مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۹۳٬۲۸۱ تا ۲۹۳٬۳۰۰ مورد از کل ۵۵۴٬۵۱۴ مورد.
مقایسه باورهای غیرمنطقی و سبک های دفاعی در بین بیماران کرونر قلب و افراد عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: نظر به اهمیت نقش عوامل روانشناختی در بروز بیماریهای جسمی، پژوهش حاضر با هدف مقایسه انواع باور های غیرمنطقی و سبکهای دفاعی در بین بیماران کرونر قلب و افراد عادی، انجام شد.
روش: پژوهش حاضر در چهارچوب یک بررسی زمینهای - مقایسه ای انجام شد. تعداد نمونه پژوهش حاضر شامل 238 نفر بیمار قلبی، از بیمارستان شهید مدنی تبریز بوده که با روش نمونهگیری مبتنی بر هدف جهت مطالعه انتخاب شدند. نمونه غیر بیمار نیز شامل 240 نفر بود که از بین همراهان و کارکنان این بیمارستان که فاقد بیماری قلبی بودند، به صورت تصادفی انتخاب شدند و با تکمیل پرسشنامه باورهای غیرمنطقی جونز و سبک های دفاعی (DSQ-40) در مطالعه شرکت کردند. داده های پژوهش به کمک آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری تحلیل گردید.
یافته ها: دوگروه بیمار قلبی و غیر بیمار در باورهای غیرمنطقی تأیید و حمایت دیگران، واکنش به ناکامی، بی مسئولیتی عاطفی، کمالگرایی و انواع سبکهای دفاعی تفاوت معنیداری دارند. (05/0>p)
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش که بیانگر نقش سبکهای دفاعی و انواع باورهای غیر منطقی به عنوان عوامل روانشناختی در سلامت جسمی، به ویژه بیماری های قلبی است، پیشنهاد میشود علاوه بر مداخلات پزشکی، از مداخلات روانشناختی هم برای بیماران قلبی و هم افراد سالم به منظور پیشگیری از بیماریهای قلبی- عروقی استفاده شود.
تأثیر گروه درمانی شناختی وجودگرا بر افسردگی و امیدواری والدین فرزندان مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه به منظور بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی وجودگرا بر افسردگی و امیدواری والدین فرزندان مبتلا به سرطان با استفاده از شیوه نیمه آزمایشی با پیش – پس آزمون و گروه گواه انجام گردید.
روش: 30 والد (24 تا 54 ساله) که فرزندشان به دلیل ابتلا به بیماری سرطان در بیمارستان محک تحت درمان پزشکی قرار داشته و داوطلب شرکت در برنامه مشاوره بودند در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند. قبل از مداخله درمانی، هر دو گروه با آزمون افسردگی بک- II (1996) و پرسشنامه امید میلر (1988) مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه آزمایشی در دوازده جلسه 90 دقیقهای گروه درمانیشناختی وجودگرا که به صورت 2 جلسه در هفته اجرا گردید شرکت نمودند، در حالیکه گروه گواه در این مدت از هیچگونه مداخله رسمی روانشناختی استفاده نکردند. در پایان مداخله، هر دو گروه مجدداً با آزمونهای مذکور مورد ارزیابی قرار گرفتند. دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS-16 برای اجرای آزمون آماری تحلیل کوواریانس پردازش شدند.
یافتهها: نتایج حاکی از وجود تفاوت معنیدار در میزان افسردگی و امیدواری دو گروه به نفع گروه آزمایش (01/0>p) بود.
نتیجهگیری: گروه درمانیشناختی وجودگرا میتواند در کاهش افسردگی والدین فرزندان مبتلا به سرطان و همچنین در افزایش امیدواری آنان مؤثر باشد.
پایایی و روایی نسخه فارسی مقیاس استرس مزمن (CSS) در میان بستگان درجه یک بیماران مبتلا به دیابت نوع دو1(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش بررسی پایایی و روایی نسخه فارسی مقیاس استرس مزمن (CSS) در نمونه ای از بستگان نَسبی درجه یک بیماران دچار دیابت نوع دو بود.[1]
روش: نسخه انگلیسی CSS پس از ترجمه و بازترجمه، به پرسشنامه فارسی تبدیل شد و سپس در میان 199 شرکت کننده ی پژوهش به کار گرفته شد. برای بررسی پایایی بازآزمایی، 30 نفر از شرکت کنندگان 8 تا 11 هفته پس از آزمون اول دوباره به پرسش ها پاسخ گفتند.[2]
یافته ها: همسانی درونی CSS با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، برای کل مقیاس 87/0 به دست آمد. ضریب همبستگی CSS با مقیاس شخصیت نوع D، مؤلفه ی نوروزگراییِ EPQ-RS، مؤلفه ی افسردگی مقیاس های DAS، و مؤلفه ی خشم و خصومت SCL-90-R به ترتیب 36/0، 34/0، 38/0، و30/0 به دست آمد. پایایی بازآزمایی با فاصله 8 تا 11 هفته میان دو بار اجرا 73/0 به دست آمد.
نتیجه گیری:بر اساس نتایج پژوهش حاضر، نسخه فارسی مقیاس CSS شرایط لازم برای کاربرد در پژوهش های روان شناختی روی جمعیت های ایرانی در معرض خطر بیماری های مزمن را دارد.
پیش بینی عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه تبریز بر اساس نگرش تفکر انتقادی و شیوه های شناختی یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش توصیفی - همبستگی، تعیین سهم نگرش تفکر انتقادی و شیوه های شناختی یادگیری در پیش بینی عملکرد تحصیلی دانشجویان بود. برای این کار تعداد 301 نفر از دانشجویان کارشناسی دانشگاه تبریز به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و علاوه بر گزارش معدل خود، به پرسشنامه های آمادگی نگرش تفکر انتقادی کالیفرنیا و سبک های یادگیری کلب پاسخ گفتند. مبتنی بر یافته ها، نگرش تفکر انتقادی (132/0= ß ) و مشاهده تأملی (136/0-= ß ) توانست 5% از تغییرات عملکرد تحصیلی را تبیین کند. بین آزمایشگری فعال و عملکرد تحصیلی نیز همبستگی مثبت وجود داشت (114/0= r و 05/0 < P ). بین نگرش تفکر انتقادی و مشاهده تاملی رابطه منفی وجود داشت(22/0-= r و 01/0 < P ). این رابطه با مفهوم سازی انتزاعی مثبت بود (16/0= r و 01/0 < P ).
بررسی تأثیر الگوی حل مساله بر خلاقیت و عملکرد تحصیلی دانش آموزان در درس شیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر الگوی حل مساله بر خلاقیت و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دخترسال اول متوسطه شهر سنندج در درس شیمی بود. جامعه ی آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دختر سال اول متوسطه شهر سنندج بودند. برای انتخاب نمونه، دو کلاس به تعداد 60نفر با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایشی و گواه قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل آزمون خلاقیت عابدی وآزمون عملکرد تحصیلی شیمی(دانشی،مهارتی ونگرشی) بود. ابتدا از هر دو گروه، پیش آزمون خلاقیت و عملکرد تحصیلی به عمل آمد، سپس متغیر آزمایشی(درس شیمی به روش حل مساله)در 3ماه به گروه آزمایش آموزش داده شد و در پایان، پس آزمون بر روی هر دو گروه انجام شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و در بخش استنباطی از تحلیل کوواریانس استفاده گردید. نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد که الگوی حل مساله بر خلاقیت دانش آموزان و مؤلفه های سیال بودن، انعطاف پذیری و ابتکار تأثیر مثبت داشته، اما دو گروه از لحاظ میزان بسط تقریباً معادل بودند. همچنین در بررسی تأثیر روش حل مساله بر عملکرد تحصیلی، نتایج نشان داد که تدریس شیمی به روش حل مساله به ترتیب بر نگرش ها، دانش ها و مهارت های دانش آموزان تأثیر مثبت دارد.
تاثیر ارزشیابی توصیفی برخودپنداره تحصیلی، خلاقیت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضربا هدف بررسی تاثیر ارزشیابی توصیفی در مقایسه با ارزشیابی کمّی (سنتی) برخودپنداره تحصیلی، خلاقیت وپیشرفت تحصیلی دانشآموزان پایه چهارم ابتدایی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش عبارت بودند از کلیه دانشآموزان پایه چهارم ابتدایی ناحیه یک شهر اراک که در سال تحصیلی
91-1390 مشغول به تحصیل در پایه چهارم ابتدایی بودند. دانشآموزان هر دو گروه ارزشیابی توصیفی و سنتی به صورت نمونه گیری تصادفی طبقهای نسبتی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری دادهها پرسشنامه خودپنداره تحصیلی چن، آزمون خلاقیت تورنس(فرم ب) و آزمون پیشرفت تحصیلی محقق ساخته بود. برای تحلیل دادهها در صورت نرمال بودن توزیع، از آزمون tدو گروه مستقل و در صورت غیرنرمال بودن از آزمون های ناپارامتری متناظر استفاده شد.بر اساس نتایج به دست آمده،بین خودپنداره تحصیلی، خلاقیت و میزان پیشرفت تحصیلی دانشآموزان تحت نظام ارزشیابی توصیفی و دانشآموزانی که تحت نظام ارزشیابی کمی بوده اند تفاوت معنادار وجود داشت. بدین صورت که دانشآموزان تحت ارزشیابی توصیفی در مقایسه با دانشآموزان تحت ارزشیابی سنتی، از خودپنداره تحصیلی مثبت، خلاقیت بیشتر و پیشرفت تحصیلی بهتری برخوردار بودند.
بررسی میزان خلّاقیّت در دانشجویان ورودی و خروجی دانشگاه های دولتی (مطالعه موردی: استان مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه ویژگی خلّاقیّت، یکی از ویژگی هایی مؤثر در توانمندی های کارآفرینانه، در میان دانشجویان دانشگاه های دولتی مازندران انجام شد. برای این منظور 394 نفر دانشجوی کارشناسی پیوسته به روش تصادفی و با استفاده از جدول کرجسی و مورگان انتخاب شدند. پرسشنامه پژوهش میان دانشجویان مورد مطالعه ابتدا در سال اول تحصیل (خروجی نظام آموزش و پرورش و ورودی نظام آموزش عالی) و سپس در سال آخر تحصیل (خروجی نظام آموزش عالی) توزیع شد. پس از بررسی ویژگی خلّاقیّت و اجزای اصلی آن و استفاده از آزمونT ، نتایج نشان داد که بین دو گروه مورد پژوهش در ویژگی های سلاست فکری، عمل گرایی و رؤیاپردازی و در نهایت ویژگی خلّاقیّت اختلاف معناداری وجود دارد. همچنین میانگین این ویژگی ها در دانشجویان ورودی (6954/69) و خروجی (6294/67) نشان داد که میزان خلّاقیّت دانشجویان در سال آخر تحصیل به نسبت سال اول تحصیل کم تر بوده است. به این دلیل با توجه به اهمیت کارآفرینی و نقش آن بر رشد و توسعه جوامع و همچنین نقش دانشگاه ها در این خصوص، برنامه ریزی و اتخاذ تدابیر مناسب برای اصلاح روند موجود ضروری است.
مقایسة انشای دانش آموزان شنوا و ناشنوای پایة پنجم دبستان به لحاظ کاربرد انواع آغازگر(مقاله علمی وزارت علوم)
مقایسه هوش هیجانی، سبک دلبستگی و عزت نفس در افراد معتاد و غیر معتاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: فرآیندهای تحول مانند هوش هیجانی، سبک دلبستگی و عزت نفس نقش اساسی در سلامت روانشناختی افراد ایفا میکنند و یکی از عوامل زمینهساز اعتیاد میباشند. هدف پژوهش حاضر بررسی هوش هیجانی، سبک دلبستگی و عزت نفس در مردان معتاد و بهنجار بود.
روش: بر اساس ملاکهای ورود، شیوه نمونهگیری در دسترس و مصاحبه نیمه ساختار یافته بر مبنای DSM IV ، 50 نفر از مردان معتاد انتخاب و پس از همتاسازی با 50 نفر از مردان غیرمعتاد توسط مقیاس رگه فراخلقی (TMMS)، پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان (AAS) و سیاهه عزت نفس کوپراسمیت مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج نشانداد که در سبک دلبستگی ایمن میانگین نمرات گروه غیرمعتاد بیشتر از گروه معتاد است، درحالیکه در سبک ناایمن اجتنابی و سبک اضطرابی دوسوگرا مردان معتاد به طور معناداری بالاتر از مردان غیر معتاد هستند. در هر سه مولفه توجه، تمایز و بازسازی خلق از هوش هیجانی، افراد معتاد در مقایسه با گروه غیرمعتاد نمرات پایینتری کسب نمودند. همچنین در همه مؤلفههای عزت نفس نیز گروه غیرمعتاد نمرات بالاتری در مقایسه با افراد معتاد کسب نمودند.
نتیجهگیری: . همبستههای روانشناختی هوش هیجانی، سبک دلبستگی بزرگسالی و عزت نفس از عوامل مهم خطرساز بروز پدیده اعتیاد به مواد مخدر است و تلویحات کاربردی فراوانی در زمینه مداخلات پیشگیرانه و درمان رفتارهای سوء مصرف دارد.
مطالعه اثربخشی معنویت درمانی گروهی بر تاب آوری زنان مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر معنویت درمانی گروهی در افزایش تاب آوری بیماران ام اس استان اصفهان بود.
روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و طرح تحقیق، دو گروهی با پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه مورد پژوهش 4850 زن مبتلا به ام اس عضو انجمن ام اس استان اصفهان می باشند که مبتلا به نوععودکننده- بهبودپذیر و در محدوده سنی 20-40 سال و فاقد هرگونه بیماری روان شناختیبوده اند. از این جمعیت 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) با استفاده از شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. افراد گروه آزمایش 10 جلسه در مداخلات گروه درمانی معنویت شرکت کردند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) بود. داده های بدست آمده با استفاده از نرم افزار spss و روش آماری کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج به دست آمده از آماره آزمون F مربوط به بررسی تفاوت میانگین نمرات تاب آوری که برابر 04/8 و سطح معناداری 0001/0p≤نشان می دهد، تفاوت بین میانگین نمره تاب آوری در مرحله پس آزمون در گروه آزمایش و گواه با کنترل متغیر پیش آزمون،معنی دارمی باشد و می توان گفت که معنویت درمانی به شیوه ی گروهی میزان تاب آوری مبتلایان به مالتیپل اسکلروزیس را در مقایسه با گروه گواه افزایش می دهد.
نتیجه گیری:باتوجه به نتایج به دست آمده می توان گفت، معنویت درمانی گروهی در افزایش تاب آوری زنان مبتلا به ام.اس به طور چشمگیری موثراست. لذا پیشنهاد می شود این شیوه درمانی در انجمن های ام اس سراسر کشور به عنوان درمان مکمل غیر دارویی برای افزایش تاب آوریو به تبع آن کنار آمدن بیشتر با بیماری اجرا شود.
اثر بسامد (حس آشنایی)تکلیف و انتظار آزمون در فراخوانی و باز شناسی واژگان
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر بررسی اثر بسامد و انتظار آزمون در حافظه فراخوانی و بازشناسی است.روش تحقیق توصیفی وجامعه تحقیق دانشجویان دانشگاه پیام نوراست . نمونه گیری تصادفی از میان نمونه های در دسترس شامل 48 نفر در گروه 23 و 25 تایی انجام گرفت.ابزار تحقیق، آزمون فراخوانی و باز شناسی واژگان شامل 30 ردیف سه تایی واژگان چهار حرفی با بسامد بالا و پایین(مجموعا 90واژه) است .کلیه واژگان آزمون بر اساس طرح تحقیق ""شناسایی واژگان پایه فارسی دانش آموزان ایرانی در دوره ابتدایی"" انتحاب و روایی آن هامجددا توسط کارشناسان تعیین گردید. 30 واژه هدف آزمون(15 واژه با بسامد بالا و 15 واژه بابسامدپایین) در یک ردیف سه تایی از واژگان چهار حرفی (با همان بسامد) به صورت تصادفی قرار گرفت. درزمان اجر،ابتدا برای دانشجویان دو گروه، 30 واژه چهارحرفی مورد نظر با صوت یکنواخت قرائت شد. سپس آزمون باز یابی کلمات به عمل آمد.گروه اول انتظار آزمون فراخوانی و گروه دوم انتظار آزمون بازشناسی را داشتند. برای هر دو گروه یک آزمون منتظره و یک غیر منتظره اجرا شد.نتایج تجزیه و تحلیل توصیفی وآزمون T وتحلیل واریانس ANOVA نشان داد که بین فراخوانی و بازشناسی تفاوت معنی دار وجود دارد. تأثیر متفاوت بسامد واژگان در نمره کل فراخوانی و بازشناسی نیز تأیید شد.واژگان با بسامد بالا بهتر از واژگان با بسامد پایین چه در کل آزمون وچه در فراخوانی و بازشناسی،یاداوری شدند. نتایج تحقیق اثر متفاوت را تأیید نکرد و برخلاف برداشت های متعارف،انتظار آزمون در بازیابی اطلاعات چه به صورت فراخوانی و چه باز شناسی موثر نبود. دانستن نوع آزمون در یادآوری واژگان به طور کلی و با هر نوع بسامدی موثر نمیباشد.
مقایسه ی توجه متمرکز در کودکان دچار ناتوانی های یادگیری و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: از جمله مواردی که نظریات کنونی در مورد ناتوانی های یادگیری بر آن تأکید دارند، توجه می باشد [9]. هدف پژوهش حاضر مقایسة عملکرد کودکان دچار ناتوانی های یادگیری و عادی در توجه متمرکز بود.
روش: طرح پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای است. نمونه آماری شامل کلیه کودکان مقاطع سوم، چهارم و پنجم ابتدایی شهر تبریز بود. نمونه آماری شامل 30 کودک دچار ناتوانی یادگیری خواندن، 30 کودک دچار ناتوانی یادگیری ریاضی و 20 کودک دچار ناتوانی یادگیری بیان نوشتاری که به ترتیب با استفاده از آزمون های خواندن و نارساخوانی نما، ریاضیات کی مت و آزمون بیان نوشتاری انتخاب شدند، و 30 کودک عادی (گروه کنترل) بود. برای انتخاب کودکان دچار ناتوانی های یادگیری و کودکان عادی، به ترتیب از شیوه های نمونه گیری در دسترس و تصادفی ساده استفاده شد. کلیه آزمودنی ها در دامنه ی سنی 9 تا12 سال و دامنه ی هوشی 90 تا115 قرار داشتند. برای ارزیابی سطح هوشی، از آزمون هوشی ریون و جهت سنجش توجه متمرکز از آزمون عملکرد مداوم استفاده شد.
یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از آزمونهای آماری تحلیل واریانس چند متغیری، تحلیل واریانس تک متغیری و آزمون های تعقیبی نشان-داد که کودکان دچار ناتوانی یادگیری خواندن و ریاضی نسبت به گروه کودکان عادی عملکرد متفاوت و ضعیف تری در آزمون عملکرد مداوم دارند. تفاوتی بین عملکرد کودکان دچار ناتوانی بیان نوشتاری و عادی در آزمون ذکرشده مشاهده نشد.
نتیجه گیری: بر اساس یافته ها کودکان دچار ناتوانی های یادگیری خواندن و ریاضی نسبت به کودکان عادی عملکرد ضعیف تری در توجه متمرکز دارند؛ لذا توصیه می شود مسئولین برنامه هایی برای بهبود عملکرد توجه این کودکان تدارک ببینند.
اثربخشی درمان فعال سازی رفتاری گروهی بر علائم افسردگی، اضطراب و نشخوار فکری در بیماران مبتلا به افسردگی و اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان گروهی کوتاه مدت فعال سازی رفتاری بر علائم افسردگی، اضطراب و نشخوار فکری در بیماران مبتلا به افسردگی و اضطراب می باشد.
روش: در یک طرح شبه تجربی از نوع پیش آزمون-پس آزمون توأم با گروه کنترل، تعداد 27 نفر از دانشجویان مبتلا به افسردگی و اضطراب پس از ارزیابی بالینی اولیه و احراز شرایط پژوهش، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه درمان فعال سازی رفتاری (13 نفر؛ 8 نفر دختر و 5 نفر پسر) و یا کنترل (14 نفر؛ 8 نفر دختر و 6 نفر پسر) گماشته شدند. گروه آزمایشی 8 جلسه درمان هفتگی فعال سازی رفتاری را دریافت داشت. تمام شرکت کنندگان پرسشنامه افسردگی بک، پرسشنامه اضطراب بک و مقیاس پاسخ نشخوارگونه را به عنوان ابزارهای پژوهش، درسه مرحله ی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 2 ماهه تکمیل کردند. داده ها به کمک روش آماری تحلیل کوواریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج حاصل از آزمون مانکووا نشان داد که درمان فعال سازی رفتاری اثر معنی داری بر کاهش علائم افسردگی، اضطراب و نشخوار فکری دارد. نتایج به دست آمده، در مرحله پیگیری 2 ماهه نیزحفظ شده بودند.
نتیجه گیری: درمان کوتاه مدت فعال سازی رفتاری در بهبود علایم افسردگی و اضطراب و نیز کاهش نشخوار فکری در دانشجویان تأثیر قابل توجهی دارد.
بررسی ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه شخصیتی آیووا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اعتبار، روایی و تحلیل عاملی پرسشنامه شخصیتی آیووا و ارتباط آن با پنج عامل بزرگ شخصیت در جامعه دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان و دانشگاه تبریز بود.
روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی می باشد.تعداد 500 نفر دانشجوی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان و تبریز شامل 263 دختر و 237 پسر، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب و مورد آزمون قرار گرفتند. به منظور بررسی روایی همزمان و افتراقی، پرسشنامه شخصیتی نئو به همراه پرسشنامه اصلی، توسط نمونه تکمیل شد و داده ها با استفاده از روش های آماری همبستگی، تحلیل عوامل و تحلیل واریانس، مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: تحلیل عاملی اکتشافی و تجزیه به مؤلفه های اصلی به روش چرخش واریماکس نشانگر استخراج سه مؤلفه هیجان پذیری مثبت، هیجان پذیری منفی و مقیدبودن بود، که در مجموع 03/58 واریانس را تبیین می کرد. ضریب اعتبار پرسشنامه به روش بازآزمایی برای کل پرسشنامه 85/0 و برای عامل ها بین72/0 تا 87/0 بود. محاسبه ضرایب همبستگی بین مؤلفه های پرسشنامه شخصیتی آیووا و مقیاس نئو نشان داد که پرسشنامه از روایی خوبی برخوردار است. مقایسه نمرات دختران و پسران نشان داد که بین میانگین نمرات دختران و پسران در عامل های پرسشنامه شخصیتی آیووا تفاوت معناداری وجود ندارد؛ اما در مقیاس های پرخاشگری، واکنش به استرس، نزدیکی اجتماعی و جذب، تفاوت بین میانگین نمرات دختران و پسران معنادار است. در نهایت نتایج نشان دهنده ی همبستگی میان پرسشنامه شخصیتی آیووا و نئو بود.
نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان دهنده اعتبار و ویژگی های روانسنجی مطلوب برای پرسشنامه شخصیتی آیووا می باشد و در جامعه دانشجویان قابلیت کاربرد دارد.
مقایسه مکانیسم های دفاعی در بیماران مبتلا به افسردگی، اختلال های اضطرابی و افراد عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، مقایسه مکانیسم های دفاعی بیماران مبتلا به افسردگی و اختلال های اضطرابی و افراد عادی بود. تعداد 224 نفر (87 افسرده، 64 مضطرب، 73 عادی) از مبتلایان و جمعیت عمومی به صورت داوطلب در این پژوهش شرکت کردند. علاوه بر تشخیص روانپزشکی نوع اختلال، از شرکت کنندگان خواسته شد تا پرسشنامه سبک های دفاعی (DSQ) را تکمیل کنند. نتایج پژوهش نشان داد که مکانیسم های رشدنایافته، دفاع های غالب افراد مبتلا به افسردگی؛ مکانیسم های نورتیک، دفاع های غالب افراد مبتلا به اختلال های اضطرابی؛ و مکانیسم های رشدیافته، دفاع های غالب افراد عادی بود. مقایسه سبک های دفاعی بیماران و افراد عادی، احتمال تاثیرگذاری دفاع های ناکارآمد نورتیک و رشدنایافته بر شکل گیری و یا تداوم افسردگی و اختلال های اضطرابی را تایید می کند.
مدت اسارت، حمایت اجتماعی و اختلال استرس پس از سانحه در آزادگان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از شایع ترین اختلالاتی که در افراد دارای تجربة اسارت جنگی مشاهده می شود، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)است. در این مطالعه که با هدف بررسی وضعیت روان شناختی آزادگان شهر مشهد و ارزیابی ""مولفه های بنیادین سازش یافتگی"" در آنان انجام شد،۱۱۰نفر آزاده به صورت نمونه در دسترس و با استفاده از فرمول پیشنهادی بُرگ و گال(۱۹۸۹)انتخاب گردیدند. پس از مطالعه ای مقدماتی بر روی ۳۰ نفر از آزادگان جنگ تحمیلی، آزمون استرس پس آسیبی(RIES) و تست حمایت اجتماعی (S.S.S) بر روی نمونه اصلی انجام و با هدف تشخیص افتراقی، همراه با پرسشنامه ها، مصاحبه تشخیصی انجام شد. داده ها با استفاده از روش های آماری همبستگی و تحلیل واریانس (ANOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش، رابطه ای معکوس میان طول مدت اسارت و اختلالات روانی – رفتاری آزادگان را نشان داد. یافته های پژوهش حاضر، همسو با پژوهش های داخلی و ناهمخوان با پژوهش های خارجی است. پایبندی مذهبی، مکان نگهداری اسرا، ایمان و پایداری، صبر بر مشکلات در طول مدت اسارت، از عوامل اثرگذار در کاهش علائم اختلالات روانی– رفتاری معمول درآزادگان است.
سبک های پوششی مدمحور زنان
نقش فرایندهای خودشناختی و عوامل بزرگ شخصیت در فضایل اخلاقی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی نقش فرایندهای خودشناختی و پنج عامل بزرگ شخصیت در فضایل اخلاقی بود. 315 دانشجو به این پرسش نامه ها پاسخ دادند: خزانه بین المللی گویه های شخصیت-پنج عامل بزرگ، مقیاس کوتاه خود مهارگری، مقیاس خودشناسی انسجامی، و پرسش نامه فضایل اخلاقی. نتایج پژوهش نشان داد که فضایل با پنج عامل بزرگ شخصیت (برون گردی، توافق، وظیفه شناسی، ثبات هیجانی و تجربه پذیری)، خودمهارگری و خودشناسی انسجامی همبستگی مثبت دارند. توافق و خودشناسی انسجامی، نیرومندترین همبسته های فضایل بودند و وظیفه شناسی ضعیف ترین آن. همچنین، نقش واسطه ای خودشناسی انسجامی در رابطه شخصیت با فضایل تأیید شد، اما نقش واسطه ای خودمهارگری در این رابطه تأیید نشد. این پژوهش نشان داد رابطه برخی رگه های شخصیت با فضایل اخلاقی قوی تر از رابطه سایر رگه های شخصیت است. نتایج این پژوهش از این دیدگاه حمایت کرد که خودشناسی نقش میانجی را میان شخصیت و فضایل اخلاقی ایفا می کند.
بررسی آثار محیط زیستی توسعة شهری و خدماتی در شهر بندرعباس با به کارگیری مدل تخریب و پیشنهاد راهکارهای مدیریتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه تعیین پتانسیل توسعة بخشی از شهر بندر عباس با به کارگیری مدل تخریب و قابلیت های تحلیل مکانی سامانة اطلاعات جغرافیایی (GIS) است. در این راستا، ابتدا محدودة مطالعاتی به 149 سلول شبکة 900 هکتاری (6×6 سانتیمتر در نقشة 1:50000) تقسیم و سپس، بر اساس مدل تخریب، ضرایب تخریب برای واحدهای شبکه محاسبه شد. آسیب پذیری بوم شناختی با به کارگیری نقشه های بیوفیزیکی محاسبه و درجه بندی شد. سپس، با شناسایی عوامل تخریب و محاسبة تراکم فیزیولوژیک، ضرایب تخریب در کلیة واحدهای نشانزد محاسبه شد.
نتایج نشان می دهد 130 واحد، یعنی 23 /87 درصد از کل شبکه نیازمند بازسازی است و تعداد 18 واحد، یعنی 07/12 درصد از کل شبکه اقدام های حفاظتی نیاز دارد. در محدودة مورد مطالعه، مناطق مستعد توسعه درصد بسیار ناچیزی را به خود اختصاص داده اند (67/0 درصد از کل شبکه). تدوین و اجرای آموزش های محیط زیستی برای بهره برداران، جلب مشارکت آن ها، ایجاد تشکیلات مدیریت محیط زیست در بخش صنایع، ارزیابی توان محیط زیست و نظارت بر حسن اجرای طرح های آمایش استانی، و نیز مطالعات ارزیابی آثار توسعه، به عنوان راهکارهایی برای جلوگیری از تخریب پیشنهاد شد.







