سهروردی در منطق حکمة الاشراق در یک نوآوری تمام جهات را به ضرورت برمیگرداند. وی جهات سه گانه ضرورت، امتناع، و امکان را جزء محمول قرار داده و بر آن است که در این صورت جهت در همهی قضایا ضرورت میشود. از آن جا که بحث از جهت در دیگر مباحث منطقی، مانند تناقض، عکس، و قیاس ها نیز به میان میآید، طبعاً این نوآوری در این مباحث تأثیرگذار است. سهروردی بدین نکته واقف بوده و این تأثیرها را نشان داده است. به فرض تمامیّتِ این نوآوری، این نوشتار بر آن است که خواه مراد سهروردی اختصار در بحث باشد یا ضروری کردن قضایا در علوم حقیقی یا برهانی، اساساً نیازی بدین ضروریسازی و فرو کاستن همهی جهات در ضرورت نیست و این نوآوری مشکلی را حلّ نمیکند. لذا از سوی اکثریّت منطق دانان بعد از سهروردی مورد غفلت قرار گرفته است.
اثیرالدین ابهری یکی از برجسته ترین منطق دانان دوره اسلامی است که کمتر شناخته شده است. جستار پیش رو، از یکسو، با تصحیح الرساله الزاهره، یکی از منطق نوشته های ارزشمند وی را از پستوی فراموشی به پیشخوان چاپ و انتشار درمی آورد و، از دیگرسو، با شرح و واشکافی و تحلیل آن از دریچه منطق جدید، بر گوشهای از اندیشه های منطقی ابهری پرتو می افکند. مهمترین دستآوردهای این جستار در مقام بازشناسی اندیشه های منطقی ابهری بدین قرارند: 1. ابهری قاعده تعدّی استلزام را منتجِ شرطی متّصل نمی داند. 2. ابهری قاعده دلیل شرطی را می شناخته است؛ 3. ابهری قاعده عکس نقیض شرطی را به چالش می کشد. 4. ابهری بر آن است که در گزاره های حملی، عکس نقیض موافق اعتبار منطقی ندارد. 5. ابهری، همچون منطق دانان ربط، استلزام ربطی را معتبر می داند، درحالیکه جدلیان رقیب وی، همانند رواقیان و پیروان منطق فرگهـراسلی، استلزام مادّی را. الرساله الزاهره بر پایه نسخه های خطّی دانشگاه تهران، مجلس، و کتابخانه آیتاللّه مرعشی، به شیوه گزینشی تصحیح شده است.
یکی از مهمترین زیرساختهای سیستم حمل و نقل، پارکینگها هستند که نقش عمده ای در کاهش پارک حاشیه ای و روانی ترافیک ایفا می کنند. پارکینگ ها زمانی می توانند کارایی لازم را داشته باشند که در مکان مناسبی احداث شوند. مدیریت پارکینگ یکی از مهمترین ابزار در مدیریت شهری است. سیستم اطلاعات جغرافیایی که علم و فناوری تجزیه و تحلیل داده های مکان مرجع می باشد، توانایی تلفیق تعداد زیادی پارامتر را به صورت همزمان دارد. سیستم اطلاعات جغرافیایی، سیستمی مناسب جهت تصمیم گیریهای چندمعیاره مانند مکان یابی می باشد. از مشکلات رایج در فرآیندهای مکان یابی با استفاده از GIS ، انتخاب روش وزن دهی و روش تلفیق مناسب لایه ها می باشد. در این مقاله ضمن ارائه الگوی مناسب جهت مکان یابی بهینه پارکینگ در ناحیه 4 منطقه 15 تهران بوسیله GIS به مقایسه روشهای مختلف وزن دهی لایه های مکان یابی پارکینگ، نیز پرداخته شده است. با استفاده از روشهای وزندهی نظیر همبستگی آماری، Fuzzy AHP ، AHP Three degree و Structured AHP چهار سناریوی مکان یابی پارکینگ ایجاد شده و برای تبدیل مساحت سناریو در هر کلاس به امتیاز، مساحتهای به دست آمده برای هر سناریو را با توجه به روشهای استاندارد کردن به سه کلاس مطلوبیت بالا، متوسط و پایین تقسیم گردید. در نهایت با توجه به روشهای محاسبه شده، سناریوی دوم یعنی روش وزندهی Fuzzy AHP مناسبترین سناریو در مکان یابی پارکینگ در منطقه مورد مطالعه بود.
یکی از موضوعاتی که بیشتر شهرهای بزرگ جهان با آن دست به گریبان هستند، حوادث طبیعی است. با توجه به ماهیت غیرمترقبه بودن غالب حوادث طبیعی و لزوم اتخاذ سریع و صحیح تصمیم ها و اجرای عملیات، مبانی نظری و بنیادی، دانشی را تحت عنوان مدیریت بحران به وجود آورده است. برای شناخت مدیریت بحران شهر و آسیب پذیری مناطق شهری در برابر بلایای طبیعی، بررسی عامل های اصلی موثر در آسیب پذیری مدیریت بحران شهری نیاز است. هدف از این مقاله، به کار گیری اصول مدیریتی لازم برای کاهش آسیب پذیری شهرها و دستیابی به اولویت های عوامل موثر در مدیریت بحران شهری در سازمان های مرتبط با بحران شهر اصفهان، از لحاظ شاخص های مورد بررسی است. روش پژوهش توصیفی و تحلیلی است، که از مدل های کمی استفاده شده است. برای اولویتبندی عوامل موثر در مدیریت بحران شهر اصفهان34 متغیر در 6 عامل اصلی در 20 سازمان مرتبط با بحران بلایای طبیعی شهر با استفاده از تحلیل عاملی مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه حاصل از بررسی انجام شده، نشان می دهد که اولین عامل وجود نظام ذخیره سازی برای مدیریت پشتیبانی امداد و نجات است که شامل 7 متغیر است. همچنین همبستگی هماهنگی بین سازمان های درگیر در بحران براساس آزمون کروسکال- والیس(آزمون H ) ، نیز نشان می دهد sig (سطح معناداری) در همه متغیر ها کمتر از 05/0 و از آنجا که این رقم کوچکتر از آلفای مورد نظر (05/0) است، بنابراین، فرض H رد و کافی نبودن ساختار تشکیلات مناسب برای هدایت عملیات امداد و نجات در سازمان های بررسی شده (فرضیه پژوهش) تایید می شود.
یخبندان یکی از پدیدههای اقلیمی است که هر سال اتفاق می افتد و باعث بروز خسارات فراوانی در بخش های اقتصادی از جمله کشاورزی، فعالیت های صنعتی، حمل و نقل و خطرات جاده ای می شود. بنابراین، شناخت و مطالعه دقیق این پدیده به منظور مقابله با خسارات احتمالی آن لازم و ضروری به نظر می رسد. این مطالعه با هدف بررسی توزیع زمانی و مکانی وقوع یخبندان در ایستگاه های منتخب منطقه مورد مطالعه شامل ایستگاه های سینوپتیک زنجان، خرمدره، خدابنده و ایستگاه های کلیماتولوژی باروت آقاچی، فیله خاصه و خیرآباد در طی دوره آماری موجود بر اساس داده های دمای حداقل روزانه انجام گرفته است. در این مطالعه با استفاده از روش های توزیع نرمال، لوگ نرمال و توزیع احتمال تجمعی یکنواخت به تحلیل زمانی و مکانی احتمال وقوع شاخص های یخبندان (تاریخ آغاز، تاریخ خاتمه، طول فصل رشد، طول فصل یخبندان و فراوانی وقوع یخبندان) پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد به طور متوسط اولین یخبندان های منطقه در فصل پاییز بین 7 مهر تا 24 آبان رخ می دهد و میانگین تاریخ خاتمه یخبندان ها از 20 فروردین تا 30 اردیبهشت است و بیشترین میانگین تعداد روزهای وقوع یخبندان در ایستگاه خیرآباد و کمترین میانگین در ایستگاه فیله خاصه زنجان وجود دارد.
هدایت و تعیین جهت رشد کالبدی شهر یکی از اصولی ترین مسائل مرتبط با مباحث توسعة پایدار با هدف بهینه سازی رشد شهر است. از آنجایی که زمین های پیرامونی شهر به ویژه در شهرهای ایران به عنوان محیط پشتیبان شهر مورد توجه اند و در عین حال، بخش بسیاری از شهرهای ایران در پسکرانة زمین های کشاورزی ایجاد شده اند؛ بنابراین توجه به تعیین جهتی برای رشد کالبدی شهر- که در آن به زمین های کشاورزی کمترین آسیب وارد شده و در ارتباط با سایر پارامترهای طبیعی چون گسل و ساختار زمین شناسی، جهت باد، سطوح آب های زیر زمین و غیره نیز بهترین شرایط را داشته باشد- یکی از مسائل مهم در مفاهیم نظری برنامه ریزی محیطی است. هدف این مقاله، بررسی و تعیین بهترین جهات رشد کالبدی شهر بابلسر بر مبنای مجموعه پارامترهای طبیعی مانند سطوح آب های زیر زمینی، گسل و ساختار زمین شناسی، زمین های کشاورزی، جهت باد و حریم آبراه است. برای تعیین جهت بهینة رشد کالبدی شهر بابلسر، از روش تحلیل سلسله مراتبی AHP و ELECTRE استفاده شده است. در این روش ها پنج گزینه یعنی محور غربی، شرقی، جنوبی، جنوب شرقی و جنوب غربی بر مبنای شاخص های پنج گانه بررسی شده اند. نتایج محاسبات نشان می دهد دو محور غربی و شرقی بیشترین اولویت را جهت هدایت رشد کالبدی شهر بابلسر دارند.
فخر، قدمتی به درازنای عمر و زندگی بشر دارد و دلبستگی های انسان را به ابراز وجود و زیبایی-پرستی و خوددوستی نشان می دهد. شاعر در شعر فخر به تمام داشته های خود می بالد. بالیدن به باورهای دینی و دانش ویژه، یکی از محورهای فخر شاعران است. نوع ویژه ای از فخر دینی با امور معنوی و اشراقی از نوع والای آن یعنی تقرب به محبوب حقیقی و یکی شدن با او در ارتباط است. این نوع فخر، «فخر قدسی» نامیده می شود. خاستگاه این نوع فخر، قلب پاک و مطمئن و تسلیم محض بودن در برابر محبوب حقیقی است. در این پژوهش، پس از مقدمه ای درباره فخر و تبیین فخر قدسی، نمونه هایی از این نوع فخر در چهار محور فخر به ارتباط با پروردگار، فخر به ارتباط با پیامبر(ص)، فخر به حبّ مطلق، و فخر به خویشتن، در دیوان ابن عربی مورد برسی و تحلیل قرار گرفته است، و پس از بررسی، نتیجه به دست آمده نشان از آن دارد که ابن عربی به امور معنوی و اشراقی از نوع والای آن یعنی تقرّب به محبوب و یکی شدن با او نظر دارد و انگیزه فخر قدسی او، نشان دادن جایگاه انسان و ارتباط او با حقیقت مطلق است.
در دهه های اخیر سکونت گاه های شهری انسان چه به واسطه گسترش مرزهای فیزیکی و ساختاری و چه از ناحیه حوزه نفوذ و ردپای اکولوژیکی که در عرصه های بکر طبیعی همجوار خود برجای می گذارند با سرعتی بیش از گذشته در حال نفوذ و تخریب و تغییر چهره طبیعی این اراضی هستند. از مصادیق بارز این تنیدگی روزافزون شهر در حوزه های طبیعی، شبکه های ارتباطی و حمل و نقل برون شهری است. طرح هایی از این دست که با عملکردهای ابرسازه ای در قلمروهای طبیعی ایجاد می شود، در حال حاضر بخش قابل توجهی از پروژه های معماران منظر را در کشورهای غربی به خود اختصاص می دهد و در سایه رویکردهای منظرگرای طراحان به فرصتی برای ایجاد تعاملی هم افزا بین پروژه ها و محیط طبیعی مبدل شده است. پروژه بزرگراه A20 در فرانسه که یکی از شاهراه های حمل و نقل سواره از شمال به جنوب این کشور است از مصادیق چنین طرح هایی است. این پروژه به واسطه گذر طبیعت مدار از اراضیِ با توپوگرافی پیچیده و ریخت شناسی خاص که مهم ترین چالش پیش روی آن بوده و ایجاد ترکیبی یکپارچه و هوشمندانه از رویکردهای اکولوژیک و طبیعت مدار با تأمین امنیت کارکردی و عملکرد بهینه، تحسین شده است. دست کاری های تندیس گرایانه در ریخت شناسی اراضی سایت با بهره گیری از سلسله مراتب هندسی و توجه به مقیاس ادراکی مخاطب در تلفیق با پوشش گیاهی مناسب، جنبه های زیبایی شناسانه طرح را با رویکرد زمینه گرایی اکولوژیک تأمین می نماید. در این پروژه تلاش شده تا با تعدیل مرزهای بصری طرح با محیط طبیعی، تضاد میان اراضی بکر و پروژه به حداقل برسد. چنین نگرشی در سازماندهی فضایی طرح، یک جاده کلان مقیاس برون شهری را از خطوطی تحمیل شونده به طبیعت که قلمروهای یکپارچه آن را می خراشد و چند پاره می کند به مداخله ای هارمونیک در زیست بوم طبیعی مبدل می سازد. به بیان دیگر نگرش منظرین به ابرسازه های توسعه این امکان را فراهم آورده تا نفوذ ناگزیر حوزه های سکونت گاهی انسان به قلمروهای طبیعی و اکولوژیک به گونه ای پایدار و با حفظ تنوع زیستی صورت گیرد.
پدیده پست مدرنیسم به عنوان نتیجه منطقیِ دل زدگی جهان از سیاست های بوم ستیز مدرنیست ها از 1960 شروع به خودنمایی کرد. پست مدرنیست ها با اهمیت دادن به زمینه وقوع هر اتفاق، توجه به جغرافیا، تاریخ و فرهنگ جوامع را به عنوان عوامل هویت بخش پدیده ها در دستور کار خود قرار دادند. در عرصه معماری منظر نیز، زمینه گرایان از 1960 با جنبش هایی همچون هنر زمینی کیفیت جغرافیایی مکان را مورد توجه قرار دادند. از اوایل 1980 به تدریج توجهات به هنر باغسازی کلاسیک اروپا جلب شد. در فرانسه نیز این اتفاق با پشتوانه مطالعات نوگرایانه تاریخ نگاران تقویت می شد. باغ های باروک فرانسوی به عنوان سند زنده هنر باغ سازی فرانسوی، تبدیل به الگوی عده ای از معماران منظر این کشور شد. بی شک ؛ نوعی تفاخر فرانسوی و بالیدن به گذشته نیز در این گرایشات نهفته بود. ارزش این باغ ها تنها به خلق فضای باز نبود، بلکه جنبه حاصلخیزی آنها نیز اهمیت داشت. اصولاً باغبانی در تاریخ هنر فرانسه جایگاه والایی دارد و این باغبان ها بودند که به عنوان معمار منظر در دربار فعالیت می کردند. نقش مدرسه باغبانی ورسای را در احیای این هنر نمی توان نادیده گرفت؛ مدرسه ای که معماران منظری چون آلن پروو را در خود پروراند.
آلن پروو بی شک در میان معماران منظر تاریخ گرا جایگاه ویژه ای دارد. او که در آغاز کار خود در 1960 به فضاسازی ارگانیک تمایل داشت، با طراحی پارک آندره سیتروئن و رویکرد دوباره خوانی معماری منظر کهن فرانسه، خالق نخستین پارک پست مدرن جهان شد. تأثیر تاریخ را می توان در دو بخش کالبدی و نمادین در پروژه های او جستجو کرد. عناصر شاخص باغ فرانسوی همچون هرس گیاهان، بازی با آب و نظم هندسی بخش جداناشدنی پروژه های پروو هستند که همواره توسط وی شخصی سازی شده و با چهره ای مدرن اجرا می شوند. آلن پروو در طراحی خود متأثر از مکتب مینیمالیسم با ایده حذف عناصر غیرضروری است، ولی برخلاف تفکر اصلی مینیمالیست ها، عوامل بیرونی همچون تاریخ سرزمین را زائد نمی داند و از نمادهای تاریخی به عنوان نشانه های هویتی استفاده می کند؛ نشانه هایی که اصالت مورد علاقه پاریسی را به مردم فرانسه یادآوری می کند و جلوه گر گذشته باشکوهشان است. پروو تنها تجمل، اغراق و کهنگی را از آنها می زداید، ضمن اینکه از به کارگیری مصالح مدرن نیز روی گردان نیست. شیوه کار وی را می توان نمونه ای شایسته از تداوم طراحی در معماری منظر یک سرزمین دانست. شیوه ای که از باغ های سلطنتی باروک آغاز شده و در باغ های پروو به کمال می رسد؛ باغ هایی شهری و مدرن، و همزمان غرورآفرین و در ستایش تاریخ.
کشور فرانسه در دهه 1980 میلادى در پاسخ به توسعه و رشد کنترل نشده صنایع در شهرها که کیفیت زیست محیطى و حیات
اجتماعى شهروندان را مخدوش کرده بود، سیاستى براى نوسازى شهرى در نظر گرفت که جنبه هاى کالبدى، اقتصادى و اجتماعى را به طور هم زمان در بر میگرفت. پارک آندره سیتروئن نتیجه این سیاست و نقطه آغازى براى این بازسازی ها بود. هدف طرح تبدیل فضاى آلوده و رها شده شهرى به یک فضاى سالم و اجتماعى بود.
امروز این پروژه در قلب پاریس به عنوان نمادى از طراحى پست مدرن در دنیا شناخته می شود و مکانى مناسب براى درک کانسپت هاى اکولوژیک ژیل کلمان به ویژه ایده ""باغ در حرکت"" اوست. ژیل کلمان به عنوان طراح قسمت شمالى پارک سیتروئن، ایده هاى ناب طراحى منظرش را در قسمت هاى مختلف پارک شامل : باغ سفید و باغ سیاه، باغ حواس، باغ در حرکت و دوگلخانه بزرگ به نمایش گذارد. برخورد اکولوژیک کلمان با پارک در تضاد با رویکرد سخت معمارانه «آندره پرووست»، اثرى ماندگار را در تاریخ معمارى منظر بر جاى گذارد.
این نوشتار تلاش می کند در کنار معرفى و نقد فضاهاى مختلف پارک سیتروئن رویکردهاى طراح در ساخت این فضاها را نیز مورد بررسى قرار داده و از وراى آن، نظریه هاى کلمان در برخورد با طبیعت را معرفى نماید.
در این پژوهش اثر بخشی دو شیوه ی زوج درمانی (زوج درمانی تلفیقی ـ رفتاری و زوج درمانی شناختی رفتاری غنی شده) با روش تک موردی بررسی و با یکدیگر مقایسه شد. هشت زوج که دارای آشفتگی زوجی بودند بر اساس نمونه ی در دسترس انتخاب و بعد از همتاسازی 4 زوج در هر گروه جای گرفتند. روش ها به صورت انفرادی انجام شد. مجموعا 16 جلسه درمانی در هر گروه برگزار شد. پس از تعیین خط پایه در جلسه اول، در جلسات چهارم، هشتم، دوازدهم و شانزدهم، آزمودنی ها به مقیاس سازگاری دو نفری (DAS) پاسخ دادند. تحلیل نتایج به شیوه ی ترسیم نمودار، تحلیل چشمی و معناداری بالینی نشان داد که هر دو شیوه ی درمانی در افزایش رضایت زناشویی موثر بود، اگرچه زوج درمانی تلفیقی رفتاری، موثرتر از زوج درمانی شناختی ـ رفتاری است. تفاوتی در اثربخشی دو درمان برای زنان و مردان مشاهده نشد و در دو ماه پیگیری نتیجه درمان حفظ شد.
زبان شناسی شناختی رویکردی است که به زبان به عنوان وسیله ای برای کشف ساختار نظام شناختی انسان می نگرد. زبان شناسان شناختی معتقدند که استعاره پدیده ای است شناختی و آنچه در زبان ظاهر می شود، تنها نمود این پدیدة شناختی است. هدف اصلی این پژوهش، نشان دادن نقش انسان شناختی و روان شناختی «استعاره های مفهومی» مربوط به خودرو، کامپیوتر، تلفن و موبایل در زبان محاورة فارسی است؛ بدین منظور با در کنار هم قراردادن این استعاره های مفهومی در گفتمان عمومی، به شکل تراکمی یک مدل شناختی آرمانی از انسان و ماشین ارائه کردیم و از ساختار مفهومی مرتبط آن ها به این نتایج رسیدیم که در این استعاره ها برخلاف آرایة تشخیص و جاندارانگاری، اشیاء بی جانی چون ماشین برجسته ترند و صفات خود را به انسان انتقال می دهند. در بیشتر این استعاره ها، صفاتی از ماشین به انسان انتقال می یابد که به نوعی ضعف و ناتوانی و منفعل بودن انسان را تداعی می کند و نشانگر استیلای این مخلوق قدرتمند بر زندگی حال و آیندة خالق خویش است.
نشانه- معناشناسی روایی بر دو اصل کنش و تغییر استوار است. کنشگران در این نظام اغلب به شکل منطقی و بر اساس برنامه های از پیش تعیین شده پیش می روند تا به معنایی مطلوب و پایدار دست یابند. به نظر می رسد که در بافت داستان های اسطوره ای و حماسی، گفتمان غالب، گفتمان منطقی و روایی است. در این پژوهش داستان رستم و اسفندیار از شاهنامة فردوسی را از منظر نشانه-معناشناسی بازکاوی می کنیم تا با بررسی روابط معنایی موجود در داستان نشان دهیم که علاوه بر نشانه های روایی، مؤلفه های گفتمانی نیز در جهت دهی معنایی به داستان نقش دارند، زیرا ورود سیمرغ به عرصة داستان، روال طبیعی روایت را دگرگون می کند و سبب می شود این بررسی از سطح نشانه-معنا شناسی روایی فراتر رود و به نشانه- معناشناسی گفتمانی نزدیک شود.
این بررسی نشان می دهد که در گفتمان ایدئولوژیک شاهنامه، رستم به عنوان پهلوان شکست ناپذیر ایرانی، در مرکز اندیشه قرار دارد. حوادث داستان ها به گونه ای رقم می خورند که به اقتدار رستم در بافت شاهنامه آسیبی وارد نکنند؛ از این رو نشانه ها مطابق خواستة گفته پرداز به قهرمانی رستم در داستان منجر می شوند.