماری تحلیل واریانس با طرح اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی برای تحلیل داده ها استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که تفاوت آماری معنی داری بین اثربخشی آموزش خودمراقبتی و برنامه آموزشی خودشفقت ورزی بر سطح اعتماد به نفس افراد وجود دارد (05/0>p) و آموزش خودشفقت ورزی در بهبود عزت نفس بیماران پیوند کلیه در مقایسه با آموزش خوددلسوزی مؤثرتر بود. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که کاربرد مداخلات روانشناختی با تمرکز بر خودشفقت ورزی، همراه با آموزش اصول خودمراقبتی، می تواند رویکردی جامع برای بهبود وضعیت روانی و اعتماد به نفس بیماران پیوند کلیه فراهم کند.
۹۱۹۰.

Cultural Silence and Emotional Suppression in Asian-American Families: A Phenomenological Exploration(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۹۴
Objective: This study aimed to explore the lived experiences of cultural silence and emotional suppression within Asian-American families. Methods: This qualitative study utilized a phenomenological approach to investigate emotional suppression among 24 Asian-American adults residing in the United States. Participants were selected through purposive sampling to ensure diversity across ethnic subgroups and generational backgrounds. Data were collected through semi-structured, in-depth interviews conducted via secure video conferencing platforms. Interviews lasted between 60 and 90 minutes and continued until theoretical saturation was reached. All interviews were audio-recorded, transcribed verbatim, and analyzed thematically using NVivo software. Thematic analysis was performed through an inductive coding process that emphasized participants’ subjective interpretations and cultural meaning-making around emotional expression. Findings: Four major themes emerged from the data: family communication norms, cultural identity and emotional suppression, impacts on mental and emotional health, and pathways to emotional expression and healing. Participants reported indirect communication, emotional stoicism, and intergenerational silence as common patterns within their families. These dynamics were often reinforced by cultural expectations of respect, shame, and self-control. Emotional suppression was linked to internalized distress, difficulty in emotional identification, and barriers to help-seeking. Despite these challenges, participants also described transformative experiences involving therapy, peer support, and bicultural integration that facilitated emotional literacy and relational healing. Conclusion: Emotional suppression and cultural silence in Asian-American families are shaped by deep-rooted cultural values and intergenerational practices. While these patterns may hinder emotional well-being, participants also demonstrated adaptive strategies and agency in redefining emotional norms. These findings underscore the importance of culturally responsive mental health practices that validate heritage while promoting emotional authenticity.
۹۱۹۱.

Examining the Effectiveness of Reflective Parenting Training on Emotion Regulation and Parent-Child Relationship in Mothers with Children Under 6 Years(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۳۲
Objective: This study aims to examine the effectiveness of reflective parenting training on emotion regulation and the parent-child relationship in mothers with children under 6 years of age. Method: This is a quantitative study with a pre-test, post-test, and follow-up design involving an experimental group and a control group. The statistical population includes all mothers with children under 6 years old in Isfahan. For sampling, a purposive sampling method was used by visiting kindergartens in Isfahan, and 30 participants were selected based on the cut-off point of the questionnaires and inclusion and exclusion criteria. They were randomly assigned to two groups: an experimental group (15 people) and a control group (15 people). Subsequently, reflective parenting training sessions based on the Bateman and Fonagy (2001) protocol were conducted for the experimental group, while the control group received no intervention. The research instruments included the Parent-Child Relationship Scale (Pianta, 1992) and the Emotion Regulation Inventory (Shield & Cicchetti, 1995). The collected data were analyzed using appropriate statistical tests (repeated measures ANOVA and Bonferroni post hoc test) and SPSS software. Findings: Given that the calculated F-value for between-group effects (group membership effect), within-group effects (time effect), and the interactive effect of group and time was significant at the 99% confidence level (P < 0.01), these results indicate a significant difference between the two groups. Furthermore, it suggests that this significant difference exists at least at one time point during the intervention among the research groups. The Bonferroni post hoc test results showed differences in adaptive emotion regulation, instability/negativity, and the parent-child relationship scores during the research stages between the experimental groups (P < 0.01). In other words, the reflective parenting intervention had a significant impact on improving the research variables. Conclusions: Therefore, it can be concluded that this intervention was effective on the research variables and confirms that this approach can be used as an effective strategy in improving parental abilities and reducing psychological challenges in mothers during the parenting period.
۹۱۹۲.

فراتحلیلی بر نقش متغیرهای کنترلی در نتایج مطالعات مرتبط با تأثیر عدم تقارن اطلاعاتی بر هزینه سرمایه سهام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۱۶
هدف: شواهد تجربی در خصوص تأثیر عدم تقارن اطلاعاتی بر هزینه سرمایه سهام، تعارض مداومی را نشان می دهد. برخی مطالعات این رابطه را مثبت، برخی منفی و برخی غیرمعنادار ارزیابی کرده اند. از جمله عوامل مؤثر در این واگرایی، نقش متغیرهای کنترلی است. تعداد متغیرهای کنترلی قابل استفاده زیاد است؛ اما استفاده از برخی از آن ها به نتایج آسیب می زند و برخی دیگر، دقت پژوهش را زیاد می کند. در این فراتحلیل با توجه به متغیرهای کنترلی با تکرار بال که در پژوهش های قبلی استفاده شده است، تلاش می شود تا بررسی شود که وجود کدام متغیرهای کنترلی در معادله، نسبت به عدم وجود آن ضریب رگرسیون را به طور جدی تغییر می دهد. روش: با ترکیب یافته های ۳۵ مقاله منتشر شده بین سال های ۱۹۸۶ و ۲۰۲۲ که در مجموع، ۱۹۸ آزمون را شامل می شود، تعامل ظریف بین عدم تقارن اطلاعات و هزینه سرمایه روشن شده است. این فراتحلیل در چند مرحله اجرا شده است: ۱. عدم تقارن اطلاعاتی به عنوان متغیر مستقل و هزینه سرمایه سهام به عنوان متغیر وابسته تعیین شد و متغیرهای کنترلی، شامل نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، بتای بازار، اندازه شرکت و نوع مالکیت، نوسان های بازده سهام، اهرم و رشد در ارزیابی لحاظ شد؛ ۲. به طور دقیق، پایگاه های داده برجسته از جمله ساینس دایرکت، امرالد، گوگل اسکالر، شبکه تحقیقات علوم اجتماعی (SSRN) و ریسرچ گیت جست وجو شد و در مجموع، ۱۸۸ مقاله بر اساس کلمات کلیدی مرتبط استخراج شد؛ ۳. مقاله ها برای اطمینان از هم سویی با فرضیه های پژوهش غربالگری شد و مطالعاتی مدنظر قرار گرفت که اطلاعات اندازه اثر را ارائه و از روش های هم بستگی استفاده کرده اند. در نهایت، ۳۵ مطالعه منتشر شده بین سال های ۱۹۸۶ و ۲۰۲۲، شامل ۱۹۸ اندازه اثر، فراتحلیل شد؛ ۴. اطلاعات کلی و جزئیات مربوط به اندازه اثر، به دقت از مقاله های انتخابی استخراج شده است؛ ۶. برای هر نمونه، اندازه اثر که با r نشان داده شده است، محاسبه شد؛ ۷. اندازه های اثر با در نظر گرفتن میانگین های وزنی و محاسبه خطای نمونه گیری ترکیب شد؛ ۸. همگنی اندازه اثر ارزیابی شد. یافته ها: چشم انداز تجربی در خصوص رابطه بین عدم تقارن اطلاعات و هزینه سرمایه سهام، واگرایی های جالبی را نشان داد. برای پرداختن به این موضوع، از رویکرد فراتحلیل استفاده شد که تأثیر متفاوت متغیرهای کنترلی را بر این رابطه نشان می دهد. یافته ها نشان دهنده تنوع شایان توجه در اندازه های اثر در بین مطالعات است. در نتیجه، از مدل اثرهای تصادفی برای محاسبه اندازه اثر تجمعی استفاده شد. متغیرهای کنترلی، در شکل دادن به رابطه عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه سهام نقش محوری ایفا می کنند. به طور خاص، گنجاندن متغیرهای کنترلی مانند نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، بتای بازار، اندازه شرکت و نوع مالکیت، ارتباط بین عدم تقارن اطلاعات و هزینه سرمایه سهام را کاهش می دهد. در مقابل، نوسان های بازده سهام، اهرم و رشد شرکت این رابطه را تغییر نمی دهد. تحلیل نیرومندی، یافته های اولیه را تأیید می کند. نتیجه گیری: پژوهشگران تجربی، اغلب باعدم قطعیت های مربوط به انتخاب متغیرهای کنترلی مناسب هنگام رگرسیون هزینه سرمایه سهام روی عدم تقارن اطلاعات دست وپنجه نرم می کنند. در این زمینه، به یک سؤال مهم پرداخته شده است: کدام متغیرها باید به عنوان متغیر کنترلی برای افزایش واقع گرایی نتایج تجربی عمل کنند؟ در این پژوهش، چهار متغیر کنترلی بر رابطه مد نظر تأثیر دارند: ارزش دفتری به ارزش بازار، بتای بازار، اندازه شرکت و نوع مالکیت. وجود این متغیرها در معادله رگرسیون نتیجه را به طور معناداری تغییر می دهد.
۹۱۹۳.

HybridTouch: A Robust Framework for Continuous User Authentication by GAN-Augmented Behavioral Biometrics on Mobile Devices(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۰۶
With an increasing reliance on mobile devices, continuous and assured user authentication is essential to protect sensitive personal data and digital interactions from unwanted access. Based on this background, this research proposed the development of the HybridTouch framework for smartphone-based continuous and passive user authentication. The proposed HybridTouch combines Convolutional Neural Networks for spatial feature extraction and Gated Recurrent Units for temporal sequence analysis. It uses accelerometer, gyroscope, and touch data to take advantage of the unique behavioral patterns captured by it. Innovative preprocessing techniques have been incorporated into the proposed approach: Discrete Wavelet Transform is used for signal denoising, and Variable-Length Adaptive Temporal windowing is used for segmentation based on signal entropy to enhance feature representation. To eliminate the data scarcity limitation, Generative Adversarial Networks were used to synthesize realistic behavioral data that considerably augmented the dataset and enhanced model generalization capability. Extensive experiments conducted on the Hand Movement, Orientation, and Grasp (HMOG) dataset showed that the proposed HybridTouch achieved excellent results with authentication accuracy up to 98.8% with real data, growing up to 99% with GAN-augmented data. The hybrid model further has an equal error rate of 1.4% on real data and 1.25% on synthetic data, which is better than any other models currently present (Sağbas et al., 2024; Siddiqui et al., 2022; Abuhamad et al., 2020) and all implementations of standalone convolutional neural networks and gated recurrent units.
۹۱۹۴.

پیش نگری اثرات تغییر اقلیم بر دمای بیشینه و کمینه قسمت بالادست حوضه آبریز رودخانه کشف رود، ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۱
امروزه تغییر اقلیم به عنوان یکی از مهم ترین چالش های کشورها شناخته می شود. رودخانه کشف رود، شریان اصلی شمال شرق ایران، در معرض تهدید جدی این تغییر قرار دارد. هدف این پژوهش، پیش نگری اثر تغییر اقلیم بر دمای بیشینه و کمینه حوضه آبریز رودخانه کشف رود است. بدین منظور از داده های دمای روزانه ۱۱ ایستگاه هواشناسی استفاده شد. برای دورنمای تغییر اقلیم آینده، از مدل های اقلیمی نسل ششم شامل (ACCESS-ESM1,MRI-ESM2-0 ,MIROC6) استفاده شده است. بر اساس دقت معیارهای آماری، روش نگاشت توزیع برای تصحیح اریبی داده های دما به کارگیری شد. سپس، با استفاده از مدل (CMhyd)، داده های دمای بیشینه و کمینه سناریوهای خوش بینانه (SSP1-2.6) و بدبینانه (SSP5-8.5) دو دوره آینده نزدیک (۵۴-۲۰۲۵) و میانی (۸۴-۲۰۵۵) پیش نگری شد. برای راستی آزمایی مدل ها از سنجه های آماری مختلف شامل (R 2 RMSE, و KGE) استفاده شد. واکاوی نتایج تغییرات فصلی دمای بیشینه و کمینه نشان می دهد سناریوی بدبینانه تأثیرات گرمایشی شدیدتر و گسترده تری در کل مناطق و دوره ها نشان می دهد. این تغییرات نشان دهنده ماهیت پیچیده تغییر اقلیم و تأثیرات آن بر مناطق مختلف است. واکاوی تغییرات میانگین دمای سالانه با استفاده از مدل منتخب (MIROC6)  نشان می دهد که حوضه آبریز رودخانه کشف رود در دوره آینده میانی نسبت به دوره پایه (۱۹۹۱-۲۰۲۰) با شتاب بیشتری گرم خواهد شد. تغییرات سالانه دمای بیشینه، در سناریوی خوش بینانه دوره آینده نزدیک و میانی به ترتیب °c11/1 و °c97/1 و در سناریوی بدبینانه به ترتیب °c70/1 و °c74/3 افزایش می یابد. تغییرات سالانه دمای کمینه، در سناریوی خوش بینانه دوره آینده نزدیک و میانی به ترتیب °c98/0 و °c63/1 و در سناریوی بدبینانه به ترتیب °c59/1 و °c48/2 افزایش می یابد. این مقدار افزایش دما به ویژه در مناطق مرتفع و برف گیر بر زیست بوم های طبیعی اثر گذاشته و دسترسی به منابع آب را تحت تأثیر قرار می دهد. گرمایش بیشتر به تخریب محیط زیست و تشدید رویدادهای فرین منجر خواهد شد.
۹۱۹۵.

تحلیل اثر هم آفرینی ارزش بر توسعه پایدار گردشگری شهری نقش میانجی واقعیت مجازی و واقعیت افزوده، مطالعه موردی: اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۰
توسعه گردشگری شهری، کم تر از توسعه انواع دیگر گردشگری موردتوجه بوده است. بنابراین، ضرورت مشارکت گردشگران در مسیر توسعه پایدار گردشگری شهری، به ویژه با به کارگیری فناوری های نوین، احساس شد. هدف از پژوهش حاضر، تحلیل اثر هم آفرینی ارزش بر توسعه پایدار گردشگری شهری با نقش میانجی واقعیت مجازی و واقعیت افزوده (مطالعه موردی: شهر اردبیل) بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت روش، توصیفی-پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری، گردشگران شهر اردبیل بود که طبق فرمول کوکران برای جامعه آماری بزرگ، تعداد 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد که انتخاب این افراد با روش تصادفی ساده صورت گرفت و پرسشنامه پژوهش در بین آن ها توزیع گردید. روایی پرسشنامه به وسیله تحلیل عاملی تأییدی و پایایی با روش آلفای کرونباخ بررسی و تأیید شد. تحلیل داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری و با کمک نرم افزارهای SPSS 26 و Smart-PLS 3 انجام شد. نتایج نشان داد که هم آفرینی ارزش بر گردشگری شهری (96/1t>، 177/0= β)، هم آفرینی ارزش بر واقعیت مجازی (96/1 t > ، 563/0= β)، واقعیت مجازی بر گردشگری شهری (96/1 t > ، 659/0=  β)، هم آفرینی ارزش بر واقعیت افزوده (96/1 t > ، 429/0=  β) و واقعیت افزوده بر گردشگری شهری (96/1 t > ، 116/0=  β) به طور مستقیم و معناداری تأثیر دارد. هم چنین، واقعیت مجازی (96/1 Z > ، 37/0=  β) و واقعیت افزوده (96/1 Z > ، 05/0=  β) در رابطه هم آفرینی ارزش و گردشگری شهری نقش میانجی دارند. نتایج این پژوهش می تواند به توسعه پایدار گردشگری شهری کمک کند.
۹۱۹۶.

تبیین شکل گیری فضاهای اعیانی در مناطق پیراشهری تهران (مورد مطالعه: منطقه لواسانات)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۶۱
مطالعه فضاهای اعیانی در مناطق پیرامونی شهرهای بزرگ، به یکی از موضوعات محوری در مطالعات شهری تبدیل شده است. این پژوهش باهدف تبیین شکل گیری فضاهای اعیانی در مناطق پیراشهری منطقه لواسانات تهران، به بررسی عوامل مؤثر در این پدیده می پردازد. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی است. داده های مورداستفاده از منابع مختلف شامل مطالعات کتابخانه ای، مصاحبه با ساکنان و متخصصان شهری و تصاویر ماهواره ای جمع آوری شده است. روش تجزیه وتحلیل شامل تحلیل کیفی مضمون و تحلیل تصاویر ماهواره ای با شاخص های مختلف ازجمله NDVI و طبقه بندی کاربری ها بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که افزایش قیمت زمین در مرکز شهر تهران، تمایل طبقات مرفه به زندگی در محیط های طبیعی و آرام، توسعه زیرساخت های حمل ونقل، مصرف متظاهرانه و سیاست های مدیریت شهری در ارتباط با فضاسازی اعیانی، در شکل گیری فضاهای اعیانی نقش داشته اند. این روند، پیامدهایی ازجمله: تغییر بافت اجتماعی منطقه، افزایش نابرابری فضایی، تخریب محیط زیست، توسعه فیزیکی سریع شهر به سمت پیرامون ازجمله دامنه کوه ها و داخل حوزه روددره ها و کاهش دسترسی گروه های کم درآمد به زمین و مسکن داشته است. همچنین شاخص NDVI نشان می دهد که به مرورزمان از میزان پوشش گیاهی کاسته شده و به حجم ساخت وسازها افزوده شده است. نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل ساختار کالبدی- فضایی نیز نشان می دهد که شهرها و روستاهای منطقه لواسانات با عناصر جدیدی ازجمله شبکه های عبور و مرور، کاربری های خدماتی، گردشگری و تفریحی مواجه است. درنتیجه، این پژوهش پیشنهاد می کند که برنامه ریزان و سیاست گذاران شهری با تدوین قوانین سخت گیرانه تر و توجه به توسعه متوازن، از تشدید این چالش ها جلوگیری کنند. 
۹۱۹۷.

جغرافیای انگیزش در پرتو کارزار انتخاباتی نورآباد فارس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۲
جغرافیای سنگ ژئوموفولوژی زاگرس بیشترین انگیزش سیاسی را در انتخابات اخیر ایران خلق کرد. نقش بافتار محلی این مناطق چرا اینطور انگیزش نشان داده و چطور متأثر از تحولات بیرون قرار نگرفته، موجب مفهوم سازی جغرافیای انگیزش شده است. این مفهوم، در کانتکس اجتماعی این طور تعریف می شود که فضای سیاسی نسبتاَ پرتحرک با فرمتی جغرافیایی به شکل زادگاه باوری تمایلی/انگیزه، کارزار انتخاباتی را فعال کرده است. انگیزه تعلق داشتن به مکان به چنین فضای سیاسی دامن زده که اصالت به جغرافیا و تفاوت های جغرافیایی است و شرایط ژئوپلتیک ایرانِ داخل و خارج را برنتابیدن به شکل کنش سیاسی به ظاهر قلمروگرا اما دربطن آن جستجوی حقیقت نهفته است. اینطور جغرافیای انگیزش، روانشناسی محیطی است چراکه در جستجوی حقیقت (احساس جا کردن) متصور است. در این نوع جغرافیای انگیزش، چنین حس تعلق مکانی است که در سلسله مراتب نیازهای مازلو در پیوستار سطحی تا عمیق روی می دهد. نیاز به عزت نفس یا احترام به خود شامل احساس شایستگی، احساس کفایت و مهارت در کل نیاز فرد به ایجاد تصویری مثبت از خودش در دیگران است. بر این مبنا / از منظر جغرافیای انگیزش؛ تحولات جغرافیای سیاسی ایران زین پس به گونه ای پیش می رود که کنشگران مکان های پرانگیزش هم چون تاجگردون و شاید امید نصیبی در پارلمان دوازدهم به رسمیت شناخته شوند و در هسته سیاسی قدرت نقش آفرین می شوند. چنین نقش آفرینی پیامد بسامد/انگیزه/تعلق مکانی/ فرکانس/جغرافیای انگیزش است.
۹۱۹۸.

ارزیابی سازمان یافتگی شهر کرمانشاه بر اساس ویژگی های خرده فرهنگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۶۷
مسئله ساماندهی فضای شهری و توسعه پایدار در محلات حاشیه نشین، یکی از چالش های اساسی مدیریت شهری در شهرهای بزرگ است. بر اساس آخرین سرشماری در سال 1395، بیش از یک سوم جمعیت کرمانشاه در مناطق حاشیه نشین سکونت دارند که این امر نشان دهنده نبود یک مدل یکپارچه برای پاسخ گویی به نارضایتی های ناشی از سیاست های شهری است. این مقاله بر اساس روش تحقیق تجربی (آزمایشی) به بررسی وضعیت سکونت گاه های غیررسمی در شهر کرمانشاه از دیدگاه دو گروه جامعه آماری شهروندان حاشیه نشین و کارشناسان که به صورت تصادفی ساده انتخاب شده است، می پردازد. مهم ترین سکونت گاه های غیررسمی در این شهر شامل شهرک های دولت آباد، جعفرآباد و حکمت آباد هستند که از منظر بصری و زیرساختی در وضعیت نامساعدی قرار دارند. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحلیل سلسله مراتبی و نظرسنجی از دو گروه (نخبگان و ساکنان محلات حاشیه نشین)، عوامل مؤثر بر شرایط این مناطق را تحلیل کرده است. پرسش نامه ها بر اساس مقیاس لیکرت و ساعتی تنظیم شده و پایایی و روایی آن ها از طریق آزمون های آلفای کرونباخ و آزمون نسب روایی محتوا (CVR) تأیید شده است. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری تی تست، لون، ویلکاکسون و تحلیل سلسله مراتبی (AHP) صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد که مشکلات بصری، از جمله فرسودگی ابنیه، کیفیت پایین مصالح ساختمانی و معابر غیر استاندارد، از مهم ترین ویژگی های سکونت گاه های غیررسمی کرمانشاه به شمار می آید. همچنین، عوامل اقتصادی نظیر درآمد پایین و فقدان زیرساخت های مناسب، نقش قابل توجهی در بروز مشکلات این مناطق ایفا می کنند. بر اساس یافته ها، پیشنهادهایی برای بهبود کیفیت زندگی ساکنان این مناطق ارائه می شود که شامل بهسازی بصری محلات، ارتقای زیرساخت ها، افزایش امنیت اجتماعی، توانمندسازی اقتصادی و مشارکت شهروندان در فرآیند تصمیم گیری های شهری است. این پژوهش بر اهمیت توجه به ویژگی های اجتماعی و اقتصادی در ساماندهی سکونت گاه های غیررسمی تأکید می کند و راهکارهایی برای توسعه پایدار این محلات در چارچوب برنامه های شهری به منظور بهبود شرایط زندگی ساکنان ارائه می دهد.
۹۱۹۹.

تحلیل کارکرد جاده های روستایی در انتقال و فروش محصولات کشاورزی با رویکرد توسعه پایدار (مطالعه موردی شهرستان دزفول)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۵
با توجه به وابستگی بخش عمده ای از جمعیت کشورهای کمتر توسعه یافته به فعالیت های کشاورزی در مناطق روستایی و نقش زیرساخت های حمل ونقل در تقویت این فعالیت ها، بررسی عملکرد جاده های روستایی در تحقق اهداف توسعه پایدار اهمیت دوچندانی می یابد. هدف مقاله حاضر تحلیل نقش و عملکرد جاده های روستایی در شهرستان دزفول در راستای انتقال و فروش محصولات کشاورزی با تأکید بر شاخص های سه گانه توسعه پایدار (اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی) است. پژوهش از نوع توصیفی –تحلیلی بوده و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و پیمایشی (پرسش نامه) صورت گرفته است. جامعه آماری شامل بهره برداران روستایی منطقه مورد مطالعه بوده و داده ها با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای و تحلیل واریانس در نرم افزار SPSS تحلیل گردیده است. نتایج حاصل از تحلیل آماری نشان داد که از دیدگاه روستاییان، عملکرد جاده های روستایی در منطقه کمتر از حد متوسط ارزیابی شده و میانگین عملکرد کلی برابر با 25/2 است. این بدان معناست که جاده های موجود نتوانسته اند انتظارات روستاییان را در ابعاد توسعه پایدار به طور کامل برآورده سازند. همچنین نتایج تحلیل واریانس نشان داد که میان عملکرد جاده ها در سه بعد توسعه پایدار تفاوت معناداری وجود دارد؛ به طوری که بعد اقتصادی با میانگین عملکرد 1425/3 بیشترین تأثیر و رضایت را در میان روستاییان داشته است، در حالی که ابعاد زیست محیطی/کالبدی (3252/2) و اجتماعی (1265/2) در رتبه های بعدی قرار گرفته اند. این امر بیانگر تأثیر محسوس جاده ها بر بهبود فرآیند حمل و نقل محصولات کشاورزی، افزایش سود تجاری، توسعه تجارت روستایی و ایجاد اشتغال در منطقه مورد مطالعه است. از سوی دیگر، ضعف در ابعاد اجتماعی نظیر ایمنی و تحرک پذیری و نیز در جنبه های زیست محیطی مانند آلودگی و مدیریت منابع طبیعی، نیازمند توجه و برنامه ریزی مجدد است.
۹۲۰۰.

تأثیر سرمایه گذاری در انرژی بادی بر پایداری رشد اقتصادی در کشور عراق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۲
زمینه و هدف: طی سال های اخیر و با افزایش هزینه های انرژی و همچنین گرمایش جهانی و لزوم توجه بیشتر به محیط زیست، توجه به سرمایه گذاری در انرژی های تجدیدپذیر از قبیل انرژی بادی به شدت افزایش یافته است. انرژی بادی یک فرصت قابل توجه برای رشد اقتصادی است. سرمایه گذاری در زیرساخت های انرژی بادی می تواند سبب بهبود اشتغال شود، سرمایه گذاری را جذب کند و فعالیت های اقتصادی را در مناطقی که منابع بادی فراوان است تحریک کند. در نتیجه، مطالعه تأثیر انرژی بادی بر رشد اقتصادی برای باز کردن پتانسیل کامل منابع انرژی تجدیدپذیر، هدایت توسعه پایدار و تقویت اقتصاد سبزتر و انعطاف پذیرتر برای نسل های آینده ضروری است. با توجه به اهمیت و جایگاه انرژی های تجدیدپذیر از قبیل انرژی بادی در سال های اخیر و مزایای عمده آن ها نسبت به انرژی های فسیلی و خلا مطالعاتی کنونی برای پژوهش هایی از این قبیل در عراق، هدف این پژوهش بررسی اثرات سرمایه گذاری در انرژی بادی بر رشد اقتصادی عراق می باشد. روش شناسی: برای بررسی تأثیر سرمایه گذاری در انرژی بادی بر پایداری رشد اقتصادی در عراق از سال 1995 تا 2022 از مدل خودتوضیحی با وقفه های توزیعی ARDL استفاده شده است. این روش ها توانایی بررسی تأثیرات بلندمدت و کوتاه مدت متغیرها را فراهم می کنند و امکان تجزیه و تحلیل تاثیر سرمایه گذاری در انرژی بادی و دیگر متغیرهای مورد بررسی بر رشد اقتصادی را می دهند. یافته ها و نتیجه گیری : یافته های این مطالعه نشان داد که سرمایه گذاری در انرژی بادی، تاثیری مثبت و معنادار بر رشد اقتصادی در عراق در سطح 90 درصد اطمینان داشته است. همچنین دیگر متغیرهای مورد بررسی از جمله شاخص توسعه انسانی، تجارت خارجی و تشکیل سرمایه ثابت بر پایداری رشد اقتصادی کشور عراق تاثیر مثبت و معنی دار دارد. میزان ضریب جمله تصحیح خطا برابر با 465/0- و از لحاظ آماری معنی دار بوده است و نشان می دهد که در صورتی وارد شدن شوک به نرخ رشد اقتصادی در طی هر دوره 465/0 درصد از عدم تعادل در نرخ رشد اقتصادی تعدیل شده و به سمت روند بلندمدت خود نزدیک خواهد شد. بر اساس نتایج، می توان نتیجه گیری کرد که اولویت سیاست های انرژی در راستای افزایش سرمایه گذاری در انرژی های تجدیدپذیر ازجمله انرژی بادی باید باشد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان