" هدف از این مقاله بررسى چگونگى استفاده از فن آورى هاى آموزشى در آموزش پیشگیرى از اعتیاد در کشورهاى پیشرفته است. معرفـى روش هاى آموزش پیرامون اعتیاد، عواقب آن و مسائل معتادان در برنامه درسى و استفاده از شگردهاى گوناگون از جمله ایجاد عادات پسندیده مطالعه و کتاب خوانـى براى پرکردن اوقات فراغت دانش آموزان از دیگر مطالب این مقاله است.
روش پژوهش، کیفى است. جمع آورى اطلاعات از طریق مصاحبه، بررسى اسناد و مدارک و تحقیق کتابخانه اى صورت گرفته است. نتایج پژوهش انجام شده از والدین و دانش آموزان ایرانى که تجاربى از مدارس کشورهاى کانادا، امریکا، انگلستان و استرالیا داشته اند (1378ـ1380) نشان داد که در مدارس کشورهاى مورد نظر، مسائلى نظیر اعتیاد و ایدز در کلاس هاى درس مورد بحث و بررسى قرار مى گیرد و دانش آموزان ضمن آشنایى با این موارد، به عواقب و آثار مصرف مواد مخدر پى مى برند. نتایج تحقیق همچنین نشان داد که در کلاس هاى درس کشورهاى پیشرفته، مشکلات جامعه را به صورت باز مطرح مى کنند و دانش آموزان براى آن ها راه حل مى یابند و راه حل هاى ارائه شده از طرف آن ها توسط مسئولان دولتى مورد توجه و بهره بردارى قرار مى گیرند. بدین منظور، معلمان از شیوه ها و شگردهاى مختلف آموزشى استفاده مى کنند. در این مقاله سعى شده تا چگونگى برخورد مدارس با این پدیده و نقش دانش آموز در فرآیند آموزش مورد بررسى قرار گیرد.
"
"هدف از این تحقیق شناخت عوامل اقتصادى، اجتماعى و جمعیت شناختى مؤثر بر رضایت شغلى روزنامه نگاران روزنامه هاى محلى استان فارس است. این تحقیق به شیوه پیمایشى انجام شده است و به دلیل محدود بودن جامعه آمارى، نمونه مورد مطالعه همان جامعه آمارى به شمار مى آید. این تعداد 135 نفر است. عمده ترین نظریه هاى مورد استفاده در این پژوهش نظریه بلاو و فیشلر است. بررسى فرضیات نشان داد که از پانزده فرضیه موجود در پژوهش، یازده مورد آن تایید گردیده است. با ورود کلیه متغیرها در معادله رگرسیونى، نهایتاً هفت متغیر در معادله باقى ماندند. نتیجه این که جنس، نوع روزنامه، میزان دست یابى به اهداف، میزان حرفه اى بودن شرایط روزنامه نگارى، حاکم بودن جو سانسور و سیاست زدگى، رفتار اجتماعى شهروندان و محل انتشار روزنامه در میزان رضایت روزنامه نگاران داراى بیش ترین تاثیر بوده است. R2 این متغیرها 51% بوده است.
"
در این نوشتار، تبیین توماس آکوئیناس از معناى اراده و توانایى این تبیین در توجیه برخى مسائل مربوط به اراده بررسى مىشود. آکوئیناس نفس را جوهرى واحد مىداند که قواى بسیارى متمایز از آن و عارض برآنند. او نظر ارسطو را مبنى بر وجود قوه شوقیه به عنوان قوهاى جدا از سایر قوا در نفس مىپذیرد و در تقسیم بندى شوق، قائل به دو نوع شوق است: شوق حسى و شوق عقلى، که اوّلى وابسته به احساس و دومى وابسته به فهم عقلانى است.
شوق عقلى، اراده نامیده مىشود. آکوئیناس همچنین قائل به آزادى اراده است که علامت مشخصه این امر، انتخاب است. در این صورت باید پذیرفت که اراده همان گونه که از عقل تأثیر مىپذیرد، از شوق حسى هم اثرپذیر است و خود آکوئیناس نیز اذعان به این امر دارد. اما با توجه به عقلانى بودن اراده، پذیرفتن این مطلب دشوار است و از این رو آزادى اراده به خوبى قابل تبیین نیست.
در این فصل، مؤلف به بیان یکی از مصادیق عینی علم حضوری میپردازد و با استفاده از برهان سهروردی در این خصوص، در صدد اثبات آن بر میآید. این مصداق عبارت از علم انسان به نفس خود است که مقدم بر هر معرفتی است. اساس این استدلال مبتنی بر این نکته است که تمامی معرفتهای مفهومی و حصولی، کلی است و از سویی امکان ندارد که علم به خود قوای آن کلی باشد بنابراین علم به خود، از سنخ علم حضوری است و نه حصولی و مفهومی.