بیش از یک قرن از عمر صنعت نفت ایران ما می گذرد، ولی هنوز هم از لحاظ اقتصادی شدیداً وابسته به نفت و از نظر تکنولوژی صنایع نفتی نیازمند غرب هستیم. هنوز هم نمی دانیم که این ماده برای تاریخ و تمدن ایرانی ــ اسلامی ما، طلای سیاه بوده است یا بلای سیاه؟ حتی کشورهای کاملاً عقب افتاده و بی ذخایری را در اطراف خود می بینیم که نداشتن نفت باعث شکوفایی در عرصه های دیگر اقتصادی آنها مانند، بازرگانی، توریسم و صنایع مصرفی شده و فقر ذخایر طبیعی و معدنی در عمل به آنها توانایی بخشیده است تا ناتوانی.حتی اگر در صنایع نفتی مقام ممتازی هم به دست آورده باشیم، باز باید دید تحول در منابع و فناوری های انرژی و جهش قریب الوقوع صنایع و امکانات به سوی استفاده از انرژی های نو، ما و اقتصاد انرژی ما را در مسیر کژراهه نینداخته باشد.حاصل گفت وگوی دکتر محمدباقر حشمت زاده با دو تن از کارشناسان حوزه نفت، آقایان دکتر فریدون برکشلی ــ دارای قریب سی سال تجربه علمی و عملی در زمینه نفت و اقتصاد انرژی ــ و مهندس وحیدی آل آقا ــ فارغ التحصیل امپریال کالج انگلستان و کارشناس دبیرخانه اوپک در وین ــ پیش روی شماست تا مهم ترین مسائل مربوط به نفت و صنایع نفتی را از زبان آنها بشنوید. به امید توجه و بهره برداری شما.
مقاله حاضر برگرفته از تحقیقی پیمایشی است که به دنبال بررسی نقش و جایگاه رسانه ملی در الگوی حکمرانی پایداری میباشد. در الگوی حکمرانی پایداری بخشهای مختلف جامعه میبایست از توازن و تناسب لازم برخوردار باشند. جامعه آماری تحقیق مدیران و کارشناسان ارشد سازمانهای مرتبط با توسعه پایدار در کشور میباشند که نمونه ای573 نفری از آنها به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شده اند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بوده و از روش دلفی برای آزمون مدل مفهومی تحقیق استفاده شده است. بر اساس یافتههای تحقیق بخش دولتی بیشترین دخالت را در امور مختلف جامعه داشته و بخشهای رسانه، خصوصی و عمومی در رتبههای بعدی قرار دارند. در این میان رسانه ملی بیشترین تعامل را با بخش دولتی وکمترین را در رابطه با بخش عمومی دارد. در خاتمه با پیشنهاد مدل حکمرانی پایداری که در آن سه بخش یاد شده از توازن و تعامل با همدیگر برخوردار بوده و رسانه ملی نقش محوری و زمینه ساز تعامل بین بخشی را دارا میباشد، راهحلهایی در جهت تحقق حکمرانی پایداری در کشور با تاکید بر نقش رسانه ملی ارائه شده است
مقاله حاضر به بررسی زمینه ها و عوامل گرایش به مواد مخدر و نیز میزان شیوع مصرف آن در میان جوانان روستاهای شهرستان اهواز می پردازد. این پژوهش به روش پیمایشی و با حجم نمونه 500 نفر از جوانان روستایی اجرا شده است. نتایج این مطالعه حاکی از آن است که گرایش به مواد مخدر در محیط های روستایی در حدی نسبتاً بالاست؛ همچنین، در این زمینه، گسترش بیکاری، دسترسی آسان به مواد مخدر، و ارتباط با افراد معتاد تاثیرات منفی به دنبال دارد و احساس آسایش و احترام، گرایش دینی جوانان، و دلبستگی به خانواده فرد را از تمایل به مواد مخدر دور نگه می دارد.
روابط و مسائل "زوج"، (زن و مرد) مضمونی است که مورد توجه نمایشنامه نویسان ایرانی بوده است. با توجه به اینکه اغلب نمایشنامه های ایرانی با محور روابط "زوج" در بستر ویژگی های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، روانی و سنتی شکل گرفته و واقعیت های اجتماعی را انعکاس می دهند، بررسی این مضمون مدخلی است برای ارائه چشم اندازی از مناسبات و معیارهای اجتماعی ایران در قرن اخیر. در این پژوهش، نظریه "بازتاب" که بیشترین امکان دستیابی به ساختارهای اجتماعی از طریق آثار هنری را فراهم می کند مبنای مطالعه جامعه شناختی مضمون "زوج" در نمایشنامه های ایرانی قرار داده ایم. مهم ترین وجه نهاد "زوج" که کارکرد اجتماعی آن است از جنبه های مختلف به اختصار بررسی شده و بر اساس داده های مربوط به جنبه های گوناگون روابط زوج، به آن دسته از نمایشنامه های چاپ شده ایرانی پرداخته ایم که این روابط را منعکس کرده اند. استخراج واقعیات اجتماعی بر آمده از این نمایشنامه ها و تبیین این واقعیت ها از منظر جامعه شناسی، می تواند در شناخت بیشتر جایگاه روابط زوج به عنوان یک پدیده اجتماعی، مؤ ثر باشد. جامعه شناسی، دانش پدیده های اجتماعی است که از رفتارهای انسان ها ناشی شده اند و شناخت رفتارها بدون کمک روانشناسی امکان پذیر نیست، بنابراین ما با نگرشی جامعه شناسانه و با تکیه بر دانش روانشناسی به تحلیل نمایشنامه های منتخب پرداخته ایم.
"شخصیت های اسکیزوتایپی و مرزی، به عنوان شخصیت های مرزی روان پریشی، آسیب پذیری بیشتری نسبت به روان پریشی دارند. بنابراین، این دو اختلال تا حدودی نیز می توانند با هم همپوش باشند. پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه دو اختلال در جعیت غیر بیمار انجام گرفت. بدین منظور، نمونه ای به حجم 749 نفر (380 نفرگروه مذکر و 369 نفر گروه مؤنث) به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای از دانشکده های مختلف دانشگاه شیراز، انتخاب و مورد آزمون قرار گرفتند. شرکت کننده ها به مقیاس شخصیت اسکیزوتایپی (STA) و مقیاس شخصیت مرزی (STB) پاسخ دادند. نتایج تحلیل رگرسیونی چند متغیره نشان داد همه مؤلفه های سه گانه شخصیت مرزی (عامل ناامیدی، عامل تکانش گری و عامل علائم تجزیه ای و پارانوئیدی وابسته به استرس) در تبیین تغییرات شخصیت اسکیزوتایپی سهم قابل ملاحظه ای دارند. همچنین، از بین مؤلفه های سه گانه شخصیت اسکیزوتایپی، تنها دو مؤلفه (عامل سوءظن پارانوئید/اضطراب اجتماعی و عامل تجارب ادراکی غیرمعمول) دارای قدرت پیش بینی شخصیت مرزی می باشند و عامل تفکر سحر آمیز فاقد چنین قدرتی است. این یافته ها در راستای تحقیقات قبلی تفسیر گردید و این که همپوشی موجود بین دو اختلال، نشان دهنده یک مانع جدی برای پژوهش مناسب و کافی در مورد این اختلالات می باشد.
"
"پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس افسردگی دانشجویان (USDI) و همبستگی آن باپیشرفت تحصیلی انجام شده است. از میان دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه تهران، 442 نفر (246 پسر و 196 دختر) در بررسی مشخصات روان سنجی مقیاس USDI شرکت کردند. نتایج حاصل از اعتبارسنجی به دو شیوه همسانی درونی و ثبات زمانی نشان داد که اعتبار مقیاس USDI بر اساس آلفای کرونباخ 93/0 و با استفاده از روش بازآزمایی، 86/0 است. بررسی های مرتبط با روایی محتوا، همزمان، واگرا، پیش بین، تفکیکی و سازه USDI مؤید روایی مقیاس مذکور است. یافته های حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی همانند فرم اصلی نشان داد، سه عامل رخوت و بی حالی، شناختی ـ هیجانی و انگیزه تحصیلی مقیاس USDI را تشکیل می دهند. از این مطالعه چنین نتیجه می شود که مقیاس USDI ابزاری معتمد و روا برای سنجش افسردگی دانشجویان است.
"
هدف: این پژوهش به منظور بررسی میزان شیوع اختلالهای رفتاری در دانش آموزان دوره ابتدایی استان فارس انجام شده است. روش: این تحقیق بر روی نمونه ای به حجم 1445 نفر صورت گرفت. از این تعداد 749 نفر دانش آموز پسر، 696 نفر دانش آموز دختر، 613 دانش آموز روستایی و 832 دانش آموز شهری بودند که به روش طبقه ای و خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند.از پرسشنامه علایم مرضی کودکان (CSI-4) به منظور شناسایی اختلالهای رفتاری در دانش آموزان و نیز یک پرسشنامه عوامل جمعیت شناختی استفاده شد. برای توصیف داده ها از روشهای آمار توصیفی مانند فراوانی و درصد و برای پاسخ گویی به سوالات و فرضیات پژوهش از آزمون خی دو استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که 22.4 درصد دانش آموزان مبتلا به اختلالهای رفتاری هستند. میزان شیوع اختلالهای رفتاری در دانش آموزان پسر بیشتر از دانش آموزان دختر و در دانش آموزان شهری بیشتر از دانش آموزان روستایی بود. علاوه بر این، میزان شیوع اختلالهای رفتاری در دانش آموزان پایه سوم بیشترین و در دانش آموزان پایه پنجم کمترین بود. در این پژوهش مشخص شد که رابطه معناداری میان اختلالهای رفتاری و جنسیت، شهری و روستایی بودن، تحصیلات مادر و شغل پدر وجود دارد. قابل ذکر است که در این مطالعه بین تحصیلات پدر،شغل مادر،فوت والدین وطلاق والدین با اختلالهای رفتاری رابطه معناداری به دست نیامد. نتیجه گیری: شیوع اختلالهای رفتاری در بین کودکان و نوجوانان نسبتا بالاست و از آنجایی که اختلالهای رفتاری بر عملکرد تحصیلی، اجتماعی و حرفه ای کودکان و نوجوانان به طور چشمگیری تاثیر منفی می گذارد و احتمال ابتلا به بیماریهای روانی در دوره بزرگسالی را افزایش می دهند؛ بنابراین، ضروری است که مسوولین و دست اندرکاران امر تعلیم و تربیت مساله اختلالهای رفتاری کودکان را مورد توجه ویژه قرار دهند.
هدف: هدف از این پژوهش بررسی تاثیر درمان شناختی- رفتاری بر عملکرد حل مساله ریاضی دانش آموزان دختر دچار اختلال در ریاضیات پایه پنجم ابتدایی شهر یزد بوده است. روش: نمونه پژوهش 30 نفر از دانش آموزان دختر دچار اختلال در ریاضیات پایه پنجم ابتدایی شهر یزد در سال تحصیلی 86-1385 بودند که به روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای با استفاده از آزمون تشخیصی ایران کی مت دچار اختلال در ریاضیات تشخیص داده شدند و در گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. در مرحله بعدی پیش آزمون حل مساله ریاضی (فرم الف) بر روی هر دو گروه اجرا شد. سپس گروه آزمایش به مدت 10 جلسه گروهی تحت درمان شناختی- رفتاری قرار گرفت و در پایان مجددا پس آزمون حل مساله ریاضی (فرم ب) بر روی دو گروه اجرا شد. یافته ها: نتایج به دست آمده از روش آماری تحلیل کوواریانس نشان داد که درمان شناختی- رفتاری عملکرد حل مساله ریاضی دانش آموزان دختر دچار اختلال در ریاضیات که تحت درمان شناختی- رفتاری قرار گرفته اند (گروه آزمایش) نسبت به دانش آموزان دختر دچار اختلال در ریاضیات که تحت درمان شناختی- رفتاری قرار نگرفته اند (گروه کنترل) را بهبود می بخشد. همچنین بین عملکرد حل مساله ریاضی، نمرات هوش، نمره امتحان ریاضی ترم قبل، معدل و نمره آزمون تشخیص ایران کی مت آزمودنیها رابطه معناداری وجود داشت، در حالی که بین عملکرد حل مساله ریاضی با وضعیت اقتصادی- اجتماعی آزمودنیها رابطه معنادار وجود نداشت. نتیجه گیری: با استفاده از درمان شناختی- رفتاری می توان عملکرد حل مساله ریاضی دانش آموزان دختر دچار اختلال در ریاضیات را بهبود بخشید.
"
مقدمه: این پژوهش به منظور بررسی ارتباط بین کایفوز و عوامل روان شناختی دانشجویان پسر دانشگاه تهران انجام شد.روش کار: روش پژوهش در این تحقیق نوع توصیفی بوده که به روش همبستگی اجرا شده است. جامعه ی آماری تحقیق حاضر دانشجویان پسر دانشگاه تهران بود که از بین آن ها 54 نفر که دارای کایفوز بودند به صورت داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند. برای اندازهگیری کایفوز میان مهره اول تا دوازدهم سینهای(T1 تا T12) از دستگاه ماوس ستون فقرات و برای ارزیابی خود بیمار پنداری، افسردگی و اضطراب نمونه ها به ترتیب از پرسش نامه MMPI تعدیل شده (82/0 =α)، آزمون افسردگی بک (85/0= α ) و آزمون اضطراب صفتی اشپیل برگر(87/0= α) استفاده شد.یافتهها: نتایج این تحقیق با استفاده ازضریب همبستگی پیرسون نشان داد که میان خود بیمار پنداری (51/0=r ،12/0= P)، افسردگی (56/0=r ، 42/0= P) و اضطراب(36/0-=r ، 30/0= P) و کایفوز ارتباط معنیداری وجود ندارد نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که وجود کایفوز در دانشجویان به تنهایی نشاندهنده وجود اضطراب، افسردگی و خود بیمار پنداری نمیباشد.
"