در شرق ایران، در دشتی کوچک و فروافتاده شهر زابل واقع شده است. توزیع مراکز فشار و ویژگی های توپوگرافی منطقه به گونه ای است که باعث شکل گیری بادهای 120 روزة سیستان شده است. این بادها که از کوههای افغانستان در شرق ایران سرچشمه می گیرد با چرخش بر روی فلات ایران از جهت شمال غرب به جنوب شرق وارد دشت سیستان می شود. این بادها از منطقه کم ارتفاع بین ناهمواری های شرق ایران گذشته، بر سرعت آن افزوده می گردد. افزایش سرعت آنها، اثر اقلیمی آنها را افزایش می دهد که بسته به شرایط دریاچه باعث ایجاد دو نوع اقلیم متفاوت در زابل می شود؛ در سال های پرآبی که دریاچة هامون در مسیر بادهای 120 روزه دارای آب است هوای مطبوع با رطوبت نسبی مناسب را به ارمغان می آورد. در سال هایی که هامون خشک است جریان باد کف بستر دریاچه را کنده ذرات ریز خاک و ماسه را با خود حمل می نماید و محیط را آلوده می کند. در این تحقیق روابط ویژگی های کالبدی شهر زابل با جهت بادهای غالب منطقه مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج بدست آمده نشان می دهد که در خیابان هایی که جهت آنها به موازات جهت بادهای غالب است، ساختمانها در حکم باد شکن عمل کرده، اثر کانالیزاسیون خیابان ها باعث افزایش سرعت بادها و تشدید اثرات نامطلوب می شود؛ در خیابان هایی که عمود بر جهت وزش باد غالب است اثر سیرکولاسیون و چرخش هوا، سبب انباشته شدن ماسه های بادی و آلودگی های محیطی می گردد. در این تحقیق پیشنهادهایی جهت کاهش آثار منفی این بادها با استفاده از تغییر در کالبد فیزیکی شهر شده است
تحقیق حاضر به منظور بررسی اثرات فراوانی نسبی آگاهی از نتیجه (100% و 50%) و تداخل زمینه ای (تمرین تصادفی و تمرین مسدود شده) بر عملکرد و یادگیری برنامه حرکتی تعمیم یافته و پارامتریزه کردن زمانی آن, انجام شد. آزمودنیها (تعداد آزمودنیها 64 نفر), بطور تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند (تصادفی با آگاهی از نتیجه 100%, تصادفی با آگاهی از نتیجه 50% با حذف تدریجی, مسدود شده 100%, و مسدود شده 50% با حذف تدریج), و یک تکلیف زنجیره ای زمانبندی را تمرین کردند. آزمایش دارای چهار مرحله بود: مرحله فراگیری (تمرین), مرحله یادداری فوری, مرحله یادداری با تأخیر, و بلاخره مرحله انتقال داده ها با استفاده از آزمون تجزیه و تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر بر روی عامل دسته¬های تمرینی (بلوک), بررسی شدند. نتایج نشان داد که آگاهی از نتیجه با کاهش فراوانی اگر چه اثرات مثبتی بر یادگیری برنامه حرکتی تعمیم یافته دارد, ولی بر روی یادگیری پارامتریزه کردن اثرات مخربی دارد. لذا, یافته ها این تحقیق از فرضیه گسستگی فرایندهای برنامه حرکتی تعمیم یافته از فرایندهای پارامتریزه آن, حمایت می کند. همچنین یافته های تحقیق حاضر, تأییدی مجدد بر صحت فرضیه راهنمایی بود.