استفاده از انواع سوخت های فسیلی موجب انتشار گازهای گلخانه ای و آلاینده های زیست محیطی می شود . لذا در تحقیق حاضر ضمن شناخت مباحث انرژی و محیط زیست ، سیاست های جایگزین سوخت های فسیلی بحث خواهد شد . بررسی های این تحقیق نشان می دهد که حذف یارانه های انرژی و هدفمند نمودن آن گام مؤثری در حفظ محیط زیست خواهد بود . همچنین اثر بخشی افزایش راندمان مصرف انرژی بسیار زیاد است و دولت می تواند با سرمایه گذاری های کوچک به صرفه جویی های کلان دست یابد ...
دورة چهارده سالة سلطنت شاه صفی صفوی (1052-1038 ﻫ . ق .) در مقایسه با برهة پیش از خود ــ یعنی دورة زمامداری شاه عباس اول ــ با نتایج مطلوبی همراه نبود و منحنی قدرت صفویه در این عصر، روندی نزولی به خود دید. زمامداری شاه صفی، به ویژه در زمینة اقتصادی، با کاهش تولیدات کشاورزی و آشفتگی وضعیت تجارت و در نتیجه، ضعف توان اقتصادی همراه بود. شکوفایی و رونق اقتصادی ایران در طی زمامداری شاه عباس اول که براثر اقدامات و اصلاحات گستردة او به ویژه در زمینة اقتصاد و رشد و توسعة تجارت ، خاصه تجارت ابریشم ، پدید آمد، در دورة جانشین او، شاه صفی، کاستیهایی به خود گرفت و در برخی جنبه ها دچار تزلزل و نقصان شد. در این مقاله، ضمن تبیین اوضاع اقتصادی ایران در عصر شاه صفی، آن دسته از سیاست های وی که در تنزل اقتصادی این دوره مؤثر بوده، بررسی شده است .
تا به حال تمامی روندهای طراحی صنعتی بر این اساس پایه ریزی شده اند که انسان بتواند مشکلات طراحی را با روندهای منطقی و تقسیم بندی شده به بخش های کوچک تر، حل نماید. وجود تعداد بسیار زیاد نمودارها، جداول، روندها و توصیه های حل مشکل مثال بسیار خوبی بر این ادعاست که هورس ریتل (Hoerst Rittel) تحت عنوان نسل اول پژوهش سازمان یافته از آن ها نام می برد. با بررسی اجمالی چند دهه حرفه طراحی صنعتی و روش ها و روندهای به کار گرفته شده و یا توصیه شده در پروسه حل مشکل در این حرفه و به اعتراف طراحان با تجربه ای چوتن هوفلر (Hofler) و کاندل (Kandel) که هم دستی در معماری دارند و هم به طراحی و تولید محصولات صنعتی می پردازند، همواره یک تضاد بین تئوری و عمل وجود داشته و دارد.در طرح تحقیقاتی انجام شده که این مقاله برگرفته از آن می باشد، سعی شده است با بررسی و مقایسه روندهای حل مشکل وجود در حرفه طراحی به معنی فراگیر آن و طراحی صنعتی در جهت حرفه ای و تخصصی آ«، این سئوال مهم در طراحی صنعتی را پیگیری نمودکه: آیا می توان اصولا به یک روند و متدلوژی فراگیر و همه کاره جهت مواجهه با مشکلات پیش روی طراحان دست یافت؟
در پژوهش حاضر رابطه بین مساحت نظام های بهره برداری کشاورزی و سطح عمقی شدن کشت تجزیه و تحلیل شده است. بدین منظور از اطلاعات سرشماری های کشاورزی سال های 1339 و 1372 و همچنین گزارش های تولید محصولات کشاورزی استفاده شد. در این پژوهش با استفاده از فنون تحلیل تمایزات و مقایسه درونی سطوح بهره برداری از اراضی کشاورزی، رابطه تفکیکی بین مساحت واحدهای بهره برداری و شاخص های عمقی شدن کشت محاسبه و تحلیل شده است. نتایج حاصل بیانگر آن است که سطح عمقی شدن کشت، عملکرد در هکتار و بازدهی در همه واحدهای بهره برداری از سال 1339 تا 1372 سیری صعودی داشته و تولید چهار محصول منتخب شامل غلات، حبوبات، نباتات صنعتی و سیب زمینی با افزایشی حدود سه برابر از 5712 هزار تن در سال 1339 به 19585 هزار تن در سال 1372 رسیده است. همچنین شاخص های تعداد بهره برداری ها، سطح زیرکشت محصولات زراعی، نسبت اراضی آبی، نسبت اراضی زیرکشت محصولات کاربر به کل اراضی زراعی، بازدهی در واحد سطح در واحدهای بهره برداری خانوادگی و زیر ده هکتار به طرز کاملاً بارز و معنی داری بالاتر از واحدهای بزرگ مقیاس است. این واحدها با تملک 5/31 درصد اراضی زیرکشت بیست و یک محصول زراعی مورد بررسی، حدود 50 درصد از تولید این محصولات و 70 درصد از تولید شش محصول کاربر منتخب را در سال زراعی 72-1371 در اختیار داشتند. همچنین عملکرد در هکتار نوزده محصول در واحدهای زیر ده هکتار بالای 5/5 تن و در واحدهای بالای ده هکتار کمتر از 3 تن بوده است. به علاوه میزان اراضی آیش در واحدهای زیر ده هکتار کمتر از 20 درصد و در واحدهای بالای 50 هکتار 42 درصد بوده است. همبستگی معکوس بین اندازه واحد بهره برداری و عامل عمقی شدن کشت که با کنترل متغیرهای محیطی، طبیعی، مکانی و تکنیکی نیز معنی دار بوده؛ عمدتاً متأثر از مدیریت هماهنگ، برخورداری از دانش بومی هزاران ساله در کشت و زرع، پایین بودن هزینه های بالاسری، توان سازگاری با تغییرات محیطی، بالا بودن انگیزش ها، پذیرش نوآوری ها و انجام کار توسط اعضاء در واحدهای خانوادگی در مقایسه با واحدهای بزرگ مقیاس است.