در این گفتار، ابتدا به مطالبی که تاکنون درباره این ضمیر در دستورهای زبان فارسی نوشته شده است اشاره می کنیم سپس به بررسی آن می پردازیم. در دستور زبان فارسی معروف به پنج استاد چنین آمده است: ضمیر مشترک آن است که با یک صیغه در میان متکلم و مخاطب و غایب مشترک باشد و همیشه مفرد استعمال شود ... کلمات خویش و خویشتن هم ضمیر مشترک و از لفظ خود آمده است... گاهی، برای تاکید، ضمیر شخصی متصل به ضمیر مشترک خود الحاق نمایند. (قریب و دیگران 1320، ج 1، ص 95-97) در این دستور، پس از مطالب، نقش های ضمیر مشترک بر شمرده شده، از جمله برای نقش فاعلی این مثال آمده است: چو تو خود کنی اختر خویش را بد مدار از فلک چشم نیک اختری را ...
به جاست سخن را با این قول متناقض نما آغاز کنیم که شناخت آرا و نظریه های رومن یاکوبسن و طرح تصویری از شخصیت علمی و فرهنگی او کاری است هم آسان هم دشوار: آسان از این جهت که اولا، یاکوبسن آرا و نظریه های خود را، هر یک، در قالب مقاله یا گفتاری به ظاهر مستقل پیش می نهد و در نتیجه فهم آنها را مشروط به شرایط پیش داده چندانی نمی کند؛ ثانیا، یاکوبسن، به گقته ویچسلاف ایوانف، کلی ترین قضایا در قالب اصطلاحاتی عینی و ملموس و همراه با مثال هایی مشخص مطرح می سازد (Jakobson 1987, p. 10)؛ ثالثا، زبان او، باز به گفته ایوانف، زبانی روشن و مفهوم است (Ibid). پس بدیهی است که هر که حتی یک مقاله یا یک گفتار او را خوانده باشد، حتما به گوشه هایی از آرا او راه برده و به تصویری از شخصیت علمی او در ذهن خود رسیده است، و لذا می تواند درباره او در همان حدود سخن بگوید ...
کریستوفر لاش، مورخ امریکایی، کتاب بسیار معروفی دارد با عنوان فرهنگ خودشیفتگی که یکی از پرفروش ترین کتاب ها در حوزه علوم انسانی و مباحث فرهنگی بوده است و، از زمان نخستین چاپ آن در سال 1979 تا کنون، ناشرانی گوناگون آن را بارها تجدید چاپ کرده اند. این کتاب کاوشی است در خصوص ابعاد روان شناختی تحولاتی که در ساختار فرهنگی جامعه امریکا در عصر جدید صورت گرفته است و نویسنده آن می کوشد تا بیانی متفاوت از تاریخ معاصر امریکا به دست دهد. با این توصیف موجز، چه بسا تصور عامه خوانندگان آن باشد که مولف، به روش معمول مورخان، با استناد به واقعیات تاریخی (رویدادهای ثبت شده و انکار ناشدنی واقعی) یا با بحث درباره اسناد و شواهد عینی بر نهادهای خود را اثبات کرده است. البته این تصور کاملا طبیعی و منطبق با پنداشت های معمول ما درباره کار مورخان است، اما خواندن این کتاب ما را با متنی بر خلاف این پندار روبه رو می کند. واقع امر این است که کریستوفر لاش، برای معلوم ساختن ویژگی های فرهنگی تاریخ معاصر امریکا، از ادبیات (آثار تراوش شده از تخیل نویسندگان) استفاده کرده است. آنچه مولف این کتاب برای اثبات دیدگاه خود درباره یک برهه تاریخی به آن استناد می کند رمان های جوزف هلر و نورمن میلر و فیلیپ رات و نیز فیلم های وودی آلن است نه اسناد و شواهد و رویداد های تاریخی. به بیان دیگر در این کتاب، تاریخ براساس داستان برآمده از تخیل بیان شده است.
فسلفه، چه در خاستگاه خود – یونان – و چه در تمدن اسلامی با معاندانی روبه رو بوده است. در یونان، سوفیستها به مخالفت با فسلفه برخاستند و در تمدن اسلامی، فلسفه با عنادورزی پیروان دین اسلام و عرفا و اهل سلوک مواجه بوده است. بر این اصناف معاند طبقه شاعران را نیز باید افزود، شاعرانی چون سنایی و خاقانی که با تمام نیروی بیان خویش بر فلسفه تاخته اند. از سوی دیگر نظام های سیاسی نیز برخی اوقات روی خوش به فلسفه نشان نداده اند. در این پژوهش با اشاره ای مختصر به عوامل این عناد و ستیزه گری با فلسفه که تا حدی به منش و رفتار خود فلاسفه، آموزه های نظامیه ها، راحت طلبی فکری مخاطبان فلاسفه، کج فهمی مسایل فلسفی و نگرش حداکثری نسبت به دین وابسته بود، با مصادیقی از دیوان خاقانی، دیدگاه او درباره این مقوله تحلیل و بررسی شده است.
آقای عبدالعظیم کریمی کتابی نوشته است به نام «تربیت چه چیز نیست؟»،این مقاله البته به این مسئله پرداخته که «سیرهٔ نبوی چه چیز نیست؟» و مواردی که در کتابها(اختصاصاً آثار شهید مطهری) به عنوان سیره و صیرت پیامبر گرامی بیان شده،موارد ارزیابی قرار گرفته و نتیجهگیری شده که معیار شناخت سیرهٔ پیامبر بزرگار،خرد،آیات قرآن و روایات موافق آیات است.
سرآغاز قانونگذاری در اروپا را سال 1789 یا پیروزی انقلاب کبیر فرانسه دانسته اند . اما عدالت رسمی در بخش مسکن در ابتدای قرن بیستم ، با شناسایی حقوق اجتماعی به عنوان حق شهروندی در قوانین کشورهای اروپایی وارد شده است . پس از آن نیز تحقق عدالت عینی یا تامین مسکن حداقل برای خانوارها در این کشورها بیش از نیم قرن به طول انجامیده است . قانونگذاری در ایران با تصویب قانون اساسی در سال 1285 هجری شمسی (1906 میلادی) آغاز شده است ...