"طرح مساله: این مقاله ارایه تصویری روشن از مشکلات بیمارستانهای روانی از نظر مدیران این مراکز و تحلیلی بر علل و عواقب آن است.
روش: این پژوهش به روش دلفی انجام شده که نوعی جمع آوری سیستمیک و سازماندهی کیفی داده ها است که به همت گروهی از کارشناسان منتخب فراهم شده است.
یافته ها: عمده ترین مشکلات بیمارستانهای روانی اجرای طرح خودگرانی، کمبود بودجه های یارانه ای و تعرفه های غیر واقعی در این بیمارستانها است. بیماران روانی و خانواده آنها به دلیل ضعف مالی، توانایی پرداخت هزینه های بیمارستان را ندارند، از طرفی امکانات لازم برای رشد توانمندی های اجتماعی، شغلی و توانبخشی این بیماران ناچیز است، پوشش بیمه ای بیماران روانی کامل نیست و حمایتهای اجتماعی و اقتصادی از بیماران روانی به دلیل نگرش نادرست چندان مناسب نیست. ضوابط مدون برای استانداردهای بیمارستان های روانپزشکی، وجود ندارد و اکثر ساختمان ها در مراکز روانپزشکی فرسوده و فاقد فضای مناسب برای بیماران است.
نتایج: با توجه به یافته ها و پیچیدگی مشکلات بیمارستان های روانپزشکی و نیاز روزافزون بیماران روانی به خدمات بهداشتی و درمانی، زمان آن فرا رسیده که تغییراتی در ساختار تشکیلاتی و بودجه ای مراکز روانپزشکی صورت گیرد."
"طرح مساله: سوال محوری این مقاله این است که آیا بین سرمایه اجتماعی و عناصر تشکیل دهنده آن در سطح تحلیل مناطق و میزان توسعه یافتگی مناطق، در شهر تهران رابطه ای وجود دارد یا خیر؟
روش تحقیق: در این پیمایش، جامعه آماری، جمعیت شانزده سال به بالای مناطق تهران است که با نمونه گیری خوشه ای متناسب با حجم 1759 نفر در سطح مناطق بیست و دو گانه شهر تهران انتخاب گردیده اند.
یافته ها: در بخش یافته ها نمره سرمایه اجتماعی و هفت عنصر مفهومی آن شامل آگاهی، اعتماد عمومی، اعتماد نهادی، مشارکت رسمی، مشارکت غیررسمی خیریه ای، مشارکت غیررسمی همیارانه و مشارکت غیررسمی مذهبی محاسبه گردیده است و در ارتباط با وضعیت توسعه مناطق قرار گرفته است.
نتایج: سرمایه اجتماعی مناطق، رابطه مثبتی با توسعه مناطق شهری در تهران دارد و مناطق توسعه یافته تر از میزان بیشتری از اعتماد عمومی، آگاهی، مشارکت رسمی و مشارکت های غیر رسمی همیارانه برخوردارند و به گونه معناداری مشارکت غیر رسمی مذهبی کمتری دارند و اعتماد نهادی و مشارکت های غیر رسمی خیریه ای، در همه مناطق به صورت یکسان بوده و تفاوت معناداری نداشت.
"
" طرح مساله: یکی از اقسام خشونت که به دلیل مسایل فرهنگی و اجتمای کمتر مورد توجه قرار گرفته، خشونت جنسی علیه زنان است. بررسی جداگانه خشونت جنسی در مطالعات جرم شناسی از میزان رشد روز افزون این جرم و ضرورت توجه ویژه به آن حکایت دارد.
روش: این مطالعه با روش کتابخانه ای انجام شده است و هدف از آن، تحلیل جرم شناختی خشونت علیه زنان و ارایه راهکارهایی برای پیشگیری از این نوع خشونت می باشد.
یافته ها: بررسی موضوع نشان داد که رضایت بزه دیده، در وقوع و سختی پیشگیری از خشونت جنسی تاثیر زیادی دارد و دولت و محاکم قضایی باید حقوق قانونی بزه دیدگان چنین جرایمی را مورد توجه ویژه قرار دهند.
نتایج: پیشگیری از خشونت جنسی علیه زنان، در درجه نخست نیازمند فرهنگ سازی و درک صحیح تفاوت «بزه دیدگی و بزه پذیری زنان» و در وهله دوم، نیازمند التزام دولتها به حمایت از زنان بزه دیده و تعامل بین المللی دولتهاست.
"
در رویکردی ژئوپلیتیک، ناامنی اجتماعی در مناطق شرقی کشور یکی از مسایل اصلی است که امنیت ملی ایران را خدشه دار و تهدید می کند. بر این اساس، پژوهش حاضر به طور خاص به بررسی رابطه میان موقعیت ژئوپلیتیکی و میزان ناامنی اجتماعی در شهرستان مرزی خواف در مجاورت کشور افغانستان و شهرستان غیر مرزی رشتخوار می پردازد. در تبیین نظری این مساله، از رویکردهای اجتماعی، تاریخی، اقتصادی، بین المللی و ژئوپلیتیکی- فضایی استفاده شده است. برای بررسی مساله پژوهش، روش پیمایش و برای جمع آوری داده ها از تکنیک پرسش نامه بهره برداری شده است. در تعریف عملیاتی مفهوم ناامنی اجتماعی، معرِف هایی چون قتل، آدم ربایی، مجروحیت و خسارت مالی مورد توجه قرار گرفته اند. متغیرهای مستقل با شاخص هایی چون فاصله از مرزهای بین المللی، وجود پاسگاه های انتظامی، تراکم جمعیتی و موقعیت کوهپایه ای یا غیر کوهپایه ای بودن سکونت ها تعریف شده اند. در تحلیل داده ها، علاوه بر استفاده از ضریب های همبستگی پیرسون و اتا و تحلیل رگرسیون چند متغیره با استفاده از نرم افزار SPSS، از نرم افزار GIS که بیشتر برای مدل سازی، تحلیل و نمایش اطلاعات مکانی و غیر مکانی (توصیفی) در حوزه جغرافیا به کار می رود نیز استفاده شده است. یافته ها و نتایج پژوهش برحسب آزمون فرضیه ها حاکی از آن است که رابطه معناداری میان موقعیت ژئوپلیتیکی که دربرگیرنده متغیرهای مستقل است و میزان وقوع ناامنی اجتماعی وجود دارد. مقدار ضریب تعیین (0.36) حاکی از آن است که متغیرهای مستقل در نظر گرفته شده توانسته اند 36 درصد واریانس متغیر وابسته را تبیین کنند.
این مقاله بر آن است مدلی مفهومی برای خلق دانش سازمانی و مدیریت که با عنوان مدل C7 شناخته میشود، معرفی کند. این مدل مبتنی بر تمایز میان دانش فردی و سازمانی و دانش صریح و ضمنی است. مدل C7 بیان میدارد که هفت مفهوم کلیدی که حروف اول آنها با C شروع میشود (ایجاد رابطه ، تقارن زمانی ، درک و فراگیری ، ارتباطات ، مفهومسازی ، مشارکت ، و هوش جمعی ) در فرآیند خلق دانش، نقش اصلی ایفا مینمایند. این مقاله، همچنین محیط شبکهای ناظر بر زمینههای تکنولوژی (فناوری)، زبان و سازمان را تحلیل مینماید. از سویی مطرح میکندکه تحقیقات قبلی بر زمینههای سازمانی و فناوری تمرکز داشتهاند، و از سوی دیگر یافتههای مقاله نشان میدهند که برخی از ویژگیهای کلیدی ذاتی وب یا شبکه تا حد لازم مورد بهرهبرداری قرار نگرفته است. این مقاله تأکید میکند که پشتیبانی بیشتر از زمینههای زبانی در غالب موارد نادیده گرفته میشوند؛ مثل اغلب زیرفرآیندهای حساس به عملکرد انسانی خلق دانش سازمانی (ادراک و ارتباطات)؛ که میتواند از طریق بهرهبرداری عمیقتر از کارکرد فرامتنی و ابرموضوعی وب حاصل شود. به علاوه، این رهیافت میتواند به بهبود فعالیتهای کاری اصلی و ارتقای قابلیتهای سازمانها کمک نماید و در کنار آن، در دستیابی به مزیت رقابتی نسبت به متحدان کاریشان به آنها یاری رساند.
افریقای جنوبی در طول چهار دهه دوران آپارتاید، به دلیل اتخاذ ایدئولوژی تبعیض نژادی، با کشورهای همسایه و اعضای جامعه جهانی اختلاف داشت. این سیاست پس از خروج پرتغال از جنوب افریقا در سال 1975، وضعیت منطقه را در ژئوپلیتیک جنگ قرار داد و سبب شد امنیت منطقه به خطر افتد. این وضعیت انزوای بین المللی کشور را در پی داشت و تلاش سیاست گذاران کشور را به رفع مشکلات امنیتی با همسایگان و مسایل داخلی معطوف کرد.با تغییر ساختار بین المللی، فشار بر دولت حاکم مبنی بر تغییر ایدئولوژی و مذاکره با گروه های مخالف افزایش یافت و با تغییر کارگزاران (ماندلا و دکلرک) زمینه برای حذف آپارتاید فراهم شد. پس از روی کار آمدن دولت جدید، این کشور با اتخاذ ایدئولوژی ای مبتنی بر واقع گرایی سیاسی، با الگو قرار دادن شعار احترام به حقوق بشر، عدالت و برابری، درصدد ترمیم روابط خود با نظام جهانی برآمد و هویت سیاسی خود را تغییر داد؛ به طوری که برای برطرف کردن بسیاری موانع و پیش فرض ها و به منظور حل مشکلات سیاسی و اقتصادی، با عضویت در سازمان های منطقه ای و بین المللی، از تمام امکانات خود برای ایفای نقش میانجی در منازعات منطقه ای جنوب صحرا و قاره افریقا استفاده کرد و سبب تغییر تصورات کشورهای همسایه و نظام بین الملل شد. این سیاست، فضای ناامن منطقه را به سمت امنیت و توسعه تغییر داد و ژئوپلیتیک صلح را بر منطقه حاکم کرد.
مقاله حاضر تغییر انگیزشی پیشرفت تعداد 332 نفر از دانشجویان دوره کارشناسی روزانه دانشگاه تبریز را مورد بررسی قرار داده است. به منظور تحقق هدف پژوهش، با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده نمونه آماری بر حسب دانشکده و جنسیت دانشجویان مشخص و سپس با بهره گیری از روشهای آماری پیشرفته، همچون: آنالیز واریانس (ANOVA)، آزمون t مستقل و ضریب همبستگی پیرسون اطلاعات جمع آوری شده تحلیل گردیده و پیشنهادهایی در زمینه پژوهش ارایه شده است.