تحلیل جامعه شناسانه نقش هنر و هنرمندان ایرانی در تمدن اسلامی با رویکرد به نظریّات ماکس شلر
حوزههای تخصصی:
به طور کلی دو دیدگاه رایج در زمینه ارتباط هنر و جامعه وجود دارد؛ رمانتیسم به عدم پیوستگی میان هنر و اجتماع باور دارد و جامعه شناسی به تأثیر هنر و اجتماع بر یکدیگر. دین پدیده ای اجتماعی است و در گذشته هنر که نوعی صنعت به شمار می رفت پیرو ادیان یا جریان های سیاسی اجتماعی جامعه بود. هنر اسلامی نیز در همین بستر با هدف پیروی از دستورات دین اسلام و نزدیک شدن به خداوند پدید آمد؛ در نتیجه نمی توان منکر تأثیر متقابل هنراسلامی و تمدن اسلامی بر یکدیگر بود چرا که هر چند شکل هنر اسلامی ناشی از شرایط معاصرش بود، ایده ی محتوای آن به ذهن هنرمندان وابسته است. پژوهش کتابخانه ای حاضر با تحلیل جامعه شناسانه مبتنی بر نظریات ماکس شلر به بررسی تأثیر هنر و هنرمندان ایرانی بر تمدن اسلامی پرداخته شده است. در این دیدگاه ایده ها مانند دین و هنر بر تمدن و جامعه تأثیر می گذارد؛ این در حالی است که در جامعه نیز باید شرایط پذیرش ایده ها فراهم باشد. مسلمانان عرب که در ابتدا توجهی به هنر نداشتند پس از گسترش قلمرو تحت تأثیر فرهنگ و هنر کشورهایی که فتح کردند از جمله ایران قرار گرفتند. در مقابل ایرانیان نیز با پذیرش اسلام و تألیف آثاری اسلامی بر گسترش و رشد این تمدن، تأثیر به سزایی گذاشتند که در این پژوهش به تحلیل این ارتباط متقابل پرداخته شده است.







