مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۲٬۱۴۱ تا ۱۴۲٬۱۶۰ مورد از کل ۵۴۲٬۸۷۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
بدن یکی از مولفه های اساسی اثر در پرفورمنس آرت است. بدن در اندیشه دلوز مفهومی گسترده داشته و بدن شهری و اجتماعی را نیز شامل می شود. در این مقاله با استفاده از نظریات ژیل دلوز درباره بدن بدون اندام، به تحلیل ۶ اثر شناخته شده پرفورمنس آرت پرداخته شد تا رویکرد آنها به بدن و رابطه آن با اجتماع مورد تحلیل قرار بگیرند. هنرمند در پرفورمنس آرت چه رویکردی به بدن برای بیان مسائل اجتماعی دارد؟ سوال اصلی تحقیق است. روش پژوهش حاضر که پژوهشی کیفی محسوب می شود؛ توصیفی- تحلیلی بوده و در آن از روش نمونه گیری نظری استفاده شده است. روش گردآوری داده ها نیز کتابخانه ای است. نتایج تحقیق نشان داد که: ۱- در این شاخه هنری هدف، دعوت مخاطب به بازاندیشی در باره مفهوم بدن به معنای جسمانی یا اجتماعی و بازاندیشی در خود و مسائل اجتماعی در راستای ساختن بدنی بدون اندام است. 2- هنرمند گاهی با قرار دادن بدن خود در آستانه حداکثری یا حداقلی و گاهی با تلاش برای ساختن بدن بدون اندامی از ب
مقایسه سبک های تربیتی والدین فرزندان با و بدون اختلال کاستی توجه/ بیش فعالی
زمینه و هدف: اختلال نقص توجه/بیش فعالی یکی از شایع ترین مشکلات کودکان و نوجوانان و علت مراجعه به روان پزشک و روانشناس است و یک الگوی رفتاری است که علاوه بر دوره کودکی، در بزرگ سالی هم ظاهر می شود و از نظر تکاملی با میزان نامتناسبی از عدم توجه، تکانشگری و پرتحرکی بروز می کند؛ لذا هدف این پژوهش مقایسه سبک های تربیتی والدین با و بدون کاستی توجه / بیش فعالی در کودکان 6 تا 12 سال شهرستان اسلامشهر بود. روش پژوهش: روش تحقیق علی- مقایسه ای بوده و جامعه آماری کلیه والدین مادر اسلامشهر بودند که حجم نمونه 200 نفر و از هر گروه 100 نفر در نظر گرفته شدند که تعداد 91 نفر از مادران کودکان عادی از دو مدرسه به روش نمونه گیری خوشه ای و تعداد 88 نفر کودکان با نقص توجه از دو مرکز مشاوره وابسته به آموزش وپرورش به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و توسط پرسشنامه های سبک های فرزندپروری بامریند (1973) و فهرست نشانگان مرضی اسپیرافکین و گادو (1994) مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس نشان داد که تفاوت معنی داری بین سبک تربیتی «سهل انگارانه» و «سخت گیرانه» والدین دارای کودکان با و بدون نقص توجه/بیش فعالی وجود دارد (05/0=P)؛ همچنین نتایج نشان داد تفاوت معنی داری بین سبک تربیتی «مقتدرانه» والدین دارای کودکان با و بدون نقص توجه/بیش فعالی وجود نداشت (05/0=P). نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده از این پژوهش می توان نتیجه گیری کرد که شیوه های فرزندپروری از مهم ترین مؤلفه های تحول فرزند است و نقشی مؤثر در سلامت رفتار فرزندان دارد.
تعلیل تعبّدی و تأثیر آن در استنباط
منبع:
پژوهشنامه اصول فقه اسلامی سال سوم ۱۳۹۹ شماره ۳
104-116
از امور دخیل در استنباط احکام شرعی، تعلیلها هستند. در یک تقسیم بندی کلی، علت به دو بخش ارتکازی و تعبّدی تقسیم می شود و علت تعبّدی خود بر دو قسم اثباتی و ثبوتی (تعبّدی محض) است. علت تعبّدی ثبوتی، نه تنها مطابق با ارتکاز عقلا نیست؛ بلکه مستند به آیه و سنت قطعی هم نیست؛ از این رو با تمسک به غرض ذکر تعلیل در کلام که تنبّه دادن به وجه حکم و آماده کردن مخاطب برای پذیرش و قانع شدن اوست، این علت از حقیقت علیّت خارج است و در کلمات فقها شواهدی بر آن وجود دارد. با توجه به این مطلب و تتبّع در کلمات فقها، این نتیجه به دست می آید که علل مذکور در روایات که ظهور در تعبّدیت محض دارند باید بر معنای صحیحی حمل شوند، مانند حمل بر علتی مرتکز در اذهان یا علتی که مستند به آیه و سنت قطعی است. از آن جهت که عمده آثار تعلیل، مانند معمّمیت و مخصّصیت دائر مدار علل حقیقی است، اگر در موردی نتوان علت تعبّدی محض را به امر ارتکازی حمل کرد، برای اثبات مثل تعمیم و تخصیص نمی توان به آن تمسک جست.
بررسی الگوهای گفتمان نمایشی از منظر فراتاریخ نگاری
منبع:
شفای دل سال سوم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۵
13 - 36
حوزههای تخصصی:
این مقاله در صدد است به این پرسش پاسخ دهد که نمایشنامه به عنوان یک قالب ادبی، چگونه می تواند جلوه ای گفتمانی پیرامون وقایع تاریخی و مسائل اجتماعی باشد. به نظر می رسد ضرورتی فراتر از تاریخ، یعنی نیاز به تفکّر پیرامون گذشته و فهم و ادراکِ تاریخ، زمینه ساز پیوند میانِ فضای ذهنی مؤلّف و مخاطب در زمان حال و نیز وقوعِ رخدادها در گذشته می باشد. هدف این پژوهش بررسی و شناخت الگوهای گفتمان نمایشی پیرامون تاریخ و پدیده های اجتماعی از منظر ایده فراتاریخ نگاریِ هایدن وایت است. از آن جاکه داستان پردازی و ظرفیت های زبانی، از شاخصه های گفتمان در نظریه فراتاریخ نگاری هستند، فرض بر این است که نمایشنامه از طریقِ امکاناتِ روایی و زبانی، گفتمان پیرامون گذشته تاریخی را در زمان حال ممکن می سازد. این پژوهش به روش کتابخانه ای و از طریق جمع آوری و تحلیل اطّلاعات انجام پذیرفته است. یافته های این مطالعه نشان می دهد که نمایشنامه قادر است به واسطه ایجاد نظمی زبانی و کلامی، محدوده رسمیِ دستورِ زبان روایت را شکسته و از طریقِ امکانات روایی و ظرفیت های زبان، مرزهای گفتمان میان گذشته و حال را گسترش دهد.
روش های مطلوب ارزشیابی کارورزی در رشته های حقوق و روانشناسی در دانشگاه اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق بررسی شیوه های مطلوب ارزشیابی کارورزی رشته های حقوق و روانشناسی در مقطع کارشناسی است. پژوهش حاضر ترکیبی اکتشافی و تبیینی است. در بخش کیفی با 53 نفر از متخصصان، اعضای هیات علمی، شاغلین و دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته حقوق و روانشناسی دانشگاه اصفهان که به شیوه تصادفی هدفمند انتخاب شدند، مصاحبه شد. جامعه آماری بخش کمی دانشجویان ترم 5 و 7 و دانش آموختگان سال های 1396-1393 رشته های حقوق و روانشناسی در دانشگاه اصفهان که در مجموع 618 نفر بودند، به روش تصادفی طبقه ای انتساب متناسب 264 نفر انتخاب شدند. داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شد. برای تعیین روایی مصاحبه و پرسشنامه از روایی محتوایی استفاده شد و پایایی پرسشنامه با روش ضریب آلفای کرونباخ محاسبه و 85% گزارش شد. در این پژوهش از روش مقوله بندی برای تحلیل کیفی و آزمون های آمار استنباطی؛ کولموگراف – اسمیرینف، t تک نمونه ای، t دو نمونه مستقل، فریدمن و تحلیل واریانس چند عاملی برای تحلیل کمی استفاده شده است. نتایج پژوهش در بخش کمی نشان داد برای ارزشیابی کارورزی در رشته حقوق، بیشترین اولویت مربوط به بررسی عملکرد دانشجو در موقعیت های شبیه سازی شده و در رشته روانشناسی، بررسی توان عملی و تشخیصی دانشجو نسبت به مشکلات مراجعین می باشد. شرکت کنندگان در مصاحبه نیز بر ارزشیابی توسط استاد از طریق بررسی عملکرد دانشجویان رشته حقوق؛ بررسی نمونه کار در موقعیت های عینی و ارائه گزارش مکتوب توسط دانشجویان رشته روانشناسی تأکید داشتند.
Unreliable Narrators Suffering from Trauma in Jean-Paul Sartre’s Nausea and Iris Murdoch’s Under the Net(مقاله علمی وزارت علوم)
This is a comparative study of Jean-Paul Sartre’s Nausea and Iris Murdoch’s Under the Net . The main focus is on the role of trauma in the creation of unreliable narrators. Both Sartre and Murdoch have witnessed the horrors of World War II and it seems that their narratives are affected by such a terrible event. The characters look traumatized and suffer from the burden of the past which has never left them alone. In other words, past events have formed their identity and have rewritten their personality under the situation of World War II. Here, with the help of Wayne C. Booth’s theory of unreliable narrator, the narrators of the selected novels are scrutinized at the social and political contexts of the novels. Accordingly, considering this context and its consequent trauma, the research tries to reveal the presence and function of the unreliable narrators in the selected literary works.
From the Transitional Chalcolithic to the Early Bronze Age 1 in the Central Plateau of Iran: Site Abandonment, Formation, Development, Movement, and Decomposition(مقاله علمی وزارت علوم)
The Central Plateau of Iran, which has been called by various names until now, has special place in terms of Archaeological developments from the fifth millennium BC to the beginning of the third millennium BC. Archaeological evidence indicates the desolation, destruction, displacement, moving, and formation of sites during that period. Despite the dominance of this situation in the field of settlement, the analysis of pottery data in the first place, followed by architecture, metallurgy, and burial, indicates that there was an ongoing cultural continuity. The sites in the area did not have high sustainablity due to environmental factors. Therefore, the analysis of relevant data based on chaos and complexity theories as well as the general theory indicates that the communities in the region followed a particular pattern from the Transitional Cholcolithic to the Early Bronze Age 1. They would survive with a movement. While the continuity of social life was guaranteed by the abandonment of one site and the formation of a new one, technological, architectural, and economic revolution took place at the new site. It is often observed that this life continuity was accompanied by technological developments and innovations. In fact, the aforementioned societies did not collapse but leaving a site ensured their social and economic life. In the Central Plateau of Iran, we encounter with communities that have pursued the process of endogenous development while at the same time expanding inter-regional communication.
تأثیر هنر کتاب آرایی مانوی بر هنر نگارش قرآن ها در قرون اولیه اسلام در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره تابستان ۱۳۹۹ شماره ۵۴
4 - 19
حوزههای تخصصی:
تا جایی که آخرین بررسی ها نشان می دهند، نخستین باری که به آرایه ها، تصاویر و زیبایی کتب و متون نوشتاری در تاریخ ایران (و احتمالاً تاریخ جهان) اهمیت داده شده در متون دینی مانویت بوده است، زیرا تا پیش از آن نمونه ای از آراستن نوشته ها در دست نیست، پس طبیعتاً این شیوه نوآورانه بر دوره های پس از خود نیز تأثیرگذار بوده است. هنگامی که ایران با دین اسلام آشنا شد، بسیاری از این دستاوردها را در هنر زیباسازی کتاب ها و به ویژه نگارش کتاب مقدس یعنی قرآن به کار گرفت. چگونگی اثبات و نمایاندن این تأثیرگذاری ها، مطلبی است که هسته اصلی مقاله حاضر را تشکیل می دهد. یکی از دشواری های اساسی در این پژوهش و دیگر مطالعات در باب امور کهن آن است که به سبب قدمت مباحث مطروحه، ارائه هرگونه نظریه دارای قطعیت در مورد آنها ناممکن است، بااین حال تلاش شده است مطالب تا جای ممکن بر پایه اسناد حقیقی و فرضیات درست واقع شوند. هدف از این تحقیق یافتن عناصر تأثیرگذار هند کتاب آرایی مانوی بر هنر کتاب آرایی اسلامی، به ویژه بر قرآن نگاری قرون اولیه اسلام است. پرسش های اصلی چنین است 1. آیا هنر کتاب آرایی مانوی بر هنر کتاب آرایی اسلامی و به ویژه بر قرآن نگاری قرون اولیه اسلام تأثیر چشمگیری داشته است؟ 2. درصورتی که چنین تأثیری وجود دارد، آیا می توان آن را بررسی، اثبات و طبقه بندی کرد؟ روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی با رویکردی تطبیقی است و شیوه جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای است. نتایج تحقیق نشان می دهد که هنر کتاب آرایی مانوی بر هنر کتاب آرایی اسلامی و به ویژه بر قرآن نگاری قرون اولیه اسلام مؤثر بوده است. در راستای طبقه بندی هنر کتاب آرایی مانوی و تأثیر آن بر قرآن نگاری، این تأثیر در بخش هایی چون استفاده از رنگ آبی در زمینه،استفاده از طلا، کشیده نویسی در نگارش متون و به کارگیری تزیینات در سرفصل ها و نقطه گذاری ها یا تزیینات کوچک دیده می شود.
ارزیابی تأثیرات مؤلفه های فضا بر سازماندهی رفتار محیطی شهروندان در فضاهای ورودی شهرها (نمونه موردی: دروازه قرآن شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۲ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۵۲
46 - 57
حوزههای تخصصی:
فضاهای ورودی شهرها علاوه بر معرفی یک شهر و ایجاد اولین تصویر ذهنی مخاطبان از آن، به دلیل داشتن پتانسیل های مختلفی که باعث بروز فعالیت های متنوعی می شود، از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند؛ به همین جهت یافتن مهمترین مؤلفه های تأثیرگذار در الگوهای رفتاری کاربران و همچنین راه حلی مناسب جهت معیارهای تأثیرگذار در طراحی فضاهای ورودی شهرها، یکی از مهمترین مسائلی است که امروزه طراحان شهری به دنبال آن هستند. درواقع سؤال اصلی پژوهش، درباره نحوه و نوع ارتباط ابعاد مختلف ادراکی، کالبدی، اجتماعی و غیره در فضاهای ورودی شهر با شکل گیری الگوهای رفتاری است. در همین راستا دروازه قرآن شیراز به عنوان یکی از نمونه های شاخص که دارای مؤلفه های مختلف فضایی و ادراکی در ابعاد گوناگون و همچنین یک فضای شهری با سطح کنش گری بالا و فعالیت های متنوع است، انتخاب و مورد تحلیل جامع الگوهای رفتاری قرار گرفته است. روش تحقیق پیشِ رو از نوع ترکیبی کمی و کیفی است و براساس هدف از نوع ارزیابی خصوصیات فیزیکی، فرهنگی، هویتی و ادراکی است. مشاهده و تحلیل کیفی با استفاده از تکنیک های نقشه برداری رفتاری، پرسش نامه، مصاحبه و تحلیل عکس است. مهمترین مؤلفه های محیطی تأثیرگذار بر رفتار کاربران در فضاهای ورودی شهرها، براساس دیدگاه های نظریه پردازانی نظیر لنگ، بارکر و کانتر در سه دسته عوامل فیزیکی و کالبدی محیط، عوامل فرهنگی، هویتی، اجتماعی و عوامل روانی و ادراکی محیط تقسیم بندی شده است. نتایج نشان می دهد که مؤلفه های هویتی و کیفیت مطلوب بصری بیشترین نقش را در جذب کاربران به فضای ورودی شهرها داشته و کیفیت بصری مناظر و چشم اندازهای اطراف ارتباط مستقیمی با میزان حضورپذیری و آرامش فضایی دارد و میزان تأثیرگذاری این مؤلفه بیشتر از مؤلفه هایی نظیر حریم خصوصی و چیدمان فضایی است.
تأثیر فرهنگ بیگانه بر دانشجویان اعزامی به خارج از کشور با نگرش امنیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ در دانشگاه اسلامی سال دهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۳۵)
283 - 304
هدف : مسئله اصلی در تحقیق حاضر این بود که چه اندازه حضور دانشجویان ایرانی در کشورهای بیگانه با پیامدهای امنیتی همراه است؛ بدین معنا که این حضور چه اندازه در گرایشهای دینی، جاسوسی، شرکت و فعالیت در محافل ضد ایرانی، عدم بازگشت به وطن و پذیرش تابعیت دوگانه یا مضاعف و تغییر هویت فردی دانشجویان اعزامی به خارج از کشور مؤثر است. روش: این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی از نوع پیمایش و روش گردآوری اطلاعات میدانی انجام شد و ابزار آن پرسشنامه محقق ساخته بود. حجم نمونه برابر با 250 در نظر گرفته شده است. روش نمونه گیری بر اساس گروههای یادشده، روش طبقه ای نامتناسب، سپس تصادفی سیستماتیک بود که با استفاده از جدول مورگان به دست آمد. روایی پرسشنامه از طریق روایی منطقی و پایایی آن به وسیله ضریب آلفای کرونباخ به دست آمد که برابر با 811/0 بوده است. یافته ها: داده های توصیفی نشان می دهد که میانگین نمره تأثیر فرهنگ بیگانه در دانشجویان اعزامی به خارج از کشور(3.53) بیشتر از دانشجویان داخل کشور (3.07) است. برای بررسی تأثیر فرهنگ بیگانه بر دانشجویان، از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیّری مانکووا استفاده شد. نتیجه گیری: نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیّری نشان داد بین گروههای دانشجویان خارج از کشور و داخل، از لحاظ تأثیرپذیری فرهنگ بیگانه تفاوت معناداری وجود دارد(926/5F= و 001/0=P) و بیانگر این است که فرهنگ بیگانه تأثیرگذار بوده است.
تحلیل مؤلفه های تبعید تبعیدیان جنگ جهانی دوم (1320-1324ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال چهارم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۱۳)
75 - 100
حوزههای تخصصی:
بروز جنگ جهانی دوم و اشغال ایران، دو کشور بریتانیا و شوروی را در ایران فعال مایشاء کرد. متفقین برای کنترل مخالفان خود به دستگیری و تبعید آنان روی آوردند. تبعید در این مقطع، مؤلفه های خاص خود مانند ماهیت، علت، گروه های اجتماعی تبعیدیان و تبعیدگاه ها را دارد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از اسناد و منابع اصلی به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که بازداشت و تبعید افراد توسط متفقین در ایران چه روندی را طی کرده است و مؤلفه های تبعید این افراد شامل ماهیت، علت تبعید، تبعیدیان و تبعیدگاه چه ویژگی هایی را نشان می دهد؟ تبعید ایرانیان در طول جنگ جهانی دوم شامل دستگیری و نگهداری آنان، مدت طولانی نگهداری و عدم تشکیل پرونده و جمع آوری ادله برای اثبات جرم، اختلاف بین محل وقوع جرم و محل نگهداری آنان (تبعیدگاه) و نوع نگهداری آنان بازداشت نیست بلکه «حبس در تبعید» است. زادگاه و تبعیدگاه تبعیدیان در مرکز و شمال کشور بود. معترضان به تبعید هم در این مناطق ساکن بودند. سیاست دو دولت شوروی و بریتانیا در باب تبعید اتباع ایرانی رویه یکسانی دارد. به علت تبعید نیروهای مؤثر، خلائی به وجود آمد که باعث لطمه به کشور و از عوامل زمینه ساز واگرایی آذربایجان و کردستان شد.
بررسی پیامدهای بازماندگی از ازدواج دختران بالای 30 سال شهر کرمان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه سبک زندگی سال ششم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۰
117 - 144
حوزههای تخصصی:
هدف کلی پژوهش حاضر بررسی پیامدهای بازماندگی از ازدواج دختران بالای 30 سال شهر کرمان بود. پژوهش حاضر به روش کیفی و از نوع پدیدارشناسی انجام شده و میدان تحقیق در پژوهش حاضر، شامل کلیه دختران مجرد بالای 30 سال شهر کرمان بود. جهت انتخاب نمونه آماری، از شیوه نمونه گیری هدفمند استفاده شد و تعداد 15 نفر از افراد جامعه آماری جهت انجام مصاحبه انتخاب شدند. در این پژوهش با توجه به موضوع پژوهش و ماهیت کیفی بودن آن، به منظور جمع آوری اطلاعات از مصاحبه هایی نیمه ساختاریافته استفاده شده است. یافته های حاصل از مصاحبه ها بر اساس مدل هفت مرحله ای کلایزی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. از مجموع یافته های این پژوهش، دو درون مایه اصلی پیامد های مثبت و منفی استخراج گردید. این پیامدها در 6 مضمون اصلی که بیانگر ساختار تجارب زندگی دختران مجرد است قرار گرفت. مضامین اصلی هر یک از پیامدهای مثبت و منفی شامل سه مضمون فردی، اجتماعی یا فرهنگی و خانوادگی بودند.
نگرشی تحلیلی به چرایی سلسله مراتب و اطاعت پذیری در آموزش های نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش انتظامی سال بیست و دوم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۸۸)
175 - 203
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از راه های پی بردن به حقیقت اشیاء و پدیده ها، «طرح سؤال» است و انسان براى بر طرف کردن شک خود از آن سؤال می کند ولیکن این خلأ چندین ساله در حوزه آموزش های نظامی سبب گردیده است تا فراگیران پاسخی برای سؤالات خود پیدا نکنند. پژوهش حاضر با هدف نگرش تحلیلی چرایی سلسله مراتب و اطاعت پذیری در آموزش های نظامی انجام شده است. روش: روش پژوهش توصیفی تحلیلی از نوع تحلیل محتوای کیفی است. جامعه آماری مورد نظر شامل تعداد 16 نفر از نخبگان و پیش کسوتان نیروهای مسلح بوده که با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب گردیدند. جمع آوری داده های تحقیق با استفاده از مصاحبه ساختاریافته شامل تعداد 17 سؤال در مورد چرایی سلسله مراتب و اطاعت پذیری انجام شده است. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش و پس از تحلیل مصاحبه ها و بهره گیری از منابع و متون مختلف، در قالب محتوای کلیدی و گزاره های اصلی، چرایی هریک از این آموزش ها به طور مفصل تبیین گردید فلسفه و چرایی سلسله مراتب و اطاعت پذیری در آموزش های نظامی در دوازده طبقه شامل: هماهنگی با موازین اسلامی، سلوک مادون و مافوق، تمرین شایستگی، مسیر اجرایی فرمان ها و دستورات، حفظ توان و کارایی یگان، امکان نظارت فرماندهان، تمایز بین جایگاه و مسئولیت افراد، زمینه نظم خواهی و نظم پذیری، نظام پاسخگویی و انجام وظیفه، محور قدرت و تکیه گاه نیروها و بسترساز رشد و تعالی نیروها قابل دسته بندی است. نتیجه گیری: اطلاع از چرایی آموزش های نظامی نه تنها به مبنا بودن و اصالت آن ها لطمه ای وارد نمی کند بلکه تبیین آن ها امکانی را فراهم می سازد تا باورپذیری به این آموزش ها به عنوان تجارب چندین هزارساله بشری برای دانشجویان و فراگیران محقق شود. علاوه براین نتایج حاصله دربردارنده دستاوردهای نظری و کاربردی در حوزه تربیت و آموزش نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است.
تولید و بازتولید سلطه نمادین علیه زنان در دهدشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با استفاده از رویکرد جامعه شناسی انتقادی به نحوه تولید سلطه نمادین علیه زنان در سطح تعاملات فردی، خانوادگی، اجتماعی و بازتولید سلطه نمادین در سطح خانواده، ساختارها و نهادهای اجتماعی می پردازد که زمینه ناتوانمندی زنان و جامعه پذیری جنسیتی را فراهم کردند. بدین منظور، از روش مردم نگاری انتقادی جهت انجام عملیات تحقیق، از تکنیک مصاحبه عمیق برای گردآوری اطلاعات و از روش تحلیل مضمون جهت تحلیل داده ها استفاده شده است. مصاحبه شونده ها شامل 50 زن ساکن دهدشت می باشد که بر اساس نمونه گیری هدف مند و مطابق با منطق اشباع نظری انتخاب شده اند. یافته های تحقیق، شامل شبکه های مضمونی: تولید کلیشه های جنسیتی و بازتولید سلطه نمادین می باشد. نتایج نشان می دهد که سلطه نمادین علیه زنان از ساختار اجتماعی پدرسالاری و کلیشه های جنسیتی متاثراز آن برساخته می شوند که در تعاملات فردی (خودسانسوری زنان، خودپنداره منفی و تمرکز بر مدیریت بدن)، تعاملات خانوادگی (تجربه زیسته ازدواج، کنترل، اعتبار اجتماعی و تقسیم کار خانگی) و تعاملات اجتماعی (طرد اجتماعی زنان و تبعیض تحصیلی و شغلی) تداعی می شود. شبکه مضمونی بازتولید سلطه نمادین در سه تم سازمان دهنده پذیرش سلطه، موانع ساختاری سلطه و حاشیه نشینی فرهنگی زنان نشان داده می شود. . «نقش عصبیت های عشیره ای و پدر سالاری تاریخی در تولید و بازتولید سلطه نمادین علیه زنان» مقوله هسته می باشد.
مقایسه تأثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهدACT و رویکرد تلفیقی طرحواره درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بهبود صمیمیت زوجین متقاضی طلاق
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و رویکرد تلفیقی طرحواره درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد ACT بر بهبود صمیمیت زوجین متقاضی طلاق انجام شد. برای این منظور طی یک پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون و گروه گواه 90 نفر از زوجین مراجعه کننده به مرکز مداخله در بحران شهر مشهد در زمستان 1397 به روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش و گروه گواه کاربندی شدند. گروه های آزمایشی، با رویکرد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و پروتکل تلفیقی طرحواره درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد مورد آموزش قرار گرفتند درحالی که گروه کنترل تحت هیچ مداخله ای قرار نگرفت. هر سه گروه مقیاس صمیمیت زناشویی را در مراحل پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. داده ها با بهره گیری از نرم افزار SPSS و تحلیل کوواریانس تجزیه وتحلیل شدند. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که رویکرد تلفیقی طرحواره درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بهبود صمیمیت زوجین متقاضی طلاق مؤثرتر است. با توجه به افزایش نرخ طلاق در کشور، رویکرد تلفیقی طرحواره درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند در افزایش صمیمیت زناشویی مؤثر باشد.
رابطه بین انگیزش تحصیلی و انتظار از ازدواج در میان دانشجویان تاریخ و علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان پردیس آیت اله کمالوند خرم اباد
حوزههای تخصصی:
تحقیق با هدف بررسی رابطه انگیزش تحصیلی و انتظار از ازدواج در بین دانشجویان فرهنگیان پردیس آیت الله کمالوند خرم آباد انجام گرفت. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان دوره ی کارشناسی و نمونه انتخاب شده تعداد 100 نفر که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب شدند. روش تحقیق از نوع هدف کاربردی و از نوع توصیفی – همبستگی بود.برای سنجش انگیزش تحصیلی از پرسشنامه هارتر و برای سنجش انتظار از ازدواج از پرسشنامه انتظار از ازدواج (ام ای اس )که روایی آن ها به شیوه اعتبار یابی محتوایی و پایایی ان ها با استفاده از محاسبه ضریب آلفای کرونباخ، استفاده شد. روش های آماری( فراوانی، میانگین، انحراف استاندارد، ضریب همبستگی پیرسون، ازمون تی و رگرسیون) استفاده شد. نتایج نشان داد: بین ابعاد انتظار از ازدواج [انتظار واقع گرایانه] با انگیزش تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد و با ابعاد [ انتظار بدبینانه و انتظار ایده آل گرایانه ] با انگیزش تحصیلی رابطه معنی داری وجود ندارد. محاسبه ضرایب رگرسیون جهت پیش بینی انگیزش تحصیلی نشان داد که9درصد واریانس انگیزش تحصیلی توسط ابعاد انتظار واقع بینانه، انتظار ایده آل گریانه و انتظار بدبینانه پیش بینی می شود. همچنین بر اساس ضرایب بتا(β) مشاهده می شود که بعد انتظار واقع بینانه با ضریب بتای 28. پیش بینی کننده معنادار انگیزش تحصیلی است و انتظارایده ال گریانه با ضریب بتای04. و انتظار بدبینانه با ضریب بتای.02. به ترتیب پیش بینی کننده ی غیرمعنادار انگیزش تحصیلی هستند.
عشق از دیدگاه مولانا و مهربابا ایرانی
تاثیر مولانا درشبه قاره از جهات متعدد چشم گیر و لایق توجه است ، صرف نظر از چاپ زیاد آثار مولانا و شرح های مختلف به زبانهای اردو و ... . ایده ها و اندیشه های مولوی در شبه قاره شایان توجه بوده است. شبه قاره از دیرباز میهن روحانی و معنوی مولانا جلال الدین بلخی بوده است. این مقاله ، بررسی است در خصوص‹‹ عشق›› از دیدگاه بزرگترین عارف زبان پارسی مولانا جلال الدین محمد بلخی با برجسته ترین عارف مقیم هند مهربابا شهریار ماندگار ایرانی که برمبنای شیوه تطبیقی و تحلیلی تدوین شده است . با توجه به ضرورت پژوهش در مورد تأثیر و تأثر عرفان ایرانی و هندی بیش از پیش احساس می شود ، هدف از این مقاله با رویکرد های تطبیقی مشخص کردن ابعاد تاثیر پذیری عارفان معاصر هند از مولانا وآشنایی با شباهت میان اندیشه های عرفانی عرفا ایرانی و عارفان معاصر هند است.
L’Inscription du Sujet dans l’Extrême contemporain à travers des Textes de Pascal Quignard(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en Langue et Littérature Françaises Année ۱۴, No ۲۵, Printemps & été ۲۰۲۰
165 - 175
حوزههای تخصصی:
Si les textes de Pascal Quignard sont immédiatement reconnaissables, c’est d’abord parce qu’ils offrent au lecteur un plaisir inédit, celui d’une écriture réflexion où le sujet se décline par fragments à travers les divers supports. En problématisant des fictions en narrations elliptiques ou encore en conte philosophique, l’auteur n’a de cesse d’éprouver le lecteur, lui suggérant des possibles lectures pour en faire une marque de l’extrême contemporain. Sollicitations à une participation de construction du sens figurant en filigrane, l’auteur, certes, active à cette construction par un texte en contretemps qui fracture un continuum temporel/langagier en quête de l’origine. Nous proposons de relever quelques marques discursives de l’extrême contemporain à travers les textes de l’auteur, en particulier celles du sujet qui fait un retour en force mais un sujet distinct, composite, propre à l’extrême contemporain. La démarche théorique s'appuiera principalement sur les apports de l'analyse du discours avancés par Maingueneau, Charaudeau et Blanckeman.
حق بر شادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شادی برای بیشتر انسان های مضطرب امروز که در غصه نداشته ها، کمبودها و فرصت های از دست رفته بسر می برند و خود را در میان انواع آلودگی های زیست محیطی، بیماری های عالم گیر و چالش های مرتبط با وضعیت اقتصادی می بینند یک نیاز و ضرورت است. انسان ها محق به شاد زیستن هستند. این پژوهش جهت تشریح حق بر شادی (Right to Happiness) به عنوان حقی مشترک میان حقوق بشر و حقوق شهروندی، مفهوم شادی را تبیین و مبانی نظری و حقوقی آن را بیان کرد. سپس نگاه قوانین ایران و اسناد بین الملل به شادی را مورد بررسی قرار داد با این پرسش که قوانین ایران، آن را به عنوان یک حق به رسمیت شناخته اند؟ به چه میزان اسناد بین المللی به حق شادی انسان ها توجه نموده اند؟ فرضیه پژوهش این بود که قوانین ایران به طور پراکنده به شادی و نه به عنوان یک حق پرداخته اند و ضعف در این زمینه بیشتر در رفتار و عملکردها وجود دارد. حق بر شادی در اسناد بین المللی به صورت موردی و با پرداختن به حقوق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مورد توجه قرار گرفته است.
شناسایی و تحلیل ابعاد گرایش به خرافات در حوزه ورزش: رهیافت مبتنی بر نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت ورزشی مهر و آبان ۱۳۹۹ شماره ۶۲
65 - 86
حوزههای تخصصی:
امروزه پژوهشگران خرافه گرایی را به عنوان یکی از انحرافات اجتماعی نقد و بررسی کرده اند و ورزش نیز به عنوان یک پدیده درخور توجه با ماهیت پیش بینی نشدنی از رواج خرافات مصون نبوده است. خرافه گرایی یکی از معضلات رایج در ورزش امروزی محسوب می شود؛ بنابراین، این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد گرایش به خرافات در ورزش ایران انجام شد. پژوهش حاضر با رویکرد اکتشافی به صورت کیفی و روش داده بنیاد انجام شد. ابتدا با استفاده از مطالعه کتابخانه ای فهرست مقدماتی عوامل مؤثر بر گرایش به خرافات شناسایی شد و سپس مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 15 نفر از کارشناسان آگاه از موضوع پژوهش اجرا شد. برای تحلیل داده ها از روش استقرای منطقی در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. بعد از مصاحبه با کارشناسان، نتایج در کدگذاری باز نشان دهنده شناسایی 83 کد در گ را یش به خرافات در ورزش ایران بود. سپس در مرحله کدگذاری محوری، نشان ها در 22 مفهوم طبقه بندی شدند. درنهایت نیز سه مؤلفه شناسایی شده حاصل از کدگذاری انتخابی شامل مقوله ساختاری، زمینه ای و رفتاری طبقه بندی شدند. به نظر می رسد یک راهبرد قطعی برای مقابله با خرافه گری در ورزش وجود ندارد و علاوه بر آموزش در هر سه سطح کلان، میانی و خرد، به مکانیسم های اجتماعی، ایجاد مطلوبیت و بهره گیری از نمادهای غیرخرافی و درنهایت خودسازی های روانی و هیجانی ورزشکار نیاز است.









