در این مقاله سعی شده تا بررسی شود که حوزه مطالعاتی اخلاق داده چه دلالت هایی برای سیاستگذاری داده ها دارد. در ابتدا، این حوزه معرفی شده و به تفاوت حوزه اخلاق داده و حوزه اخلاق علم داده پرداخته شده و استدلال شده که نسبت آن ها با هم عموم و خصوص من وجه است زیرا اخلاق علم داده عموماً به مسئله پردازش اخلاقی داده ها توسط متخصصان نرم افزار تمرکز دارد درحالی که اخلاق داده به تولید یا گردآوری، ذخیره سازی، بهینه سازی، توزیع و به اشتراک گذاری و استفاده از داده ها توسط شرکت ها متمرکز است. در ادامه به تفاوت این حوزه با حوزه اخلاق کلان داده اشاره شده و پس از مرور برخی پژوهش های حوزه اخلاق داده، دلالت های حوزه اخلاق داده برای سیاستگذاری داده ها در شش بُعد ارائه شده است: اقتصاد داده، گردآوری و خلق داده، مالکیت داده، داده های باز، کیفیت داده و حفاظت داده. یافته ها نشان می دهد که اخلاق داده، فراتر از مباحث رایج در اخلاق علم داده یا اخلاق کلان داده، مجموعه ای از دلالت های بنیادین برای سیاست گذاری داده دارد که در غیاب آن ها، زمینه برای سوگیری های ساختاری، بی عدالتی داده ای و بهره کشی شرکتی از کاربران فراهم می شود. نخست آنکه، اقتصاد داده کاربران را به کارگران دانشی بی مزد بدل کرده و داده های آنان را به منبع ارزش تجاری، ابزار تحکیم قدرت و سازوکاری برای جهت دهی رفتار مصرف کنندگان تبدیل می کند. تحلیل مفهومی متون نشان می دهد که گردآوری و خلق داده هیچ گاه خنثی نیست و همیشه تحت تأثیر مفروضات هستی شناختی، معرفت شناختی، روش شناختی و ساختارهای قدرت انجام می شود و ازاین رو داده خام، بی سوگیری یا «واقعیتِ بدون تفسیر» وجود ندارد. در حوزه مالکیت داده نیز روشن می شود که تمایز میان استفاده، کنترل و دسترسی پیامدهای متفاوتی برای حقوق افراد دارد و بسیاری از الگوهای رایج مالکیت، در عمل به نفع تولیدکنندگان داده و نه صاحبان بالقوه آن عمل می کنند. بررسی ها نشان می دهد که داده های باز تنها زمانی به شفافیت و امکان سنجش عمومی می انجامند که عدالت اطلاعاتی، توان تحلیل و دسترسی برابر تضمین شده باشد و در غیر این صورت، به ابزاری برای تقویت انحصار نخبگان فناور تبدیل می شود. در بعد کیفیت داده نیز آشکار شد که کامل بودن، سازگاری، به هنگام بودن و خصوصاً «ربط» نقش اساسی در جلوگیری از تصمیمات مغشوش و خطاهای سیاستی مبتنی بر داده دارند. افزون بر این، تحلیل یافته ها نشان می دهد که حفاظت داده اعم از جلوگیری از دسترسی نامجاز، صیانت از داده در برابر استفاده های ثانویه ی پیش بینی نشده، و کنترل انتقال ریسک از سازمان ها به کاربران، پیش نیازی بنیادین برای اعتماد عمومی و کاهش سوءاستفاده های شرکت ها و دولت ها است. در نهایت، پژوهش نشان می دهد که برخی اسناد و منشورهای اخلاقی سازمانی، بیشتر کارکردی نمایشی داشته و می توانند پوششی برای تداوم رفتارهای ضداخلاقی باشند.
بهسازی ژنی شخصیت، یکی از شاخه های فناوری زیستی است که بهبود صفات شخصیتی به منظور اصلاح رفتار را هدف قرار داده است. از آنجا که هرگونه دخالت در ساختار روانی انسان با ماهیت و تکامل وجودی وی مرتبط بوده و امکان تضییع حقوق انسانی نسل های بعد را محتمل می سازد، پیامدهای به کارگیری این فناوری می تواند محور تأملات اخلاقی قرار گیرد. در این مقاله، با مبنا قرار دادن نظرات استاد مصباح یزدی درباره ماهیت ارزش اخلاقی به عنوان تقریری از اخلاق فضیلت، چالش های این حوزه بررسی شده است. بر اساس یافته های این تحقیق، اگر بهسازی ژنی شخصیت با ضرورت بخشی به صدور افعال اخلاقی موجب تضعیف نقش اراده فاعل شود و یا با حذف کامل میل به بزه و رذیلت، بستر لازم برای گزینش گری و انتخاب فضیلت را مختل سازد، آنگاه در مسیر فضیلت مندی ایجاد اختلال کرده و انسان را از تحقق بخشیدن به استعداد درونی خود محروم می سازد؛ همچنین، عدم شناخت وضعیت بهینه در اخلاق، چالشی دیگر است که فناوری بهسازی ژنی با آن مواجه است.
اخلاق حرفه ای در حسابداری یکی از پایه های اصلی شفافیت مالی، اعتماد اجتماعی و پیشگیری از فساد به شمار می آید. با توجه به چالش هایی همچون تضاد منافع، تحریف اطلاعات، نیاز به الگویی جامع در این حوزه بیش از پیش احساس می شود. پژوهش حاضر با هدف ارائه الگویی نوین از اخلاق حرفه ای در حسابداری، به بازخوانی دیدگاه های سه فیلسوف برجسته اسلامی (خواجه نصیرالدین طوسی، علامه طباطبایی و شهید مطهری) پرداخته است. با استفاده از روش تحلیل محتوا و پس از بررسی ۱,۴۱۳ مقاله در سه حوزه فلسفه و کلام، علوم تربیتی و اخلاق، در نهایت، ۵۶ مقاله مرتبط برای استخراج مبانی نظری انتخاب شد. یافته ها نشان می دهد الگوی پیشنهادی صرفاً به بعد فنی حسابداری محدود نبوده و بر اصولی چون صداقت، عدالت، شفافیت، مسئولیت پذیری و امانت داری تأکید دارد. این الگو حسابداری را فراتر از یک فعالیت حرفه ای، به مثابه تعهدی انسانی، اجتماعی و اخلاقی معرفی می کند که می تواند با تقویت اعتماد عمومی، ارتقای شفافیت سازمانی و پیشگیری از فساد، بنیانی پایدار برای نظام های مالی سالم در جوامع فراهم آورد.
فناوری ژنتیک و کاربردهای انسانی آن یکی از مسائل نوپیدای علمی است که امکان ارتقای ژنتیکی نیروها و توانایی های انسان و تبدیل او به «ابر انسان» را نیز فراهم آورده است. ارتقای ژنتیکی نیروهای انسان، نوعی ایجاد تغییر، تبدیل یا اصلاح ژنتیکی است که موجب بالا بردن کارکرد برخی اندام های بدن حتی فراتر از حد طبیعی انسان می شود. هدف از این عمل درمان افراد بیمار نیست، بلکه تقویت خصوصیات ژنتیکی یک شخص سالم است. اصول و قواعد کلی اخلاقی و حکم عقل که مبتنی بر مصالح و مفاسد استفاده از این فناوری است، راهنمای ما در رسیدن به حکم اخلاقی ارتقای نیروهای انسانی از طریق این فناوری است. این مقاله برای دستیابی به حکمی روشن و صحیح در مورد ارتقای ژنتیکی نیروهای انسانی از منظر اخلاق و فقه، به بررسی کامل مصالح و مفاسد هرکدام از انواع تقویت ژنتیکی توانایی های انسان؛ یعنی ارتقای ژنتیکی نیروهای انسانی توسط انتخاب ژنتیکی رویان و ارتقای ژنتیکی نیروهای انسانی توسط نوترکیبی ژنتیکی پرداخته و به طور مفصل نگرانی های خود و مفسده ها و ضررهای مترتب بر این عمل را بیان نموده و با غیراخلاقی دانستن هرگونه به کارگیری فناوری ژنتیک درزمینه ارتقای ژنتیکی نیروهای انسانی و با توجه به ضررهای مترتب بر آن، پیشنهاد ممنوع کردن آن را توسط قانون مطرح کرده است.
امروزه تعارض بخشی جدایی ناپذیر از زندگی بشر و بروز آن در یک سازمان اجتناب ناپذیر است و مدیریت باید تعارض اخلاقی در سازمان را کنترل و مدیریت نماید. هدف اصلی این پژوهش، ارائه مدل هژمونیک کنترل تعارض اخلاق اجتماعی حسابرسان با استفاده از طرح نظریه داده بنیاد می باشد. این پژوهش ازلحاظ هدف، اکتشافی و از نوع پژوهش کیفی بوده که با استفاده از طرح نظریه داده بنیاد انجام شده است. داده های پژوهش با مصاحبه های عمیق و نیمه-ساختاریافته تا رسیدن به اشباع نظری با 15 نفر خبرگان حسابرسی که از طریق روش نمونه گیری نظری انتخاب شده بودند، گردآوری گردید. جامعه آماری پژوهش اعضای هیئت علمی دانشگاه ها که در حسابرسی هم فعالیت مستمر دارند، شرکاء و مدیران فنی مؤسسات حسابرسی می باشد. داده های پژوهش طی چند مرحله کدگذاری با کمک نرم افزار مکس کیودی اِی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند و به مفاهیم مجزا تفکیک شدند و تعداد 20 مقوله کلی حاصل گردید. در چارچوب مدل پارادایمی، مدل جامع هژمونیک کنترل تعارض اخلاق اجتماعی حسابرسان تدوین شد که شامل 3 مقوله برای پدیده محوری، 3 مقوله برای شرایط علّی، 3 مقوله برای راهبردها، 4 مقوله برای شرایط زمینه ای، 4 مقوله برای شرایط مداخله گر و 3 مقوله پیامدهای مرتبط با پدیده محوری پژوهش است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که سه عامل ویژگی های شخصیتی، فضیلت گرایی سازمانی و هویت اجتماعی حسابرس، نقش اساسی در بروز تعارض اخلاق اجتماعی حسابرسان ایفا می کنند. کنترل تعارض اخلاق اجتماعی حسابرسان مستقل، نیازمند کوشش جمعی مراجع ذیصلاح حرفه ای، سازمان های قانون گذار و حسابرسان مستقل در سطح فردی و در سطح مؤسسه حسابرسی می باشد.
انسان در أثر ضعف إدراک، و از سوى دیگر غرور و هوس و تکبّر، تنها همین ظاهر حیات دنیا را مى بیند و در أثر پرداختن به مظاهر و اشتغال به کثرات این عالم، از عالم ملکوت و آنچه براى او در آن عوالم مهیّا شده غافل مانده و آن قابلیّت ها و استعدادهاى خداوندى را براى همیشه با خود دفن خواهد کرد. در این راستا هدف تحقیق حاضر سیر توحیدی انسان در اندیشه علامه طهرانی بود که با روش کتابخانه ای و اسنادی انجام شد. یافته ها نشان داد مرحوم علامه طهرانی معتقدند که نوع أفراد بنى آدم، کال و نارس از دنیا مى روند. میوه کال غیرقابل استفاده است؛ نه طعم و مزه اى دارد و نه خاصیّتى، و قابل خوردن نیست. یعنى انسانى که قابلیّت دارد مظهر أسماء و صفات حسناى حضرت پروردگار شود و بر مسند خلافت إلهى تکیه زند، با لذّت هاى حسّى خود را از إدراکات عقلیّه محروم و در ویرانه هاى این عالم حبس میکند. تنها راه وصول به معرفت و ذوق شهد شیرین لقاء حضرت پروردگار، همان فناء و اندکاک جبل أنانیّت، و طنین اندازشدن سروش توحیدى إِنّى أَنَا اللَهُ رَبُّ الْعَ لَمِینَ در طور قلب سالک است، و تا آن زمان که ذرّه اى ازبقایاى وجود و أنانیّت باشد همواره سالک از قرب و نزدیکى به سرادق حضرت أحدیّت رانده مى شود.
عبید زاکانی اولین طنزپرداز جدی در معنای واقعی، و بزرگ ترین مبتکر گونه های نوآورانه در طنز است که نشان داده است، محتوا می تواند فرم های گوناگونی برای بیان داشته باشد. در یک جامعه ای که ارزش های اخلاقی و معنوی و انسانی به دلیل رفتارهای غیرانسانی ارکان قدرت، وضعیت وارونه ای یافته باشد، به گونه های مختلف می توان این دگردیسی ارزش ها و ارزشمندشدن ضد ارزش ها را نشان داد. در اخلاق الاشراف از روش کتاب های توضیحی و آموزشی برای نشان دادن این دگردیسی در رفتار جامعه استفاده کرده است. پاره ای از آن ارزش های اخلاقی که در رفتار مردم شکل وارونه ای پیدا کرده اند و بنیاد دین و ایمان و انسانیت را بر باد داده اند عبارت اند از: حکمت، شجاعت، عفت، عدالت، سخاوت، حلم و وقار، صدق و حیا و وفا و رحمت. در رساله تعریفات، دیگرگون شدن معنای کلمات در فرهنگ حاکم بر زبان زمانه نشان داده شده است تا مخاطب خود به عینه ببیند که وقتی فرهنگِ رفتاری جامعه دچار دگردیسی شد، کلمات رایج در زبان روزمره هم کاملاً از معنای اصلی خود تهی و معناهایی متفاوت تر از معنای قاموسی خود پیدا می کنند. رساله صد پند در عصر زاکانی، در حکم یک سیره فکری و راهنمای در جامعه ای است که رفتار و گفتار آن وضعیتی کاملاً وارونه پیدا کرده است. وقتی در جامعه ای اساس رفتار و گفتار بر بنیادی وارونه نهاده شده باشد، توصیه های اخلاقی، اعتقادی، و تعلیمی هم، در هم سویی با آن ها، به سوی منکرات و ضد ارزش ها سیر می کنند. این است که رساله صد پند، به شیوه معکوس و با معانی وارونه نوشته شده است.
علامه مجلسی یکی از معدود محدثانی است که به حوزه کلام و اخلاق ورود پیدا کردند. از نظرگاه ایشان، بسیاری از مباحث کلامی تاثیر و نقش برجسته در اخلاق دارد. ایشان، جاودانگی انسان را در پیوندی وثیق با مباحث اخلاقی قرار می دهند و معتقدند انسان بعد از مرگ با هر دو ساحت نفس و بدن دنیوی خود تا ابد به مصلحت الهی خلود خواهد داشت. جنبه نوآوری دیدگاه ایشان این است که ملاک این همانی بعنوان شرط بقاء در عالم اخروی، صرفا نفس یا بدن دنیوی نیست و هر دوی این ها توأمان در جاودانگی انسان دخیل هستند. لذا این تفسیر از جاودانگی در سه حوزه معنابخشی، انگیزه بخشی و هدف داری در آموزه های اخلاقی، نقش و کارکرد خود را ایفا می کند. این پژوهش با رویکردی تحلیلی با رجوع به آثار ایشان به بازخوانی اندیشه های وی در این زمینه می پردازد.
اخلاق و سیاست آنچنان که در سنت فلسفه اسلامی فهم شد، جدا از هرگونه بنیان متافیزیکی و چیزی بیرون از حقیقت بود. سیاست ارسطو به طور بنیادین خوانده نشد و همواره بر تفکیک علوم در سنت ارسطویی پافشاری کردند. پرسش اصلی پژوهش این است که آیا می توان بر مبنای بنیان متافیزیکی میان اخلاق و سیاست پیوند برقرار کرد؟ برای پاسخ به این پرسش از روش کیفی تحلیل متون برای بررسی آثار مهم ارسطو و مباحث ارائه شده از سوی نظریه پردازانی که نوشته های این اندیشمند پرآوازه را با روشی دقیق و نقادانه بررسی کرده اند، استفاده خواهد شد. در فرضیه پژوهشی استدلال می شود که رابطه ای معنادار بین اخلاق و سیاست برمبنای بنیان متافیزیکی وجود دارد. در این پژوهش تلاش خواهد شد تا با استفاده از ترکیب «شیء انسانی» یا «امر انسانی» و بنیان قرار دادن قاعده ارسطویی «آغاز همان پایان، و پایان همان آغاز است»، نشان داده شود که نه تنها اخلاق و سیاست ارسطو منفک از متافیزیک نیست، بلکه بنیان های متافیزیک امر انسانی را پی می نهد. نخست، ماهیت امر انسانی و نحوه نظر به آن از دیدگاه ارسطو بررسی و سپس در قالب مفاهیم خوب و زیبا نشان خواهیم داد که فلسفه ارسطو از پایه بر یک پیش فرض اخلاقی، یعنی پی ریزی زندگی آزاد، بنا نهاده شده است. بی شک بررسی این مقوله زمان بیشتری می طلبد، ولی می توان این مقاله را تمهیدی بر کار بیشتر در زمینه این موضوع دانست. «ورزش خاص انسان» (ارگون)، انسان فعلیت (انرگیای) یا اندیشیدن به اندیشیدن خود، یا تشبه به خداوند است و این تنها و یگانه راه آزادی انسان است. سیاست و اخلاق، در یک کلام، اجتماع، تنها بستری است که می تواند موجب تحقق این امر بالقوه شود. هرچند ارسطو در آغاز مسئله را شهروند خوب معرفی می کند، در انتها مشخص می شود که به زیستن در اجتماع چیزی نیست جز فعلیت این امر.
هدف از این تحقیق، تعیین ارتباط بین فرهنگ جهادی و اخلاق کار اسلامی با عملکرد شغلی در معلمان تربیت بدنی شهرستان های ممسنی و رستم بود. این تحقیق کاربردی و از نوع توصیفی و همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق، تمامی معلمان تربیت بدنی شهرستان های ممسنی و رستم به تعداد 89نفر بود، که از این تعداد 85 نفر به عنوان نمونه و به روش نمونه گیری کل شمار با محقق همکاری کردند.ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه های استاندارد فرهنگ جهادی معدنی و همکاران (1395)، اخلاق کاری اسلامی علی (1988) و عملکرد شغلی پترسن و همکاران(2004) بود. برای توصیف داده ها از روش های آمار توصیفی و برای تجزیه استنباطی داده ها از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد که بین فرهنگ جهادی و اخلاق کار اسلامی با عملکرد شغلی رابطه ی مثبت و معناداری وجود داشت و همچنین فرهنگ جهادی و اخلاق کار اسلامی قابلیت پیش بین معنادار عملکرد شغلی آزمودنی ها را دارد(01/0P ≤).
هدف: هدف از تحقیق حاضر، مفهوم سازی و اعتباریابی " اخلاق حرفه ای" اینفلوئنسرهای شبکه های اجتماعی می باشد. این پژوهش به لحاظ پارادایم شناسی در فازِ اکتشاف مدل تفسیری و در فازِ آزمون مدل اثبات گرا قرار دارد و از نظر هدف، کاربردی می باشد. روش: رویکرد پژوهش، آمیخته و استراتژی به کار گرفته شده در آن تحلیل مضمون می باشد. در بخش کیفی با استفاده از مصاحبه های کیفی نیمه ساختار یافته و عمیق با ۱۴ نفر از خبرگان علمی و اجرایی و تحلیل آن در نرم افزار MAXQDA شاخص ها و مولفه های اخلاق حرفه ای تاثیرگذاران شناسایی شدند. سپس در بخش کمی با استفاده از رویکرد ساختاری تفسیری (ISM) مدل مربوطه مورد آزمون قرار گرفت و با بهره گیری از تحلیل MICMAC روابط میان مضامین تحلیل گردید. یافته ها: مطابق با نتایج به دست آمده از تحقیق، 8 مولفه و 39شاخص برای این منظور، شناسایی و اعتبار سنجی شد.نتیجه گیری: از آنجا که مولفه هایی که در آخرین تکرارها به عنوان خروجی تعیین می شوند از نظر روش معادلات ساختاری تفسیری، تاثیرگذارتر خواهند بود، لذا مولفه های c4 و c8 یعنی تعهد حرفه ای و احترام به ارزش ها، عقاید و باورهای جهانی، تاثیرگذارتر خواهند بود.
موضوع اخلاق مورد توجه بسیاری از اندیشمندان در طول تاریخ قرار گرفته و از منظرهای مختلف به آن پرداخته شده است از جمله کسانی که در این حوزه وارد شده توشیهیکو ایزوتسو زبانشناس معروف ژاپنی می باشد. در این نوشتار سعی شده است پاسخ ایزوتسو به یکی از سوالات پرتکرار در میان مباحث اخلاقی یعنی نسبیت یا جاودانگی اخلاق را مورد کنکاش و جستجو قرار دهیم تا ببینیم تاثیر مطالعات معناشناسانه که از شاخه های زبانشناسی می باشد در این مبحث چه خواهد بود. برخی از نوشته های ایزوتسو اینگونه برداشت کرده اند که او اخلاق را نسبی می داند اما با جستجوی بیشتر در آثار ایزوتسو مشخص شده است که مراد او از آن نوشته ها نسبیت اخلاقی به معنای مصطلحش نمی باشد.
اخلاق حرفه ای مهمترین جزء اخلاق کاربردی است که به مباحث اخلاقی در حرفه می پردازد و درصدد ارائه شیوه ها و دستورالعمل هایی است که تکالیف را برای افراد و گروه های حرفه ای مشخص نماید اخلاق حرفه ای نوعی تعهد اخلاقی و وجدان کاری نسبت به هر نوع وظیفه و مسئولیت است. اخلاق حرفه ای از حوزه هایی است که با مبانی ارزشی و اعتقادی ارتباطی وثیق دارد. این مقاله ضمن بررسی اخلاق حرفه ای به نقش مؤثر ارزش های اسلامی در صنعت نفت می پردازد و در ادامه با بیان ارزش ها به عنوان جوهره اصول اخلاقی، به ارائه راهکارهایی جهت نهادینه کردن اخلاق حرفه ای در سازمان پرداخته می شود. در این مقاله تلاش شده است به این موضوع به صورتی علمی پرداخته شود.
حریم خصوصی یا حقّ بر خلوت، ارتباط مستقیم با حقوق و آزادی های افراد داشته و از مصادیق حقوق الناس در اسلام تلقّی می گردد. لزوم شناخت مفاهیم و مصادیق حریم خصوصی، ما را لاجرم به سمت مداقّه در قوانین و بررسی نحوه مداخله قاضی در امر قضا، نسبت به آن متمایل می گرداند. نحو متعالی این مهمّ، جز با شناخت مفاهیم و قلمرو حریم خصوصی و پیوند آن با فقه و مباحث اخلاقی و داده های نوین سیاست جنائی محقّق نخواهد شد. صرفنظر از طرح «حمایت از حریم خصوصی» که قریب به 15 سال در صف نوبت تصویب مانده، در سیاست جنائی تقنینی ایران، تعریفی از حریم خصوصی به چشم نمی خورد و صرفاً به صورت پراکنده، ضمن بیان مصادیقی از حریم خصوصی، به حمایت از این پدیده حقوقی تأکید شده است. این پژوهش پس از کنکاش در مفهوم شناسی و مباحث تقنینی حریم خصوصی، بهترین مدل مطرح را رویکرد «آزادی محوری» تحت «اصول حاکم» در قوانین، متناسب با مبانی و قواعد اسلامی می داند تا تعرّض به حریم خصوصی اشخاص، زیر سایه قوانین واضح و صریح، مصون بماند. این مقاله به روش همبستگی یا همخوانی و به شیوه کتابخانه ای و از نوع بنیادی جهت نیل به هدف می پردازد.
مقدمه و هدف : در نظام ارزشی اجتماعی، هنجارها ی جامعه، اخلاق کاری با نظامی از ارزش های شخصی، باورهای دینی و تجارب گذشته و سطح آموزش همراه است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر معنویت گرایی بر اخلاق کاری کارکنان آموزش و پرورش استان گلستان جهت ارائه مدل انجام شده است بود. روش شناسی پژوهش : در این پژوهش به منظور ارائه مدل از رویکرد کیفی و روش نظریه داده بنیاد استفاده شده است. در مرحله کیفی پژوهش ، ابتدا 26 نفر از خبرگان به روش هدفمند انتخاب و مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. سپس تحلیل داده های کیفی با استفاده از روش کد گذاری بازو محوری انجام شد. برای کدگذاری محوری در این پژوهش از الگوی پارادایمی استراوس و کوربین استفاده شد. یافته ها :دریافته ها معنویت گرایی به عنوان مقوله محوری شناسایی شد. حاکمیت اخلاق، گرایش روانی و مدرن شدگی به عنوان شرایط علّی، همنوایی اخلاق با سازمان، شناخت و فضای معنوی به عنوان شرایط زمینه ای، ابعاد وجودی اخلاق به عنوان شرایط مداخله گر، جامعه پذیری اخلاقیات و مقبولیت معنویت به عنوان راهبردها در نظر گرفته شدند و در نهایت پیامدها در قالب دو پیامد فردی و پیامد سازمانی دسته بندی شدند. بحث و نتیجه گیری: معنویت گرایی در سازمان قاعده ی نوپایی است که می تواند نیرویی قدرتمند و ژرف را برای زندگی افراد به ارمغان آورد.
هدف پژوهش حاضر شناسایی اخلاق آموزش در فضای مجازی بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، کیفی و از نوع قوم نگاری مجازی بود. جامعه پژوهش شامل آموزگاران ابتدایی شهرستان خاش بود که در سال تحصیلی 1400-1399 مشغول آموزش مجازی دانش آموزان بودند. پژوهشگر با رضایت معلمان در گروه کلاسی مجازی آنان به عضویت درآمد، مدت سه ماه آموزش های درسی و تربیتی را مشاهده کرد. روش نمونه گیری هدفمند در دسترس و گردآوری داده ها به طریق مشاهده و مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. داده ها با روش تحلیل محتوای استقرایی، تحلیل گردید. با توجه به یافته های مطالعه، مؤلفه های اخلاقِ آموزش مجازی در سه بُعد و هفت عامل طبقه بندی شد که شامل: حفظ حریم خصوصی و کرامت انسانی، حفظ امنیت خاطر و آرامش ذهنی، و رعایت فرهنگ درست کاری و امانت داری می باشند. نتایج می تواند جهت برنامه ریزی و تنظیم استراتژی های کلان حوزه اخلاقِ آموزش مجازی توسط سیاست گذاران و ذینفعان نظام آموزشی کشور به کار آید.
نوشته میکوشد مفهوم «خیرخواهی» در اخلاق سیاسی کارگزاران حکومت اسلامی، ضرورت و نقش آن را در پیشگیری و کاهش ناهنجاری های اخلاقی آنان به کمک منابع اسلامی(قرآن و حدیث)، با تأکید بر نهج البلاغه، تبیین نماید. این نوشتار، با بررسی کتابخانه ای و به روش توصیفی - تحلیلی به این نتیجه می رسد که؛ کمترین فایده خیرخواهی در روابط کارگزاران حکومت با مردم؛ محبت آفرینی، رفع اختلاف و کدورت ها، اصلاح امور و تهذیب شخص کارگزار حکومتی است. فرایند تأثیر خیرخواهی در روابط مزبور به این شکل است که؛ خیرخواهی با محبت آفرینی میان طرفین، همگرایی و همنوایی را به دست می دهد که نتیجه آن؛ آسانی و وسعت ارتباطات اجتماعی، و نظارت متقابل خواهد بود. با ظهور یکرنگی و دلسوزی در تعامل متقابل، اختلاف و کدورت، رخت بربسته و از همین رهگذر، تهذیب اخلاق و رفتار کارگزاران و مردم، توأمان حاصل خواهد شد. نتیجه آنکه؛ «خیرخواهی» در حوزه تعاملات کارگزاران حکومت اسلامی با مردم، با مصادیق و آثاری که دارد به بهبود روابط دولت و مردم، همچنین به اعتماد مردم به حاکمان و همکاری آنها با نظام اسلامی می انجامد. از این نظر، یکی از راهکارهای دستیابی حکومت اسلامی به محبوبیت، کارآمدی و موفقیت، ایجاد فضیلت «خیرخواهی» و تقویت آن در یکایک مدیران، کارگزاران و کارمندان آن است.
دین و اخلاق دو حوزه تأثیرگذار بر جوامع انسانی است. فیلسوفان اخلاق، چهار گونه رابطه و وابستگی اخلاق و دین را مطرح کردهاند: وابستگی معناشناختی، وابستگی وجود شناختی، وابستگی معرفتشناختی و وابستگی روانشناختی. هدف از این پژوهش نوع چهارم ارتباط است؛ پس پرسش ما این است که آیا دین و باورهای دینی می توانند محرکی قوی برای زیست اخلاقی به شمار آیند؟ روش این مقاله برای رسیدن به پاسخ واقعی استفاده از تحقیق آماری و میدانی است؛ لذا ما تعدادی از دانشجویان دختر و پسر دانشگاههای آزاد و فرهنگیان شهر همدان را گروه نمونه پژوهش خود قرار دادیم؛ تمامی آزمودنیها را با دوآزمون «جهتگیری مذهبی بر اساس دین اسلام» و پرسشنامه «بنیانهای اخلاقی هایت وگراهام» بررسی کردیم و نتایج آزمون پس از نمرهگذاری مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتهها نشان داد که بین نگرش مذهبی و دینداری با انگیزههای اخلاقی رابطه مستقیمی وجود دارد: یعنی هرچه باور و اعتقاد شخص عمیقتر شده، باور مذهبی او به ایمان تبدیل گشته و شخص از مرحله شناختی و نظری دین به مرحله عملی ودینداری وارد آید، انگیزههای اخلاقی او نیز بیشتر شده و شخص زیست اخلاقی آشکارتری خواهد داشت. لذا نتیجه تحقیق بیانگر این مهم است که مذهب درونی شده و دینداری برای اخلاقی زیستن نقش بسزایی ایفا میکند.
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی مناسب برای اخلاق حرفه ای فروشندگان محصولات لبنی در شهرستان پارس آباد انجام پذیرفته است. پژوهش از نظر هدف توسعه ای و از نظر نوع توصیفی تحلیلی و از روش اجرا پیمایشی می باشد؛ جامعه آماری تحقیق حاضر را در مرحله دلفی مسئولین فروش شرکت ها و کارگاه های تولید محصولات لبنی شهرستان پارس آباد تشکیل دادند. در ابتدا افراد بر اساس استنباط خود از مدل شاخص هایی را مشخص کرده اند و بعد از حذف موارد تکراری تعداد 58 نوع شاخص باقی ماند. از بین 58 شاخص باقی مانده، شاخص های با ضریب اهمیت ضعیف و متوسط حذف گردیدند و نهایتاً 52 شاخص در تحلیل ماندند. مدل نهایی مطلوب اخلاق حرفه ای فروشندگان محصولات لبنی مغانه بر اساس نظر نخبگان با 52 شاخص سه بعد مورد تایید قرار گرفت. بر اساس یافته های تحقیق، بر اساس یافته های تحقیق، شاخص "منطبق کردن اولویت ها با ارزش ها" با میانگین 87/4 در رتبه اول، و شاخص " پرهیز از به کارگیری شخصی اطلاعات شرکت" با میانگین 52/2 در رتبه پنجاه دوم قرار گرفتند.