گوته در اگمونت از یک موضوع تاریخی قرن شانزدهم که برای او بیانگر تاریخ اولیه آلمان است، بهره جسته و با اعمال تغییرات مطابق دیدگاه خود شخصیتی آفریده است که با تصورات او از یک درام تاریخی که تلفیقی از گذشته و حال، رئالیسم و ایده آلیسم است، سنخیت داشته باشد. گوته از اگمونت که در تاریخ شخصیت برجسته ای نیست، جوانی ساخته است که از تمامی وابستگی ها رهاست و یک عاشق بی پروای باب میل اوست و قرابت وی به مردم برای او انسانی است. اگمونت گوته بسیار دوست داشتنی تر از اگمونت تاریخی است و از محبوبیت خاصی در بین مردم برخوردار است. شخصیت به تصویر کشیده شده در این درام تاریخی برای گوته که در دوران جوانی خود شیفته عدالت خواهی و آزادی بود، سمبل مبارزه بر علیه استبداد می باشد، استبدادی که از آن گوته و اگمونت بیزار بودند. در این مقاله تفاوت شخصیت تاریخی اگمونت و شخصیت ارایه شده از وی در درام تاریخی اگمونت و هدف گوته از ارایه چنین شخصیتی در زمان تحریر آن مورد مداقه قرار می گیرد.
" پژوهش حاضر به منظور هنجاریابی زیر مقیاس های ارزشیابی آزمون میکر در دانش آموزان کلاس های سوم تا پنجم ابتدایی انجام شده است. نمونه پژوهش مشتمل بر 292 دانش آموز دختر و پسر است. آزمون توانایی های شناختی میکر دارای چهار زیرمقیاس ارزشیابی است که بر اساس الگوی چندعاملی و شناخته شده هوش گیلفورد (1959) ساخته شده است. نتایج نشان داده که ضریب پایایی زیرمقیاس ها 77/0 است. ضریب پایایی کل آزمون 78/0 است. برای روایی ملاک از روش روایی همزمان استفاده شده است. همچنین، نتایج پژوهش نشان داده است که میان زیرمقیاس های ارزشیابی آزمون میکر و ارزیابی دروس تحصیلی دانش آموزان رابطه معنادار وجود دارد (001/ p<).
یافته های مربوط به هنجاریابی چهار زیرمقیاس ارزشیابی آزمون تشخیص توانایی های شناختی میکر با توجه به رتبه درصدی ارائه شده است. نتایج نشان داد که در برخی از زیرمقیاس های ارزشیابی (سه زیر مقیاس EFU، EFC و ESS) دانش آموزان ایرانی نسبت به دانش آموزان آمریکایی بالاتر هستند و تنها در زیر مقیاس ESC پایین تر هستند. بر اساس یافته های پژوهش حاضر پیشنهاداتی برای بهبود توانایی های ارزشیابی ارائه شده است.
"
زمینه و هدف: استفاده گسترده از سلاح انفجاری همچون مین در جنگ های مدرن امروزی باعث ایجاد آسیب های گوناگونی از جمله صدمات سیستم شنوایی در قربانیان می گردد. با توجه به احتمال بروز چنین صدماتی می توان مصدومین را با معاینه زودرس و درمان بموقع و در پیگیری ادعاهای قانونی و دریافت غرامت کمک نمود. این مطالعه به منظور تعیین فراوانی انواع صدمات سیستم شنوایی ناشی از اثر انفجار مهمات به جامانده از دوران جنگ در استان ایلام انجام شده است. روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، پرونده 241 مصدوم ارجاعی ناشی از انفجار به مرکز پزشکی قانونی ایلام در سال های 1379 تا 1386 مورد بررسی قرار گرفت و اطلاعات مورد نیاز جمع آوری و توسط برنامه آماری SPSS مورد آنالیز قرار گرفت.یافته ها: 4/15% مصدومین با میانگین سنی 5/32 سال، مبتلا به انواع آسیب های سیستم شنوایی بودند. 4/78% این افراد مبتلا به انواع کاهش شنوایی بدون یافته های ظاهری بودند و کاهش شنوایی حسی و عصبی در فرکانس های بیش ازKHz 2 شایع ترین (7/75%) نوع آسیب سیستم شنوایی در این افراد بود.نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد کاهش شنوایی از صدمات قابل پیش بینی در قربانیان حوادث انفجاری است. بنابراین اتخاذ روش های تشخیصی درمانی زودرس در مصدومین و همچنین تهیه ادیوگرام های اولیه در موارد پر خطر در پیگیری و اثبات ادعاهای قانونی این افراد کمک کننده و مفید می باشد.
پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه سبک دلبستگی با سلامت روان بزرگسالان بازمانده در مناطق زلزله زده شهرستان بم، و تعیین وزن این متغیرهای پیش بینی کننده صورت پذیرفت. این پژوهش توصیفی پس رویدادی است و از نوع مقطعی تک مرحله ای میباشد. 314 بزرگسال (138 مرد و 176 زن) بازمانده زلزله شهرستان بم، از طریق نمونه گیری داوطلبانه در دسترس انتخاب شدند و در این پژوهش شرکت کردند و پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالی (AAI)، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-28)، و نیز پرسشنامه خصوصیات جمعیت شناختی را تکمیل کردند. برای تحلیل داده های آماری از تحلیل رگرسیون چندگانه گام به گام استفاده شده است. نتایج حاکی از این است که بیـن سبک دلبستـگـی ایمن با سـلامت روان رابـطه مثبت معنادار، و بـین سبکهای دلبستگی اجـتنابـی و دوسوگرا با سلامت روان رابطه منفی معناداری وجود دارد. به علاوه، نتایج نشان دادند که سبک دلبستگی ایمن، سبک دلبستگی اجتنابی و سبک دلبستگی دوسوگرا قادرند به طور معناداری سلامت روان را پیشبینی کنند. در این پژوهش، سبک دلبستگی ایمن بهترین پیش بینی کننده سلامت روان بود. یافته های این پژوهش میتوانند تأیید کنندة نقش سبک دلبستگی در حفظ و ارتقاء سلامت روان افراد زلزله زده باشند. از این گذشته، نتایج این پژوهش حاکی از آن است که این سه سبک دلبستگی، میتوانند میزان بالایی از تغییرپذیری سلامت روان را در شرایط ناگوار تبیین کنند.
نگاه نقاد نظری و عملی به روابط بینالملل نشان میدهد که متخصصین روابط بینالملل نتوانستند وقوع سه انقلاب ـ انقلاب اقتصادی چین، انقلاب فرهنگی ایران و فروپاشی سیاسی شوروی و بلوک شرق ـ و یک تحول بنیادی ـ تحول تدریجی و دانش پایه اطلاعاتی هند به سوی توسعه پرشتاب ـ را پیشبینی کنند. به همین روی نگاه به روابط بینالملل نیازمند تغییری کلی و بنیادی است.
بنفکنی رندانه بیش از نگاه مدرن، سازگار با روابط بینالملل در نظم فردی ـ بومی جهانی شده است. ضمن اینکه تحولات روابط بینالملل نشان میدهد که علاوه بر تلفیق بین دو سطح تحلیل بازی قدرت، نیازمند دستاوردهای دیگر رشتهها نیز هستیم. در راستای پاسخ به چنین نیازی است که نگاه چندرشتهای و بینرشتهای به روابط بینالملل به طور روزافزونی حس میشود. از این منظر بنفکنی رندانه زاویه جدیدی از پس ذهن انسان (A priori) تا فطرت انسانی منشعب از روح را برای تحلیل مسائل بینالملل مدنظر قرار میدهد.
محمد مفید مستوفی بافقی از مورخان و نویسندگان معروف سده یازدهم هجری است که با وجود تصدی شغل استیفای موقوفات یزد و تالیف دو اثر مهم جامع مفیدی و مختصر مفید ، احوال وی در تذکره های قرون یازدهم و دوازدهم هجری راه نیافته و آگاهی ما از وی منحصر به مندرجات آثار او ، به خصوص جامع مفیدی ، است . مقاله حاضر در صدد است ضمن نقد و بررسی آثار در دسترس وی، خاصه جامع مفیدی ، و مطالعه ساختار و نحوه تاثیر پذیری آن از سایر منابع ، به کیفیت نگارش این اثر در جریان زندگانی مؤلف بپردازد .
در راستای پی گیری این مسئله ، با تکیه بر روش تحقیق کتابخانه ای ، کوشیده شده با محور قرار دادن آثار مستوفی بافقی ، به ویژه اثر عمده وی جامع مفیدی ، ضمن بررسی شواهد موجود ، به مطالعه تطبیقی این اثر با سایر منابع و میزان تاثیرات متقابل میان آن ها نیز توجه شود .
مستوفی بافقی در جامع مفیدی علاوه برارائه اطلاعات کم نظیر ازاخبار رجال و ابنیه و محال یزد، آگاهی های سودمندی ازشکل مناسبات دیوانی و اجتماعی آن عهد به دست داده است که بدان مقامی در خور درقلمرو مطالعات عصر صفوی بخشیده است .
مشتری گرایی به مثابه یک رویکرد جدید، از دنیای تجارت به کلیه نهادهای اجتماعی رسوخ کرده و نهادهای آموزشی را نیز تحت تاثیر قرار داده است. برخلاف تفکر متداول و غالب دنیای معاصر که علم را آزاد از ارزش می داند، این مقاله بر امکان ارزش ستیزی و ارزش آفرینی علم و نهادهای آموزشی تاکید داشته، بر اهمیت این کارکردهای پنهان اصرار می ورزد. در این مقاله از روش پیمایش استفاده شده و 263 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی به عنوان نمونه انتخاب شده اند. یافته های حاصل از تحلیل معادلات ساختاری حاکی از آنند که تاثیرپذیری ارزشهای دانشگاهی و آکادمیک از رویکرد مشتری گرایی، حداقل پنج نوع آفت را برای نهادهای آموزشی به بار آورده است که موجب تحریف اهداف اصیل آنها می شوند.