این تحقیق به منظور مطالعه توانش برخورد لحظه ای با خطا ها ((Error Competence به عنوان یک متغیر جدید و مرتبط با ضعف ساختار زبانی دانشجویان زبان انجام شده است. توانش برخورد لحظه ای با خطا ها، به عنوان یکی از سطوح روانشناختی توانش توجیه خطا هاError Orientation) )، به مفهوم آگاهی لحظه ای برای رویارویی صحیح با خطا ها و در نتیجه کا هش سطح آسیب پذیری از آنان است. از طرف دیگر توانش توجیه خطا ها، در مفهومی جامعتر، نشان دهنده چگونگی رویارویی زبان آموزان با خطا های زبانی است. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان زبان انگلیسی دانشکاه آزاد اسلامی واحد رودهن تشکیل می دهد. تعداد 200 نفر ازاین دانشجویان با روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای انتخاب و برای همکاری در این مطالعه دعوت شدند. در این پژوهش از دو ابزار استاندارد شده برای جمع آوری داده ها استفاده شد که عبارتند از پرسشنامه توانش برخورد لحظه ای با خطا هاSECQ) ) وبخش ساختارزبان آزمون استاندارد تافل ((TOEFL . روش تحقیق در این مطالعه مقایسه ای و توصیفی است و هدف از آن یافتن ارتباط معنی دار میان دو متغیر توانش برخورد لحظه ای با خطا ها و توانش ساختار زبانی دانشجویان زبان در سطح پیشرفته است. این پژوهش باعث اثبات وجود ارتباطی معنی دار میان دو متغیر تحقیق شد به گونه ای که میزان همبستگی میان آنان 228/0 تعیین گردید که این مقدار مثبت و در سطح 01/0 معنی دار است. در نهایت این مطالعه راه را به منظور شناسایی توانش برخورد لحظه ای با خطاها به عنوان یک مهارت که نیاز به مدیریت و آموزش دارد هموار نموده است.
هدف از این پژوهش بررسی تاثیرآموزش راهبردهای یادگیری و مطالعه فراشناختی بر انگیزش پیشرفت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 87-86 می باشد. تحقیق حاضر آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون است که، با گروه کنترل و یک گروه آزمایش انجام پذِِِیرفته است. جامعه مورد مطالعه این پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر تهران که در سال تحصیلی87-1386 مشغول به تحصیل بودنده اند تشکیل می دهد.حجم نمونه در این پژوهش 56 نفر از دانش آموزان دختر پایه اول متوسطه بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شد. در مرحله پیش آزمون میانگین هر دو گروه آزمایش و کنترل در راهبردهای یادگیری و مطالعه و انگیزش پیشرفت و پیشرفت تحصیلی برابر بود. پس از ارائه 10 جلسه آموزش راهبردهای فراشناختی به گروه آزمایشِ، نتایج پس آزمون انگیزش پیشرفت نشان داد که تفاوت معنی داری بین دو گروه وجود دارد و در این مقایسه نمره ی گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بیشتر بوده است.
هدف این پژوهش، بررسی نگرش دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز نسبت به مفهوم دسترسی آزاد به متون علمی است. برای نیل به این منظور، میزان آشنایی دانشجویان با مفاهیم مرتبط به دسترسی آزاد سنجیده شد و میزان استفاده آنها از مجله های الکترونیک رایگان پرسیده و با توجه به ماهیت پیمایشی این پژوهش، برای گردآوری اطلاعات، استفاده گردید. روایی این پرسشنامه از طریق مراجعه به صاحب نظران این حوزه مورد تأیید قرار گرفت و برای پایایی نیز از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که میزان آن 75/0 محاسبه گردید. جامعة این پژوهش 2177 دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز بودند که با توجه به گستردگی جامعه، با استفاده از جدول کرجسی و مورگان نمونه گیری به عمل آمد و 327 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. یافته های پژوهش نیز نشان داد در یازده مورد از 33 مورد اسامی، خدمات و مفاهیم مرتبط با دسترسی آزاد، بین گروه های مختلف آموزشی دانشگاه تبریز، از نظر میزان آشنایی با آنها تفاوت معناداری وجود دارد؛ ولی در کل، میزان آشنایی دانشجویان تمام گروه های آموزشی با این مفهوم اندک است. همچنین یافته های پژوهش نشان داد تفاوت موجود بین گروه های مختلف آموزشی دانشگاه تبریز از نظر میزان استفاده از مجله های الکترونیک رایگان، معنادار است.
هدف از این پژوهش، بررسی موانع داوطلبی در انجمن های ورزشی دانشگاه ها است. روش تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری تحقیق حاضر دانشجویان غیرداوطلب در انجمن های ورزشی دانشگاه های ایران بودند که بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی، 250 نفر از 25 دانشگاه کشور به عنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته ای بود که روایی صوری و محتوایی آن توسط گروهی از استادان صاحب نظر دانشگاهی تایید شد. برای محاسبه پایایی ابزار از روش آلفای کرونباخ (92/0 =α ) و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی با چرخش واریماکس استفاده شد. بر اساس تحلیل عاملی 14 متغیر در دو گروه با عناوین موانع سازمانی و فردی قرار گرفتند. با استفاده از مقیاس پنج ارزشی لیکرت میزان اهمیت متغیرها از دیدگاه آزمودنی ها بررسی شد که بر این اساس «مشغله های درسی» با میانگین 14/1± 69/3 و «کمبود وقت» با میانگین 12/1± 58/3 با اهمیت ترین موارد و «مشکلات جسمانی و بیماری ها» با میانگین 21/1 ±46/2 به عنوان کم اهمیت ترین متغیر انتخاب شد. این پژوهش پیشنهاد می کند که موانع فردی و سازمانی دلایلی برای داوطلب نشدن افراد در انجمن های ورزشی دانشگاه ها هستند؛ اگر چه بسیاری از موانع مؤثر در تصمیم گیری برای داوطلب شدن، فردی است و سازمان ها به طور مستقیم نقشی در کنترل آن ندارند، اما یک سری از موانع با تصمیم گیری مدیریتی سازمان مرتبط است. بنابراین سازمان ها باید هنگام جذب و گزینش داوطلبان به موانع فردی و سازمانی توجه داشته باشند.
هدف: پژوهش حاضر جهت بررسی تاثیر آموزش مدیریت والدین براساس برنامه فرزندپروری مثبت (3P) در کاهش شدت علائم اختلال نافرمانی مقابله ای دانش آموزان پسر 7 تا 10 ساله شهرستان نهاوند انجام شده است.
روش: این مطالعه از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل و جامعه مورد مطالعه آن دانش آموزان پسر 7 تا 10 ساله دبستان های پسرانه شهرستان نهاوند است. نمونه گیری به روش خوشه ای انجام شد و مادران 24 نفر از کودکانی که براساس سیاهه رفتاری کودک (CBCL) و فرم گزارش معلم (TRF)، مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای(ODD) تشخیص داده شده بودند، انتخاب شده، به دو گروه آزمایش (12 n=) و کنترل (12 n=) تقسیم شدند. سپس برنامه فرزندپروری مثبت به مدت 2 ماه در 8 جلسه آموزشی 120 دقیقه ای برای آزمودنی های گروه آزمایش اجرا شد.
یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل، پس از پایان جلسات آموزش برنامه فرزندپروری مثبت، براساس ارزیابی جداگانه والد و معلم، کاهش معناداری در نمرات شدت علائم اختلال نافرمانی مقابله ای پیدا کرده است (01/0P <).
نتیجه: آموزش برنامه فرزندپروری مثبت سبب کاهش نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای در کودکان مبتلا به این اختلال می شود.
برنشتاین (1967)، برای هماهنگی اندام و کنترل درجات آزادی چند مرحله پیشنهاد داد. در مراحل اولیة تمرین و کسب یک مهارت حرکتی، مشکل هماهنگی از طریق تثبیت اولیة درجات آزادی کاهش می یابد، سپس تمرین بیشتر از طریق رفع محدودیت های واقع بر اندام موجب افزایش درجات آزادی و مشارکت آنها در یک سیستم قابل کنترل می شود. ""تثبیت"" درجات آزادی از لحاظ عملی هم با ثابت و محکم شدن درجات آزادی مفاصل و هم با تشکیل پیوندهای قوی بین اندام و درجات آزادی متعدد قابل توضیح است. در مقالة حاضر، نویسندگان شیوة استخراج و تفسیر داده های سینماتیکی را برای تبیین تغییرات الگوی حرکات بدن از طریق پدیده های تثبیت/آزادسازی و جفت شدن مفاصل در یک آزمودنی مرد دانشگاهی سالم و راست برتر (سن : 26 سال؛ قد : 172 سانتیمتر؛ وزن : 80 کیلوگرم) که به تمرین حفظ تعادل روی پایداری سنج می پردازد، معرفی می کنند. داده ها با استفاده از دستگاه تجزیه و تحلیل سه بُعدی که شامل سه دوربین فیلمبرداری و برنامة تحلیل حرکت رایانه ای شریف (SMA) در نرم افزار MATLAB بود که موقعیت 19 مارکرپاسیو نصب شده روی بدن و دستگاه پایداری سنج را اندازه گیری می کرد. قبل از هر کوشش، دستگاه را به کمک یک چهارچوب فلزی با ابعاد مشخص کالیبره کردیم. این امر امکان تبدیل مقادیر دوبُعدی آشکارسازی دوربین را به مختصات سه بُعدی واقعی فراهم می سازد. سپس، متغیرهای زیر برای سه کوشش اول، پنجم و نهم از یک دورة تمرینی نُه کوششی (3 جلسه? 3 کوشش) محاسبه شد : 1) تغییرپذیری پایداری سنج (SV) به عنوان شاخص عملکرد،2) تغییرپذیری مطلق و نسبی زوایای مفصلی (RV) برای بررسی تثبیت و آزادسازی و 3) همبستگی بین سری های زمانی زوایای مفصلی به منظور بررسی جفت شدن زوج مفاصل. سرانجام، نحوة تفسیر متغیرهای استخراج شده و محدودیت های موجود در زمینة مطالعات تغییرپذیری درجات آزادی به همراه پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی ارائه شد.
بازاریابی پارتیزانی را می توان به نوعی از بازاریابی منتسب کرد که به طور کلی در تضاد با اصول ، قواعد و روشهای متداول برای ارتقا و تبلیغات است و از همه مهمتر آنکه بودجه ای که برای آن در نظر گرفته شــده و احیاناً صرف می شود در مقام مقایسه با معیارهای مورد عمل بسیار کمتر بوده و برابر با آن نیست.
چنته یا آینه دان یکی از دستبافت های عشایر قشقایی فارس است که صرفاً توسط زنان بافته شده و از آن به عنوان کیسه یا خورجینی جهت حمل وسایل شخصی نظیر پول، توشه ی راه، فشنگ و... استفاده می شود. دختران و زنان عشایر از همان کودکی بافت چنته را فرا گرفته و هنگام رسیدن به سن ازدواج برای خانواده های خود چنته های مرغوب می بافند. در جامعه ی عشایری که زنان در مقام منزلتی پائین تر از مردان قرار گرفته و اصولاً هویت و شخصیت آنان به عنوان موجودی مستقل در نظر گرفته نمی شود، آنان فضایی مناسب جهت ابراز عواطف و احساسات خود ندارند. همین امر موجب گردیده که زنان قشقایی از چنته بافی به عنوان ابزاری جهت تجسم بخشیدن به آرزوها و رویاهای شاد و یا اندوهناک خود بهره جویند. می توان گفت چنته دریچه ای به سوی خلوت و تنهایی معصوم و بی آلایش زنان قشقایی است. این زنان در بیان احساسات درونی خود از نقش مایه های باستانی و زمانی از نقوش موجود در محیط زندگی خود یعنی طبیعت الهام گرفته و عشق و علاقه یا نگرانی و کینه خود را نسبت به کسانی که در کنار آن ها زندگی می کنند ابراز می دارند. لذا در این نوشتار با هدف کشف دنیای پر رمز و راز زنان قشقایی فارس در قالب چنته بافی، ابتدا به ارائه تاریخچه اجتماعی و فرهنگی ایل قشقایی پرداخته و سپس به اختصار جایگاه و موقعیت زن در این ایل مورد مطالعه قرار خواهد گرفت. پس از معرفی چنته بافی و ویژگی های فنی بافت آن، تجسم و تخیل زن قشقایی به هنگام بافت چنته، دست مایه ی این پژوهش خواهد بود. روش مطالعه در این نوشتار، تاریخی و شیوه ی جمع آوری اطلاعات روش اسنادی براساس مطالعه کتابخانه ای بوده است و در بخش معرفی نمادها و مفاهیم آنان در نزد زنان قشقایی، اطلاعات کاملاً به صورت میدانی جمع آوری شده اند.
کان العهد العباسی عهد عظمه الثقافه والحضاره الإسلامیه وازدهارهما حیث تم التصنیف فی مختلف العلوم المتداوله فی ذاک العهد وتمهدت رضیه خصبه للعلم والأدب، وفی هذا الخضم اختص الأدب بسهم وافر من الاهتمام وترکت حرکه الترجمه تأثیرا غیر قابل للإنکار علی مجمل نشاط النقد الأدبی أسفر عنه تغییر نظریات نقاد الأدب إلى العالم الخارجی تغییرا جذریا یختلف عن سابقه من العهود، وفی هذا العهد سعی النقد الأدبی لیکون بعیدا عن تأثیر الاحساس العاطفی الذاتی معتمدا علی التحلیل والبرهان لذلک فقد ظهرت قواعد دقیقه ومنهجیه فی النقد، ونقد العصر العباسی یتشعب إلى ثلاثه اتجاهات، الأول، الاتجاه اللغوی والثانی، الاتجاه الذوقی والثالث، اتجاه العلماء مثل قدامه بن جعفر الذی تأثر إلى حد کبیر بالعلوم الیونانیه .
إنّ لِستر المرأه العربیه وحجابها وعفافها أهمیه بالغه اکترث بها الثقافه الجاهلیه وتناولها الشعراء وصفاً ومدحاً وفخراً لأنفسهم. وکان لهذا التستّر والعفاف دلالات فطریه ولفظیه ذکرناها فی هذه الوجیزه. ولکن المرأه فی العصر الجاهلی کما کانت متستره، کانت سافره ولسفورها دواعٍ مختلفه نشأ معظمها متأثراً بالأفکار والتقالید الجاهلیه فدراسه أسباب السفور موضوع آخر نوقش فی هذا المقال من خلال الأدب الشعری فی هذا العصر.وکان من أهم تلک الأسباب: الحزن والمصیبه والخوف من السبی فی الحروب وإبراز الحسن والمحبه وداعیه الفقر والمسکنه.
اهداف. استرس یکی از مهمترین پدیدههای زندگی در قرن حاضر است که میتواند تاثیر مهمی بر سلامت روانی و جسمانی افراد داشته باشد. بر اساس تجارب بالینی، عمدهترین مشکل دانشجویان پرستاری عوامل تنشزای محیطی است. هدف این پژوهش بررسی میزان شناخت دانشجویان پرستاری از عوامل تنشزای محیط کار بالینی بود.
روشها. این پژوهش روی 120 نفر از دانشجویان کارشناسی دو دانشکده پرستاری به اجرا درآمد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای مشتمل بر 114 سئوال در خصوص میزان تنشزایی مراقبت جسمانی از بیمار، تماسهای فردی با بیمار و خانواده وی، کادر آموزشی و درمانی و برخورد با عوامل محیطی بود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS 13 تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها. بیشترین درصد تنیدگی (100%)، مربوط به مراقبتهای جسمانی از بیمار در دانشجویان ترم سوم بود که آزمون مجذور کای تفاوت معنیداری را بین ترمهای مختلف نشان داد (05/0 > p ). ضمناً برخورد با عوامل محیطی، تماس با کادر درمانی و آموزشی در محیطهای کارورزی و تماسهای فردی با بیمار و خانواده وی، عوامل تنیدگیزا را تشکیل میداد. البته از این نظر تفاوت معنیداری بین ترمهای مختلف وجود نداشت.
نتیجهگیری. بهمنظور آموزش بهتر دانشجویان پرستاری در زمینه برخورد با عوامل تنشزای محیطی، لزوم بازنگری و ارتقای سطح کیفی دروس ارایهشده احساس میشود.