با اصل قرار گرفتنِ «من متفکر» در فلسفة دکارت, «خداوند» از مفهوم «هستم آنکه هستم» تا حد یک اصل فلسفی, تنزل یافت. در نتیجه «صانع طبیعت» به جای خدای معبود, یعنی متعلق ایمان, قرار گرفت. این نتیجه سرآغاز مشکلی متافیزیکی برای پیروان دکارت بود.
مالبرانش به جهت حل مشکل, خداوند را تنها علت حقیقی, در نظام معرفت بشری و در نظام علیت طبیعی, دانست و سعی کرد با قول به علل موقعی رابطة مستحکمتری میان خدا و جهان برقرار کند.
راه حل اسپینوزا برای از میان برداشتن آن مشکل, اعتقاد به وحدت جوهر است. هنگامی که جز جوهر یگانه یافت نشود, جز طبیعت یگانه وجود ندارد و نام دیگر این طبیعت خداست. مفهوم جوهر یگانه همه را دربردارد خدا یا طبیعت: از دو نگاه ؛ هم طبیعتپذیر و هم طبیعت آفرین. بدین ترتیب, اسپینوزا, مفهوم سنتی خدا را کنار میگذارد.
فلسفة لایبنیتس, مانند مالبرانش, خدا محوری است؛ نه تنها به این معنا که خدا در نظر لایب نیتس اهمیت مرکزی دارد, بلکه به این معنا که «کل عالم یک مرکز است و روح این مرکز, خداوند است». تنها تفاوت لایب نیتس با اسلافش در باب تصور خدا, این است که وی تصور خدا را امری ممکن میداند.
با وجود تلاش دقیق این خردگرایان برای تبیین خدا, «موجود بی نهایت کامل» مالبرانش, «طبیعت طبیعت آفرین» اسپینوزا و «مناد منادهای» لایب نیتس, مانند «جوهر نامتناهی» دکارت با خدای ادیان تفاوت عمدهای دارد.
این پژوهش، با هدف بررسی و مقایسه میزان رضایتمندی از زندگی مشترک بین دانشجویانی که ازدواج دانشجویی داشته اند با دانشجویانی که ازدواج غیردانشجویی داشته اند، انجام شده است. کلیه دانشجویان متاهل در حال تحصیلی دانشگاه فردوسی مشهد به عنوان جامعه آماری در این پژوهش مورد نظر قرار گرفته اند. در این پژوهش 107 نفر دانشجوی متاهل اعم از زن و مرد بر اساس نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. ضمن آنکه روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه رضایتمندی زناشویی (MSI) بوده است که اعتبار آن 77.47 توسط صالحی (1370) گزارش شده است. در این تحقیق چهار مقوله جاذبه، تفاهم، طرز تلقی و سرمایه گذاری در زوجین مورد بررسی قرار گرفته است. داده های پژوهش هم در آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بین دو گروه در پاسخگویی به دو مقوله جاذبه و سرمایه گذاری تفاوتی به چشم نمی خود در حالیکه در ارتباط با دو مقوله تفاهم و طرز تلقی، سطح تفاوت بین دو گروه معنادار می باشد و رضایتمندی کلی متاثر از این مقوله است. از دیگر نتایج آنکه بین رضایتمندی زناشویی دانشجویانی که ازدواج دانشجویی داشته اند با گروهی که ازدواج غیردانشجویی داشته اند تفاوت معناداری وجود دارد و مرد و زنانی که ازدواج دانشجویی داشته اند میزان رضایتمندی زناشویی بیشتری را گزارش کرده اند.