The increase of greenhouse gases (GHG) in which CO2 emissions constitute the principal component, is of major environmental problems of all societies. Economic growth impels intensive use of resources and as a result, more residues and wastes thrown in the nature that could lead to environmental degradation. This article tries to trace the eventual relationship between trade openness and environmental degradation in Iran. For this purpose, a multivarate model is employed in which economic growth and trade openness are related to CO2 emissions for the period of 1971-2006. By carring out the Granger causality test, there appeared a unidirectional relation from trade openness to CO2 emissions. To analyze the variables’ relationships, the approach of GMM is applied. Results indicate that economic growth has a significant negative effect on carbon dioxcide emissions. But, the impact of trade openness on carbon dioxcide emissions is significantly positive.
یکی از مراحل اساسی برنامه ریزی استراتژیک، شناخت شرایط محیطی است. در این تحقیق با استفاده از روش توفان مغزی به شناسایی شرایط محیطی موثر بر بخش کشاورزی طی سالهای 1386 و 1387 در استان یزد پرداخته شد. در این راستا تعداد 90 عامل بیرونی در قالب گروههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیکی و 85 عامل درونی در گروههای بازاریابی، نظام مالی، عملکردی، نیروی انسانی، مدیریت عمومی، نظام اطلاعاتی و مدیریت کیفیت شناسایی شدند. سپس با استفاده از روش دلفی فازی، بررسی و تحلیل عوامل محیطی شناسایی شده، صورت گرفت.
نتایج تحلیل فازی نشان می دهد که در وضع موجود تاثیر تهدیدکننده و مخرب عوامل بیرونی و نقاط ضعف درونی بیشتر از فرصتها و نقاط قوتی است که در بیرون و درون بخش برای دستیابی به چشم انداز مطلوب وجود دارد. ضمنا وزن عددی و سطح محصور اعداد فازی مربوط به عوامل درونی کمتر و منفی تر از سطح محصور اعداد فازی مربوط به عوامل بیرونی است، لذا در تدوین استراتژیها باید به نقاط ضعف درون بخشی بیشتر از تهدیدات خارجی نیز توجه کرد. این مهم در نمودار FSWOT نیز قابل مشاهده است
شعر آسمانی حضرت حافظ، شعری فرازمانی و فرا مکانی است. در واقع نفوذ سخن جادوانه و جاودانه ی این رند عالم سوز را در آثار اغلب غزل سرایانی که بعد از او به عرصه ی ترانه و غزل گام گذارده اند به روشنی می توان دید. وسعت و عمق این تاثیر در شبه قاره، دارای پیشینه ای طولانی است و بیدل دهلوی، صائب، کلیم، اقـبال لاهوری، نظیری، عـرفی، ناصر علی سرهندی، ریاض خیرآبادی، جگر مراد آبادی، واله داغستانی و... از او تاثیر پذیرفته اند.
این پژوهش برآنست که اثبات کند: 1. شعر همه شاعران سبک هندی در نازک خیالی و مضمون آفرینی به افراط کشیده نشده است. 2. زمینه ی بازگشت به غزل سبک عراقی به ویژه غزل حافظ و سعدی از درون خود سبک هندی فراهم آمده است. همچنان که غالب دهلوی از این دسته از شاعران است. در این مقاله میزان تاثیر پذیری غالب از خواجه ی شیراز در ابعاد مختلفی چون: زبان، اسلوب بیان، واژگان، ترکیب سازی، تصویر آفرینی و زیبایی های بدیعی و بیانی، عروض و آهنگ شعر، طرز تفکر، اندیشه های حِکْمی، فلسفی، اجتماعی، مضامین و مشرب عرفانی با روش تحلیل مقایسه ای مورد واکاوی و ارزیابی قرار گرفته است.
خیال مفهومی دو وجهی که وجهی از آن عدمی است؛ این مفهوم بیشتر نزد عامه مردم به کار می رود و در محاورات روزانه از آن مفهوم "" پوچی"" را استنباط می کنند، اما وجه دیگرخیال وجه "" وجودی"" آن نزد فیلسوفان و هنرشناسان است. در دیدگاه اخیر "" خیال"" از جنس هنر وبستر ظهور خلاقیت هنری است. درک بهتر این مفاهیم مستلزم شناخت نظریاتی است که متفکران اسلامی در این باره بیان داشته اند. این مقاله به دنبال تبیین ِنقش خیال در بروز و ظهور آثار هنری بوده و کوشید تا هنرآفرینی را از این منظر به مثابه فرایندی استعلایی درساختار ذهنی انسان معرفی کند. یافته های این مقاله – که به روش تحلیل اسنادی انجام شده – نشان داد که هنر، نتیجه شهود حقیقت متکی برصورتهای خیالی و عالَم هنر، رهین عالَم خیال است. هنرمند هراندازه که قوای خیالی خود را به مثابه شأنی ارجمند از وجود پالایش کند به توفیق هنری بیشتری دست خواهد یافت.
ایجاد ظرفیتهای جدید و بکارگیری پتانسیل های موجود تولید، منشا تقاضا برای نیروی کار است. در اقتصاد ایران ظرفیتهای مازاد در بخشهای مختلف کالاها و خدمات به دلیل محدودیت بازارها امری شایع است. افزایش تقاضای نهایی و تشکیل سرمایه، بازتابی از تقاضای داخلی و خالص صادرات و نشان دهنده تقاضای خارجی برای رشد ستانده و در نتیجه اشتغال است. این مقاله سعی دارد با بکارگیری شاخصهای مختلف در چارچوب جدول داده-ستانده 1380، پتانسیل های تولیدی و اشتغالزایی اقتصاد ایران را در قالب ده بخش رتبه بندی نماید. در رتبه بندی ظرفیتهای بالقوه ستانده و اشتغال بخشها، از شاخصهای پیوند پیشین، پسین و کشش داده ستانده استفاده می شود. یافته ها نشان می دهد که الزاما سیاستهای رشد محور نمی توانند اشتغالزا باشند؛ زیرا در تمام موارد، کششهای اشتغال کمتر از کششهای تولیدی است. در میان بخشهای اقتصاد ایران، صنعت، کشاورزی و ساختمان از جمله بخشهایی هستند که می توانند در فراهم ساختن فرصتهای شغلی کلیدی باشند.
در پژوهش حاضر، رابطه سبک رهبری و برخی از ویژگی های فردی مربیان با انسجام گروهی و موفقیت تیم های شرکت کننده در مسابقات والیبال قهرمانی دختران دانشگاه های آزاد کشور بررسی شده است. از 135 ورزشکار شرکت کننده در مسابقات، 116 نفر (86 درصد) پرسشنامه مقیاس رهبری در ورزش (LSS) و محیط گروهی (GEQ) را تکمیل کردند. به کمک پرسشنامه LSS با 40 سؤال پنج بعد سبک رهبری مربیان و به وسیله پرسشنامه GEQ با 18 سؤال، دو بعد انسجام تیمی اندازه گیری شد. ثبات درونی پرسشنامه ها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ به ترتیب 91/0 و 71/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون های پارامتریک در سطح معنی داری 05/0P? استفاده شد. نتایج نشان داد که انسجام گروهی با سبک های رهبری آموزش و تمرین، حمایت اجتماعی و بازخورد مثبت، رابطه مثبت و معنی داری دارد و با سبک رهبری آمرانه و دموکراتیک رابطه معنی داری ندارد. مقایسه سبک رهبری مربیان نشان داد که مربیان بیشتر از سبک رهبری آموزش و تمرین و کمتر از سبک رهبری آمرانه استفاده می کنند. علاوه بر این، نتایج نشان داد بین انسجام و موفقیت تیمی رابطه معنی داری وجود ندارد و مربیان تیم های موفق بیشتر از سبک رهبری آموزش و تمرین استفاده می کنند. همچنین بین سن مربیان و بازیکنان با سبک رهبری مربیان رابطه معنی داری مشاهده نشد. به طور خلاصه تاثیر سبک رهبری و رفتار مربیان بر انسجام گروهی و موفقیت تیمی، اهمیت استفاده مربیان از سبک رهبری مناسب را بیش از پیش نمایان می سازد.
مسئله الهی یا عقلی بودن حسن و قبح در کنار بررسی وجوه معناشناختی و هستی شناختی آن ها، از مسائل دیرپای علم کلام است. اما در کنار کلام، جریان عقلی اصیل فلسفی هم جسته و گریخته به این مسئله پرداخته است. در حکمت صدرایی، بر خلاف فلسفه مشاء، با نوعی رجوع به موضع عقلی عدلیه در این باره مواجه می شویم.
دیدگاه هستی شناختی صدرا در این باره را می توان در نظریه ارتباط واقعی میان اعمال و ملکات حسنه و سیئه با سرنوشت و صور اخروی یافت؛ بلکه عینیت ثواب و عقاب اخروی با افعال حسن یا قبیح، گویای نوعی عینیت داشتن صفت حسن و قبح است. از نظر معرفت شناختی، میزان دخالت هر یک از عقل و شرع در تشخیص و تمییز حسن و قبح بررسی می شود. در بحث عقل، تمایز نهادن میان عقل نظری و عملی؛ و در بحث شرع، نسبت حسن و قبح با احکام پنج گانه تکلیفی حائز اهمیت است. دین، هم در هدایت به سوی شناخت حسن و قبح برخی اعمال که عموم انسان ها به سبب قصور عقل از تشخیص آن عاجزند، نقش ایفا می کند؛ و هم با الزام به تکالیف و اعمالی، قوه تشخیص خیر و شر را در انسان ها شکوفا می کند.