چکیده
فرزندخواندگی در بین مسلمانان ایران تا اواخر سال 1353ش جایگاه قانونی نداشت. نیاز جامعه و خانوادهها و لزوم حمایت از اطفال بدون سرپرست سبب شد که در اسفندماه آن سال، قانونی با نام: «قانون حمایت از اطفال بدونسرپرست» به تصویب برسد. در این قانون ضوابطی در زمینه شرایط و خصوصیات زن و شوهری که مایل به پذیرش کودک بیسرپرست در خانواده هستند، مشخصات طفل بدونسرپرست، نحوه واگذاری طفل، مرجعی که صلاحیت واگذاری بچه به خانواده دارد و آثار حقوقی این نهاد حقوقی پیشبینی شده است.
در مقاله حاضر، به دنبال مباحث مطرحشده در شماره قبلی، وضع فرزندخواندگی در حقوق فعلی ایران در هفت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته؛ نظرات و پیشنهاداتی در جهت اصلاح و تکامل این نهاد ارائه شده است تا انگیزه نگرش جدید در این زمینه باشد.
چکیده
مقاله پیشرو بیانگر آرای گوناگون فرقههای مختلف فقهی در خصوص ارتداد است. محور اصلی بحث، تقسیم مرتد به فطری و ملّی، ارتداد قولی و فعلی، و نیز تشریح مجازاتهای عمده این جرم میباشد. این مباحث دستکم دو حقیقت مسلّم را آشکار میسازد:
الف) دستیابی به مصادیق بارز ارتداد و اثبات این جرم، طبق سلیقههای شخصی چنانکه در عصر حاضر رایج گشته، به سهولت امکانپذیر نیست. با توجه به شرایط گوناگونی که فقهای مذاهب مختلف برای ثبوت ارتداد و نیز اجرای مجازات آن در نظر گرفتهاند، مرتد واقعی به ندرت مصداق مییابد؛ زیرا تحقق انکار ضروریات دین، موضوع مورد انکار و نیز شرایط شخص منکر، نقش عمدهای را در این زمینه ایفا میکند.
ب) براساس قاعده کلی، در هر جرمی تشخیص مجرمیت و اجرای مجازات به عهده مراجع ذیصلاح گذاشته شده است. بنابراین، تصمیمگیریهای انفرادی و حکم راندن بر اجرای مجازات سنگین آن،قطعا خود گناهی نابخشودنی و جرمی غیر قابل انکار است.
چکیده
امروزه علیرغم تحولات چشمگیر در عرصههای مختلف تعلیم و تربیت، در زمینه روشها و رویکردهای تربیت اخلاقی و ارزشی تلاشهای لازم صورت نگرفته است. ضعف و نارسایی موجود در این زمینه ناشی از پارهای تردیدها و ابهامهایی است که از جمله آنهاست: ابهام در مبانی تربیت اخلاقی، تضاد موجود بین اهداف تربیت اخلاقی و روشهای آن، ابهام در نتایج آن که متضمن نوعی تلقین و یا رفتار مصنوعی است، ابهام در مورد اصول تحول اخلاقی، وجود مفاهیم و تعابیر متضاد و مختلف از تعلیم و تربیت اخلاقی، وجود مدلهای متعدد، مسئله تمایز بین تربیت اخلاقی و آموزش ارزشها، ضرورت و امکان تربیت اخلاقی، اعتبار مبانی معرفتشناختی آموزش اخلاقی و ارزشی و تردید نسبت به اثربخش بودن آنها. ارائه پاسخ مناسب برای همه این ابهامات مستلزم طرح مباحث مربوط به رویکردها و روشهای تربیت اخلاقی و ارزشی و تدوین و طراحی روشها و رویکردهای مناسب آن است. نویسنده در این نوشتار در پی بیان مسائل مربوط به تربیت اخلاقی و ارزشی، مفهومشناسی تربیت اخلاقی و ارزشی و طرح مختصر روشها و رویکردهای تربیت اخلاقی و ارزشی است و بر این باور است که طرح و تبیین و توصیف روشها و رویکردهای فوق در رفع ابهامات و مشکلات مطرحشده موثر خواهد بود.
مولانا جلال الدین محمد بلخی در سرودن کتاب ارزشمند مثنوی قصد داستان سرایی نداشته بلکه برای درک بهتر و بیشتر مخاطبان خود از دشواریها و پیچیدگی های طریقت، قصه را چراغی فرا راه آنان قرار داده است.بیشتر حکایات و قصص مثنوی برگرفته از ادبیات نوشتاری و یا گفتاری ادوار معاصر مولانا و یا قبل از وی است. شادروان استاد فروزانفر در کتاب ارزنده خود ماخذ قصص مثنوی منابع بسیاری از این قصه ها را معرفی کرده است اما ما در این نوشتار به بررسی تطبیقی برخی از قصه های مثنوی با ماخذ قبل از آن پرداخته ایم و در این پژوهش به نتایجی نو تر رسیده ایم که امید است خوانندگان دفترهای ششگانه مثنوی را به کارآید.
در مقاله حاضر کوشش شد ه است تا به چگونگی عملکرد فرآیند «مجاز»در زبان خودکار فارسی و نیز امکان طرح این فرآیند در زبان ادب پرداخته شود. برای نیل به این هدف، ابتدا به سنت مطالعه «مجاز» اشاره شده و سپس جایگاه طرح این فرآیند در پژوهشهای ادبی مورد ارزیابی قرار گرفته، گونه های «مجاز» بر حسب نوع رابطه معنایی در سنت مطالعه این فرآیند باز کاویده شده است. بازبینی این دسته از مطالعات بخش بعدی نوشته ی حاضر را به خود اختصاص داده و سپس توصیف تازه ای از «مجاز» در زبان ادب پیشنهاد شده، تا در نهایت مشخص شود این فرایند از دیدگاه معنی شناسی چگونه قابل تبیین می نماید.
موضوع « ولایت» از مباحث ارزنده ای است که حکما و عرفا در بحث از انسان و «انسان شناسی» بدان پرداخته و با تکیه بر عقاید دینی و اخبار معصومین علیهم السلام مطالب عمیقی در این باره بیان کرده اند. حکیم حاج ملا هادی سبزواری، از حکما و عرفای نامدار قرن سیزدهم هجری از جمله بزرگانی است که در آثار خود، موضوع « ولایت» را مطرح کرده و با پای بندی به عقاید شیعی و رعایت حدود شریعت، با استفاده از برهان حکمی و ذوق عرفانی و آیات و روایات، جایگاه و حدود « ولایت» را تبیین کرده است. او اعتقاد دارد که ولی انسان کامل و جلوه گاه نامها و صفات الهی است. ولی واسطه نزول فیض از مبدا فیاض به عالم فرودین است و همه موجودات هستی نواله خوار خوان وجود او هستند و گیتی به دور وجود او می چرخد. مرتبه پیامبران، بسته به مرتبه ولایت آنهاست. مقام پیامبر اسلام (ص) برتر از همه انبیاست، به سبب این که دایره ولایت او بر ولایت همه آنان احاطه دارد و به تبع وی، مقام ولایت اهل بیت او نیز برتر از همه پیامبران است.
عنوان مقاله پیام مقاله را باصراحت تمام بیان می کند.مساله این است که ما امروز همگی به طور ضمنی این اصل را پذیرفته ایم که درفارسی فعل باید درپایان جمله بیاید و ساختارهای استاندارد همان : فاعل+مفعول+فعل و مسندالیه+ مسند+ و رابطه می باشند. ما در این مقاله روشن کرده ایم که باتوجه به اوستا، فارسی باستان، فارسی میانه، فارسی دری تا فارسی امروز و زبان گفتار و آثاری چون مقدمه ابومنصوری،تاریخ سیستان، بلعمی، ناصرخسرو، تذکره الاولیاء، فیه مافیه، گلستان سعدی، تا آل احمد و دولت آبادی، زبان فارسی ساختاری آزاد داشته و روشن کرده ایم که ساختار متحجر کنونی چگونه بر زبان تحمیل شده و به تدریج به صورت قاعده درآمده است. با توجه به این نکته حرف ما این است که با یک ساختار متحجر بی انعطاف همه حرفها به راحتی گفتنی نیستند، و اگر می خواهیم زبان فارسی توانمندتری داشته باشیم، باید با الهام از ساختار آزاد زبان در دوره هایی مورد بحث، دوباره در زبان وحی تازه بدمیم و تفصیل این نکته راباید در اصل مقاله دید. در ضمن این جانب این مساله را در کار ناصر خسرو و بیهقی نیز با جدیت پی گرفته ام و امیدوارم که این کارها و این پیشنهاد در نهایت به نتیجه دلخواه بینجامد.
فعل «است» (مصدر:استن) در طی دوره های مختلف زبان فارسی به شکل های مختلفی تغییر پیدا کرده و تحولات فروانی داشته است ؛ ولی همچنان نامشخص بود، که «است» فعل حال است یا گذشته، و اگر یکی از موارد صحیح باشد، به ترتیب، فعل گذشته یا حال آن چیست؟ در این مقاله ، نمونه های مختلف فعل از متون ادبی دوره هایی مختلف زبان فارسی آورده شده است و سیر تحول مصدر «استن» نشان داده شده است. در نهایت نگارنده، این نظر را بیان می دارد که «است» و «استی» که هر دو معنای زمان حال دارند بایستی از فعل دیگری که فعل «ایستادن» است باشند، به همین منظور نیز نمونه های متعدد فارسی نو و کهن در مورد کاربرد ایستادن به جای بودن آورده شده است ...