هدف این مقاله بررسی روابط جمهوری اسلامی ایران با شورای همکاری خلیج فارس از سال 2003 است که به تحلیل حوادث و جریان های حاکم در این دوره زمانی مانند اشغال عراق و تشکیل دولت شیعی در این کشور، مساله هسته ای ایران و جنگ سی و چهار روزه لبنان خواهد پرداخت. ورود گفتمان شیعی باقدرت گرفتن شیعیان عراق در منطقه و حساسیت های کشورهای عرب سنی نسبت به ایجاد اتحاد راهبردی میان ایران و عراق و همچنین حوادث لبنان مبنی بر تشکیل هلال شیعی، منطقه خاورمیانه را وارد چالش گفتمانی نوی ساخته است. این چالش تا حد زیادی بر چگونگی حل یا تشدید بحران هستهای ایران تاثیر نهاده و آن نزدیکی دیدگاهای کشورهای عرب منطقه با رویکرد تهاجمی آمریکا در قبال ایران است. برای تناقضات درون منطقه ای با کمک گرفتن از شاخص های رئالیستی مانند اصل موازنه قدرت، عدم اعتماد و غیره، تلاش خواهیم نمود که این حوادث و رخدادهای مهم خاورمیانه و تأثیر آن بر روابط ایران با شورای همکاری خلیج فارس را واکاوی نموده و آن را با رهیافتی علمی توضیح دهیم.
این مقاله یک دهه تحقیقات در موضوع تقلب در مؤسسات آموزشی را مرور می کند. در این تحقیق نشان داده شده که تقلب موضوعی رایج در مؤسسات آموزشی است که بعضی از اشکال آن در سی سال اخیر به شدت افزایش پیدا کرده است. این تحقیق همچنین پیشنهاد می کند که اگر چه هم عوامل فردی و هم عوامل زمینه ای یا بافتی بر تقلب تاثیر می گذارد، عوامل بافتی از قبیل ادراکات دانشجویان یا دانش آموزان از رفتار هم سالان آن ها (همکلاسان) بیشترین میزان تاثیر را داشته است. بعلاوه برنامه ها و سیاست های صداقت آموزشی از قبیل مقررات افتخار، می تواند تاثیر معناداری را بر رفتار دانشجویان داشته باشد. سرانجام پیشنهاداتی برای مدیریت تقلب از نقطه نظر دانشجویان و اساتید ارائه شده است.
هدف از این مطالعه بررسی تاثیر آموزش مهارت های هوش هیجانی بر شیوه های مقابله با فشار روانی در نوجوانان شهرستان ارومیه بود. 95 دانش آموز (47 دختر و 48 پسر) کلاس دوم دبیرستان در این پژوهش شرکت کردند که به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابتدا آزمون پارکر - اندلر برای چهار گروه (دو گروه آزمایش و دو گروه گواه) اجرا شد، سپس گروه های آزمایش در کلاس های آموزش مهارت های هوش هیجانی شرکت کردند. این کلاس ها در 16 جلسه به مدت یک و نیم ساعت برگزار شدند. مهارت هایی که برای جلسات آموزش در نظر گرفته شد عبارت بودند از: مهارت خودآگاهی، شناخت افکار منفی و مهارت متوقف کردن آنها، فشار روانی و شیوه های مقابله با آنها، ابراز وجود، همدلی، ارتباط صحیح، مهارت حل مساله و تصمیم گیری. بعد از اتمام آموزش مجددا آزمون پارکر - اندلر برای چهار گروه آزمایش و گواه اجرا گردید. برای تحلیل داده های پژوهش، شاخص ها و روش های آماری، مانند، میانگین، انحراف معیار و آزمون t برای گروه های مستقل بکار گرفته شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های هوش هیجانی در گروه مساله مدار پسران و گروه اجتنابی و هیجان مدار دختران تاثیر معناداری داشته اشت.
سلامت جسمی و روانی کارکنان مسئله مهمی است که همواره مورد توجه مدیران و روسای سازمان ها بوده است، زیرا از جمله عواملی است که کارآیی افراد را افزایش داده و موجب بهره وری سازمان می گردد. این تحقیق به بررسی تاثیر ورزش بر فشار روانی کارکنان دانشگاه های آزاد اسلامی منطقه 3 کشور پرداخته است. 905 نفر نمونه به طور تصادفی از واحدهای دانشگاهی انتخاب شدند. با استفاده از دو پرسشنامه ویژگی های فردی و فشار روانی شخصی در چهار حیطه (پاسخ های جسمی، رفتاری، شناختی و هیجانی) دانش های مورد نیاز جمع آوری شد. کارکنان بر اساس میزان شرکت در فعالیت های ورزشی به دو دسته ورزشکار و غیرورزشکار تقسیم شدند. نتایج بررسی ها نشان داد که بین فشار روانی کارکنان ورزشکار و غیرورزشکار تفاوت معنی داری وجود داشت. به طوریکه فشار روانی کارکنان ورزشکار کمتر از کارکنان غیرورزشکار بود (p<001 ) و کارکنان ورزشکاری که در طول هفته تعداد جلسات تمرین بیشتری داشتند به طور معنی داری فشار روانی کمتری را نشان دادند. همچنین با افزایش مدت هر جلسه تمرین در کارکنان ورزشکار، فشار روانی روند کاهش را نشان داد، اما این تفاوت ها فقط در پاسخ های جسمی بین زمان 15 و 90 دقیقه معنی دار بود. فشار روانی کارکنان ورزشکاری که سوابق طولانی تری در فعالیت های ورزشی داشتند کمتر بود و نیز فشار روانی کارکنان ورزشکار دارای سابقه قهرمانی در هر چهار حیطه، بیشتر از کارکنــــــان ورزشکار بدون سابقه قهرمانی بود، اما این تفاوت ها در هیچ یک از حیطه ها معنی دار نبود. نتایج حاکی از آن است که تمرینات بدنی و ورزش، یک شیوه مفید و موثر در مدیریت فشار روانی و کاهش فشار عصبی می باشد، که باید مورد توجه مدیران سازمان قرار گیرد و متغیرهایی مانند مدت، شدت وتکرار مناسب ورزش عوامل مهمی هستند که می توانند در نیل به اهداف سازمانی بیشتر مفید واقع شوند.
Physical education course is compulsory in higher education system of Iran. The curriculum focuses on physical fitness tests and student marks are apparently based on them. Students are dissatisfied with marking system and think it is unfair and biased. This destroys incentive and reduces the probability of a student''s engaging in physical activity. This study aimed to modify the evaluation system of the course. During three subsequent semesters all participants were tested and marked by a new psychomotor test battery accompanied by new standards. The study included the whole population of 2651 female and 992 male subjects (age 18-24 years). Tests were administered by the same standards، but different administrators in every semester. Test Battery included Stork stand test، Sit-ups، 30 meter sprint، Sargent vertical jump، Sit and reach، Pull-ups، T-test، Trunk lift، Phantom chair، and PACER. Demographic data included age، weight، stature، and BMI. A new set of norms and standards were set for evaluation of the course. Distribution line-charts of new marks were compared to older ones. For females، distribution of marks became closer to ideals، whilst for boys it did not take place. Standardization of fitness testing and scoring neither resolved abnormal distribution of final marks nor eradicated dissatisfaction of students with their marks. It is likely that instructors had alternated final marks based on their subjective understanding of achievements of students in affective and cognitive domains. It seems likely if standardization of scores for affective and cognitive achievements is added to standardization of fitness scores، the marking system might improve.