در این تحقیق یک ابزار تصمیمگیری گروهی مبتنی بر سامانه اطلاعات مکانی جهت حل مسأله تخصیص کاربری آموزشی در مناطق شهری توسعه داده شده است. اگرچه در اغلب تحقیقات صورت گرفته در زمینه تخصیص کاربری، تکنیکهای تصمیمگیری چندمعیاره با دیدگاه تصمیمگیری فردی مورد استفاده قرار گرفتهاند، در این مقاله تخصیص کاربری به عنوان یک مسأله تصمیمگیری گروهی که نیازمند مشارکت تخصصها و دیدگاههای مختلف در فرایند تصمیمسازی میباشد، مورد توجه قرار گرفته است. در این راستا، معیارهای سرانه، حداقل مساحت، فاصله از مراکز شهری و همچنین فاصله از برخی کاربریهای وابسته از قبیل پارک و کتابخانه به عنوان معیارهای ارزیابی قطعات زمین و مدل تحلیل سلسله مراتبی جهت تعیین وزن معیارها و تکنیک تلفیق عقاید تصمیمسازان به منظور تلفیق نظرات کارشناسان در فرایند تصمیمگیری گروهی، مورد استفاده قرار گرفت. مدل پیشنهادی در منطقه شش شهرداری اصفهان به عنوان مطالعه موردی، جهت تخصیص کاربری آموزشی، اجرا و نتایج آن به نتایج تصمیمگیری انفرادی مقایسه و تحلیل شده است. بر این اساس، سه قطعه زمین با اولویتهای یک الی سه جهت تخصیص کاربری آموزشی تعیین گردیدند. نتایج حاکی از آن است که اتخاذ فرایند تصمیمگیری گروهی، علاوه بر فراهم نمودن امکان تحلیل نتایج حاصل از دیدگاههای مختلف برای تصمیمساز، به او کمک میکند تا گزینههایی را انتخاب کند که توافق بیشتری بر روی آنها وجود دارد. در این تحقیق به نظرات کلیه کارشناسان ارزش یکسان داده شده و عدم قطعیت در نظرات کارشناسی مد نظر قرار نگرفته است. بدیهی است به منظور لحاظ نمودن این شرایط، حل مسأله تصمیمگیری گروهی با استفاده از منطق فازی، میتواند به عنوان کار آینده نویسندگان مطرح گردد.
مقدمه: پیشرفت های اخیر در زمینه ی ارایه ی راهکارهای نو در سازماندهی منابع الکترونیکی و پژوهش های فراوان در این حوزه، نشان دهنده ی گرایش جهانی در استفاده از راهکارهای جدیدی همچون ابرداده ها در تسهیل توصیف، مکان یابی، سازماندهی و جستجوی منابع در محیط وب است. در این راستا استانداردهای ابرداده ای کتابخانه ای، از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشند. بنابراین هدف پژوهش حاضر، مقایسه ی وب سایت کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دولتی ایران از نظر میزان به کارگیری عناصر ابرداده ای زبان نشانه گذاری فرامتن و دابلین کور (Dublin core) در سال 1390 بود.
روش بررسی: روش پژوهش، توصیفی و از نوع کاربردی بود. ابزار گردآوری اطلاعات، سیاهه ی وارسی محقق ساخته است که روایی صوری آن توسط متخصصان کتابداری تأیید شد. جامعه ی آماری پژوهش شامل 98 وب سایت متعلق به کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دولتی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بود که به روش نمونه گیری سرشماری تعیین شد. اطلاعات در سال 1390 از طریق مشاهده و مراجعه ی مستقیم به هر یک از وب سایت ها گردآوری شد و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی شامل توزیع فراوانی، نسبت و میانگین صورت گرفت و نمودار های مورد نظر نیز با استفاده از نرم افزار Excel تهیه گردید.
یافته ها: هیچ یک از وب سایت های کتابخانه ای از عناصر ابرداده ای دابلین کور استفاده ننموده اند، تنها برخی از آن ها از عناصر متناظر دابلین کور با زبان نشانه گذاری فرامتن استفاده کرده اند. این عناصر شامل توصیف، موضوع، شناسگر و قالب می باشد. در وزارت بهداشت، تمرکز استفاده از این عناصر متناظر، بیشتر بر دو عنصر توصیف و کلید واژه با 56 درصد و در وزارت علوم بر عناصر کلید واژه با 45 درصد و توصیف با 39 درصد می باشد. میزان استفاده از عناصر زبان نشانه گذاری فرامتن در وب سایت کتابخانه های مورد بررسی وضعیت بهتری داشته است. بالاترین درصد استفاده از عناصر زبان نشانه گذاری فرامتن در وزارت بهداشت و علوم مربوط به عناصر کلید واژه و توصیف هر دو با 56 درصد و کمترین درصد نیز مربوط به عناصر تاریخ و قالب با صفر درصد می باشد.
نتیجه گیری: از آن جایی که وب سایت کتابخانه های مرکزی از جمله صفحات علمی شبکه ی وب محسوب می شوند، توجه ویژه در طراحی آن ها و به کارگیری عناصر ابرداده ای دابلین کور و HTML (Hyper text mark-up language) می تواند پژوهشگران و محققان را در دستیابی هرچه سریع تر و دقیق تر به منابع اطلاعاتی موجود در این وب سایت ها یاری نماید. با توجه به استفاده ی وب سایت های مورد بررسی از عناصر متناظر دابلین کور با HTML به نظر می رسد که آینده ی پیشروی وب سایت های مورد بررسی برای استفاده و به کارگیری استاندارد دابلین کور در وزارت بهداشت و علوم همسو می باشد و می توان انتظار داشت تا در آینده در طراحی این صفحات از استاندارد دابلین کور استفاده ی بیشتری شود. در این میان نقش کتابداران در آگاهی دادن به طراحان و برنامه نویسان وب سایت های کتابخانه های دانشگاهی در خصوص لزوم استفاده از عناصر ابرداده ای به طور اعم و به کارگیری استانداردهای این حوزه به صورت اخص نیز نباید نادیده گرفته شود.
نگرش های شغلی کارکنان در سازمان با ادراک و ذهنیت مشتریان نسبت به سازمان در ارتباط است. این نگرش های شغلی، از پیامدهای تصویر مثبت مشتریان جامعه نسبت به یک سازمان است. بنابراین مهارت ها، نگرش ها و رفتارکار کنان در این زمینه حایز اهمیت می باشند.
شرکت ایران خودرو به عنوان یکی از سازمان هایی که دارای شهرت و اعتبار بالایی در نزد مشتریان خود این شرکت است، باعث شده است که کارکنان در چنین سازمانی همواره در پی بروز نگرش های مثبتی نظیر تقویت تعهد سازمانی و عجین شدن با کار باشند. در این مقاله تلاش می شود تا رابطه بین شهرت سازمانی با نگرش های شغلی کارکنان شرکت ایران خودرو تبیین شود. روش انجام تحقیق به صورت پیمایشی و از نوع همبستگی مبتنی بر تحلیل رگرسیون است. یافته های مقاله حاکی از آن است که بین شهرت سازمانی با تعهد سازمانی و عجین شدن با کار رابطه معنادار و مثبتی وجود دارد. جامعه آماری نیز شامل کارکنان و مشتریان شرکت ایران خودرو می باشد.
در خصوص علل گرایش سازمانها به رعایت مسئولیتهای اجتماعی رویکردهای زیادی مطرح شده است که اغلب این رویکردها حول سه نظریه اصلی، نظریه مدیریت ذینفعان[1]، نظریه سازمان صنعتی[2] و نظریه مبتنی بر منابع شرکت[3] قابل جمع است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر بر گرایش سازمانها به رعایت مسئولیتهای اجتماعی با تأیید بر نظریههای اصلی مطرح در این حوزه به انجام رسیده است. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون تحلیل واریانس دو عاملی فریدمن و آزمون کای/دو برای K نمونه مستقل استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که در فضای اجتماعی و اقتصادی ایران، عوامل مربوط به سه رویکرد مذکور دارای توضیحدهندگی معنیداری در موضوع تعیینکنندههای مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتها است و اولویت آنها عبارت است از: نظریه مبتنی بر منابع شرکت، نظریه مدیریت ذینفعان و نظریه سازمان صنعتی. همچنین نتایج حاصل از بررسی متغیرهای مطرح در هر کدام از نظریه های اصلی نشان می دهد که از بین تمامی عوامل، وجود فرایندهای سازمانی برای ارائه گزارش های سالانه درباره مشارکت های اجتماعی، عملکرد مالی و اقتصادی موسسه، توجه به حقوق سایر ذینفعان در کنار حقوق سهامداران و وضعیت معیشتی محل فعالیت شرکت، دارای بیشترین ارتباط با افزایش مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتهای ایرانی هستند.
ساخت جزایر مصنوعی از سوی کشورهای حاشیه ی خلیج فارس، به ویژه امارات متّحده ی عربی، سبب شده تا این موضوع با حساسیّت بیشتری از سوی کشورهای منطقه، به ویژه ایران دنبال شود. در چنین شرایطی، ریشه یابی آثار زیست محیطی و سیاسی این مسئله، بسیار مهم به نظر می رسد. آلودگی زیست محیطی سال های پیش، درنتیجه ی فعّالیّت های انسانی و بهره برداری بی رویّه از طبیعت به وجود آمده است. آلودگی آبها ازجمله خلیج فارس، بخش چشمگیری از بحران آلودگی محیط زیست را تشکیل می دهد. جزایر مصنوعی در خلیج فارس در حال گسترش هستند. کشورهای کوچک خلیج فارس تلاش دارند تا سهم اراضی تحت مالکیّت خود را افزایش دهند و سرزمین های جدیدی را برای فعّالیّت های اقتصادی، توریستی و تجاری برپا کنند. اگر برخورد و اختلاف ایران و امارات متّحده ی عربی بر سر جزایر ایرانیِ ابوموسی و تنب های کوچک و بزرگ را به این مشکل اضافه کنیم، تصویر نگران کننده تری نمایان می شود. این مقاله، آثار تخریبی ساخت جزایر مصنوعی بر محیط زیست دریای خلیج فارس را مورد ارزیابی قرار می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد، جزایر مصنوعی نخیل، حیات وحش را مدفون و سبب افزایش تیرگی و گل آلودشدن آب و جابه جایی رسوبات کنار ساحل شده است. کشورهای غیرساحلی در چارچوب قوانین سوم کنفرانس حقوق دریاها، حقِّ ساخت و برپایی جزایر مصنوعی در خلیج فارس را ندارند. افزون بر اینکه، کشورسازنده ی جزایر مصنوعی، باید اطلاعات لازم را در زمینه ی ساخت و ویژگی های جزایر مصنوعی خود به کشورهای دیگر ارائه دهد.
در طبیعت پدیده های مختلف و به نسبت جدایی وجود دارند که می توانند با یکدیگر در ارتباط باشند . در بسیاری از موارد ، ارتباط این پدیده ها با عنوان همبستگی بیان می شود و با روش های ریاضی نیز میزان این روابط سنجش می شود . از میان آنها، زوج پدیده هایی یافت می شوند که روابط خاصّی با یکدیگر دارند، ولی نمی توان این روابط را باعنوان همبستگی مطرح کرد، بلکه ویژگی ارتباط آنها باهم سبب شده با عنوان دوال مطرح شوند. دوالیتی به تشریح چنین ارتباطی می پردازد که قرینگی، عکس هم عمل کردن و بیان پاره ای از نسبت ها را می توان ازجمله ویژگی های آن تلقّی کرد. به طورکلّی دوالیتی بیانگر تباین دو پدیده یا به معنی هماهنگی منظّمی از دو قسمت متضاد یا مکمّل از یک کل است که با یکدیگر در ارتباطی خاص هستند. منظور از دوالیتی (زوجیّت) در ژئومورفولوژی پدیده ی خاصّی است که با پدیده ای ثانوی زوج شده و اگرچه می توان ماهیّتی مستقل و جدا برای آنها منظور داشت، ولی پیوندی خاص بین آنها برقرار است، به طوری که رفتار یکی را باید در ارتباط با پدیده ی دیگر بیان کرد. این مقاله که برگرفته از یک طرح پژوهشی در دانشگاه اصفهان است، تلاش دارد با استفاده از روش تداخل سنجی راداری و با بررسی پدیده ی فرونشست زمین در چند دشت ایران، مفهوم دوالیتی را بیان کند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد، اوّل اینکه برداشت مازاد از آبهای زیرزمینی، دلیل تامّه ی پدیده ی فرونشست نیست و دوم، پدیده ی فرونشست در دشت های ایران، معلول دوالیتی در تحرّکات پوسته ای بین دشت ها و کوهستان های مجاور آنهاست.
سازمان های امروزی به منظور بهره گیری از مزیت رقابتی و تصمیم گیری مؤثر، باید از هوشمندی سازمانی برخوردار باشند. بدین منظور مدیران سازمان ها بایستی به شناسایی الزامات و زیرساخت های عمده ی مؤثر بر هوشمندی سازمانی بپردازند. این پژوهش به بررسی تأثیر سرمایه های فکری روی هوشمندی سازمانی پرداخته است. در این تحقیق سرمایه های فکری سازمان، شامل: سرمایه های ساختاری، انسانی و رابطه ایِ در نظر گرفته شده و هوشمندی سازمانی براساس ابعاد ساختاری و انسانی مورد بحث قرار گرفته است. نتایج تحلیل عاملی نشان می دهد که استفاده از سیستم های همکاری از راه دور مانند ویدئو کنفرانس و هم چنین بهبود مهارت های ارتباطی جهت تعامل با نقطه نظرات و دیدگاه های متنوع به ترتیب مهم ترین شاخص های اثرگذار بر هوشمندی ساختاری و هوشمندی انسانی به شمار می روند. هم چنین نتایج به دست آمده از تحلیل روابط ساختاری نشان می دهد که سرمایه های ساختاری با ضریب اثر 46/. بیش ترین تأثیر را روی هوشمندی ساختاری دارند. درنهایت، نتایج نشان می دهد که سرمایه ی انسانی با ضریب تشخیص 51/. مهم ترین شاخص آشکار مؤثر بر هوشمندی انسانی به شمار می رود.
آزمون باورهای غیرمنطقی اهواز (4IBT–A) یک آزمون معتبر مربوط به سنجش میزان تفکرات غیر منطقی به حساب می آید و در زمینه های مختلف مانند اجرای پژوهش، تشخیص، درمان و غیره توسط محققان، درمانگران، مشاوران، روانشناسان و دانشجویان از آن استفاده می شود، بنابراین ضروری است که هنجار ایرانی برای آن تهیه گردد. هدف از این پژوهش، هنجاریابی آزمون باورهای غیرمنطقی اهواز ((4IBT-A بود. به همین منظور 1947 نفر از دانشجویان مراکز تربیت معلم شهرستان تبریز با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب و آزمون باورهای غیرمنطقی اهواز ((4IBT-A به روش گروهی اجرا گردید. با استفاده از روش آلفای کرونباخ، پایایی آزم ون به ترتیب ب رای عامل ها و کل آزمون 77/0، 68/0، 59/0، 68/0، و 86/0 برآورد گردید. روایی آزمون نیز از روش روایی همگرا 81/0؛ 001/0≥P به دست آمد. پس از تحلیل داده ها به منظ ور تفسیر نم ره های خام هر عامل و آزمون، به طور جداگانه هنجارهای درصدی و نمرات استاندارد Z تهیه گردید. بر اساس نتایج این مطالعه، پژوهشگران، مشاوران و روان شناسان بالینی می توانند از این ابزار به عنوان یک وسیله اندازه گیری مناسب جهت تشخیص در فعالیتهای کلینیکی در داخل کشور، به ویژه مراکز مشاوره دانشجویی استفاده کنند.
Gaining insights into the learners’ individual characteristics such as beliefs about language learning and their relationship with learning strategies is essential for planning effective language instruction. Thus, the present study investigated the relationship between beliefs about language learning and learning strategy use in Iranian high school students. This study also compared the correlation of the two variables between males and females and monolingual and bilingual students. The strategy inventory for language learning (SILL) and the beliefs about language learning inventory (BALLI) were used to collect data from four hundred and sixty-two high school students from different cities of the country. Descriptive analyses, Pearson r correlation, and the Fisher z-transformation test, were used to analyze the data. The results revealed that the students used metacognitive strategies most and compensation and affective strategies least. Also, they held strong motivational beliefs about English language learning. Significant positive correlations were found between beliefs and strategy categories. The strongest correlation was found between the students’ metacognitive strategies and their motivation and expectations. The findings revealed no significant difference between the correlation coefficients of monolinguals and bilinguals, and males and females in terms of their language learning beliefs and strategies. Regarding the pedagogical implications of the results, it is discussed that knowledge of students’ language learning beliefs and their preferred strategies can lead teachers and educational authorities toward more informed instructional choices.
عملکرد سازمانی تحت تأثیر ابهام مدیران سازمان از خود و رقبایشان است. هدف تحقیق حاضر بررسی تآثیر ابهام علی ادراکی بر عملکرد سازمانی است. ابهام علی ادارکی در این تحقیق شامل ابهام علی از شایستگی ها و ابهام علی از رقبا می شود. نمونه مورد بررسی 124 نفر از مدیران میانی شرکت های بیمه فعال در شهر تهران می باشد، که تعداد 116 پرسشنامه تکمیل و گردآوری شده است. نتایج معادلات ساختاری نشان دهنده ی این است که ابهام از شایستگی ها اثر مثبت معنادار (23/0) و ابهام از رقبا اثر منفی معناداری (18/0-) بر عملکرد سازمانی در شرکت های بیمه دارد. همچنین بر اساس تحلیل رگرسیونی شیوه رهبری، جو سازمانی و ارزش های سازمان از طریق متغیر میانجی ابهام علی ادراکی اثر مثبت و معناداری بر عملکرد سازمانی دارند. شیوه رهبری از طریق ابهام از شایستگی ها بیشترین اثر را بر عملکرد سازمانی در شرکت های بیمه دارد.
هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی رابطه متقابل سرمایه اجتماعی، مدیریت دانش و بهره وری در دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 13می باشد. جامعه آماری این تحقیق را کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 13 تشکیل می دهند. که بر اساس مدل کوکران حجم آنها برابر با 390 برآورد شده است. برای نمونه گیری از روش نمونه گیری خوشه ای استفاده شده است و برای جمع آوری اطلاعات از نمونه آماری و به منظور آزمون فرضیه های تنظیم شده این تحقیق، با توجه به متغیرهای تحقیق و عملیاتی نمودن، از پرسشنامه با مقیاس پنج گزینه ای لیکرت استفاده گردیده است که پایایی ان برابر با 0.085 بدست آمده است. و همچنین به منظور تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده از پرسشنامه های جمع آوری شده از روشهای آماری توصیفی و استنباطی بهره گرفته شده است، با توجه به نرمال بودن داده های جمع آوری شده از آزمون همبستگی r پیرسون و برای نشان دادن معنی داری از آزمون آماره t استفاده شده است. نتایج حاصله نشان دهنده رابطه بالای متغیرها با همدیگر است.
با توجه به اینکه رسانه ها با انعکاس اخبار گوناگون در خصوص فساد می توانند گام بزرگی در برجسته سازی این پدیده شوم بردارند و این اقدام رسانه ها می تواند توجهات مردم و مسئولان را متوجه مسائل این حوزه کند و در صورت نیاز برای سیاستگذاری مورد توجه قرار گیرد و هم چنین به دلیل اینکه مقامات و مسئولان دستگاه های مبارزه با فساد، خواهان همکاری و مشارکت بیشتر رسانه های جمعی در زمینه مبارزه با فساد هستند، مقاله پیش رو با پاسخگویی به این سؤال که: "نقش و جایگاه رسانه-های جمعی در سیاستگذاری مبازره با فساد چیست و چگونه می توان آنها را در این امر توانمند ساخت؟"به بررسی نقش و جایگاه رسانه ها در سیاستگذاری مبارزه با فساد می پردازد. برای این منظور در ابتدا به تبیین نقش و تأثیرات حضور رسانه های جمعی در زمینه مبارزه با فساد می پردازد و در نهایت راهکارهای عملی در جهت توانمندسازی رسانه ها در مبارزه با فساد عرضه می کند. اطلاعات مورد نظر به شیوه کتابخانه ای و با بررسی اسناد و مدارک در این خصوص جمع آوری شده است.