نویسنده مقاله به بررسى راه درست برخورد با تحولات جدید در عرصه فرهنگ مى پردازد. از دیدگاه ایشان براى تحقق اعتلاى فرهنگى که حاصل برخورد صحیح با تحولات فرهنگى است، باید بر دو مانع بزرگ، یعنى سنت گرایى به معناى سرکوب اندیشه هاى نو و نیز خودباختگى در برابر فرهنگ بیگانه غلبه کرد و به نقد خویش و میراث بردن از مزایاى فرهنگ بیگانه اندیشید. نویسنده در ادامه به بیان روش میراث برى که همانا گفتگوى فرهنگها و تمدنهاست مى پردازد و شرایط آن را برمى شمرد.
نویسنده این مقاله معتقد است تمدن آینده بشرى و رفتارهاى انسانى در زندگى واقعى باید بر محور «وحدت همه موجودات»، «وحدت بشرى» و «وحدت بشر با خدا» پایه ریزى شود و تنها از طریق پذیرش و التزام به این سه حقیقت است که انسانها و جوامع انسانى پس از سالیان دراز تلاش و ناکامى، به جامعه متمدن بشرى و روح تمدن بشرى دست مى یابند، جامعه اى که در آن آزادى، برابرى و برادرى حاکم است. نویسنده در پایان مقاله با اشاره به ضعفهاى توسعه اقتصادى، طرح گفتگوى تمدنها را نیز بى ثمر مى داند.
در این گفتگو به جریانات مختلف درباره حقوق زن پرداخته شده است که عبارت اند از: جریان سیاسى، جریان سکولار و جریان دینى که به دو گروه «جریان دینى تجدیدنظر طلب» و «جریان دینى اصول گرا» تقسیم مى شوند. در این بررسى، ویژگى ها و تاریخچه اجمالى این جریانات بیان شده است.
نویسنده مقاله ضمن بررسى معانى سنت در بستر تغییرات تاریخى و فرهنگى، به نشانههاى ظهور و افول سنن اشاره کرده و جایگاه سنت و کارائى آن را در تمدنهاى جدید به بحث پرداخته است.
آقاى ملکیان عقاید دینى را از جمله عقاید تعبدى مىداند که هیچ دلیل قاطعى به سود یا زیان آنها اقامه نشده است. وى شک را جزء مقوم ایمان و لازمه اختیارىبودن آن مىداند و معتقد است که تا یک خلاء معرفتى در کار نباشد، جهش ایمان صورت نمىگیرد. وى کارنامه دین را در آزمون آفاقى ناموفق و در آزمون انفسى موفق ارزیابى مىکند.
روشنفکرى، مفهومى است که در مدرنیته ظهور و بروز کرده است و بنابراین در سنجش نسبت میان سنت و مدرنیته، به نسبت میان روشنفکر و سنت نیز برخورد مىکنیم. از نظر آقاى ثقفى، کار اصلى روشنفکر، نقد سنت است و نحلههاى مختلف روشنفکرى را باید از چگونگى نقدى که نسبت به سنت مىکنند شناخت. از نظر وى اینک در وضعیت سنتى نیستیم؛ بلکه در وضع مدرنیته هستیم؛ منتهى برداشتها و رویکردهاى متفاوتى از آن وجود دارد. این را نیز نباید از نظر دور داشت که میان سنت و تجدد یک خط فاصل قاطع وجود ندارد؛ بلکه روشنفکر، جریان سنت را استمرار مىبخشد. جدى گرفتن سنت کار اصلى روشنفکر است و باید دائماً با طرفداران سنت و استدلالهاى آنها مواجه شود و به آنها پاسخ دهد.
نویسنده معتقد است تفکر اقتدارگرایانه در اندیشه سیاسى اسلام تحت تأثیر الگوى قبیلهاى قبل از اسلام و سلطنتهاى ایرانى قرار دارد و با نقد نگاه سنتى که متأثر از شرایط تاریخى است مىتوان عناصر صرفاً تاریخى را از عناصر عقیدتى و اسلامى در اندیشه سیاسى اسلام جدا کرد.
آقاى غنىنژاد در این گفتگو به نقد عملکرد روشنفکران ایران مىپردازد و نقطه مهم ضعف آنان را شناخت مغلوط و ناقص از مؤلفههاى فرهنگ مدرن و بویژه نداشتن مبناى نظرى در اقتصاد دانسته است. وى اقتصاد آزاد را تنها راه حل مشکلات اقتصادى کشور مىداند و معتقد است در حالىکه روشنفکران ما تفسیرى سوسیالیستى از مدرنیته داشتهاند؛ باید تفسیرى فردگرایانه از مدرنیته داشته باشیم. براى توسعه، غیر از اقتصاد آزاد مدلى نمىتوان داشت؛ البته باید به شرایط محلى هم توجه کرد.
قرائت بینادگرایانه از دین بر ظاهر دین جمود مىکند و به روح دین توجه چندانى ندارد. مردسالارى در پیروان ادیان و از جمله در میان مسلمانان، تا حد فراوانى به سبب آن است که بنیانگذاران ادیان در مقام تلقى از عالم واقع و چه در مقام ابلاغ تلقىشان از عالم واقع به مخاطبان خود، تحت تأثیر فرهنگ زمانه خود بودهاند. تفاوتهاى طبیعى میان زن و مرد وجود دارد ولى از این تفاوتهاى تکوینى نمىتوان تفاوتهاى ارزشى را نتیجه گرفت.
در پاسخ به سؤال فوق، نویسنده معتقد است که بسیارى از تفاوتها و تبعیضها نسبت به دختران و زنان جوان، ناشى از فرهنگ نامناسب موجود است و در اندیشه اسلامى جایگاهى ندارد؛ از این رو مىبایست با تبیین درستِ حقوق زنان و دختران جوان و فراهم آوردن شرایط مناسب براى بهرهمند شدن آنان از امکانات علمى، فرهنگى و ورزشى جامعه، موقعیت آنان را ارتقا بخشید.
این نوشتار سلسله مقالاتى است که به بحث پیرامون حکومت دینى و حکومت دموکراتیک مىپردازد. در این مقالات، نویسنده در چهار بافت یا رهیافت این موضوع را مورد بررسى قرار داده است. این چهار محور عبارتاند از: فلسفى، حقوقى، ایدئولوژیک و تاریخى. از نظر نویسنده، با قرائت درست از دین و دموکراسى، در همه این بافتها جمع میان حکومت دینى و حکومت دموکراتیک امکانپذیر است.