تحلیل گفتمان انتقادی تاریخی شازده احتجاب
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳
17 - 28
حوزههای تخصصی:
روشنفکران ایرانی برای دریافت موقف تاریخی خویش و فهم آفت هایی که جامعه ایران را مبتلا کرده بود، هر کدام طرحی در ذهن داشتند، و بر مبنای آن، خویش کاریِ روشنفکری را تعریف می کردند. ازجمله این روشنفکران، گلشیری است که از چنین طرحی، هرچند پوشیده و نهان، در رمان مشهور «شازده احتجاب» سخن به میان آورده است. در این مقاله کوشیده ایم با بهره گرفتن از روش تحلیل گفتمان انتقادیِ فرکلاف، نخست به گفتمان تاریخیِ مستتر در کار گلشیری دست یابیم و سپس نشان دهیم که گفتمانِ مطلوبِ نویسنده، بر چه مفروضاتی بنا شده است. پیدا کردن این مفروضات، در پرسش از ریشه هایِ فکری گلشیری ضرورت دارد؛ مفروضاتی که در قسمت آخر مقاله، به آن ها پرداخته ایم. هم چنین بازنموده ایم که بن مایه های اندیشه گلشیری، از سویی به تبار فکری و دیگرگون شدن مسیر سیاسی-اندیشگانی او بازمی گردد و از سوی دیگر نمود تحولات اجتماعی زمانه او است. گذشته از این موارد، در آمد و رفت میان سه سطحِ توصیفی، تفسیری و تبیینی، پاره ای تناقضات را که در این نگاه وجود داشته است، به تصویر کشیده ایم.







