در فلسفه اسلامی نبوت و رسالت با دو اصل عقل و خیال تبیین می شود. ابن سینا نبوت را دارای سه مرتبه دانسته است. نخستین مرتبه، مختص کمال عقل قدسی و قوه عقل نظری است. مرتبه دوم مختص به کمال متخیله و در نهایت هم نبوت مختص به انفعالات خاص جسمانی و قوای محرکه است. وی کمال متخیله را برای تحقق نبوت کافی می داند. اهمیت دادن به متخیله در تبیین معنای نبوت می تواند راه را برای وارد شدن تخیلات شخصی نبی به حوزه وحی و دریافت و انتقال آن به دیگران بگشاید. اما در فلسفه شیخ الرئیس متخیله هر چه قوی تر باشد، می تواند دریافت های خود را دقیق تر و البته با جزئیات بیشتر حکایت نماید. از طرفی اگر چون ابن سینا قوت قوای محرکه را مرتبه ای دیگر از نبوت بدانیم، راه را برای این خرده گشوده ایم که هر کس به کمال متخیله یا قوت محرکه برسد، به نبوت رسیده است. در حالی که ابن سینا دریافت وحی از عقل فعال را از طریق عقل قدسی، انتقال آن به دیگران را با حکایت های دقیق متخیله قوی و اظهار معجزات را با قوه محرکه می داند. تمامی قوای نفسانی در کمال قوت خود خادمان قوه ناطقه اند. بدین ترتیب ابن سینا نشان می دهد کمال متخیله و قوای محرکه نبی با همراهی قوت عقل مرتبه ای از نبوت را می سازد.
تبیین تأثیر آراء ابن سینا بر افکار اسکوتوس و مقایسه دیدگاه های این دو متفکر در زمینه مباحث وجودشناسی از بایسته های بازخوانی فلسفه مَدرسی اسکوتوس و از لوازم شناخت جایگاه تفکر فلسفی ابن سیناست. به رغم این که هر دو متفکر در گستره افکار فلسفی خود به نحوی تحت تأثیر ارسطو و سنت مشاء بوده اند و بالطبع شباهت های فراوانی در آراء این دو متفکر وجود دارد، ولی تفاوت هایی نیز میان آن دو قابل طرح و بررسی است. از این جهت زمینه منطقی برای مقایسه آراء این دو اندیشمند وجود دارد، البته باید توجه داشت که به هر حال اسکوتوس در فضای فکری مسیحیت می اندیشیده، در حالی که شالوده فکری ابن سینا مبانی اسلامی است و این تفاوت فضا و فرهنگ را ضمن هر مقایسه ای همواره باید مدّنظر داشت، چنانچه گاهی برخی دواعی و انگیزه های دینی و کلامی در مباحث وجودشناختی اسکوتوس تأثیر خود را نشان می دهد. اسکوتوس در مباحث وجودشناختی، مانند لحاظ «موجود» به مثابه موضوع اصلی مابعدالطبیعه و بهره گیری از دلایلی همانند، در اثبات این مدعا، توجه به مفاهیم اولیه و ثانویه، صفات موجود، عدم لحاظ موجود به مثابه «جنس» موجودات، اشتراک معنوی مفهوم موجود و لحاظ تشکیک یا درجات شدت و ضعف در حقیقت موجود، و سرانجام تمایز وجود و ماهیت، کاملاً تحت تأثیر ابن سینا قرار دارد.
چکیده: هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش شناختی رفتاری بر احساس گناه زنان نابارور شهر اصفهان است. روش پژوهش، شبه تجربی با گروه آزمایش و کنترل و اجرای پیش آزمون و پس آزمون می باشد.حجم نمونه برابر با ده زوج نابارور در گروه آزمایش و ده زوج نابارور در گروه کنترل است که به روش نمونه گیری گروه در دسترس و تصادفی ساده انتخاب شده اند. ابزار اندازه گیری پرسش نامه، احساس گناه محقق ساخته است. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس در سطح 05/0= α نشان می دهد که تفاوت معناداری بین میانگین نمره های پس آزمون احساس گناه زنان نابارور گروه آزمایش و کنترل دربارة تأثیر آموزش گروهی شناختی رفتاری مذهبی وجود دارد. همچنین این تفاوت بر اساس جنسیت نیز معنادار است.
پژوهش حاضر با هدف دستیابی به مهارت های ارتباطی بر مبنای سیره معصومان(ع) انجام شده است. برای رسیدن به این هدف، ابتدا مفهوم مهارت های ارتباطی از دیدگاه علوم جدید و سپس از دیدگاه معصومان(ع) تجزیه و تحلیل شدهتا بدین ترتیب قالبی معین برای استخراج و تبیین مهارت های ارتباطی از سیره معصومان(ع) فراهم آید، سپس با جستجو در احادیث و روایات برجامانده از معصومان(ع) به مجموعه ای از مهارت ها در دو بخش کلامی و غیر کلامی دست یافتیم که در بهبود روابط بین فردی مؤثر و با اهمیت اند. پرسش هایی که این پژوهش در پی پاسخگویی به آنهاست چنین است: 1. مفهوم مهارت های ارتباطی چیست؟ 2. مهارت های ارتباطی بر مبنای سیره معصومان(ع) کدام است؟
حاصل تحقیق، دستیابی به ده مهارت کلامی و پنج مهارت غیر کلامی در روابط بین فردی بر مبنای سیره معصومان(ع) بوده است. تحقیق حاضر از نوع تحقیقات بنیادی ‐ نظری است و با روش توصیفی ‐ تحلیلی انجام شده. روش تجزیه و تحلیل مطالب نیز به صورت عقلانی ‐ منطقی است. در این پژوهش از روش کتابخانه ای و فیش برداری برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است.
کودکان و نوجوانان جزء سرمایه های ملی هر کشوری به شمار می روند. استفاده کردن از برنامه های رسمی و غیر رسمی در چگونگی تعلیم و تربیت آنها، سیاست هایی است که مسئولان آنها را در رأس برنامه های خود قرار می دهند. نپذیرفتن روش های آموزش مستقیم از سوی فراگیران در بیشتر مواقع، پایداری و ماندگاری بیش از حد آموزش های غیر مستقیم موجب روی آوری کشورها به استفاده از تمام ظرفیت های آموزش غیر مستقیم در تعلیم و تربیت کودکان شده است. ادبیات کودکان و نوجوانان به عنوان یکی از ابزارهای تربیت غیر رسمی علاوه بر تأمین نیازهای جسمی، روحی و عاطفی تأثیرات دیگری نیز در آنها برجای می گذارد. استفاده از ادبیات در تقویت خواندن و نحوه به کارگیری آن در ایجاد آرامش روحی و روانی و به کارگیری آن به عنوان وسیله ای برای کسب تجربیات جدید راهکارهایی است که مورد بحث و بررسی قرار گرفته اند. استفاده از ادبیات در شکل گیری باورهای دینی در کودکان و نوجوانان بخش پایانی این نوشته را تشکیل داده است.
در این مقاله نگرش دانشجویان به موضوع شهادت (در چهار مقولة نگرش به مفهوم شهادت، دفاع مقدس، شهادت طلبی و الگوپذیری از شهیدان) و عوامل مؤثر در نگرش به شهادت و همچنین قدرت پیش بینی هر یک از این عوامل بررسی شده است. در این تحقیق، از روش پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، تمام دانشجویان دختر و پسر دانشگاه فردوسی مشهد، در نیم سال دوم تحصیلی 1387‐1388 بوده است. نمونة آماری، تعداد 801 نفر (285 پسر و 516 دختر) از دانشجویان مذکور است، که با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای سنجش نگرش دانشجویان به ابعاد شهادت، از یک مقیاس محقق ساخته استفاده شد. پایایی این پرسشنامه، از دو روش تکرار در طی زمان و محاسبه آلفای کرونباخ (92/0) مورد تأیید قرار گرفت. یافته های مربوط به چهار مؤلفه مورد پژوهش، نشان می دهد که دانشجویان به طور معنا داری، به سمت موافق طیف، تمایل دارند، اما دانشجویان در سه حوزة شهادت طلبی، نگاه به دفاع مقدس و الگوپذیری از شهدا، به سطح مطلوب (موافقت) نرسیده اند. تحلیل رگرسیون چند متغیره، نشان می دهد که از بین عوامل مورد بررسی، تنها هویت دینی و هویت ملی قادر به پیش بینی نگرش افراد به شهادت هستند؛ در این زمینه هویت دینی از قدرت پیش بینی بیشتری (43%) نسبت به هویت ملی (12%) برخوردار است.
نویسنده در پاسخ به نامه و درخواست دکتر محمّد حمید الله حیدرآبادى در سال 1387 قمرى، نصوص امامت امام امیرالمؤمنین7 بر امامت امام حسن مجتبى 7 را در چند گروه نقل مى کند :
اوّل، اخبار کلّى امامت؛ مانند حدیث ثقلین و سفینه. دوم، اخبارى که نصّ بر امامت دوازده امام را به اجمال مى رساند. سوم، اخبارى که نام دوازده امام را به صراحت یاد مى کند. چهارم، اخبارى که به طور خاصّ مربوط به حسنین 8 است. پنجم، اخبارى که در کلمات امام حسن مجتبى 7 آمده است. منابع نگارنده مهم ترین منابع حدیثى و تاریخى شیعه و سنّى است.
به عقیده نویسنده، انگیزه عثمان در جمع قرآن، هراس از گسترش اختلاف قرائت ها در میان مسلمانان بود که مبادا آن اختلاف، مسلمانان را چون یهودیان و مسیحیان بر سر کتابشان به اختلاف دچار سازد. پیش از او، ابوبکر آیات قرآنرا گرد آورد، ولى آن مجموعه را منتشر نکرد، عثمان که از فقدان مصحف واحد در میان مسلمانان احساس خطر مى کرد، قرآنِ گردآورى شده ابوبکر را انتشار داد.
مترجم در چند مورد، نقدهایى بر کلام جان برتن بیان کرده است، ازجمله: روایت زهرى در کتاب المصاحف، نظر شیعیان در مورد قرآن، روایات نزول قرآن به هفت حرف، نزول قرآن به لهجه قریش، تبدیل کلمات قرآن به مترادف آنها.
از جملة مهمترین عناصر فرهنگی هر جامعه، عدالت و میزان توجه آن جامعه به عدالت است، طوری که نگرش هر جامعهای به عدالت، دیگر عناصر هویتبخش آن جامعه را روشن میکند. این مقاله در نظر دارد با بهرهگیری از روش تحلیل فلسفی، به کنکاشی در روششناسی نظریة عدالت رالز بپردازد. نظریة عدالت رالزی از جملة اصلیترین نظریات معاصر مغرب زمین است که بررسی و نقد آن میتواند ما را به رویکردی مناسب برای ارائة مبانی نظری و اجرای طرحهای عدالتمدارانه نزدیک سازد. از نظر این پژوهش، مهمترین ابتکار رالز به روششناسی وی بازمیگردد. او با شیوة تحلیل مفهومی و با ابزار قراردادگرایی (با تکامل نظریة قرارداد اجتماعی لاک، روسو و کانت) به تأسیس اصول عدالت میپردازد. بیشترین تکیة وی در راه رسیدن به اصول عدالت، بر منصفانه بودن روش رسیدن به اصول عدالت است، و برای این هدف، افراد را در یک موقعیت اولیة فرضی به تصویر میکشد که در پس پردة جهل به آیندهشان، دربارة اصول عدالت تصمیم میگیرند و سرانجام، به دو اصل کلی میرسند. البته روششناسی وی با نقدهایی از حیث جامع و مانع بودن مواجه است که در انتهای مقاله تبیین میشود.
تاریخ نگاری علم به سبک ویگ، با معیار قرار دادن دستاوردهای علوم جدید، دربارة اهمیت بخش های مختلف تاریخ علوم قضاوت میکند. مورخان ویگیست تاریخ را به صحنة مواجهة دو گروه دانشمندان عاقل و دانا و متحجران نادان تبدیل میکنند. ایشان تنها قسمت هایی را از تاریخ علوم برای مطالعه و بررسی، با ارزش میدانند که به علوم جدید ربط پیدا کند. در این مقاله، ضمن معرفی هربرت باترفیلد، ناقد این جریان در تاریخ نگاری عمومی، به نقد و بررسی دیدگاه ویگی در تاریخ نگاری علم خواهم پرداخت. ویگیزم نه تنها مورخ را از ارائة روایتی حقیقی از تاریخ علم بازمیدارد، بلکه بخش های مفید و آموزنده را از تاریخ علم حذف کرده، فقط قسمت های «به نظر ما درست» را حفظ میکند. سپس نشان خواهم داد که گاهی از ویگیزم گریزی نیست و این رویکرد میتواند به شکل مشروع، در جنبه هایی از کار تاریخ نگاری علم وارد شود.