پژوهش حاضر تأثیر آموزش را بر ارتقای سطح آگاهی زبان آموزان ایرانی در زمینه منظورشناسیPragmatics)) در زبان انگلیسی، بررسی می کند. به طور خاص، این پژوهش می کوشد تفاوت میان دو رویکرد آموزشی تشریحی (Explicit) و تلویحیImplicit) ) را در بهبود سطح منظورشناسی مخالفت های Refusals)) زبان آموزان فارسی زبان، مورد مطالعه قرار دهد. در این پژوهش، پنجاه و چهار زبان آموز، با دانش زبانی تقریباً یکسان به طور تصادفی در سه گروه آموزش کنترل، تشریحی، و تلویحی قرار گرفتند. بر خلاف زبان آموزان گروه کنترل که آموزشی بی ارتباط با اهداف تحقیق را دریافت کردند، فراگیران در دو گروه آزمایش، دو نوع آموزش متفاوت را دریافت کردند. در گروه آموزش تشریحی، زبان آموزان توضیحات فرا منظورشناسی Meta-pragmatics))، بازخوردهای مستقیم، و آموزش های صریح ارتقاء آگاهی را در زمینه مخالفت ها در زبان انگلیسی، دریافت کردند؛ در حالیکه، در گروه آموزش تلویحی، فراگیران تحت آموزش غیرمستقیم و ضمنی قرار گرفتند. هر سه گروه قبل و بعد از دوره شش جلسه ای آموزش، در آزمون چند گزینه ای تکمیل کلام(Multiple-Choice Discourse Completion Test) شرکت کردند. بررسی های آماری نشان داد که ارتباط مستقیمی بین آموزش و سطح منظورشناسی مخالفت های زبان آموزان ایرانی در زبان انگلیسی وجود دارد. بر اساس نتایج به دست آمده آموزش تشریحی بیش از آموزش تلویحی در ارتقاء میزان آگاهی فراگیران فارسی زبان از سطح منظورشناسی مخالفت ها در زبان انگلیسی، مؤثر است. بر اساس نتایج این پژوهش به معلمان زبان انگلیسی توصیه می شود که راهکارهای آموزش تشریحی را بیش از آموزش تلویحی مورد توجه قرار دهند.
مقاله حاضر، به بررسی گزاره اسمی در زبان روسی و فارسی می پردازد. مفهوم گزاره و انواع آن مدت زمان مدیدی است که مورد بررسی دانشمندان و دستورنویسان می باشد. به هنگام بررسی گزاره اسمی در زبان روسی می بایست این نکته را خاطرنشان ساخت که در رابطه با ابن موضوع اختلاف نظرهای اساسی وجود دارد. در بحث مربوط به تئوری گزاره در زبان فارسی همچون زبان روسی، نقاط ضعف و نارسایی هایی نیز وجود دارد. در این مقاله، انواع تقسیم بندی افعال ربطی در زبان روسی، بیان تفاوت های اساسی گزاره اسمی در زبان روسی و فارسی و همچنین ارائه نظرات مختلف در خصوص شیوه های بیان گزاره اسمی مورد بررسی قرار می گیرد.
کتاب زن بودن بیان چگونگی دور شدن زنان جوامع صنعتی و مدرن معاصر از سرشت و فطرت طبیعی خود است. تونی گرنت نویسنده کتاب با تأکید بر نقش ابزاری "زن" در جوامع سرمایهداری کلان، ضمن انتقاد از شعارهای جنبش فمنیستی و انقلاب جنسی پیامد و تأثیر آن را بر روح و روان زن و انحطاط خانواده نشان میدهد. نویسنده چهارگونه شخصیت در جهان معاصر را برای زن تصویر میکند؛ زن مادونا، آمازون، مادر و معشوقه و سپس به بررسی دقیق هریک از این ابعاد میپردازد او معتقد است زن امروزی به صورت یک زن آمازون درآمده که از طبیعت ملایم و لطیف خود دور افتاده است و اکنون نیازمند است تا زنانگی گم شدهاش به ویژه جنبههای مادر، مادونا و معشوقه شخصیتش را باز یابد وی در نهایت زنی را کامل میداند که در طول دوره حیاتش همه جنبههای روانی خود را تجربه کند و در هم بیامیزد.این کتاب مشتمل بر 9 فصل است که گزارشی اجمالی از آن تقدیم خوانندگان محترم میشود.
میزگرد با موضوع «فمینیسم اسلامی» با حضور حجت الاسلام زیبایینژاد، و آقای ابراهیم شفیعی سروستانی که اسفندماه سال جاری در دفتر مطالعات و تحقیقات زنان (قم) برگزار شده است. که دیدگاه های این بزرگواران در این شماره به نظر خوانندگان عزیز می رسد.
زوج هایی که فرزندی با بیماری مزمن دارند در ریسک تجربه ناسازگاری زناشویی قرار دارند، مطالعه حاضر اثربخشی زوج درمانی متمرکز بر هیجان (EFCT) در کاهش ناسازگاری زناشویی برای این جمعیت از زوج ها را مورد بررسی قرار می دهد. نمونه شامل 48 نفر (24 زن و 24 شوهر) که فرزندی با بیماری مزمن داشتند، بود. این افراد در مراکز طبی آموزشی و دولتی ویژه کودکان تهران با جایگزینی تصادفی در گروه آزمایش و کنترل، مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری آزمون سازگاری زن و شوهر (DAS) بود در پایان بین گروه آزمایش و کنترل در متغیر وابسته تفاوت معناداری مشاهده شد، بدین معنی که گروه EFCT در ناسازگاری زناشویی کاهش و در رضامندی، همبستگی، توافق و ابراز محبت زناشویی افزایش داشت.
یکپارچگی جهان امروز از همه مقاطع تاریخ بشری بیشتر است. پیشرفت های فناوری و گسترش ارتباطات در چندین دهه اخیر شتاب بی سابقه ای به جهانی شدن و یکپارچگی جهانی داده است. یکی از اثرات این پدیده رواج فرهنگ جهانی می باشد که دارای ارزش های متفاوتی است و بافت شکل گیری هویت ها را تغییر داده است. ابتدا ویژگی های فرهنگ جهانی و اثرات آن بر هویت یابی بحث شده است. این پیامدها عبارتند از: هویت دو فرهنگی و آشفتگی هویت، فرهنگ های خودگزیده، تاخیر در پذیرش نقش های بزرگسالی، هویت مجازی، و هویت مصرفی، سپس چالش هایی که مواجهه با فرهنگ جهانی پیش روی مشاوران و روانشناسان قرار داده است از جمله لزوم انعطاف پذیری و اتخاذ دیدگاهی گسترده تر به مسال رشدی بویژه هویت یابی، پیچیدگی بیشتر مشکلات پدید آمده و لزوم بکارگیری رویکردها و راهبردهای متفاوت، و مشکلات ناشی از تغییرات سریع جهانی مورد بحث قرار گرفته و نهایتا راهبردهایی برای مقابله موثر متخصصان با این چالش ها پیشنهاد شده است.
هدف از این پژوهش پیش بینی میزان اضطراب امتحان بر اساس سبک های ابراز هیجان دانش آموزان است. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر تهران در سال 1387 است. حجم نمونه طبق اصول و علمی 610 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از دو ابزار عمده: الف) پرسشنامه سبک های ابراز هیجان در سه سبک 1- پرسشنامه ابرازگری هیجانی (EEQ) کینگ و امونز 2- پرسشنامه کنترل هیجانی (ECQ) راجر و نشوور 3- پرسشنامه دوسوگرایی در ابزارگرایی هیجانی (AEQ) کینگ و امونز ب) پرسشنامه اضطراب امتحان ساراسون استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون رگرسیون چندگانه با استفاده از روش گام به گام، آزمون فریدمن) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که: 1- 87.1 درصد از دانش آموزان از نظر اضطراب امتحان در سطح متوسطه و بالاتر از متوسط قرار دارند. بین اضطراب امتحان در مولفه های نگرانی و هیجان پذیری تفاوت معناداری وجود دارد. مقایسه میانگین نمرات نشان داد میزان نگرانی دانش آموزان بیشتر از هیجان پذیری است. 2- از روی نمرات سبک های ابراز هیجان می توان میزان اضطراب امتحان دانش آموزان را پیش بینی کرد. قدرت پیش بینی سبک دوسوگرایی در ابرازگرایی هیجانی بیشتر از سبک کنترل هیجانی و سبک کنترل هیجانی بیشتر از سبک ابرازگری هیجانی است.
"پیدایش گروه روشنفکران در ایران و به دنبال آن آغاز جنبش روشنفکری با هدف نوسازی جامعه، به آستانه مشروطیت باز می گردد. روشنفکران عصر مشروطیت تا پایان دوره پهلوی اول نقش تاریخی دوران سازی را به عهده داشتند. آنان پیشگامان مدرنیته و نوسازی بودند. خاستگاه اجتماعی و اندیشگی این روشنفکران و مفاهیم و مسایلی که به آن می پرداختند از زمینه های موضوعی جامعه شناسی تاریخی و از مباحث اصلی جامعه شناسی روشنفکران ایران است. چگونگی ایفای نقش اجتماعی و تاریخی توسط این روشنفکران، پایگاه اجتماعی آنان و نیز نحوه ارتباط شان با مردم و حکومت موضوع اصلی این پژوهش است.
رویکرد روش شناختی تحقیق، رویکردی تحلیلی و انتقادی با استفاده از روش فراتحلیل و اسلوب جامعه شناسی تاریخی است و در این راه از دیدگاه وبر و پارسونز و دیگر صاحبنظران در زمینه نقش اجتماعی روشنفکران استفاده شده است. هدف اصلی تحقیق، تبیین جامعه شناختی نقش اجتماعی و سیاسی روشنفکران در عصر مشروطیت و پهلوی اول و یافتن پاسخ برای این پرسش اساسی است که: «چرا روشنفکران پس از انقلاب مشروطیت نتوانستند مواضع اجتماعی و سیاسی تاثیرگذار خود را حفظ کنند؟». برای پاسخگویی به این پرسش چند پیش فرض تاریخی مطرح و سپس با استفاده از مطالعات تاریخی انجام شده در این زمینه به بررسی این پیش فرض ها پرداخته شد.
نتایج پژوهش نشان می دهد که برخی روشنفکران ایران در عصر مشروطیت با در پیش گرفتن روش فروکاستن معانی و مفاهیم مدرن به مفهوم های سنتی و برخی دیگر با تاسی به الگوی روشنگری فرانسوی که راهبرد خشونت آمیز را سرمشق خود قرار می دهد، موجب از دست رفتن مواضع اجتماعی و سیاسی تاثیرگذار اولیه خود شدند. البته در این فرآیند، ساختار فرسوده جامعه و فرهنگ سنتی حاکم بر آن و نقش مخرب محافظان فرهنگ سنتی و در اقلیت مطلق بودن اقشار تحصیلکرده و متوسط نیز در افول نقش روشنفکران موثر بوده است. علاوه بر این، در دوره پهلوی اول اتخاذ استراتژی «توسعه آمرانه» به عنوان راهبرد اصلی ترقی جامعه و انسداد سیاسی که رضاشاه بر جامعه ایران تحمیل کرد، نیز از زمره عوامل مهم دیگری است که سبب از دست رفتن مواضع اجتماعی و سیاسی تاثیرگذار روشنفکران در جامعه ایران شد.
"
"اینترنت رسانه ای جدید با ماهیتی متفاوت از رسانه های پیش از خود است و در عین حال تقریبا همه آن رسانه ها را در خود دارد. اینترنت با خود تغییرات اجتماعی به همراه می آورد و این تغییرات بیش از همه در میان جوانان که بیشترین تعداد کاربران اینترنت را تشکیل می دهند، رخ می دهد. اینترنت در فاصله سال های 1380 تا 1385 در ایران رشدی حدود 2500 درصد داشته است. این وضعیت امکان ایجاد یک نسل را در ایران مطرح می کند، نسلی که در سال های نوجوانی با تکنولوژی های نوین ارتباطی آشنا شده و در حال حاضر به سمت سنین میانسالی حرکت می کند.
در این مقاله خواهیم دید که جوانان ایرانی از قابلیت های ارتباطی اینترنت به طرز موثری بهره گرفته اند. گروه های اجتماعی مختلف بنا به ویژگی های خاص جامعه ایران، اینترنت را مکان خوبی برای خودابرازی و ایجاد ارتباط یافته اند. زنان ایرانی برای دستیابی به اهداف اجتماعی و گروهی خود پابه پای مردان و گاهی پیش از آن ها از امکانات اینترنت استفاده کرده اند. اینترنت در ایران امکان نوع خاصی از هنجارشکنی را پدید آورده که امکان برخورد با آن به روش های سنتی وجود ندارد. اینترنت در سال های اخیر به عنوان رسانه ای برای تاثیرگذاری مذهبی و ترویج مذهب در میان جوانان ایران مورد استفاده قرار گرفته است. این پژوهش با یک رویکرد فراتحلیلی و مطالعه اسنادی نشان می دهد که اینترنت باعث ایجاد یک پژوهش با یک رویکرد فراتحلیلی و مطالعه اسنادی نشان می دهد که اینترنت باعث ایجاد یک نسل در ایران شده است. در ادامه ویژگی های این نسل ایرانی برشمرده شده است."
در بر آمدن [یا به تعبیر صحیحتر: برآوردن] رضاخان بر سریر سلطنت، قطعا دولت انگلستان نقش مهم و اساسی را برعهده داشت و میخواست با روی کارآوردن یک نظامی وابسته به خود، شکستهای پیشیناش را جبران نماید. با قدرت یافتن رضاخان مداخله انگلیس در شئون ایران نیز افزایش یافت و بتدریج رو به گستاخی و جسارت نهاد.
این تحقیق، در مورد «تمایزپذیری سازمان های نظامی از نهاد سیاسی» از سال های 1300 تا 1357 در ایران می باشد.
با توجه به ادبیات و مبانی نظری که مشتمل بر مباحث کلی تمایزپذیری، نحوه ارتباط سازمان نظامی با نهاد سیاسی، سازمان، مشخصات و کارکردهای آن و نیز شرایط جهانی بود، تمایزپذیری با دو متغیر عمده «رسمی شدن» و «حرفه ای شدن» مشخص شد. سه شاخص «تقسیم کار سازمانی» «نحوه ارتقای سازمانی» و «سیستم تشویق و تنبیه» برای رسمی شدن و دو شاخص «آموزش ها- دوره های تخصصی» و «کارکردهای سه گانه» برای حرفه ای شدن در نظر گرفته شد.
روش تحقیق در این مقاله، روش «تطبیقی- تاریخی» با رویکرد «نمونه محور» بود که در شمول پژوهش های کیفی محسوب می گردد. روش جمع آوری اطلاعات مبتنی بر اسناد و مدارک تاریخی بود که با توجه به آن، سیر تغییرات تمایزپذیری سازمان های نظامی ایران از نهاد سیاسی در چهار دوره انتخابی 1320-1300)، 1332-1320، 1342-1332 و (1357-1342 یعنی دوره های پهلوی اول و دوم مورد توجه قرار گرفت. مرجع مقایسه تحقیق نیز سازمان های نظامی آمریکا تعیین گردید.
هر چه از دوره های قبل به دوره های جدید انتخابی نزدیک می شویم، بعد رسمی شدن تمایزپذیری، توسعه و گسترش زیادی پیدا کرده است. در واقع، «تقسیم کار» شامل زیر مجموعه های متعدد سازمانی، رسته ها و مقررات سازمانی و همچنین علایم و نشان های نظامی، «نحوه ارتقای سازمانی» با ظهور سیستم های مدرن پرسنلی (تحصیلات، آموزش، تجربه کاری) و «سیستم تشویق- تنبیه» با پایدارشدن قوانین و مقررات خاص جزایی، همین طور، «آموزش ها» و «کارکردها» تا حد زیادی با هم نزدیک شده و همگام پیش رفته اند. میزان و سطح کلی آموزش ها، گذر از آموزش های عمومی به آموزش های تخصصی را منعکس ساخته است. به تناسب تمایزپذیری در کارکردها و نوع ماموریت ها، آموزش ها و دوره های تخصصی نیز، گسترش زیادی یافته است.
شبیه همین فرایند در سازمان های نظامی ایالات متحده نیز وجود داشت. اما نوع ارتباط نهاد سیاسی با سازمان های نظامی و ساختار سیاسی- اجتماعی آن جا که بر عدم تمرکز دلالت دارد، سازمان های نظامی را علاوه بر رسمی شدن، به سمت حرفه ای شدن نیز سوق داد. اما در ایران، نهاد سیاسی با سیستم متمرکز خود، اجازه حرفه ای شدن را به سازمان های نظامی نداد و از این رو سازمان های نظامی ایران، در فرایند تمایزپذیری، عمدتا در رسمی شدن باقی ماندند. ویژگی مهم حرفه ای شدن، استقلال نسبی در تصمیم گیری بود که بر خلاف سازمان های نظامی آمریکا، هرگز در سازمان های نظامی ایران، امکان بروز نیافت.
استعمار پیر در ایران سابقهای بس طولانی و تیره دارد. بخشی از این پیشینه، آشکار و بخش مهمی از آن، مخفی است. اگر روزی بایگانی اسناد سرویسهای مخفی انگلستان گشوده شود و جریان آزاد اطلاعات، تا حدی معنی و مفهوم واقعیخویش را بازیابد، آنگاه جهانیان به عمق جنایاتی که این دولت سلطه طلب در جای جای کره ارض مرتکب شده است، پی خواهند برد، هر چند مقدار موجود از اطلاعات نیز، طالبان حقیقت را بسنده میکند.
در این مقاله جهت شناخت بیشتر سازوکار تاثیر دو نظام اجتماعی و فرهنگی به بررسی ارتباط قشربندی اجتماعی و مصرف فرهنگی پرداخته ایم. قشربندی اجتماعی را با تاسی از انگاره وبری با دو مولفه طبقه و پایگاه و مصرف فرهنگی را با استفاده از داده هایی در زمینه مصرف موسیقایی و با دو مولفه نوع و میزان مصرف، سنجیده ایم. برای بررسی فرضیات، داده هایی در زمینه نوع و میزان مصرف موسیقیایی 360 نفر از ساکنان چهار محله اختیاریه، الهیه، پونک و جوادیه (برای گروه تحقیق هر کدام از محلات مذکور نماد طبقات و پایگاه های متفاوت بوده است) از محلات شهر تهران با روش پیمایش و ابزار پرسشنامه جمع آوری شده است. یافته های حاصل از پیمایش نشان می دهد: .1 میان طبقه و پایگاه و میزان مصرف موسیقایی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد، .2 پایگاه با هر دو مولفه کیفی مصرف فرهنگی (موسیقایی) یعنی مصرف نخبه و توده رابطه معنادار دارد، .3 طبقه نیز تنها با یک مولفه کیفی مصرف فرهنگی (موسیقایی) یعنی مصرف توده ارتباط معنادار دارد، .4 هرچه پایگاه افراد بالاتر باشد گرایش آن ها به مصرف انواع موسیقی متعلق به فرهنگ نخبه بیشتر و گرایش شان به مصرف انواع موسقی متعلق به فرهنگ توده کمتر است، .5 هر چه طبقه افراد بالاتر، گرایش شان به مصرف انواع موسیقی متعلق به فرهنگ توده بیشتر است، .6 در مجموع و با توجه به نتایج تحلیل رگرسیون مشخص شد، تفاوت پایگاهی (تفاوت در میزان تحصیلات، منزلت شغلی و اصل و نسب) افراد بیشتر از تفاوت طبقاتی (تفاوت در وضعیت اقتصادی) پیش بینی کننده میزان و نوع مصرف فرهنگی (موسیقایی) افراد است.