باور به عدالت با ارزش های اخلاقی و انسانی به دلایل مختلفی در هم تنیده شده است. در عین حال علاقه افراد به مسایل اقتصادی و مادی نیز می تواند جهت گیری باورهای انسان ها را از حضور یا عدم حضور عدالت در دنیا تعیین نماید. پژوهش حاضر با هدف تحلیل اکتشافی رابطه جهت گیری های ارزشی و علاقه به پول با باور به دنیای عادلانه و ناعادلانه در بین زنان و مردان در اصفهان به مرحله اجرا در آمد.روش کار: از جامعه آماری ساکنان شهر اصفهان، تعداد 700 نفر به شیوه نمونه گیری چند مرحله ای برای پاسخگویی به پرسشنامه های پژوهش انتخاب شدند. روش پژوهش از نوع تحلیل مسیر (از زمره پژوهش های همبستگی) بود. پرسشنامه های مورد استفاده در پژوهش شامل پرسشنامه 20 سوالی باور به دنیای عادلانه و ناعادلانه، پرسشنامه 17 سوالی علاقه مندی به پول (با چهار زیر مقیاس اهمیت، موفقیت، برانگیزانندگی و غنی بودن) و پرسشنامه 20 سوالی جهت گیری ارزشی (با چهار زیر مقیاس گرایش به نفع همگانی، پیشرفت، قدرت و نیک خواهی) بود. داده های حاصل از پرسشنامه های پژوهش با استفاده از تحلیل مسیر مورد تحلیل قرار گرفت.یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که بر باور به دنیای عادلانه مردان، موفقیت، گرایش به نفع همگانی و نیک خواهی و بر باور به دنیای عادلانه زنان، موفقیت و پیشرفت دارای ضریب مسیر مستقیم معنادار (01/P<? یا 05/?>P) هستند. اما یافته ها در باب باور به دنیای ناعادلانه مردان و زنان حاکی از آن بود که بر باور به دنیای ناعادلانه مردان، فقط گرایش ارزشی نیک خواهی و بر باور به دنیای ناعادلانه زنان، فقط اهمیت، موفقیت و برانگیزانندگی پول دارای ضریب مسیر معکوس و معنادار (01/?>P یا 05/?>P) هستند.نتیجه گیری: شواهد حاصل از این پژوهش نشان می دهد که در مردان جهت گیری های ارزشی و علاقه به پول با باور به دنیای عادلانه و ناعادلانه دارای روابطی متفاوت از همین روابط در زنان است. تلویحات مسیرهای به دست آمده در قالب نمودار مسیر مورد بحث و نتیجه گیری قرار گرفته است.
امام خمینی به عنوان نمادی از فقه پویای شیعه که بر اساس مقتضیات زمان و مکان سخن گفته و حکم صادر کرده اند، درمورد مساله زنان نیز موضع گیریهای متنوعی داشته اند که اگر خواننده اظهارات و نوشته های ایشان ــ متن (Text) ــ را بدون شرایط زمانی و مکانی (Context) که در آن سخن گفته اند در نظر بگیرد، در تحلیل دچار اشتباه و انحراف خواهد شد. دیدگاههای امام خمینی در مقاطع مختلف، متناسب با منطق موقعیت و شرایط روز جامعه دچار تحول و تغییر شده است. این تحول در چهار مقطع زمانی مشخص قابل مطالعه است. در حالی که در دو مقطع اول که در اوج اقتدار رژیم پهلوی است، امام با هر نوع حضور و مشارکتی از سوی زنان در جامعه و حوزه سیاسی به دلیل مفسده هایی که بر حضور زنان مترتب است، مخالفت کرده اند. ایشان در دو مقطع بعدی که در آستانه حرکتهای انقلابی و دهه اول تثبیت نظام جمهوری اسلامی است مشوق و مروج حضور زنان در عرصه سیاسی ـ اجتماعی جامعه بوده اند. در این مقاله درصدد بیان چون و چرایی این تحول دیدگاه در مقاطع یادشده هستیم
پژوهش علمی در هر رشته ای نیازمند آشنایی با روشهای تحقیق در آن علم است. پیشرفت در هر علمی مستلزم تامل در مبانی معرفت شناختی و روش شناسی آن علم است و این تامل نیز پیش از هر چیز نیازمند مساله شناسی است. از این رو، در این مقاله تلاش می شود تا با نگاهی کوتاه به مقوله روش و روش شناسی به طرح پرسشهای اصلی در حوزه روش شناسی تاریخ نگاری انقلاب اسلامی همت گمارد تا ذهن و ضمیر اصحاب فکر و قلم را به چاره اندیشی و تفکر وادارد.
آنچه در این مقاله مورد بحث و بررسی قرار می گیرد، گامهای اساسی سلوک و چگونگی طی منازل و مقامات، از زبان کسی است که خود با پای دل، گام در راه نهاده و کششهای الهی را با عمق وجود خویش لمس کرده است و به عنوان عارفی کامل، علاوه بر سیر و سلوک عرفانی خود، توانست ترسیم گر راهی روشن برای ره پویان راه حقیقت نیز باشد.
درباره تعداد و تنوع منازل سیر و سلوک، جای سخن فراوان است و عارفان برای سیر و سلوک عرفانی، منازلی را در کتب خود معرفی کرده اند. این منازل از یک منزل گرفته تا هزار منزل و بلکه بیشتر، ذکر شده است.
البته باید گفت، تعداد و تنوع منازل، متناسب با احصاء اسماء و صفات الهی است. امام خمینی در آثار خویش به تمام مقامات و منازل سیرو سلوک در آثار اغلب عرفا اشاره دارند. ایشان، اختلاف در تعداد این منازل را اعتباری می دانند و به نظر می رسد به گونه ای به جمع نظرات عرفا قائل بوده و چندان مصر نیستند که در اعداد باقی بمانند. ایشان به نوع نگرش و مبنای اعتباری عرفا توجه داشته و هفت اقلیم، هفت شهر عشق، مقامات چهارگانه یا سه گانه و... در نظر ایشان نتیجه ای واحد دارد که در گفتار افراد متفاوت است.
مفهوم رایج علم و دانش در ایران و کشورهای اسلامی از مفهوم نوین علم در جهان صنعتی متمایز شده است. بر این مبنا در این مقاله، توضیح داده می شود که چرا کشورهای اسلامی هنوز مفهوم نوین علم را نپذیرفته و در این زمینه توسعه نیافته اند. در این مقاله این عدم پذیرش و توسعه نیافتگی علمی همراه با مصداق های رایج توضیح داده شده است. در ادامه بر اساس تلقی های مختلف از علم به معرفی علم دینی پرداخته و ضمن مفهوم علم دینی تفکیک علم دینی تخصیصی و علم دینی انحصاری توضیح داده می شود، چرا علم دینی تخصیصی مطلوب و علم دینی انحصاری مذموم است.