"کودکان و نوجوانان درصد قابل ملاحظه ای از جامعه آماری ایران را تشکیل می دهند و سن ارتکاب جرم در جرایم گوناگون در حال کاهش است؛ به گونه ای که سن مرتکبان برخی از جرایم متاسفانه به 13 سال رسیده و کمیت آن نیز روبه گسترش است. با بررسی های به عمل آمده مشخص شده است که برخی از دانش آموزان بزهکار در حال تحصیل هستند و برخی نیز از آنان از مدارس اخراج شده اند. در این میان به موازات نهادهای گوناگون، پلیس نیز نقش ویژه ای در پیشگیری از بزهکاری دانش آموزان، اعم از پیشگیری کیفری (انتظامی و قضایی) و غیرکیفری (وضعی و اجتماعی)، بر عهده دارد.
هدف از این پژوهش، بررسی عوامل موثر بر بزهکاری نوجوانان، موضوع ها و مباحث آموزش پیشگیری از جرم، تاثیر آموزش بر پیشگیری از جرم نوجوانان، نحوه اجرای آموزش، پیشگیری از بزهکاری، نحوه تعامل پلیس با دانش آموزان از منظر کارشناسان آموزش و پرورش بوده است.
پیمایش حاضر نظرسنجی از 26 نفر از کارشناسان آموزش و پرورش نواحی شرق و شمال شرق تهران و به صورت تمام شمار در سال 1385 انجام گرفته است. این کارشناسان از افرادی بودند که علاوه بر مسوولیت های اجرایی در آموزش و پرورش، سابقه آموزشی نیز داشته اند. داده های پژوهش حاضر از طریق پرسشنامه گردآوری شده و شامل چند بخش از جمله ویژگی های فردی، عوامل موثر بر بزهکاری نوجوانان، نگرش دانش آموزان به پلیس، موضوع آموزش و پیشگیری پلیس از جرم، جایگاه رویکرد یادگیری در آموزش، پیشگیری اجتماعی رشد مدار و آزمون های توصیفی برای تجزیه و تحلیل داده هاست.
"
محققین فناوری زیستی این علم را شاهراه اقتصاد در آینده و بخصوص در بحث غذا می دانند. غذا نقش بسیار مهمی را در جوامع مختلف ایفا می کند. تلاش های اخیر برای تغییر آنچه به عنوان غذا تولید می شود و چگونگی تولید آن و اصل برابری بنیادین از اصول مهم به شمار می رود. با آنکه فناوری زیستی، فناوری حاصل از قوانین خلقت است، ولی تاکنون خطرات بالقوه ناشی از استفاده این فناوری تا حدی شناخته شده و اهمیت عوارض آنها ممکن است. غیرقابل جبران باشد. کشورهای در حال توسعه به طور روز افزونی با ورود سازواره های دست ورزی شده ژنتیکی و فراورده های آن مواجه هستند. افزایش واردات این محصولات در کشورهای جهان سوم نتیجه فشار کشورهای تولید کننده است، که مایلند مازاد تولید خود را به کشورهای توسعه نیافته ارسال نمایند. وقتی بحث واردات یا صادرات محصولی با ویژگی خاص سازواره های دست ورزی شده ژنتیکی به وجود می آید. یعنی این محصولات وارد محیط زیست بشر می شوند. سوالات اخلاقی در مورد این فناوری و بخصوص فناوری زیستی محیط زیست مانند چگونگی تفکیک مسایل غریزی و احساسی از قوانین اخلاقی، یا اجبار شرکت ها در مورد قراردادن اطلاعات مربوط به فراورده های بیولژیک شان و مجاز بودن تجارت مخفی مواد ژنتیکی و ... از مواردی است که امروزه مورد بحث بسیاری از محافل علمی و اخلاقی است. کشورهای متعددی در دنیا دارای اقتصاد وابسته به فناوری زیستی نوین هستند. ثبت رسمی موجودات زنده توسط شرکتهای انحصاری به عنوان یک امتیاز مطرح می شود. صاحب امتیاز ژن، مکلف به رعایت حقوق دیگران (توسط کس دیگری به ثبت نرسیده باشد) و رعایت قوانین عمومی (از نظر ایمنی زیستی و اخلاق زیستی) می باشد. دزدی زیستی به منظور علمی، تجاری و سودخواهی شرکت ها انجام می گیرد.نتیجه گیری: با توجه به سودآوری اقتصادی محصولات فناوری زیستی نوین باید قوانین محکم تری در این زمینه در کلیه کشورهای جهان و از کشور ما تدوین و تصویب شود. قوانین متنوع وضع شده در دنیا موارد اشتراک زیادی دارند و کنترل ها سبب کسب نتایج مطلوبی در بی خطر بودن اکثریت قریب به اتفاق سازواره های تراریخته شده است. در عرصه تجارت جهانی، محصول شرکت های تولید کننده سازواره های تراریخته باید به تایید کشور وارد کننده برسد و موضوعات ارزشی و قوانین اخلاقی مربوط به آن کشور نیز ملاحظه شوند.
هدف از این مقاله پیدا کردن ارتباط بین تفاوت در جنسیت افراد و سطح توسعه یافتگی با کمک شاخص توسعه نیروی انسانی در ایران است. از آن جا که امروزه شاخص توسعه نیروی انسانی در توسعه اقتصادی نقشی کلیدی دارد، این مقاله می کوشد به کمک تعریفی انسانی از توسعه اقتصادی تاثیر متغیری مثل جنسیت را در توسعه مورد توجه قرار دهد. بنابراین با تصریح مدل متناسب با اقتصاد ایران و به دست آوردن متغیرهای موثر بر توسعه اقتصادی به کمک روش VAR ،VECM رفتار متغیرهای مدل برآورد شود و سعی گردیده است تا مدل تصریح شده برای زنان و مردان جداگانه برآورد گردد تا با مقایسه مدل ها بتوان تفاوت در جنسیت را بر توسعه اقتصادی تبیین نمود. نتایج تخمین مدل نشان می دهد مشارکت سیاسی زنان می تواند بر توسعه اقتصادی تاثیر مشخصی داشته باشد که این موضوع بر چگونگی تصمیم سازی در اقتصاد ایران موثر خواهد بود.
با توجه به توسعه روزافزون و استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در تمامی شئون و جنبه های مختلف زندگی فردی، اجتماعی و به ویژه سازمانی و همچنین با در نظر گرفتن نقشی که مالیات به عنوان مهمترین منبع درآمد مستمر دولت ایفا می کند، پژوهش حاضر ضمن طراحی و ارایه فرم اظهارنامه الکترونیکی، سطح آمادگی مدیران و کارشناسان ذیربط را در استقرار اظهارنامه مالیاتی الکترونیکی با توجه به الزامات سخت افزاری و نرم افزاری این سیستم مورد بررسی داده است. جامعه آماری شامل 90 نفر از مدیران اداره امور مالیاتی خراسان رضوی و همچنین تیم تصمیم متشکل از 7 نفر از کارشناسان و کارشناسان ارشد واحد رایانه اداره امور مالیاتی می باشد. اطلاعات مورد نیاز از طریق انجام مصاحبه اولیه، پرسشنامه، مشاهده و داده های ثانویه جمع آوری شده است. یافته های حاصل از فرایند تحقیق و مشاوره با کارشناسان رایانه گرچه مدلی کاربردی برای تنظیم و ارایه اظهارنامه مالیاتی الکترونیکی را ارایه داده است اما استقرار این سیستم به لحاظ کاستی ناشی از عدم آمادگی سازمان از جهت امکانات سخت افزاری و نرم افزاری از یک سو و نیاز به فرهنگ سازی از سوی دیگر دامنه زمانی خاص خود را جهت استقرار پایدار مدل پیشنهادی طلب می کند.