یکى از مهمترین موضوعاتى که ضرورت تبیین آن در حکومت اسلامى بر مبناى نظریه اصولى ولایت فقیه مورد توجه اندیشمندان قرار دارد. و در نگاه بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران از جایگاه ویژهاى برخوردار بوده و پیوسته در مقام روشنگرى آن بر آمدهاند و در تداوم آن مقام معظم رهبرى و نیز سیاستگذاران حکومتى بر آن اهتمام ورزیدهاند، مسأله رسالت این جهانى اسلام و جایگاه و نقش زن مسلمان در تحقق آن است. اعتراف اندیشمندان و صاحبنظران داخلى و نیز نظریه پردازان خارجى حاکى از این است که با تحول بنیادین در نظام حکومتى ایران به رهبرى امام خمینى (قدس سره) اولاً نگرش جهانیان از توانمندیهاى جامعه دینى متحول شد و ثانیا جایگاه دیگرى را از نقش زنان در بر پایى یک سیستم حکومتى آنهم بر مبناى اسلام عرضه کرد، اما نکته حایز اهمیت این است که در این نوع از حکومت و در طى این دو دهه که از انقلاب اسلامى گذشته آیا زنان جایگاه ارزشى و حقیقى خود را در نظام فردى و خانوادگى و اجتماعى دریافت کردهاند؟ و یا تا رسیدن به اهداف و آرمانهایى که بنیانگذار انقلاب اسلامى آنرا در عرصههاى نظرى و عملى مطرح ساختهاند، فاصلهاى زیاد دارند. در اقتراحى با حضور کارشناسان و صاحبنظران مسائل حقوقى و اجرائى زنان به تبین موضوعات مذکور پرداخته و نظر شما خوانندگان را بدان جلب مىکنیم.
آنچه امروزه در ایران اسلامى تحت عنوان «فمنیسم» مطرح مىگردد داراى همان ویژگیهاى کلى جنبش زنان در دوره طاغوت است که مهمترین شاخصه آن مخالفت با «دیندارى» زنان و «حقوق» آنان در عرصه فقه مىباشد. در حقیقت فمنیسم وارداتى(1) مصداق بارزى از روشنفکرى مرتجع(2) است که با گام برداشتن در جهت خلاف دین، خط بطلانى بر کارآیى و واقع نمائى خود کشیده است.حاصل عمر حضرت امام قدس سره، استاد شهید مطهرى(ره) در اعتراض به روش متداول روشنفکران ایرانى که فریب خوردن با نام فمنیسم یا همان دفاع از حقوق زنان است که اظهار مىکنند: «احیاء حقوق فراوان و متروک زنان در اسلام» نهضت حقیقى زنان مسلمان است «نه اینکه با تقلید و تبعیت کورکورانه از روش مردم غرب که هزاران بدبختى براى خود آنها بوجود آورد. نام قشنگى بر روى یک فرضیه غلط بگذاریم.(3) و با تبعیت از حرکتهاى فمنیستى، «بدبختیهاى نوع غربى» زن را بر «بدبختىهاى نوع شرقى»اش اضافه نمائیم. در این مقاله به واکاوی در کلام امام می پردازیم.