هستی و وجود، از جمله واژههایی است که مابعدالطبیعه در صدد کشف و تبیین آن بوده است. در تاریخ متافیزیک (همه فلاسفه مدعی بودهاند)که موضوع فلسفه »وجود« است (یاوجود به ماهو موجود) یعنی همان هستی و معتقد بودند که بحثهایشان بر آن متمرکز بوده است. اما در میان آنها دو اندیشمند مشهور اهتمام بیشتری به مسئله «هستی»دادهاند و بر این اعتقاد بودهاند که فلاسفه بیشترین توجه را به موجود نمودند نه به وجود، و نسبت به وجود غفلت داشتهاند. صدرالمتألهین و مارتین هایدگر، دومتفکری هستند که درباره «هستی»دیدگاهی نو و ابتکاری ارائه دادهاند. و ما در این پژوهش سعی نمودهایم مختصری از تفکرات دو اندیشمند درباره وجود را بررسی و ارائه نمائیم.
»تفسیر«، استنباط از ظواهر الفاظ برای کشف مراد خداست. فریقین )شیعه و اهل سنت( در جواز یا عدم جواز تکلیفی و وضعی تفسیر، نقاط اشتراک متعددی دارند. جمعی در میان فریقین، به عدم جواز تفسیر حکم دادهاند؛ ولی اکثر آنان فهم قرآن را میسور و تفسیر را روا میدانند. با مقارنه ادله عدم جواز تفسیر به دو نقطه مشترک دست مییابیم: دلیل بر عدم جواز تفسیر که مستند به روایات نهی از تفسیر به رأی است و عدم دلیل بر جواز تفسیر که مبتنی بر این ادعاست که شیوه قرآن در رساندن پیامهایش ویژه و از محاورات عرفی و سیره عقلا در تمسک به ظواهر الفاظ، بیرون است. آنان که تفسیر را روا میدانند با استناد به آیات و روایات متعدد اثبات کردهاند که روش قرآن در مقام تخاطب همسان با سیره عقلاست و در پرتو همین ادله نیز، معنای واقعی روایات نهی از تفسیر را آشکار ساختهاند.
میان علوم گوناگون به ویژه در عرصه دینپژوهى، برخى علوم در عین اینکه عنوان مشخص و مستقلى دارند، از نظر موضوع یا روش، همچنین از لحاظ قلمرو، ارتباط تنگاتنگى به هم داشته تا جایى که برخى، آنها را یک علم تلقى مىکنند. در حوزه دینپژوهى، علومى نظیر علم کلام، فلسفه دین و الاهیات، از این امر مستثنا نیست و گاهی در تحقیقات و مباحث مربوط به آنها خلط صورت مىگیرد؛ از این رو در تحقیق حاضر سعى شده مرز میان این علوم تعیین، و نقاط افتراق و اشتراک آنها نیز مشخص شود.
براى تعیین قلمرو هر یک از این علوم، ابتدا، علم کلام و مسائل مرتبط با آن محوریت قرار گرفته و در ادامه، تشابه و تفاوت آن با الاهیات و فلسفه دین تبیین شده است. افزون بر اینکه در هر یک از علوم، تفاوت هر علم با زیر شاخهها و زیر مجموعههاى آن نیز مطرح شده است .
این پژوهش به بررسی حس مردم نسبت به مساجد معاصر ساخته شده با طرح های کالبدی مختلف می پردازد روش تحقیق بر اساس روابط متقابل میان متغیرهای مستقل کالبدی و متغیرهای وابسته تصاویر ذهنی فعالیت ها و تعاملات اجتماعی تدوین گردیده است برای مقایسه مساجد معاصر سنتی و نوآورانه از مطالعه پیمایشی استفاده شد و اطلاعات جمع آوری شده با نرم افزار SPSS تحلیل شدند نتایج نشان می دهد که جنسیت میزان تحصیلات و سن نمازگزاران عوامل مهمی در تفاوت حس مکان مساجد نیستند اما نشانه های کالبدی طرح معماری و فعالیت ها شناسه های مهم تعریف کننده مسجد است نشانه ها عامل ارتباط دهنده این سه شاخص و مهمترین عامل ایجاد و تقویت حس مکان می باشند با کاهش اختلاف میزان اهمیت این سه شاخص حس مکان مسجد افزایش می یابد همچنین پژوهشی نشان می دهد که طراحی مناسب مساجد از جهت ابعاد و تناسبات فرم و بافت و روابط فضایی بعنوان مهمترین ویژگی های کالبدی عوامل مهمی در تشخیص مسجد هستند
شهر سنندج با جمعیتی معادل 340 هز ار نفر در سال 1382 روزانه 714 تن زباله تولید می کند از میان روش های مختلف دفع زباله روش دفن مواد زائد از مهمترین روش هایی بوده که مدیریت شهری این شهر در 30 سال اخیر بر آن تکیه کرده است نتایج بررسی موقعیت قبلی و فعلی محل دفن زباله حاکی از مساعد بودن محل دفن کنونی است که در آن بسیاری از اصول معیارها و ضوابط مکان گزینی نادیده گرفته شده و پیش بینی میشود که در آینده نزدیک اثرات زیست محیطی آن نمایان تر گردد در این پژوهش با استفاده از داده های چون فاصله از محدوده قانونی شهر‘ فاصله از جاده‘ فرودگاه‘ کاربری اراضی‘قابلیت اراضی‘ عوارض مصنوع ( روستا‘ تاسیسات و تجهیزات شهری‘ و معادن ....) گسل‘ روند توسعه فیزیکی شهر سنندج‘ آب های سطحی‘ جهت باد‘ تراکم جمعیتی‘ خاکشناسی‘ هیپستومتریک (طبقات ارتفاعی)‘ شیب‘ جهت شیب‘ پوشش گیاهی‘ تیپ اراضی‘ زمین شناسی‘ و غیره از طریق مدل های مختلف تلفیق اطلاعات و نقشه ها که بر اساس مدل منطق فازی Fuzzy Logic ترکیب شده ند و ژئورفرنس نمودن این داده ها و مدل ها با تصاویر ماهواره ای منطقه در شعاع 20 کیلومتری در شمال شرقی شهر سنندج در سه حوزه مختلف مکان گزینی گردیده و در تصویر ماهواره ای لندست سال 2002 منطقه و نقشه های مختلف ارائه شده است.
اهمیت چشم انداز و چشم انداز سازی در تعیین سرنوشت اقتصادی، اجتماعی و کالبدی شهرها و محلات به گونه ای است که می توان آن را به مثابه "قلب" فرایند برنامه ریزی و طراحی شهری محسوب نمود. در وضعیت کنونی، یعنی در عصر جهانی شدن و تشدید رقابت شهرها که بر سر کسب سهم بیشتری از ثروت ها ، استعدادهای درخشان و جلب توجه جامعه بین المللی صورت می گیرد امر تدوین و اجرای چشم انداز برای شهرها دیگر نه یک "انتخاب" بلکه به یک "ضرورت" بدل شده است. مرور ادبیات موضوع نشان می دهد که در زمینه فرایند چشم اندازسازی مدل های گوناگونی وجود دارد و در زمینه تأمین مشارکت مردم و استخراج چشم انداز مشترک نیز تکنیک های متنوعی در دسترس است. با این وجود بررسی ها نشان میدهد که در مورد شیوه صورت بندی "بیانیه چشم انداز " خلاء قابل توجهی وجود دارد. اگر چه برخی از منابع به پاره ای از ویژگی های یک بیانیه "خوب" چشم انداز اشاره داشته اند، معهذا این موضوع هنوز به صراحت و عمق لازم مورد بحث قرار نگرفته و مدل جامعی که متکی بر پایه های نظری پذیرفته شده ای باشد در خصوص شیوه صورت بندی بیانیه چشم انداز ارائه نگردیده است. از سوی دیگر، مطالعات چشم اندازسازی در ادبیات موجود با محوریت تحلیل " پایه اقتصادی" و تعیین "گوشه رقابتی " شهرها صورت می گیرد و سلطه پر رنگ مباحث اقتصادی در صورت بندی بیانیه چشم انداز معمولاً مانع از شکل گیری و ارائه تصویری جامع از کلیت زندگی آینده شهر، به ویژه در بهد کالبدی و زیباشناختی آن می شود. یافته های این مطالعه نشان می دهد که در جستجوی بنیان های نظری برای صورت بندی بیانیه چشم انداز به گونه ای که در حوزه شمول فرابخشی پیدا نماید " نظریه های شناخحتی محیط از جمله نظریه "منظر ذهنی شهر" (کوین لینچ) و "فرضیه نقاط لنگرگاهی"(گولج) می توانند راهگشا باشند. بر همین اساس با استفاده از ویژگی های این دو نظریه یک چارچوب مفهومی برای صورت بندی "بیانیه چشم انداز" تدوین و پیشنهاد گردیده است.
پرسش از چگونگی آفرینش اثر معماری ما را به ورطه ی گسترده ای از معانی مفاهیم و راهبردهایی می کشاند که دستیابی به پاسخی مناسب را نیازمند نگاهی ژرف به بنیانهای هر یک از آنها بر می شمارد این نوع نگاه ها می تواند ترسیم گر سویه های مختلفی باشند که با بهره گیری از آنها آدمی به موضع و جایگاه خویش واقف می گردد در راستای دستیبای به چنین هدفی مقاله ابتدا به بررسی مفهوم زمان و تاثیر آن بر چگونگی تعریف چرخه آفرینش نزد فرهنگ های گوناگون پرداخته و آن را زمینه ساز یافتن مواضع آدمی در هستی قرار می دهد و در ادامه آفرینش اثر معماری را در گردونه ی تعامل میان کشف و خلق تعریف مینماید تمام تلاش این مقاله در نهایت ما را بدانجا راهبر میگردد که بتوانیم مسیری دقیق و روشن را برای بررسی ها و مطالعات آتی در باره ی بحث آفرینش آثار معماری بیابیم تدوین این مسیر و سیرگام های مورد نیاز در طول انجام چنین مطالعه ای از یافته های اصلی این تحقیق به شمار می آید
مقاله حاضر به بررسی نقش شهر سازی مدرن در بروز تخلفات ترافیکی عابرین پیاده بافت قدیم شهر تبریز می پردازد . روش این مطالعه ‘ علاوه بر مطالعات کتابخانه ای در بر گیرنده مشاهدات محلی‘ تطبیق نقشه موجود بافت و تحلیل های عقلانی می باشد . بررسی ها حاکی از آن است که در این بافت ‘ تخلفات عابرین پیاده به گسستگی بافت فیزیکی‘ تراکم فعالیت های شهری ناشی از موقعیت مرکزی‘ تحدید قلمرو فضایی و مکانی واحد های زیستی ‘ پیوستگی ضعیف شبکه های پیاده و نظایر آن بستگی دارد . از آنجا که بروز تخلفات‘ پیش از آنکه ناشی از فرهنگ تخلف باشد عمدتا به طراحی غیر اصولی بافت و عدم انطباق شبکه های قدیم شهر برمی گردد . بنابراین وجود آنها نه تنها امری طبیعی بلکه غیر قابل اجتناب نیز می باشد . بر اساس نتایج این بررسی ‘ لازمه اصلاح یا کاهش فرهنگ تخلف در وهله اول انجام اصلاحات طراحی و در مراتب بعدی آموزش و فرهنگ سازی می باشد .
بر قراری ارتباط بین کشاورزان و بخش تحقیقات کشاورزی یکی از عوامل مهم توسعه کشاورزی است که مسئولیت آن بر عهده کارشناسان ترویج کشاورزی است به منظور بالا بردن عملکرد شغلی این کارشناسان شناخت عوامل موثر از طریق یک تحقیق علمی ضروری است که هدف این تحقیق را پی ریزی می نماید جامعه آماری تحقیق را 110 نفر از کارشناسان ترویج استان آذربایجان شرقی تشکیل می دهد که از طریق سرشماری مورد مطالعه قرار گرفتند ابزار تحقیق شامل دو نوع پرسش نامه است پرسش نامه ارزیابی عملکرد شغلی کارشناسان ترویج از طریق سرپرستان آن ها و پرسش نامه دوم که جهت سنجش متغیرهای مستقل تحقیق توسط کارشناسان تکمیل شد قابلیت اعتماد پرسش نامه از طریق پیش آزمون و محاسبه الفای کرونباخ برای عملکرد شغلی انگیزش شغلی رضایت شغلی و عوامل سازمانی و آموزشی بالاتر از 80 در صد حاصل شد نتایج تحقیق نشان داد که کارشناسان ترویج از عملکرد شغلی رضایت شغلی و انگیزش شغلی بالایی برخوردارند نتایج حاصله از ضریب همبستگی گویای رابطه معنی دار بین عملکرد شغلی کارشناسان ترویج و رضایت شغلی انگیزش شغلی سابقه خدمت در بخش ترویج و عوامل آموزشی و سازمانی است مقایسه عملکرد شغلی میان گروه ها نشان داد که کارشناسان هستند نتیجه تحلیل رگرسیونی نیز بیان گر قابلیت پیش بنی 2/52 در صدی و اریانس متغیر وابسته عملکرد شغلی از طریق متغیرهای دسترسی به تجهیزات و امکانات آموزشی مناسب بودن محل کار کاربردی بودن دوره های آموزشی ضمن خدمت و دسترسی به وسیله نقلیه است
از مشخصه های دینای امروزه تغییرات سریع و مداوم در محیط اقتصاد جهانی است که پیامد آن شکل گیری رقابت فزاینده در بازارها و فعالیت های تجاری و صنعتی است از این رو تمرکز بر موضوع رقابت پذیری و بهبود آن برای صنایعی که به منظور بقا در بازارهای بین الملل تلاش می کنند از اهمیت برخوردار است صنعت پرورش میگوی ایران از جمله صنایعی است که بهبود موقعیت رقابتی آن در بازارهای جهانی باید مورد تاکید قرار گیرد در این راستا گام اول شناسایی و تحلیل وضعیت موجود رقابتی این صنعت است که موضوع اصلی این پژوهش را تشکیل می دهد این بررسی با به کارگیری مدل الماس رقابت ملی مایکل پورتر انجام گرفته و نتایج آن نشان می دهد که صنعت پرورش میگوی ایران نسبت به رقبای جهانی خود از جایگاه ضعیف تری برخوردار است و این امر لزوم توجه جدی سیاست گذاران این بخش را به بهبود این وضعیت دو چندان می کند