هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه ساده و چندگانه متغیرهای عزت نفس، اضطراب عمومی، حمایت اجتماعی ادراک شده و سرسختی روانشناختی با اضطراب اجتماعی دختران دانش آموز پایه اول دبیرستانهای شهرستان آبادان می باشد. نمونه تحقیق شامل 200 دختر دانش آموز می باشد که به طور تصادفی از بین دانش آموزان دختر انتخاب گردیدند. در این پژوهش از پنج پرسشنامه شامل پرسشنامه های عزت نفس کوپر اسمیت، اضطراب عمومی (ANQ)، حمایت اجتماعی (SSI)، اضطراب اجتماعی و سرسختی روانشناختی جهت جمع آوری داده ها استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی ساده و رگرسیون چند متغیری استفاده شد. نتایج تحقیق نشان دادند که متغیرهای عزت نفس، حمایت اجتماعی ادراک شده، سرسختی روانشناختی و اضطراب عمومی با اضطراب اجتماعی رابطه مثبت معنی دار دارند. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که از بین متغیرهای پیش بین، متغیرهای اضطراب عمومی، حمایت اجتماعی ادراک شده و سرسختی روانشناختی بهترین پیش بینهای اضطراب اجتماعی می باشند.
ملت و سرزمین عراق در آغاز قرن 20 با موضوع حاکمیت ملی روبهرو شد و پس از آن با پیآمدهای آن روبهرو گشت. قیمومت، استقلال، کودتا، همگرایی و پان عربیسم مهمترین مؤلفههایی بودهاند که بر تاریخ این کشور طی قرن بیستم اثر گذاشتند. در کنار این مؤلفهها، عراق در روابط با همسایگان خویش نیز دچار فراز و نشیبهایی بوده است. پدیداری دو جنگ و تجاوز به ایران و سپس کویت دستاورد دولت بعثی عراق است. ناهماهنگیهای عراق با خواستههای ملت خویش طی قرن گذشته و عدم هماهنگی این کشور با هنجارهای جامعه بینالمللی سبب شدند تا در نهایت رژیم بعثی عراق با حمله نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در مارس 2003 فرو ریزد و کورسویی برای دموکراسی در این کشور پدید آید. مقاله پیش روی نیز در همین راستا به بررسی موضوع آینده عراق، دموکراسی در این کشور، قانون اساسی عراق، نظام سیاسی، اداری، اجتماعی و اقتصادی عراق و همچنین به موضوع مهم فدرالیزم در این کشور میپردازد. این پژوهش تلاش دارد تا یک بررسی و ارزیابی تحلیلی از اکنون و آینده سیاسی عراق ارایه دهد.
یکی از موضوعاتی که از اواخر دهه 1970 به ویژه پس از دهه 1990 مورد توجه جدی محافل پژوهشی و حتی آموزشی اقتصاد قرار گرفته، پیوند دین و اقتصاد است. این پیوند گاهی با محوریت دین و زمانی با مرکزیت اقتصاد ایجاد می گردد. در حالت اول عناصر دینی جهت دهنده و هدایت کننده رفتارها و فعالیت های اقتصادی هستند و در حالت دوم کارکردها و اندیشه های دینی به وسیله ابزارها و قواعد اقتصادی تحلیل می شوند. در این مقاله سعی بر این است که ضمن مرور بر ادبیات موضوع به خاستگاه و قلمرو بحث پرداخته شود؛ در قسمت اول طرح موضوع و چارچوب مفهومی ارائه می شود؛ در قسمت های دوم و سوم به موضوعات زمینه ها و پیشینه های دو رویکرد مشهور دین و اقتصاد اشاره می شود. در بخش پایانی نکته های قابل ملاحظه ارائه می گردد. و سرانجام نتیجه گرفته می شود که برخلاف تصورات قبل از دهه 1970 می توان سنتزهای معناداری از دین و اقتصاد استخراج نمود که از قابلیت علمی برخوردار بوده، کاربردهایی در جهان خارج نیز داشته باشد. همچنین نشان داده می شود که بسیاری از عناصر اقتصادی تحت تاثیر اندیشه ها و کارکردهای دینی قرار می گیرند و بسیاری از عقاید و اعمال دینی نیز توجیه عقلانی دارند.
گروه کلمه و یا ساخت جمله، تحت تاثیر ارتباط نحوى کلمات با یکدیگرند. کلمات، وقتى در کنار یکدیگر قرار مى گیرند، از لحاظ نحوى بر یکدیگر تاثیر مى گذارند. در این تاثیر و رابطه درون نحوى است که مى توان به سه نوع رابطه همسانى، وابستگى و دو طرفه اشاره کرد. رابطه همسانى آن است، که نقش اعضاى تشکیل دهندهء جمله یا گروه کلمه، به لحاظ نحوى با یکدیگر برابر باشند. بر خلاف رابطهء همسانى، در رابطهء وابستگى نقش اعضا از یکدیگر متمایز است و حداقل یک عضو هسته و عضو یا اعضاى دیگر، وابسته واقع مى شوند. رابطه دو طرفه، بین نهاد و گزاره اتفاق مى افتد. هر یک از روابط نحوى فوق به کمک ابزار نحوى خاصى بیان مى شوند، که از آن جمله مى توان به نقش نماى کسره و حروف اضافه، ترتیب قرارگیرى کلمات، آهنگ و نقش نماى "را" در زبان فارسى، حروف اضافه، حروف ربط، ترتیب قرارگیرى کلمات، آهنگ و پایانهء صرفى در زبان روسى اشاره کرد.