مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۵۷٬۳۲۱ تا ۴۵۷٬۳۴۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
ادبیات و روان شناسی
حوزههای تخصصی:
سنت روشنفکری در غرب
حوزههای تخصصی:
مهارتهای اجتماعی در کودکان سنین پیش دبستانی دارای تأخیر در رشد
یادگیری و حجم اطلاعات
تربیت کودک دارای اختلال بیش فعالی / کمبود توجه
شاهنامه را چگونه باید خواند (2)
حوزههای تخصصی:
ساخت اجتماعی امنیت
اشتغال زنان
حوزههای تخصصی:
گفتمان، سیاست و جنبش فمینیستی
چراغ مانیفست در دهلیزهای جهانی شدن
حوزههای تخصصی:
خشونت و جامعه
زندگی اجتماعی در عصر اطلاعات
دفاع مشروع برای نیل به رهایی
حوزههای تخصصی:
هنر خوشخوانى قرآن و بایسته هاى پژوهشى(مقاله پژوهشی حوزه)
مکانت زن در قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
تفسیر علمى در ( المیزان )(مقاله پژوهشی حوزه)
موقعیت شیعیان ایران در دوره ایلخانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکومت ایلخانان مغول با آمدن هلاکوخان به ایران آغار شد منگوقا آن، خان مغول به علت شکایتهایی که از سوی حکام مغولی ایران و علمای اهل تسنن- ازجمله قاضی شمس الدین قزوینی و مسیحیان در گیر در جنگ های صلیبی با مسلمانان رسیده بود، قدرت اسماعیلیان و خلافت عباسی را برای بقای مغولان خطرناک دانسته، هلاکو، برادرش را مامور نمود تا به سوی ایران لشکر کشیده، هر دو نیرو را براندازد. شیعیان اثنی عشری که در طول تاریخ هم از اسماعیلیان و هم از عباسیان ناملایمات سیاسی و مذهبی بسیاری تحمل کرده بودند، هلاکو را در هر دو مورد یاری رساندند. خواجه نصیرالدین طوسی از یک طرف از عوامل درونی نابودی اسماعیلیان به شمار می رود- که رکن الدین خور شاه را تشویق به تسلیم شدن نمود- و از طرف دیگر از عوامل بیرونی نابودی خلافت عباسی نیز محسوب می شود. هر چند هلاکو به قصد براندازی عباسیان از مغولستان رهسپار غرب شده بود، ولی تشویق و تحریک خواجه نصیرالدین- در مقابل عواملی که هلاکو را در انجام ماموریت دچار تردید می کردند- نقش موثری داشت و ابن علقمی، وزیر شیعی مستعصم، خلیقه عباسی- نیز از درون زمینه های براندازی خلافت را فراهم آورد. با برافتادن خلافت عباسی هرچند کل اسلام در معرض خطر قرار گرفت، شیعیان به علت روحیه تساهل و تسامح مذهبی ایلخانان- که ناشی از نداشتن اصالت در اعتقادات دینی بود- توانستند رشد یابند و بارور شوند وبه ثمر نشینند. ایلخانان تحت تاثیر کارگزاران مسلمان خود، نه تنها اسلام آوردند، بلکه در دوره غازان و اولجایتو، تحت تاثیر امیر، وزیر و علمای اهل تشیع، به عقاید شیعی نیز گرایش یافتند و اولجایتو برای مدتی کوتاه به تشیع گروید. شیعیان در پایان این دوره با بنیانگذاری حکومتی شیعی در بخشی ا ز خراسان، راه گسترش تشیع را هموارتر نمودند.
بررسی تحلیلی مفهوم شکاف های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم «شکافهای اجتماعی» امروزه در گفتارها و نوشته های عمومی و تخصصی فارسی کاربرد نسبتا وسیعی یافته است. این کاربرد، از جهتی نشانه نیاز به ابزاری تحلیلی است تا بتواند تعارضات و ستیزهای عرصه سیاسی در جامعه امروز ایران را توضیح دهد. از جهت دیگر، شیوه کاربرد این مفهوم در نوشته ها و گفتارهای جاری، نشان دهنده آن است که استفاده از آن با دقت فنی و نظری کافی همراه نیست. نوشته زیر تلاشی برای افزایش دقت استفاده فنی از این مفهوم، از طریق مرور پیشینه و نحوه کاربرد آن در جامعه شناسی سیاسی معاصر است ...
پدیده بیگانگی از کار در ساختار نظام اداری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از رایج ترین اصطلاحاتی که امروزه در بحث های مربوط به جامعه شناسی به کار برده می شود «از خود بیگانگی» است. صاحب نظران جامعه شناسی برای نخستین بار از خود بیگانگی را حالتی تعریف کردند که در آن آدمی در زندگی روزمره بخشی از وجود خود را فراموش می کند تا بتواند به وظیفه شغلی – سازمانی خود بپردازد و یا در واقع نقش بازی کند. ولی در این نقش بازی کردن از آن نوع زندگی که برای آن توانایی دارد، جدا مانده یا دور می افتد، و یا بیگانه می شود.جامعه شناسان کلاسیک ادعا می کردند که کارگر قرن نوزدهم میلادی در میان چرخ دنده های زنجیره تولید، به دلیل نقش هایی که به ایفای آنها ناگزیر بود به از خود بیگانگی دچار شده بود. این از خود بیگانگی در چند سطح روی می دهد. اولا کارگر از فرآورده کار خود و ثانیا از نظام سازمانی (یا وسیله تولید) که این فرآورده را تولید می کند بیگانه می شود. بنابر نظر اینان، دلیل این بیگانگی این است که کارگر اختیار، آزادی و تسلط بر سرنوشت خود و آرزو برای اظهار وجود را در ازای دریافت یک دستمزد ناچیز از دست می دهد. این از دست دادن مفهوم خود، در نتیجه پیوستن به نظام کارخانه و یا سازمان تولید وی را بر آن می دارد تا از فرآورده های آن نظام بیزار و یا بیگانه شود. ثانیا آن جا که فرد به ناچار باید آرزوهای خود را برای اظهار وجود و تسلط بر سرنوشت خود رها سازد تا بتواند در نظام کارخانه یا سازمان باقی بماند، از آن جنبه های خویش که خواهان تسلط بر خود و تجربه با معنا هستند نیز بیگانه می شود و دور می افتد. در واقع وی از آن جنبه های منش یا روان خویش که قادر به ابزار آنها در زندگی روزمره نیست بیگانه می شود ...







