در تحقیق حاضر به اثر بخشی مشاوره انگیزشی نظام مند و درمان شناختی – رفتاری در تغییر نگرش معتادین به مواد مخدر (افیونی) در مراجعه کنندگان به کلینیک های ترک اعتیاد شهرستان بجنورد پرداخته شده است. حجم نمونه شامل 45 نفر از مراجعه کنندگان به کلینیک های ترک اعتیاد در شهرستان بجنورد است که به صورت تصادفی انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل) جایگزین شدند. تعداد گروه آزمایشی مشاوره انگیزشی نظام مند در جریان مراحل درمان به 13 نفر و تعداد گروه آزمایشی درمان شناختی رفتاری به 14 نفر تقلیل پیدا کرد. تحقیق حاضر از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل است. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه نگرش سنج به مواد مخدر استفاده شده است. از تجزیه و تحلیل توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، نمودار و ...) برای تحلیل داده ها و از آمار استنباطی (آزمون t گروه های مستقل، آزمون t گروه های همبسته، آزمون فریدمن، آزمون تحلیل واریانس و آزمون شفه) برای آزمون فرضیه های پژوهشی استفاده شده است. نتایج نشان داد که: درمان شناختی رفتاری در ایجاد نگرش منفی نسبت به مواد افیونی مؤثر بوده است و مشاوره انگیزشی نظام مند نیز در ایجاد نگرش منفی نسبت به مواد افیونی مؤثر بوده است و نهایتاً انگیزه درمان شناختی رفتاری در ایجاد نگرش منفی نسبت به مواد افیونی مؤثر بوده است.
هدف این تحقیق امکان بکارگیری شیوه مدیریت بر مبنای هدف در سازمان آموزش و پرورش استان مازندران بوده است. در واقع این که آیا وجود ساز و کار کنترل واقعی، بکارگیری منطقی و مستمر شیوه مدیریت، وجود شاخص های استاندارد و وجود نقشها و ماموریت های روشن و سنجیده مدیران و کارکنان امکان بکارگیری شیوه مدیریت بر مبنای هدف را فراهم می کند. روش این تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی بوده است. جامعه آماری را کلیه کارکنان رسمی و پیمانی سازمان آموزش و پرورش استان مازندران به تعداد 335 نفر تشکیل داده اند که بر اساس جدول کرجسی مورگان 181 نفر از آنان به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه بسته پاسخ استفاده شده است. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آمار توصیفی وآمار استنباطی آزمون (Z) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج این تحقیق نشان داده است که امکان بکارگیری شیوه مدیریت بر مبنای هدف در سازمان آموزش و پرورش استان مازندران وجود دارد.
در این مقاله که برنامه درسی مقطع ابتدایی جمهوری اسلامی ایران از بعد تربیت شهروندی تحلیل شده است و در این راستا محقق ابتدا برای تعیین فاصله اهداف و محتوای برنامه درسی تربیت شهروندی فعلی مدارس ابتدایی با اهداف و محتوای علمی موجود در این زمینه محتوای کتب درسی پایه های چهارم و پنجم دوره ابتدایی را بر مبنای 27 مقوله مرتبط با تربیت شهروندی تحلیل کرده است و سپس در خصوص چگونگی انجام فعالیتهای یاددهی – یادگیری در راستای ارتقاء رفتار شهروندی دانش آموزان در کلاس درس توسط معلم به کمک چک لیستی که مفاد آن را 45 مولفه در بر می گرفت عملکرد معلمان مشاهده و کیفیت تدریس آنها ارزشیابی شد و نهایتا محقق از چگونگی طراحی و اجرای برنامه های مکمل مدارس که در کنار برنامه درسی رسمی می تواند به ارتقاء رفتارهای شهروندی دانش آموزان کمک نماید، از دانش آموزان درباره این اقدامات نظرخواهی کرد. آنچه که از تجزیه و تحلیل این داده ها برآمد نشانگر این بود که مقوله های تربیت شهروندی به صورت متعادل و متوازن در محتوای کتب درسی توزیع نشده و این در حالی است که باید به همه آنها به صورت مساوی توجه شود. فعالیتهای یاددهی– یادگیری انجام شده توسط معلمان در ارتقاء رفتارهای شهروندی از حد متوسط پایین تر بوده و طراحی و اجرای برنامه های مکمل برنامه درسی تربیت شهروندی در مدارس ابتدایی در حد قابل قبول نمی باشد. بدین ترتیب در پاسخ به این سئوال که «آیا برنامه درسی فعلی مدارس ابتدایی در حیطه تربیت شهروندی از مطلوبیت کافی برخوردار است؟» که سئوال اصلی این مقاله بود، جوابش «نه» می باشد و درستی این ادعا را نتایج بدست آمده از تجزیه و تحلیل داده های تحقیق، تایید می نماید.
اعتلای صنعتی و اقتصادی هر جامعه ای مرهون تحقیقات علمی و سازمان یافته آن جامعه است. تشخیص نیاز بازار مصرف، اجرای تحقیقات و مطالعات برای توسعه فنّاوری و در نهایت تجاری سازی آن از مراحل اجتناب ناپذیر ایجاد یک فنّاوری جدید است. سازمانهای تحقیقاتی از طریق تجاری سازی فنّاوریها، هزینه های توسعه فنّاوریهای خود را جبران کرده و امکان سرمایه گذاری در فنّاوریهای بهتر و پیشرفته تر را برای خود به وجود می آورند. یکی از راهکارهایی که برای برطرف کردن مشکل تجاری سازی طرحهای تحقیقاتی ارائه شده ارزیابی مقدماتی پتانسیل تجاری شدن آنها قبل از اجرای طرح است، اما آنچه که از اهمیت ویژه ای برخوردار است چگونگی برآورد پتانسیل تجاری دستاوردهای تحقیقاتی می باشد. پتانسیل تجاری عبارت است از احتمال تجاری شدن یک فنّاوری جدید. هر فنّاوری جدید برای تجاری شدن و رسیدن به بازار نیازمند حرکت و پیشرفت در یک مسیر پر پیچ وخم، متغیر و غیرقابل پیش بینی است. بنابراین تعیین پتانسیل تجاری یک فنّاوری جدید پیش شرط لازم برای تعریف موفق راهبرد تجاری شدن آن می باشد. تمرکز این مقاله بر توسعه یک سیستم فازی برای اندازه گیری پتانسیل تجاری فنّاوریهای برگزیده برای توسعه در مراحل اولیه و قبل از صرف زمان و منابع، بر مبنای مدل ارزیابی راهبرد فنّاوری 1(STEP) می باشد. بر مبنای مدل STEP، هر فنّاوری جدید برای تجاری شدن نیازمند برخی ویژگیهای خاص است. این ویژگیها به ابعاد مختلف تقسیم شده و هر یک از ابعاد نیز دارای تعدادی شاخص می باشند. در این مقاله ضمن پرداختن به طراحی یک سیستم فازی به منظور اندازه گیری پتانسیل تجاری طرحهای تحقیقاتی برمبنای مدل STEP، مقدار کمی پتانسیل تجاری یکی از مهمترین طرحهای تحقیقاتی در پژوهشگاه صنعت نفت اندازه گیری می شود.
هدف از این پژوهش، تعیین میزان همکاری های علمی بین ایران و کشورهای هم جوار در تألیف مشترک مقاله های منتشر شده مجلات ISI در سال های 1990 2007 است. در این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی با استفاده از ابزارهای علم سنجی استفاده شده است. شاخص تألیف مشترک برای سنجش میزان همکاری شده استفاده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بیش ترین همکاری های علمی ایران در میان کشورهای هم جوار با کشورهای روسیه، ترکیه، و پاکستان است. بیش ترین همکاری ها در حوزه های موضوعی فیزیک، زیست شناسی و شیمی صورت گرفته است. مقاله های مشترک در مجله هایی منتشر شده اند که ضریب تأثیر بالایی دارند. میزان همکاری های علمی در بازه زمانی پژوهش از سیر صعودی برخوردار است. دانشگاه های صنعتی شریف، شهید بهشتی و تهران از میان دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی کشور بیش ترین همکاری را با کشورهای مجاور هستند. میزان تولیدات علمی هر کشور با میزان همکاری های علمی آن کشور از همبستگی بالایی برخوردار است. این پژوهش نشان می دهد که به نظر می رسد روابط سیاسی بین کشورها، در شکل گیری همکاری ها مؤثر باشد؛ ولی علایق فرهنگی مشترک از قبیل دین و مذهب در شکل گیری همکاری ها نقش قابل توجهی نداشته باشد، هرچند تأثیر زبان مشترک در شکل گیری همکاری ها تا حدودی قابل مشاهده است.
این گزارش بخشی از ترجمه کتاب با عنوان « عصر جدید مدیریت و نظارت در سازمان پلیس» نوشته مایکل ای. پتریلو و دانیل دلباگنو می باشد. هدف از این ترجمه ارائه چارچوبی برای مطالعه رفتار فردی، گروهی و روشهای مدیریت و نظارت کاربردی به ناظران و مدیران پلیس است. رهبری، نظارت و مدیریت اموری ناملموس و توصیف و ارزیابی آنها دشوار است. با این حال، ناظر با درک و به کارگرفتن مطالب این کتاب می تواند دریابد چگونه به زیردستانش انگیزه بدهد و به چارچوبی شخصی برای نظارت و مدیریت برسد. درک رفتار افراد لازمه روشهای نظارت و مدیریت است. در این کتاب اصول دیرین نظارت با دیدی انتقادی تحلیل و بررسی شده و نشان می دهد، اصول نظارت همچنان معتبر و ارزشمنداند. این نتایج همچنین یادآوری می کند بهتر است به ناظران در حوزه علوم رفتاری و انگیزه آموزش دهیم، چگونه این اصول را مؤثرتر به کار برند. درک صحیح اصول نظارت و علت رفتارهای افراد، همراه با استفاده مؤثرتر از روشهای نظارت، مدیران را در رسیدن به معیارهای نظارت مورد نیاز امروز یاری می دهد. این کتاب بر اساس این مفهوم شکل گرفته که هر ناظری می تواند با مطالعه و یادگیری به ناظر بهتری تبدیل شود و بر رفتار و ضوابط فردی که از ناظر انتظار می رود تأکید دارد.
یکی از مقولاتی که طی سالیان اخیر ذهن پژوهشگران علم مدیریت، بالاخص حوزه مدیریت فناوری را بخود مشغول ساخته، رویکرد دارائیمحور و بهتبع آن راهبرد سرمایههای فکری در اتخاذ فناوری میباشد. از جمله اهداف این تحقیق شناسایی و تبیین نقاط قوت و ضعف هریک از روشهای کسب فناوری و تعیین ارتباط آن با ابعاد سرمایههای فکری بودهاست. نتایج حاصل از مطالعه آماری صورت گرفته نشان از تفاوت معنادار مابین راهبرد فعلی و مطلوب اکتساب فناوری و همچنین عدم توجه کافی به سرمایههای انسانی و ارتباطی و توجه ضعیف به سرمایه ساختاری در مؤسسات مورد مطالعه بودهاست. در پایان با استفاده از یکی از روشهای تصمیمگیری چندمعیاره، اقدام به رتبهبندی راهبرد اکتساب فناوری با توجه به ابعاد سرمایههای فکری از منظر پاسخگویان شدهاست. به نظر میرسد وجود نگرشی جامع بر سرمایههای سازمانی اعم از سرمایههای مشهود یا فیزیکی و سرمایههای نامشهود( سرمایه فکری، سرمایه اجتماعی،...) چهارچوب مناسبتری در جهت تعیین راهبرد اکتساب فناوری را مهیا سازد.