مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۳۹٬۹۲۱ تا ۴۳۹٬۹۴۰ مورد از کل ۵۵۴٬۵۱۴ مورد.
شعر و ادبیات: «گپ خودمونی با شعر معاصر» (مهدی اخوان ثالث «م - امید»)
منبع:
فردوسی تیر ۱۳۸۲ شماره ۷
حوزههای تخصصی:
بخش اجتماعی: کرمانشاه: شهر شاهان، شهر رعایا، شهر لاله های گلگون، شهر میاث فرهنگی ایران
حوزههای تخصصی:
ایدئولوژی کشورهای در حال توسعه (تضاد منافع یا تقابل ایدئولوژیک در دو دیدگاه سیاسی)
ادبی: تأملاتی در والایی سخن
حوزههای تخصصی:
شاهنامه: فردوسی و شاهنامه (فردوسی در کوران خاطرات تاریخ)
حوزههای تخصصی:
حماسه ی عاشورا
حوزههای تخصصی:
عوامل جمعیت شناختی مؤثر بر فاصله اجتماعی ارامنه استان اصفهان
مصلحت در فقه شیعه و پاسخ به شبهات روشنفکری(مقاله پژوهشی حوزه)
پارادایم های فقهی(مقاله پژوهشی حوزه)
مسجد جامع کبیر قزوین
مسجد در کلام رهبر
حوزههای تخصصی:
چند نکته درباره فردوسی و شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به برخی از جاذبه های فکری و اعتقادی و رفتاری فردوسی و جنبه های هنری شاهنامه پرداخته شده است. عشق به جاودانگی ایران، شناخت قوم ایرانی و نیازها و آرزوهایشان، ستایش خداوند به عنوان خالق جان و خرد سرسپردگی به خاندان رسالت و امامت، تاکید بر شرافت انسانی، بیدار کردن حس ملیت ایرانی در مقابل بازگشت به عصبیت جاهلی حکومت های بنی امیه و بنی عباس و ستایش احساس مشترک و شعور جمعی ایرانیان در پیوند با نیکی و برخورد با بدی از جمله این جاذبه هاست که با دقت و امانت در داستان های شاهنامه نقل می شود. زبان ساده و صمیمی، توصیف کوتاه و با شکوه صحنه ها و القای عواطف انسانی، تناسب اجزای کلام و ارتباط میان لفظ و موضوع، ایهام ذهنی، اغراق هنرمندانه برای ایجاد تناسب میان توصیف با موضوع حماسه و توان قهرمان و کاربرد استشهادی یا تاکیدی آیات و احادیث - که برای پرهیز از تعارض جاذبه ها، صراحت را در کاربرد آنها مجاز نمی داند و بی هیچ اشاره خاصی از آن درمی گذرد- از جمله جلوه های هنری شاهنامه فردوسی است.
فرهنگ مستخلص المعانی یا خلاصه مستخلص(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال 1375 که مامور تدریس در دانشگاه داکا ”بنگلادش“ بودم، در نسخه های خطی آن دانشگاه به فرهنگ قرآنی کوچکی به نام ”مستخلص المعانی“ برخوردم که دو نسخه از آن در کتابخانه ”بنکی پور“ هند و ”ایندیا آفیس“ انگلستان وجود دارد. چیزی که بیش از همه در این فرهنگ جالب توجه است، وجود واژه های کهن فارسی است تا جایی که کهنگی آن را تا قرن پنج و شش پیش می برد.
کتاب از نویسنده ای ناشناس است که از خود با واژه «ضعیف» یاد می کند و انگیزیه پرداختن به آن را خواهش دوستان (غیر عرب زبان) که به علت غفلت در دوره جوانی به علوم دینی نپرداخته و نیازمند مطالعه در کلام آسمانی بودند، بیان می کند.
معانی قرآنی با کلماتی موجز و غیرمکرر از انتهای قرآن یعنی از سوره «الحمد و قل اعوذ برب الناس» آغاز و به سوره «بقره» پایان می پذیرد.
بازتاب قشربندی اجتماعی در طنز نسیم شمال و افراشته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکل بندی جوامع بشری به نحوی لایه ای بوده است. در علوم اجتماعی برای توصیف نابرابری ها و توزیع نابرابر ارزش های کمیاب میان افراد یک جامعه از قشربندی اجتماعی سخن می گویند. شاخه جامعه شناسی ادبیات، علیرغم ادبیات پر برگ و بار ایران نوپاست البته پژوهش های جامعه شناسی ادبیات ضروری می نماید، یکی از انواع بررسی های جامعه شناسی ادبیات مربوط به تحلیل محتوای آثار ادبی است که استخراج، طبقه بندی، مضامین اجتماعی، سیاسی فرهنگی و تاریخی آثار ادبی را در بر می گیرد. روش تحقیق این نوشتار، روش اسنادی و تحلیل محتوا می باشد قشرهای مستخرج از مجموعه آثار شاعران مورد بحث بررسی شده اند تا بازنمای واقعیت قشربندی ایران و گیلان زمین در عصر قاجاریه و پهلوی باشد و تاریخ اجتماعی این مقاطع از خلال نوع ادبی طنز، آینگی گردد.
برگ های گفتگو (گزارشی از مهمترین کتابهای حوزه گفتگوی بین ادیان)
حوزههای تخصصی:
معماری خلسه آور
حوزههای تخصصی:
بررسی و مقایسه زنان فعال در رشته های مختلف ورزشی و زنان غیر ورزشکار در میزان تراکم توده استخوانی
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، مقایسه ی تراکم توده ی استخوانی ران و زند زبرین زنان ورزشکار نخبه کشور در رشته های بدون تحمل وزن بدن (شنا) و با تحمل وزن (ژیمناستیک، تنیس و تنیس روی میز) نیز مقایسه با استاندارد غیرورزشکاران ایران و جهان می باشد. ...
آیا فلسفه اسلامی داریم
نقاشان فمنیسم تزئین گرا
منبع:
جلوه هنر ۱۳۸۲ شماره ۲۳
حوزههای تخصصی:
در نیمهی دوم قرن بیستم ، بسیاری از نقاشان به این واقعیت دست یافتند که مدرنیسم به بن بست رسیده است و از 1965 به بعد پست مدرنیسم چهره مینمایاند . پست مدرنیسم برخلاف مدرنیسم ، بازگشت مستقیم و صریح به تاریخ و سنت را جایز میشمارد و دارای گرایشهای متنوع و بسیاری است. مدرنیسم ، تزئینی بودن را عیب و عار میدانست و هرگز آن را به عنوان یک ویژگی مثبت ننگریست . تزئینی بودن صفتی بود که بیشتر به کارهای زنان نسبت داده میشد . در دهه 70 هنرمندان فمنیست ، جنبشی تزئینی را بنا نهادند و با آفرینشهای خود ، مرز میان هنرهای تزئینی و زیبا را از میان برداشتند...







