تحلیل انتقادی استعاره، روی کردی است که جنبه های مختلف تحلیل انتقادی گفتمان، تحلیل پیکره ای، کار برد شناسی و زبان شناسی شناختی را در یک مجموعه گرد میآورد. کارکرد های اصلی استعاره در گفتمان، عبارت اند از برجسته سازی و حاشیه رانی ایدئولوژیها، و باز نمایی و باز تولید ایدئولوژی در رسانه ها. در پژوهش حاضر، این کارکرد ها را در روز نامه های داخلی، بررسی کرده ایم؛ بدین شرح که نخست، روی کرد های مختلف را درباره تحلیل انتقادی استعاره، معرفی کرده ایم و سپس نمونه هایی از استعاره های گفتمانی استخراج شده از روز نامه های رسالت، کیهان، ایران، مردم سالاری و آفتاب یزد را بر اساس روی کرد های تحلیل گفتمان انتقادی وندایک و استعاره گفتمانی کامرون، تجزیه و تحلیل کرده ایم. یافته های تحقیق، حاکی از آن است که نقش های اصلی استعاره در گفتمان رسانه ای، باز نمایی و باز تولید ایدئولوژی و همچنین برجسته سازی و حاشیه رانی ایدئولوژیهاست و نمونه های بر گرفته از روز نامه های یاد شده نیز فرضیه های تحقیق را تأیید می کنند؛ علاوه بر آن، تحلیل داده های تحقیق نشان می دهد که راه برد های ایدئولوژیک استعاره نظام مند در گفتمان بدین شرح اند: قطبیسازی، برجسته سازی نقاط قوت خودیها و نقاط ضعف غیر خودیها، توصیف کنشگر، غیریت سازی، مثال و تشریح، گواه نمایی، خود بزرگ منشی ملی، اجماع، تکرار، تلویحات، تشریح و واژگان گرایی.
مشارکت سیاسی یکی از مباحث مهم در جامعه شناسی سیاسی و یکی از شاخصه های توسعه سیاسی در کشورها به شمار می رود. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی عوامل اجتماعی ـ روان شناسی مؤثر بر مشارکت سیاسی استادان دانشگاه اصفهان است. روش پژوهش در این مقاله به شیوه پیمایش بوده است. نمونه پژوهش 120 نفر از استادان دانشگاه اصفهان هستند. داده های آن از طریق پرسشنامه ساختار یافته گردآوری و با استفاده از نرم افزار SPSS تحت محیط ویندوز تجزیه و تحلیل شد. چارچوب نظری این پژوهش برگرفته از نظریات علوم سیاسی و اجتماعی در قالب دیدگاه های اثباتی است. برای ارزیابی پایایی ابزار پژوهش از روش کرونباخ و در جهت روایی از روایی صوری استفاده شده است. فرضیات با استفاده از آزمون T و F سنجیده شده است. برای سنجش مدل تجربی پژوهش از تحلیل رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر استفاده شد. بر اساس یافته های پژوهش رابطه معنی داری بین متغیرهای رسانه های جمعی (53/0= r )، آگاهی سیاسی(27/0= r )، محیط سیاسی(77/0= r )، اثرگذاری سیاسی(37/0= r )، انگیزه های سیاسی(28/0= r )، میزان محرومیت نسبی (24/0- = r ) و احساس بی قدرتی سیاسی (30/0- = r ) با مشارکت سیاسی وجود دارد. نتایج تحلیلی در این مقاله نشان می دهد که رسانه های جمعی بالاترین ارتباط معنادار را با متغیر وابسته داشته است. نتایج رگرسیون چندگانه نشان می دهد که متغیر وابسته مستقیماً تحت تأثیر متغیرهای رسانه های جمعی (31/0= Beta )، محیط سیاسی(29/0= Beta )، آگاهی سیاسی (15/0= Beta )، میزان محرومیت نسبی (13/0- = Beta )، احساس بی قدرتی سیاسی (18/0- = Beta )، اثرگذاری سیاسی (22/0= Beta ) و انگیزه های سیاسی(17/0 = Beta ) قرار گرفته است و در مجموع این متغیرها توانسته اند مقدار(39/0= R² ) از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند.
از آنجا که نیروی انسانی از حساسترین و مهمترین منابع یک سازمان محسوب میشود، رضایت شغلی و نشاط و شادابی کارکنان از اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا رضایت شغلی و نشاط اجتماعی علاوه بر سلامت جسمی و روحی آنها موجب افزایش بازدهی و بهرهوری نیروی کار میگردد. هدف این مقاله سنجش میزان رضایت شغلی و نشاط اجتماعی در بین معلمان شهر جیرفت و بررسی رابطه متقابل رضایت شغلی و نشاط اجتماعی است. روش این پژوهش پیمایشی است و جامعه آماری تحقیق را دبیران مقطع متوسطه شهرستان جیرفت تشکیل میدهند که در سال تحصیلی 89-88 تعداد آنها 845 نفر بوده است که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 105 نفر از آنها به عنوان نمونه به روش تصادفی ساده بررسی قرار شده اند. ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد رضایت شغلی و پرسشنامه محقق ساخته نشاط اجتماعی همراه با روایی و پایایی قابل قبول بوده است. اطلاعات حاصل وارد برنامه spss گردیده و داده ها به وسیله آزمونهای مقایسه میانگین، تحلیل واریانس یک طرفه، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد که رضایت شغلی معلمان با میانگین 2/44 از حد متوسط کمتر و نشاط اجتماعی با میانگین57 از حد متوسط بالاتر بوده است. میزان رضایت شغلی و نشاط اجتماعی با متغیر جنسیت تفاوت معنی داری را نشان می دهد و با متغیرهای تأهل، رشته تدریس و سطح تحصیلی تفاوت معناداری ندارند. همچنین، رضایت شغلی و ابعاد آن با نشاط اجتماعی همبستگی مثبت و معنیداری دارند. علاوه بر آن، تحلیل رگرسیونی نشان میدهد که سه متغیر رضایت از موقعیت شغلی، رضایت از روابط مناسب بین همکاران و رضایت از سرپرست یا مدیر 7/46 درصد از تغییرات نشاط اجتماعی و دو متغیر جنسیت و نشاط اجتماعی نیز 3/47 درصد از تغییرات رضایت شغلی را تبیین می نمایند.
گسترش شهرها و مناطق شهری پدیده ای آشنا در کشورهای در حال توسعه به شمار می رود. افزایش جمعیت و مهاجرت روستاییان به شهرها دو عامل اصلی در بروز این پدیده است. وجود این عوامل باعث کم اثر شدن اقداماتی شده است که؛ به صورت قهری و جبری سعی در محدود نگه داشتن کران شهرها دارند. از این رو برنامه ریزان همواره به دنبال مدل هایی بوده اند که گسترش کاربری اراضی شهری را به خوبی شبیه سازی کند تا بتوان با برنامه ریزی صحیح از رشد نامتوازن شهرها و پیامدهای مشکل ساز آن جلوگیری نموده و توسعه را به سمت و سویی مطلوب هدایت نمایند. تا کنون مدل های زیادی برای شبیه سازی گسترش کاربری اراضی شهری پیشنهاد و آزمایش شده است. گرچه این مدل ها دارای تنوع زیادی هستند، صرف نظر از قدرت و دقت های حاصل شده، می توان گفت که بیشتر آنها بر شبیه سازی گسترش کاربری اراضی در اطراف یک شهر متمرکز بوده اند بنابراین، مدل های منطقه ای که محدوده های وسیع تر از یک شهر را در نظر بگیرند نادرند. در این تحقیق یک مدل عامل- مبنای نوین برای شبیه سازی گسترش کاربری اراضی شهری و مسکونی در شهرستان های قزوین و البرز به مساحت 1620 کیلومتر مربع واقع در استان قزوین ایجاد و پیاده سازی شده است. در این مدل، توسعه دهندگان زمین به صورت عامل هایی در نظر گرفته شده-اند که در منطقه به صورت مشخص به حرکت و کاوش می پردازند و شرایط نقاط مختلف را برای توسعه سنجیده، مطلوب ترین آنها را توسعه می دهند. محیط حرکت عامل ها سلولی است و عامل های مورد استفاده که به پنج دسته با سلایق و اهداف مختلف تقسیم شده اند ممکن است برای توسعه برخی سلول ها وارد رقابت شوند. علاوه بر این، نظر به ماهیت مکانی مسأله، برای فراهم سازی بستر حرکت و جستجوی عامل ها و نیز جمع بندی و تحلیل نتایج به دست آمده از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) استفاده گردیده است. برای سنجش عملکرد مدل از داده های مربوط به سال 1384 به عنوان ورودی مدل و از داده های سال 1389 به منظور ارزیابی نتایج استفاده شد. با تنظیم پارامترهای مدل، حداکثر میزان نزدیکی پاسخ های مدل به توسعه های حادث شده به دست آمد که بر مبنای شاخص کاپا به اندازه %17/78 محاسبه گردید. این نتایج نشان می دهد که دقت مدل در تخمین توسعه های صورت گرفته مناسب است و با توجه به ابعاد محیط شبیه سازی، مدل به خوبی توانسته است مناطقی را که دارای توسعه سریع شده اند تشخیص دهد.
چکیده کالاهای قاچاق از مناطق مرزی وارد می شوند، بنابراین، مرزها از این لحاظ دارای اهمیت زیادی هستند. از مناطق مرزی مهم خاورمیانه که دست خوش حوادث گوناگونی بوده است، مناطق مرزی ایران با کشورهای همسایه اش است. قاچاق در کشور ایران به دلیل شرایط خاص جغرافیایی برای ورود و خروج کالا و نبود شرایط با ثبات در کشورهای همسایه، بسیار قابل توجه است. هدف این تحقیق، بررسی وجود یا عدم وجود رابطه بین میزان فاصله روستاهای بخش خاو و میرآباد مریوان از مرز و اثرگذاری قاچاق در آن ها است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و بنا بر روش توصیفی و همبستگی است. روستاهای بخش خاو و میرآباد شهرستان مریوان جامعه آماری این تحقیق است. برای گردآوری اطلاعات با توجه به فاصله روستاها از مرز با روش نمونه گیری طبقه بندی شده و به صورت تصادفی 5 روستا انتخاب و برای پرسشگری با استفاده از رابطه کوکران 140 خانوار به عنوان نمونه مورد سؤال قرار گرفته اند. یافته های تحقیق نشان می دهد که رابطه ای معکوس میان میزان درآمد، قاچاق کالا و فاصله از مرز با ضریب 499/0- در روش پیرسون و 580/0- در روش اسپیرمن با سطح معناداری 01/0 وجود دارد. همچنین بین تعداد افراد مشغول به قاچاق در روستاها و میزان فاصله از مرز، رابطه معناداری مشاهده شد. به این صورت که در روستاهای نزدیک مرز، تعداد افراد مشغول به قاچاق کالا افزایش پیدا می کند، تا جایی که به 100 درصد می رسد و با فاصله گرفتن از مرز در روستاهای با فاصله متوسط یا دور از مرز، این میزان کاهش پیدا می کند، تا جایی که به 3/33 درصد (حدود یک سوم) کاهش پیدا می کند. این یافته ها نشان دهنده اثرگذاری قاچاق کالا در روستاهای مرزی نسبت به روستاهای دورتر از مرز است. با توجه به یافته های پژوهش راهکارهای اجرایی مناسب فعالیت های اشتغالی جایگزین قاچاق با توجه به توانمندی های منطقه است .
یکی از کتابهای ارزنده اجتماعی و سیاسی فارسی اغراض السیاسه اثر ظهیری سمرقندی، نویسنده نامدار سده ششم هـ.ق، است که جعفر شعار آن را در سال 1349 تصحیح و منتشر کرده است. متن مصحّح شعار که تا امروز تنها چاپ کتاب است، به دور از کاستی ها و لغزش ها و اغلاط چاپی و غیر چاپی نیست. در جستار حاضر صورت درست پاره ای از اغلاط کتاب به قرائن درون متنی و غیرمتنی نشان داده یا پیشنهاد شده است. در این پژوهش سندبادنامه و دیوان های شاعران پارسی یا تازی گوی مراجعی اند که در تصحیح پاره ای از واژه های نادرست نقش بسزایی داشته اند. مقابله پاره ای از عبارات اغراض السیاسه با عبارت دیگری از همین کتاب به عنوان قراین درون متنی، صورت درست پاره ای از اغلاط را نشان داده است.
دنیای کنونی، دنیای روابط کوتاه و مقطعی است و لذا افراد بیش از آنکه خود را به سبب تفاوت ها یا شباهت هایی در ویژگی های انتسابی و اکتسابی بشناسند، خود را با ویژگی های ظاهری و آشکار می شناسند و ظاهر هر فرد نشان دهنده هویت فردی اوست. به عبارتی، منبع اصلی و اولیه شکل گیری ارتباط و تفسیر معنای هر چیزی ظواهر خواهد بود. زنان به عنوان نیمی از جامعه، دارای ادراک، احساس و تصوراتی اند که به شناخت نیاز دارد. با توجه به اینکه آموخته های انسانی می تواند در پیدایش تصویر ذهنی بدن زنان عامل تعیین کننده باشد، بر این اساس هدف کلی انجام این تحقیق، شناخت عوامل اجتماعی و منابع جامعه پذیری مؤثر بر شکل گیری تصور ذهنی زنان از بدن خودشان است. این پژوهش از نوع پیمایشی است که به شکل توصیفی – تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری در این تحقیق زنان 18 تا 40 ساله شهر اصفهان بودند که از بین آنها 385 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود. آزمون مقدماتی بین 30 نفر از افراد جامعه مورد مطالعه انجام شد. از ضریب آلفای کرونباخ برای سنجش پایایی پرسشنامه بهره گرفته شد. بر این اساس، پایایی گویه های مربوط به تصویر بدن، دیدگاه اطرافیان، مدیریت بدن و رسانه بالای 7/0 مقبول بوده و در حد خوب ارزیابی گردید. برای تحلیل های آماری مورد نیاز از بسته نرم افزاری spss استفاده شده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد زنان تحصیل کرده و مجرد و کم سن تر، نمره تصویر بدنی بالاتر و نگاه مثبت تری به بدن خود دارند. رسانه، خانواده، مدرسه و اطرافیان از عناصر تأثیرگذار بر تصویر بدن بودند و از میان این عناصر، رسانه قدرت تبیین بیشتری داشته است. به نظر می رسد جامعه پذیری فرد در طول زندگی می تواند در شکل گیری تصویر ذهنی بدن مؤثر واقع شود. مطالعات دیگر داخلی و خارجی یافته های این پژوهش را تأیید می کنند.
فهم معانی دستوری واژگان قرآن بر اساس نحو سنّتی عربی دارای کاستی هایی است که زبان شناسی جدید با رویکرد علمی به زبان، برخی از این کاستی ها را جبران می نماید. در زبان شناسی جدید مکاتب متعددی وجود دارد. یکی از این مکاتب، مکتب چامسکی و زبان شناسی زایشی ـ گشتاری او است که در فهم معانی ساختاری واژگان قرآن بسیار راه گشاست. این مقاله در ابتدا به بیان دستور گشتاری ـ زایشی می پردازد، آن گاه این دستور را در فهم معانی «إنّ» در ابتدای آیات قرآن کریم به کار می گیرد و در نتیجه مشخّص خواهد شد واژه «إنّ» در ابتدای آیات همیشه تأکیدی نیست، بلکه گاهی صرفاً زبانی است و از ترجمه کردن آن در سایر زبان ها باید خودداری کرد.
در این مقاله، تلاش شده است تا با بهره گیری از اصول گردشگری شهری، راهکارهایی برای بازآفرینی بافت های تاریخی کشور که به عنوان سرمایه های ارزشمند امروزه در مرکز توجه نهادهای شهری واقع شده اند، ارائه گردد. در این باره، از بازآفرینی فرهنگی به عنوان رویکردی اساسی تحقیق استفاده شده است. در این رویکرد، فرهنگ به عنوان یکی از سرمایه های اصلی شهر شناخته می شود. شهر تاریخی قزوین با برخورداری از بافتی تاریخی و واجد ارزش مرمت، حفاظت و نگهداری و با دارا بودن پتانسیل های بسیار مناسب تاریخی و جاذبه های گردشگری، امکانات توسعه فراوانی دارد؛ با این حال، در اثر برخی سهل انگاری ها و اقدامات بی ملاحظه و نیز عدم توجه به روند فرسودگی، علی رغم وجود طرح های متعدد، مشکلات بافت در سال های اخیر افزایش یافته است و نیاز به احیای فعالانه بافت را ضروری نشان می دهد. روش تحقیق، توصیفی و تحلیلی است و با اتکا به مرور پیشینه تحقیق از سویی، بررسی اسناد مربوط به بافت تاریخی قزوین و مطالعات میدانی از سوی دیگر، به تحلیل مسئله می پردازد. یافته های تحقیق نشان می دهد که راهکار برون رفت از مشکلات و احیای بافت های تاریخی ارزشمند در گرو اجرای برنامه هایی است که بر راهبردها و سیاست های تعاملی بین بازآفرینی فرهنگی و گردشگری فرهنگی شهری استوار است. رویکرد گردشگری فرهنگی نیز مانند بازآفرینی به نوبه خود از ابزار مؤثر در احیای بافت های تاریخی محسوب می شود. بالفعل سازی پتانسیل های بالقوه گردشگری و هویت تاریخی در رابطه ای مستقیم با یکدیگر، حیات واقعی و مدنی شهری را تضمین می کند. جهت تدقیق موضوع، کاربست راهبردهای پیشنهادی در طراحی بافت تاریخی قزوین مورد بررسی قرار گرفته است تا زمینه تحول و معاصرسازی یکی از بافت های ارزشمند میراث فرهنگی کشور فراهم گردد.
امروزه، عملکرد مطلوب ورزشکاران حاصل ترکیب عوامل مختلف شامل آمادگی جسمانی و روانی است. هدف از اجرای تحقیق حاضر تعیین ارتباط بین سرسختی ذهنی و آمادگی جسمانی و همچنین تعیین پیش بین های سرسختی ذهنی است. برای دستیابی به هدف مذکور، 85 دانشجوی دختر با میانگین سنی 52/2 ± 14/20 در این تحقیق شرکت و به منظور سنجش سه خرده مقیاس اطمینان، ثبات و کنترل پرسشنامه سرسختی ذهنی ورزشی (شیرد، گلبی و ون ورش، 2009) را تکمیل کردند. برای سنجش آمادگی جسمانی دانشجویان از آزمون های دراز و نشست، پرش عمودی (سارجنت)، کشش از بارفیکس، دو رفت و برگشت 9×4 متر، دو 1600 متر و آزمون انعطاف پذیری ولز استفاده شد. یافته های آزمون تحلیل واریانس در اندازه گیری های مکرر نشان می دهد بین سه خرده مقیاس اطمینان، ثبات و کنترل تفاوت معنی داری وجود ندارد (05/0p>). یافته های آزمون همبستگی پیرسون نیز نشان می دهد بین استقامت عضلات کمربند شانه، توان عضلات پاها، استقامت هوازی، آمادگی جسمانی کلی و خرده مقیاس اطمینان ارتباط معنی داری وجود دارد. همچنین، همبستگی بین استقامت هوازی و خرده مقیاس کنترل معنی دار است (05/0p≤)، اما بین نمره کل سرسختی ذهنی و هیچ کدام از شاخص های آمادگی جسمانی ارتباط معنی داری یافت نشد (05/0<p). در نهایت، یافته های رگرسیون خطی چندگانه به منظور تعیین متغیرهای پیش بین (شاخص های آمادگی جسمانی) بر متغیرهای ملاک (خرده مقیاس های سرسختی ذهنی) نشان دادند خرده-مقیاس های اطمینان و کنترل با استفاده از استقامت هوازی پیش بینی شدند، در حالی که در متغیر ثبات هیچ کدام از متغیرهای آمادگی جسمانی وارد معادله رگرسیون نشدند. یافته های تحقیق پیشنهاد می کنند که ترکیب ویژگی های جسمانی و روان شناختی موجب دستیابی ورزشکاران به اوج عملکرد می شود.
تحقیق حاضر، با سنجش انگیختگی (سطح هدایت الکتریکی پوست) و گوش به زنگی (ضربان قلب) حین اجرای نوعی مهارت پیوسته آزمایشگاهی، تأثیر آن ها را در اجرای پیشرفته و مبتدی سنجیده و الگوی تغییرات فیزیولوژیک مربوط به این دو نوع اجرا را ارائه داده است. بدین منظور 20 آزمودنی در مرحله اکتساب شرکت کردند که شامل 10 جلسه 10 کوششی بود و هر کوشش 30 ثانیه طول می کشید. در نهایت، بعد از 48 ساعت آزمون یادداری از آن ها به عمل آمد. ابزار اندازه گیری این تحقیق دستگاه پروکامپ اینفینتی، تعقیب سنج گردان مدلA 30014، سیاهه اضطراب صفتی اسپیلبرگر و همکاران (فرم 2) و مقیاس خلقی برونل (برومز) بود. میانگین سطح هدایت پوستی و ضربان قلب در بازه زمانی 10 ثانیه قبل از اجرا، 30 ثانیه طول اجرا و 10 ثانیه بعد از اجرا در جلسه دوم (اجرای مبتدی) و آزمون یادداری (اجرای پیشرفته) ثبت و از طریق تحلیل واریانس با سنجش های تکراری با یکدیگر و نیز به طور جداگانه در سطح اطمینان 5 درصد تحلیل شد. یافته ها نشان داد انگیختگی از لحظه شروع تا حدود 4 ثانیه ابتدایی اجرای پیشرفته و مبتدی افزایش و سپس در تمام زمان باقی مانده اجرا کاهشی تدریجی داشت، با این تفاوت که سطح انگیختگی و کاهش خطی در اجرای مبتدی بیشتر بود. از حدود 2 ثانیه پس از اجرای پیشرفته، افزایش جبرانی معنی داری در این نیم رخ مشاهده شد که به سطح پایه بازگشت نکرد، حال آنکه اجرای مبتدی روند یکنواختی داشت. ضربان قلب در اجرای مبتدی و پیشرفته نه الگوی تغییر مشخصی داشت، نه ویژگی های بارز گوش به زنگی را منعکس کرد. نتایج با توجه به نظریات فیزیولوژی روانی که عملکرد را تبیین می کنند بحث شده است.
در جامعه نظام مند و دارای چارچوب های قانونی مشخص، هریک از قوا، دستگاه ها و مقامات باید وظایف و اختیارات خود را در راستای اجرای اهداف و آرمان های قانون اساسی به عنوان عالی ترین سند مشترک جامعه مدنی اعمال نمایند. در واقع لزوم حرکت منسجم کلیه قوای حکومتی در مسیری هماهنگ و در جهت نیل به نقطه آرمانی ترسیم شده امری کاملاً بدیهی و ضروری به نظر میرسد.
در راستای اجرای این مهم، شورای بازنگری قانون اساسی با توجه به خلأ فقدان یک مرجع قانونی سیاست گذار کلان در قانون اساسی، در بازنگری سال 1368 اقدام به تأسیس نهاد «سیاست های کلی نظام» در بندهای 1 و 2 اصل 110 نمود.
سیاست های کلی نظام ثبات و انتظام امور را موجب شده و جهت گیری کلی نظام حقوقی جامعه را تبیین مینمایند. در این راستا، مهمترین و عالی ترین سطح اجرای سیاست های کلّی نظام ، سطح قانونگذاری است که در این خصوص هر چه میزان انطباق قوانین با سیاست های کلّی تأمین گردد، حسن اجرای سیاست های کلّی و مسئله نظارت بر آن نیز تضمین شده است که بنابراین نقش مجلس شورای اسلامی در تحقق این مهم بسیار حائز اهمیت خواهد بود و نگارنده در این مقاله درصدد تبیین این مهم میباشد
توقیع شریف، روایتی است که در تاریخ شیعه برای اثبات ولایت فقها به آن استناد شده است. تا کنون بیشتر به بررسی دلالت یا عدم دلالت این روایت بر اصل ولایت فقیهان در عصر غیبت پرداخته شده و به اثبات جنبه های دیگر ولایت فقیه در این روایت، چندان توجه نشده است. در این مقاله تلاش شده است تا افزون بر اثبات ولایت فقها در امور سیاسی و اجتماعی، گسترة شمول توقیع شریف، نسبت به برخی از مسائل مطرح در حوزة ولایت فقیهان شیعه نیز کاوش گردد. بر این اساس، ضمن سنخ شناسی نظریات حاکمیت فقیه، دلالت این روایت بر نظریة ولایت فقیه و انتصاب آن به اثبات رسیده و با نفی شورای رهبری، به نقش مردم در حکومت دینی نیز اشاره شده است. پس از آن، شرط اعلمیت در ولایت سیاسی فقیه بررسی شده و بحث در گسترة اختیارات ولی حاکم نیز پایان بخش این نوشتار است.
ابن ابی الحدید از شارحین نهج البلاغه و از نویسندگان برجسته قرن هفتم هجری است. از نکات بارز شرح ابن ابی الحدید بر نهج البلاغه تسامح نویسنده می باشد که با سعه صدر از دیدگاه های مذاهب مختلف برای پربار نمودن اثرش استفاده کرده است. در این مقاله ریشه های سعه صدر مؤلف و شواهد آن در این اثر بیست جلدی نشان داده شده است. این تسامح باعث شده است، کتاب یک طرفه و متعصبانه نوشته نشده و استدلال های عقلانی محور بحث ها باشد و در نتیجه جذابیت بسیاری پیدا نماید. تعصبات جزئی در برابر تسامح کلی کتاب ناچیز است. تولد ابن ابی الحدید در منطقه شیعی مدائن و تحصیل در نظامیه بغداد و شرکت در جلسات علمی از سنین جوانی، همچنین بهره گیری از استادانی با مذاهب مختلف، باعث شکل گیری چنین روحیه ای در وی شد، که شواهد آن، در بیان مناظرات و حتی دشنام های مخالفان، استفاده از کتب آنان و پذیرفتن برخی دلایل منطقی آنان دیده می شود.
مطالعة اسلام همواره در کانون توجه شرق شناسان، خاصه شرق شناسان مسیحی و یهودی، بوده است و در میان موضوعات اسلامی، قرآن مهم ترین حیطة این توجه بوده است. این مقاله در پی یافتن پاسخ این مسئله است که اصلی ترین رویکرد مستشرقان در مطالعات قرآنی چه بوده است؟ برای یافتن پاسخ ابتدا به ریشه یابی وجود رویکردهای غیرعلمی در آثار قرآن پژوهان غربی پرداخته و علل پدید آمدن این رویکردها در آثار آنان تبیین می شود. از همان ابتدا رویکرد اصلی مطالعات قرآن شناختی مستشرقان رد و تخطئه قرآن بوده است.
با وجود بارقه هایی از تحول مثبت در رویکرد غربیان به قرآن در نیم قرن اخیر، رویکرد انکارگرایانه همچنان باقی است؛ با این تفاوت که آثار جدید در قالب های پوشیده تر و ظریف تری ارائه می شود.