"یکی از ویژگی های جامعه ایرانی، آن است که اقوام مختلف آن اغلب در سرنوشت سیاسی یکدیگر احساس اشتراک کرده و به ایفای نقش موثر در رشد و شکوفایی تمدن ایرانی پرداختند و گاهی نیز به خاطر تفاوت ها و اختلافات قومی، رو به درگیری آورده و حتی با وجودی که در اقلیت بودند، برای دستیابی به اوج قدرت سیاسی و در دست گرفتن سرنوشت خویش، حیات سیاسی کشور را به ورطه سقوط و تجزیه کشاندند. از این میان، تات ها، بازمانده تمدن باستانی ماد هستند که در کنار همزیستی مسالمت آمیز با دیگر ایرانیان و تلاشی که برای حفظ و قوام هویت ایرانی کرده اند، در حفظ بستگی ها و عناصر هویتی خود نیز از جمله حفظ گویش تاتی به طور شفاهی نیز اهتمام فراوان داشته اند.
در این پژوهش، تلاش می شود تا علاوه بر ریشه شناسی واژه تات، پیشینه تاریخی تات ها و جمعیت و پراکندگی جغرافیایی نفوس آنان، و عوامل همگرایی تات ها با دیگر اقوام مجاور پرداخته و رفتار و ابزار مورد استفاده آنان در پیگیری اهداف و تقاضاهای خود، بررسی شوند."
این پژوهش، شامل مطالعه ای تفسیری درباره قصه های مردم ترکمن در شمال ایران است. محقق، با انجام مصاحبه هایی با ترکمن ها، نسبت به جمع آوری قصه های این قوم، همت گماشته است. مصاحبه، مهمترین ابزار دست یابی به اطلاعات در این زمینه بوده است. سپس، پژوهشگر با کمک نظریه «تفسیر فرهنگ» کلیفورد گیرتز، به تحلیل اجتماعی- فرهنگی قصه های جمع آوری شده پرداخته و این قصه ها را با قالب های گفتمانی مورد تفسیر قرار داده است. در این مقاله، به نتایج و چگونگی دست یابی به نشانه ها و معانی، به عنوان پایه های به وجود آورنده تفکر گفتمانی، توجه شده است.
"شبهه" یا تصور غلط از چیزی با وجود کاربرد صحیح اولیه و دلالت قرآنی و مستند روایی، رفته رفته در اثر متداول شدن در محاورات، در معنی ظن و گمان به کار رفته است. همچنین از طرفی موجب برداشت غیرصحیح فقهی و از طرف دیگر توسط لغویون در فرهنگ¬ها استفاده شده است که نمی¬تواند درست باشد. این مقاله با ارائه مستندات محکم، معنی حقیقی لغوی "شبهه" را مدنظر قرار داده است تا از این طریق کاربرد فقهی ـ قانونی و در نهایت قضایی آن در مسیر صحیح خود قرار گیرد و با روش عقلا و مبانی دین مبین اسلام که از عقلانیت کامل برخوردار است منطبق شود.
در باب ضمان قهری, ضامن در شرایطی خاص باید مالی را بابت حائل شدن بین او و منافع مالش به مالک بدهد. لذا سؤالِ مطرح این است که آیا مالک عین مضمونه، مالک بدل, نیز می¬شود یا نه؟ در این مقاله, سعی شده معانی "بدل الحیلولة" به طور واضح, تشریح، موقعیت آن در تقسیمات فقه تعیین و حکم فقهی و ادله ضمان بدل الحیلوله و مناقشاتی که ذیل ادله ذکر شده است بررسی و تحقیق شود. همچنین ضمن تنقیح و تصحیح اهم اشکالاتِ مطرح در این مسأله (اجتماع عوض و معوض)، اصح اقوال در رفع اشکال و مقام پاسخ¬گویی بیان شود.
برهان مشهور انسان معلق ابنسینا همواره مورد توجه متفکران مغرب زمین¬ ـ از قرون وسطی تاکنون ـ بوده است و بسیاری از فلاسفة غربی با بهرهگیری از این استدلال به طرح ایدههای خویش پرداختهاند. یکی از نمونههای برجستة مشابه استدلال ابنسینا را میتوان در فیلسوف معروف قرن هفده اروپا و بنیانگذار فلسفه جدید ـ رنه دکارت ـ یافت. همین شباهت میان دو اصل کوجیتوی دکارت و انسان معلق ابن سینا دست¬مایة آثار و بررسیهای تطبیقی فراوانی در میان اندیشمندان غربی و اسلامی شده است. بسیاری از آنها میزان شباهت میان این دو موضوع را به حدّی رساندهاند که بر تأثیرپذیری و اقتباس دکارت از ابن سینا نیز تأکید کردهاند. نگارندة مقالة حاضر بر آن است تا با بررسی اجمالی جایگاه این دو نظریه در نظام فلسفی دو فیلسوف مورد نظر و با وارسی مبانی و اهداف آنها به طرح و پاسخ¬گویی این پرسش بپردازد که تا چه میزان میتوان این دو نظریة مشابه را نزدیک و در راستای یکدیگر دانست.
موضوع عقل، تعریف، ماهیّت و کارکرد آن در وجود انسان و جایگاهش در معارف بشری از مهمترین موضوعات دانش فلسفه است. فلسفة یونانی از طریق مدارسی چون جندی شاپور و ... به جهان اسلام راه یافت و موافقت¬ها و مخالفت¬هایی را در جهان اسلام برانگیخت. صوفیّان را باید از مخالفان یا منتقدان خرد فلسفی دانست. انتقادهای آنان در متون عرفانی اعم از نظم یا نثر به ویژه از قرن پنجم و ششم به بعد فزونی گرفت. به نظر میرسد صوفیان و عارفان نزدیک به صدر اسلام به جز محاسبی و احمدبن¬ابی¬الحواری دریافت درست و مشخصی از عقل نداشتهاند. ذوالنّون بین عقل و تکلیف، به تلازم قائل بود و مستملی بخاری عقل را ابزار علم میدانست. دیگر صوفیان، عقل را به عنوان ممیّز در حوزة اخلاقیات و ناصح ـ اگر به دنبال رضای خدا باشد ـ به حساب میآوردند، ولی اکثر قریب به اتّفاق آنها عقل را آلت عبودیّت میدانستند و تضادی که در قرون بعدی بین عقل و عشق در سخن عارفان دیده میشود تا قرن پنجم چندان چشمگیر نیست.
فقیهانی که به انحصار وجوب زکات در اجناس نه¬گانه قائل هستند برای اثبات مدعای خود به روایات، اجماع و عموم برخی از آیات استدلال کرده¬اند. از سوی دیگر, پیروان نظریه تعمیم نیز به روایات و دلیل عقل، استناد جسته¬اند که ادله آنان از سوی مخالفان مورد انکار و رد قرار گرفته است. به ویژه آن که خواسته یا ناخواسته در گرداب قیاس نیز گرفتار شده¬اند. در این نوشتار علاوه بر نقد و بررسی مجدد ادله طرفین، استدلال قائلین به تعمیم، به دلیل ناسازگاری با ادله متواتر و منصوص و نیز نیافتن چاره و توجیهی منطقی و اصولی برای آن، مردود دانسته شده است، اما با ملاحظة رویکرد این جستار که ارائه ساز و کاری جدید برای حل مشکل پیش رو است، به موازات رد نظریه، تعمیم نظریه¬ای میانی پیشنهاد شده است که به نظر می¬رسد تنها راه برون¬رفت از تعارض ادله و کشمکش دیرینه و به ظاهر لاینحل باشد.
خیال نزد فارابی قوه¬ای است که عهده¬دار حفظ صور محسوسات و تجزیه و ترکیب آنها و محاکات از محسوس و معقول توسط صور محسوس است. فارابی خیال را واسط میان ادراک حسی و عقلی و تنها راه دست¬یابی جمهور به حقایق معقول می¬داند و نیز خیال از دیدگاه وی تنها طریق هدایت مردم به سعادت عقلانی است. او خیال را در تبیین نبوت به کار برده است. حقایق و سعادت معقول به واسطة وحی به عقل و قوای خیالی نبی افاضه می¬شود. خیال در اندیشة فارابی دارای کارکردهای سیاسی اجتماعی است. سیاستمداران و رؤسای مدینة فاضله، افعال اجتماعی را که در رسیدن به سعادت نقش دارند به قوای خیالی جمهور منتقل می¬کنند.
امروزه تحولات فناوری تکنولوژیک و صنعتی شدن شهرها، تغییرات مهم و اساسی در اکولوژی محیط زیست بر جای گذاشته است. در واقع آلودگی های ناشی از سوخت مراکز صنعتی و پسماندهای آن و استفاده های بی رویه از مواد معدنی و شیمیایی در صنعت و کشاورزی، باعث تخریب شدید محیط زیست شهری و روستایی گردیده و اثرات ناگواری نیز برزندگی جوامع و انسان ها پدید آورده است. به منظور تعدیل اثرات مخرب این آسیب های زیست محیطی، مهمترین و در عین حال ساده ترین راه توسعه فضای سبز می باشد. گسترش و توسعه فضای سبز در کشورهای مختلف همبستگی زیادی با محیط طبیعی و پیشرفت های هر کشور دارد. اصولا وجود فضای سبز مناسب در شهرها افزون بر سلامت جسمانی، موجب آرامش روان، بازده کاری بیشتر و کیفیت زندگی برتر می گردد. در شهر زاهدان و منطقه 3 شهری آن که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است، کمبود شدید فضای سبز شهری محسوس می باشد. به طوری که بر اساس یافته های این تحقیق، با توجه به جمعیت 169443 نفری منطقه 3 شهر زاهدان در سال 1384 با بعد خانوار 5 نفر، در مجموع سرانه فضای سبز 7/2 متر مربع می باشد؛ که با استاندارد فضای سبز شهری که حدود 15 متر سرانه را مطلوب قلمداد می نماید، به شدت فاصله دارد، در عین حال توزیع فضایی آن نیز بسیار نامتعادل و نامتناسب می باشد. چنانکه در مجموع این فضاهای سبز تنها در 6 پارک، 11 میدان و 13 بلوار موجود در این منطقه قرار گرفته و سایر فضاهای شهری منطقه ی3 بخصوص در جنوب و غرب آن فاقد هر گونه سبزینه ای می باشند. فضاهای سبزی که در طرح تفصیلی شهر برای این منطقه پیش بینی شده نیز با گذشت حدود 15 سال از اجرای طرح تفصیلی شهر زاهدان، عملا متحقق نشده است. این در حالی است که جانمایی فضای سبز پیشنهادی در طرح تفصیلی نیز به لحاظ توزیع فضایی - مکانی متناسب نبوده است. رهیافت های حاصل از این پژوهش بیانگر آن است که علاوه بر کمبودها و نیازهای موجود، با توجه به اینکه در ده سال آتی منطقه 3 زاهدان بنا به پیش بینی به حدود 223664 نفر جمعیت خواهد رسید، با توجه به شرایط محیطی منطقه و با حداقل 8 مترمربع سرانه شهری در آن افق نیاز به 1789312مترمربع فضای سبز در این منطقه خواهد بود، به عبارت دیگر در سال 1394 (نسبت به وضع موجود که کل فضای سبز منطقه حدود 461495 مترمربع می باشد) عملا به حدود 1327816 متر مربع فضای سبز جدید نیز در این منطقه نیاز خواهد بود تا بتوان حداقل سرانه استاندارد فضای سبز شهری را تامین نمود.
"میزان و چگونگی توزیع خدمات شهری می تواند نقش موثری در جابه جایی فضایی جمعیت و تغییرات جمعیتی در مناطق شهری داشته باشد و از آنجا که یکی از معیارهای توسعه پایدار شهری توجه به توزیع متوازن جمعیت است، لذا توزیع خدمات شهری باید به گونه ای باشد که عدالت فضایی را برقرار نماید. در این پژوهش به صورت موردی (مناطق شهر اصفهان در ارتباط با 14 نوع خدمات شهری در یک دوره زمانی 10 ساله) مورد بررسی قرار گرفته است. اهداف این مقاله شامل شناسایی روند تعادل جمعیتی در مناطق شهر اصفهان و شناخت اثرات توزیع خدمات در برهم خوردن تعادل جمعیتی مناطق می باشد.
مقاله بر این فرضیات استوار است که پراکنش جمعیت در سطح مناطق شهر اصفهان متعادل نیست و این امر، رابطه ای مستقیم با توزیع خدمات شهری دارد. برای آزمون فرض اول از ضریب آنتروپی و برای آزمون فرض دوم از مدل تبدیل کوییک استفاده شده است.
نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که جمعیت در سطح مناطق شهر اصفهان به صورت متعادل، پراکنده نشده است و طی دوره های 1373 تا 1378 و 1378 تا 1383 این روند نامتعادل تر نیز شده است. در ضمن توزیع خدمات در سطح مناطق شهر اصفهان بر اساس شاخص ویلیامسون توزیع نامتوازنی است و این امر بر مهاجرت های درون شهری تاثیرگذار بوده است"