غزل در شعر عرب‘ازجاهلیت تا بنی امیه‘همواره در مقدمه قصائد می آمده است که به آن نسیب یا تشبیب و یا تغزل می گفتند. اما از آغاز خلافت عباسیها‘ تحول و دگرگونی ویژه ای یافت و تا حدودی مستقل شد. در این دوره‘غزل گرایش های مختلفی پیدا کرد.ازجمله: 1- غزل حسی 2- غزل عفیف 3- غزل مذکر 4- غلامیات 5- غزل تقلیدی در مقاله حاضر به طور اختصار پیرامون سه گرایش نخستین بحث به میان آمده‘ و در پایان چنین نتیجه گیری شده است که تحولات و دگرگونی هایی که در این عصر در حوزه ادبیات و شعر پدید آمد ‘ بخشی از آن نتیجه تمدن و شهرنشینی بود و بخش عظیم دیگر‘بازتاب و انعکاسی از وضع دربار وسیاست ومسائل انحرافی و اخلاقی واجتماعی وانحطاط دینی خلفای عباسی به شمار می رفت که جلوه گاه آن تمام اشعار این دوره‘بویژه گونه های انحرافی غزل‘همچون غزل مذکر است که از ناحیه تنی چند از خلفاء‘از جمله امین عباسی مورد حمایت واقع میشد.
متنبی نامدارترین شاعر عرب در337 ه با راه یافتن به دربار سیف الدوله پربارترین سالهای عمر خویش را سپری ساخته‘ دشمنان زیادی پیدا کرد. هنگامی که سعایت حاسدان علیه متنبی در سیف الدوله اثر کرد‘متنبی با سرودن قطعه ای ضمن ستایش از سیف الدوله ‘ ازبی مهری وی گلایه کرد و لیکن سیف الدوله به او اعتنایی نکرد. از این رو متنبی با حالتی پریشان از پیش سیف الدوله برفت و برای مدتی بازنگشت. در زمان غیبت‘قصیده عتابیة خویش را که در آن از کوتاهی سیف الدوله در حق خویش شکوه می کند انشاء نموده ‘ بر سیف الدوله وارد شد و در انجمنی از عرب در محضر وی بسرود . ابوفراس حمدانی برادرزادة سیف الدوله در آن مجلس پی در پی سرقت های متنبی را آشکار می ساخت ولیکن متنبی بی باکانه به سرودن ادامه میداد. سیف الدوله از این مناقشه پر خسته گشته‘ دواتی را بسوی متنبی پرتاب کرد ولیکن متنبی پردل تر گردیده‘گفت: ""اگر سخنان حسود شما را شاد میکند باکی نیست ‘زیرا وقتی شما به درد ما راضی باشید‘زخم ما را سوزی نیست""سیف الدوله از این بیت خوشش آمده ‘ اورا ببوسید و دوهزار دینار به وی جایزه داد.
دو قوم ایرانی وهندی از تیرة اقوام هند و اروپایی هستند.زبان آنها نیز خویشاوند و از زبانهای هند و اروپایی است . اساطیر و فرهنگ و آیین آنها باهم مناسبات و پیوندهای ژرفی دارد‘که اگر چه در اثر آمیزش با فرهنگ بومی تا حدی تغییر پذیرفته ‘ و گذشت زمان هم تحولاتی درآنها پدید آورده و رنگی تازه بخشیده‘با این همه‘هماهنگی ها و مشابهتهای فراوان موجود میان آنها‘حاکی از آنست که هند و ایران از بنیانهای کهن مشترکی برخوردارند. دراین مقاله از اساطیر و رسوم کهن هند و ایران که منشأ زبانی و نژادی واحدی دارند و نیز طوایف آریایی هند و ایران و محل و زمان زیستن و دین و مذهب و شعر و فرهنگ و آثار ایشان سخن رفته است
شادروان استاد محیط طباطبایی نمونه انسانی وارسته است که به عزّ درویشی و خرسندی توانگری و به موهبت دانش و معرفت والایی و برتری یافته است . دیدگاه های تاریخی و جغرافیایی استاد و آثار ارجمند وی‘ مستند مورخان و پژوهشگران است. در عرصة شعر و ادب گوینده ای است سخن سنج و نادره گو در نویسندگی معیار نثر دری و مفتاح مضایق سخندانی و سخنوری. در پایان این مقالت منظومه ای است در توصیف شخصیت استاد‘مقام استادی و اهتمام در نگاهداشت حرمت دانش و دانشگاه و منزلت دانشگاهیان.