آقاى ملکیان در این مقاله به نقد کتاب شناخت از دیدگاه قرآن اثر شهید بهشتى پرداخته است. به نظر ایشان، دکتر بهشتى از هشت مسأله مهم معرفتشناسى به چهار مسأله اشارهاى نکرده است و در بقیه موارد نیز صرفاً بر فهم عرفى اتکا کرده که این خود جاى نقد دارد. همچنین به نظر آقاى ملکیان حل و فصل مسائل فلسفى از طریق ارجاع به قرآن درست نیست. مسائل مطرح در کتاب همان مسائلى است که در کتابهاى مارکسیستى و شبه مارکسیستى آمده است و نوعى عملزدگى نیز در نحوه طرح مباحث دیده مىشود.
دکتر سریعالقلم در این گفتوگو با برشمردن پارهاى مبانى دموکراسى، به دو نوع «کمى» و «کیفى» آن اشاره مىکنند و راه رسیدن به دموکراسى واقعى را طولانى و نیازمند آموزش مىدانند. به گفته وى، در ایران فرهنگ تحزّب، قبیلهگرایى و حذف یکدیگر حاکم است و باید به جاى آن فرهنگ اجماعسازى، تحزب درست و نظاموارگى بنشیند و ایران سخت نیازمند استراتژى ملى واحدى است که همه گروهها و جزیرهها بر اساس آن به اجماع برسند و براى بالا بردن ثروت ملى با هم تعامل کنند.
مقاله حاضر، برگرفته از فرهنگ فلسفى کمبریج است که با اختصار تمام به مهمترین اندیشههاى رایج فلسفه در حوزه فمینیسم اشاره دارد. فلسفههاى فمینیستى در دهههاى اخیر بسیار گسترش یافته و سایه خود را بر اکثر فلسفههاى مضاف انداخته است. این مقاله بیشتر به دو حوزه معرفتشناسى و فلسفه سیاسى فمینیستى پرداخته است.
نویسنده پس از ذکر تاریخچهاى ناقص از رابطه دین و دولت در نگاه فقهاى شیعه، دیدگاه امام خمینى را در تأسیس حکومت دینى مطرح مىکند. از نظر وى امام خمینى در تأسیس حکومت دینى بر عنصر مصحلت و زمان و مکان تأکید بلیغ داشتند و مصالح حکومت را بر همه چیز مقدم مىدانستند. نویسنده تفسیرى از این مطلب دارد که به تقدمبخشیدن اقتضائات دنیاى مدرن بر احکام شرع مىانجامد.
فرهنگ در لغت به معناى قصد سیر به سوى عالم بالاست و فرهنگ در حقیقت حاصل گفتوگوى خدا و انسان است. کارآمدى فرهنگ در سه حوزه ظاهر مىشود: معرفت، سیاست و هنر. فرهنگ کارآمد سناریوى علمى، سیاسى و هنرى براى جهان مىنویسد و زندگى در سایه این فرهنگ براى انسان معنا پیدا مىکند. کارآمدى فرهنگ اسلامى در دو حوزه معنویت (و ایمان) و اخلاق (و عدالت) است.
برای جلوگیری از هزینههای فراوان خدمات فنی در کتابخانهها استفاده از خدمات متمرکز تجویز میشود. کتابخانههای دانشگاه تهران هم برای پرهیز از دوبارهکاریها و صرف هزینه و نیروی متخصص اضافی، لازم است در روند مجموعهسازی به اشتراک منابع و مجموعه اشتراکی توجه بیشتری داشته باشد. و در سازماندهی هم نظام متمرکز فهرستنویسی و ردهبندی را اعمال کند تا بتواند از نیروها و منابع موجود استفاده بهینه به عمل آورد. اما انجام این تحول و تغییر روش در خدمات فنی نیازمند آگاهی از شرایط موجود این خدمات است. لذا پژوهش حاضر در نیمه دوم سال 1375 انجام گرفت که یافته آن به جدولهایی تبدیل و هدف مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نتایج و پیشنهاداتی ارائه شده است.