براساس برآوردهای موجود، در دو دهه آتی، 68 درصد تقاضای انرژی جهان از طریق منابع نفت و گاز تامین خواهد شد و این مسئله یقینا می تواند برنامه ها و سیاستهای کشورهای مصرف کننده، را در قالب امنیت انرژی تحت تاثیر قرار دهد. گاز به لحاظ ویژگی های طبیعی و همسازی برتر با محیط زیست بالاترین رشد تقاضا را تا سال 2020 خواهد داشت که معادل 1/3 درصد است و این مسئله مویرد رشد روزافزون گاز طبیعی در سبد انرژی جهان است. مقاله زیر ضمن مطالعه میزان ذخایر و تولید گاز ترکمنستان، مسیرهای صادرات گاز و قراردادهای صادرات انرژی در منطقه آسیای مرکزی را بررسی می نماید.
مقاله حاضر بر اساس بخشی از اطلاعات مأخوذ از پیمایش جوانان و زنان روستایی در روستاهای استان آذربایجان شرقی تنظیم یافته است جامعه آماری را 11798 خانوار روستایی ساکن در 60 روستای استان آذربایجان شرقی تشکیل می دهد. بر اساس قواعد تعیین حجم نمونه 240 نفر از جوانان و زنان روستایی به طریق نمونه گیری طبقه ای با دقت احتمالی مطلوب 5% (d = 0.05) و ضریب اطمینان 95 درصد انتخاب شده اند. نتایج حاصل از آزمون فرضیات تحقیق و نیکویی برازش مدل تحلیلی نشان می دهد:
- میزان انگیزش به کار بر حسب گروه های سنی آزمودنی ها تغییر می کند.
- با افزایش میزان آنومی (بی هنجاری اجتماعی)، انگیزش به کار در آزمودنی ها کاهش می یابد.
- انگیزش به کار با افزایش نیاز به موفقیت (N-Ach) در آزمودنی ها افزایش می یابد.
- میان انگیزش به کار و جنسیت رابطه معنی داری به دست نیامد. بدین ترتیب انگیزش به کار بر حسب جنسیت تغییر نمی کند.
- میزان انگیزش به کار بر حسب وضعیت اجتماعی- اقتصادی (SES) پاسخگویان تغییر می کند.
- میزان انگیزش به کار با افزایش انگیزه اقتصادی در آنان افزایش می یابد.
- احساس خوداثربخشی همخوانی معناداری با انگیزش به کار نشان می دهد.
با توجه به نیکویی برازش مدل تحلیلی از طریق کاربرد رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر نتایج حاصل نشان می دهد که بر حسب ارزش بتا (Beta) متغیرهای نیاز به موفقیت، انگیزه اقتصادی، فردگرایی، آرزوها و ترجیحات شغلی، وضعیت اجتماعی- اقتصادی، رضایت از زندگی، آنومی اجتماعی و التزام به کار به عنوان تعیین کننده ترین عوامل تاثیر گذار بر انگیزش به کار مطرح اند.
مطالعه حاضر، به تشخیص عمیق تر ارتباط دوگانه ی مهاجرت مردان و کارکرد زنان روستایی می پردازد، تا با مرتبط ساختن شرایط موجود با نیازهای زنان، آنان را برای انطباق با شرایط تازه یاری دهد. در این مقاله، بر آن ایم تا به این پرسش پاسخ دهیم که چه گونه زنان خانوارهایی که سرپرست آنان به طور کوتاه مدت مهاجرت کرده اند، از عهده ی موقعیت و معیشت خود و خانواده شان بر می آیند؛ و به طور کلی، غیبت همسر چه تأثیری بر تجارب مدیریتی زنان روستایی خواهد داشت. بنابراین، به همان اندازه که این تحقیق بر عوامل اقتصادی مهاجرت اشاره می کند، به عوامل غیر اقتصادی نیز می پردازد.
مقاله ی حاضر، بر گرفته از پژوهشی است در استان مازندران که نشان می دهد زنان روستایی شهرستان بابل، و از جمله بخش بندپی شرقی، همانند دیگر زنان شمال ایران، افزون بر انجام امر مربوط به خانه داری و نگه داری کودکان، در امور تولید اقتصادی نیز پابه پای مردان کار می کنند. در چنین شرایطی، زن، تحت سرپرستی مرد و به عنوان کارگر خانوادگی بدون مزد به شمار می رود؛ از این رو، نه تنها هیچ دخالتی در مدیریت و بازاریابی، که هیچ کنترلی نیز بر درآمد حاصله ندارد. این وضع، با مهاجرت مردان دچار دگرگونی هایی می شود که به رغم افزایش مسئولیت زن و گاه، مدیریت تولید، هم چنان به او به عنوان همسر مرد مهاجر نگریسته می شود و از امکانات سرپرست خانوار بهره مند نمی گردد.
در چنین شرایطی، زنان، مدیریت خانه و واحد اقتصادی را بر عهده می گیرند. در حالی که حاکمیت فرهنگ مردسالار، روستا، مانع واگذاری کامل اختیارات به زن می شود. نتایج تحقیقات نشان داد که زنان، در نبود مردان برای جای گزینی نیروی کار تلاش می کنند، اما قدرت تصمیم گیری زیادی ندارند. این، در حالی است که غیبت مردان، تا حدودی امکان تجربه ی مدیریت و تصمیم گیری به زنان می دهد و با افزایش زمان مهاجرت مردان، قدرت تصمیم گیری زنان در امور گوناگون افزایش می یابد و این امور، پایگاه اقتصادی - اجتماعی بالاتری برای شان ایجاد می کند و توان تصمیم گیری در امور مربوطه را بیش تر می سازد. کلید واژه: زنان روستایی؛ مهاجرت؛ روستاهای بندپی شرقی؛ مدیریت و تصمیم گیری خانواده ی روستایی.
یکی از پرسشهایی که امروزه برای فیلسوفان تحلیلی مطرح است پرسش از نسبت میان قضایای پیشین (a priori) و پسین (a posteriori) از یک سو و قضایای ضروری (necessary) و ممکن (contingent) از سوی دیگر است تا چندی پیش یک پاسخ نسبتا رایج به این پرسش آن بود که همه قضایای ضروری پیشین اند (و بالعکس) و همه قاضای ممکن پسین اند (و بالعکس) اما در اسلهای اخیر برخی از فیلسوفان معاصر از جمله سول کریپکی با این دیدگاه مخالفت ورزیده اند د راین مقاله بخشی از دیدگاه های کریپکی تشریح می شود و پس از تقریر ادله وی و استدلالهای ناقدان او ارزیابی نهایی نگارنده عرضه می گردد.
مفهوم «امنیت ملی» ، اساسا مفهومی مدرن است که با تکوین دولت ملی معنا و مفهوم یافته است . «مطالعات امنیت ملی» نیز بحثی جدیدتر و مربوط به قرن بیستم است . در حالی که «امنیت» را باید مقوله ای کهن و دیرینه دانست که با جوهر هستی انسان پیوندی ناگسستنی داشته و ادمی حتی زمانی که بر هیبت و هویت اجتماعی در نیامده بود ؛ به امنیت به چشم آشنایی همیشه همراه می نگریست . اما با مرور زمان و با تحول در زندگی و هویت اجتماعی او مفهوم امنیت نیز دگرگون شد . بر اساس چنین تحول در زندگی و هویت اجتماعی او مفهوم امنیت نیز دگرگون شد .
این کتاب به زبان انگلیسی و تالیف هارولد جی. مولتون امریکایی و لوئیز مارلیو فرانسوی است. پرسش اصلی کتاب درباره این است که چگونه و با چه طرح و برنامه هایی می توان آلمان و ژاپن را به شکلی که نتوانند توان و ماشین جنگی خود را دوباره به کار اندازند، تضعیف کرد.
آنچه که امروزه بعنوان یک ضرورت براى مدیران به اثبات رسیده است، لزوم استفاده از مدیریت استراتژیک جهت ادامه حیات در محیط هاى پیجیده و متغیر کنونى مى باشد. مدیریت استراتژیک عبارتست از تدوین استراتژى مناسب جهت تحقق اهداف بلند مدت در شرایط متحول و متغیرکارى. فرآیند مدیریت استراتژیک شامل مراحل تدوبن، اجرا و ارزیابى استرا تژى مى باشد. در مرحله تدوین، ابتدا موقعیت استراتژیکى یک شرکت شناسایى مى شود و سپس استرسم منطقه راتژى متناسب با آن موقعیت تعریف مى گردد. عمده کار این مقاله مربوط به قسمت اول مرحله تدوین استراتژى یعنى شناسایى موقعیت استراتژیکى مى باشد. روش موجود براى تعیین موقعیت استراتژیکى، روش swot در قالب تجزیه و تحلیل محیط داخلی و خارجی که معمولا کار زمانبری است در این مقاله تکنیکی جدید و ابتکاری تحت عنون تکنیک چهار مرحله ای دلتا در جهت شناسایی موقعیت استراتژیکی معرفی میگردد مراحل چهار گانه این تکنیک عبارتند از غربال سازی شاخص ها مدل دلتا اولویت بندی شاخص ها ی تایید شده با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP )رسم منطقه موجه تار عنکبوتی برای استراتژیهای مدل دلتا و تعیین موقعیت استراتژیکی در نمودار سه بعدی در ضمن این تکنین بر اساس مدل دلتا طراحی شده است .