به منظور مطالعة ارتباط بین منابع تنیدگیزا و سبکهای کنارآمدن دانشجویان با نشانگان تنیدگی، پژوهشی بر دانشجویان دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفت. هدف این پژوهش، یافتن اطلاعاتی در مورد الگوهای رفتاری دانشجویان به هنگام کنارآمدن با تنیدگی و نیز تبیین اثر منابع تنشزای دانشجویی در پاسخهای شناختی، عاطفی، رفتاری، و جسمی دانشجویان بود. در این پژوهش 1320 نفر از دانشجویان رشتههای مختلف شرکت داشتند. دادههای پژوهش به وسیله سه مقیاس عوامل تنیدگیزا، نشانگان تنیدگی، و راههای کنارآمدن با تنیدگی گردآوری شدند. تحلیل رگرسیون چندگانة دادهها نشان داد که بین سبک کنارآمدن در حل مسأله با نشانههای تنیدگی، همبستگـی منفی معناداری وجود دارد. همچنین از بین منابع نهگانة تنیدگی، به ترتیب عادات فردی، تنیدگیهای تحصیلی، ازدواج، و مسائل عاطفی، اجتماعی و خانوادگی دانشجویان در ایجاد نشانگان تنیدگی اهمیت بیشتری دارند. وجه متفاوت پژوهش حاضر با پژوهشهای پیشین، توجه به میزان تأثیرگذاری عوامل تنیدگیزا بر فرد و نیز سنجش نشانگان شناختی، عاطفی، جسمی، و رفتاریِ تنیدگی است. در پایان، همسویی و عدم همسویی یافتهها مورد بحث قرار گرفته و کاربرد یافتههای تحقیق حاضر بیان شدهاند.
خانواده به عنوان مهمترین نهاد اجتماعی، همواره توجه بسیاری از اندیشمندان و جامعه شناسان را به خود جلب کرده است. به جهت اهمیت و گستردگی نقش خانواده، بسیاری از تحلیل گران و نظریه پردازان سرمایه اجتماعی، خانواده را به عنوان یک منبع مهم تولید یا فرسایش سرمایه اجتماعی ذکر کرده اند.این پژوهش با هدف تعیین چگونگی تاثیر خانواده بر سرمایه اجتماعی صورت گرفته است. به منظور دستیابی به این هدف از بین عوامل و متغیرهای گوناگونی که در خانواده برسرمایه اجتماعی تاثیر گذار است، متغیرهای خانواده دموکراتیک، خانواده استبدادی، سرمایه انسانی خانواده ها و میزان وقت صرف شده برای فرزندان به عنوان متغیرهای مستقل انتخاب شده است. مبانی نظری متغیرها و پارامترهای این پژوهش، بر مبنای نظریات پاتنام، کلمن، وینتر، فوکویاما و بوردیو تدوین شده است.روش تحقیق در این پژوهش پیمایش و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه دارای قابلیت اعتماد و اعتبار است. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان دبیرستان های نواحی پنجگانه شهر اصفهان در سال 1387 می باشد. حجم نمونه 384 نفر است که با استفاده از فرمول کوکران و با روش خوشه ای چندمرحله ای به دست آمده است. روش اصلی در تحلیل داده ها، رگرسیون و مدل سازی معادله ساختاری است.نتایج نشان می دهد بین حجم سرمایه انسانی، نوع خانواده و میزان وقت صرف شده والدین برای فرزندان رابطه معنا داری وجود دارد.
امروزه نبرد اطلاعاتی از نقطه نظرهای متفاوت و علوم مختلف مورد بررسی قرار می گیرد. همان گونه که می دانیم نظام اطلاعاتی روندی است سازمان یافته برای جمع آوری، آماده سازی، ذخیره و بازیابی اطلاعات به نحوی که پاسخگوی نیازهای مختلف باشد. به همین دلیل نبرد اطلاعاتی در حوضه تخصصی علم اطلاعات وارد می شود...
با مطالعه دقیق اشعار عرفانی ملا محسن فیض کاشانی، این نکته آشکار می شود که وی در کنار دقایق و ظرایف عرفانی، از تاریخ اجتماعی روزگار خود غافل نمانده است. در این میان، آسیب های انسانی و اجتماعی و جنبه های منفی شخصیت و رفتار انسانی، که زمینه ساز بی-اعتمادی در روابط اجتماعی است، مورد توجه قرار گرفته است. از نظر فیض، عناصری چون جهل، عیب جویی، نفاق و شکاف گفتار و عمل، بدبینی، ریا و تظاهرگرایی، عدم وفاداری و صداقت، خودبینی، غرور، تفرقه-جویی، دنیامداری و طعن دیگران از عوامل اساسی انحراف در شخصیت و بی اعتمادی در جامعه می گردند. هدف اصلی این مقاله، شناخت عناصر بی اعتمادی اجتماعی در دیوان فیض کاشانی است که در راستای آن، مؤلفه ها و عناصر فوق را بررسی کرده ایم.
با آنکه ارسطو مدون اخلاق فضیلت است، اما تقریر وی از آن تنها تقریر موجود در تاریخ اخلاق نیست. تقریرهای محض ـ کثرت گرا، دینی ـ سکولار، غایت گرا یا ناگرا و تاریخی از جمله تقریرهای مختلفی هستند که همه از حیث محور قرار دادن فضیلت با هم اتحاد دارند. هدف این نوشتارآن است تا ضمن ارائه نظریه اخلاق غزالی به عنوان تقریری دینی از اخلاق فضیلت، به اصلاحاتی که وی از منظری دینی در عناصر گوناگون آن انجام داده بپردازد. روش بررسی توصیفی ـ تحلیلی است. مجموع بررسی انجام شده، نشان می دهد که وی بر آن است تا با افزودن مؤلفه های دینی مانند لزوم تمسک به توفیق و امداد الهی در رعایت اعتدال و حد وسط، تاکید بر فضایل دینی و عرفانی مثل توکل، صبر، عشق به خدا و...، تعریف سعادت حقیقی به سعادت اخروی و در نظر گرفتن شرع و عقل به عنوان معیار اعتدال آن را غنا بخشیده و کاملتر نماید و با اخلاق شریعت مدار سازگار نماید. بنابراین بر طبق آن سازگاری اخلاق فضیلت و اخلاق دینی معنا می یابد.
یکی از مهمترین مباحث موجود در اقتصاد بخش عمومی چگونگی وضع مالیات درباره عاملین اقتصادی است. نگرش کلاسیک در تئوری مالیه عمومی این است که سیستم مالیاتی بهینه کالاهای ترکیبی، جانشین شدن کار در بازار را به حداقل می رساند. از این رو ادبیات موجود تاکید زیادی بر رابطه بهینه بودن سیستم مالیاتی و تخصیص زمان می کند. لذا می توان از این نظر استدلال کرد که تئوری تخصیص زمان گری بکر نسبت به الگوی فراغت - کار دیاموند و میرلیز واضح تر است. در واقع مقاله حاضر نشان می دهد که الگوی گری بکر نتایج جدید و جذابی در مورد مالیات بندی بهینه بر کالاهای ترکیبی ارایه می کند. با توجه به اینکه مقالات ارایه شده در این زمینه، بیشتر به نقش کشش متقاطع فراغت پرداخته اند، و از آن جا که تئوری های سنتی پیشنهاد می کنند که نرخهای متفاوت مالیاتی بایستی بر مبنای کشش متقاطع فراغت باشند؛ ولی چون اقتصاد دانان اطلاعات بسیار اندکی درباره مقدار این پارامترها دارند، لذا می توان بر اساس الگوی تخصیص زمان گری بکر و بر اساس تابع تولید خانوار این محدودیتهای اطلاعاتی را در مورد کاربری بودن تئوری های اقتصادی کاهش داد. این مقاله به بررسی وضع مالیات بر کالاهای ترکیبی در مدل تخصیص زمان گری بکر (1965) از لحاظ نظری می پردازد. نتایج حاکی از آن است که سیستم بهینه مالیاتی اساسا به سهم عوامل تولیدی و کشش جانشینی آنها در تولید خانوار بستگی دارد.