معروف است که ویتگنشتاین در طول حیات خود طى دو دوره، دو فلسفه را به وجود آورد که هرکدام تازگىها و نوآورىهاى خاص خود را دارد؛ وجه جامع آن دو این است که به مسأله زبان از دید فلسفى مىپردازد. آنچه در این نوشتار تقدیم مىگردد گزارشى نسبتا جامع از این دو فلسفه است. نویسنده کوشیده است به توصیه خودِ ویتگنشتاین، خطوط اصلى فکر او و مسائل اساسى را که براى او مطرح بوده دنبال کند. در فلسفه متقدم مسأله اصلى نسبت بین زبان و جهان است که ویتگنشتاین تئورى تصویرى را مطرح مىسازد. در فلسفه متأخر، ویتگنشتاین معتقد است اساسا فلسفه وظیفه دیگرى برعهده دارد و آن اینکه چون مشکلات فلسفى زاییده سوءتفاهمند باید ریشه آن را بشناسند و آن این است که بازىهاى زبانى را با هم خلط مىکنیم. در این جا دیگر نباید دنبال معنا رفت، باید به کاربرد زبان توجه کرد. در یک کلمه، فلسفه ویتگشتاین بر آن است تا حد و مرز زبان را مشخص سازد: با زبان چه چیزهایى را مىتوان بیان کرد و چه چیزهایى را نمىتوان
تبخیر و تعرق پتانسیل یکی از عناصر مهم چرخه هیدرولوژیکی است که در طرحهای منابع آب و آبیاری‘ سازه های آبی‘ کشاورزی و ... مدنظر قرار می گیرد. بررسی میزان نوسان دمای هوا و رژیم سالانه آن در مناطق خشک از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ زیرا به سبب کمی بارشهای جوی در این نواحی‘ دما و نوسان آن در ماهها و فصول مختلف سال بطور مستقیم بر پدیده تبخیر و تعرق و در نتیجه نیاز آبی اثر می گذارد. در این تحقیق از داده های هواشناسی ایستگاههای منطقه مورد مطالعه (قصر قند‘ پیرسهراب‘ کجدر سرباز‘ پیشین‘ کهیر‘ طیس‘ باهوکلات) استفاده شده و سپس جهت تعیین مناسبترین روش تبخیر و تعرق پتانسیل در سطح منطقه‘ اقدام به تحلیل نمودارهای مقایسه ای بین روشهای فوق الذکر گردیده است. براساس محاسبات بعمل آمده‘ نتایج کلی ذیل استنتاج شده است: در منطقه بلوچستان جنوبی و در طول سال‘ با فرض وجود آب و با توجه به درجه حرارت‘ امکان فعالیتهای زراعی وجود دارد. بدین ترتیب تبخیر و تعرق پتانسیل برای کل سال از دو روش تورنث وایت و بلانی کریدل محاسبه گردید. روش تورنث وایت نتایج صحیحی برای فصول مختلف ارائه نمی دهد؛ ولی روش بلانی کریدل همبستگی خوبی با روش اندازه گیری مستقیم (طشتک) دارد. همچنین در این مطالعه مشخص می گردد که از غرب و شمال به طرف شرق و جنوب‘ از میزان تبخیر و تعرق کاسته می شود و بطور کلی منطقه بلوچستان جنوبی در تمال ماهها دارای تبخیر و تعرق پتانسیل بالاتر از بارش است.
فضا در جغرافیای کشاورزی به جهت ارتباط آن با کشاورزی‘ از جایگاه خاص و اهمیت ویژه ای برخوردار است و بر همین اساس‘ تحلیل فضایی بخش عمده مطالعات جغرافیای کشاورزی را تشکیل می دهد. در این مقاله‘ ضمن مروری بر اهمیت و نقش تحلیل فضایی در جغرافیای کشاورزی‘ نگرش جغرافیای کشاورزی به فضا‘ مفهوم کشاورزی‘ سؤالات اساسی در یک تحلیل فضایی‘ رویکردهای تحلیل فضایی در جغرافیای کشاورزی‘ نگرش سیستمی‘ شیوه های تحلیل فضایی‘ منطقه بندی و اهمیت آن در جغرافیای کشاورزی مورد بحث قرار گرفته است. در پایان نیز کاربرد تحلیل فضایی در جغرافیای کشاورزی برای برنامه ریزیهای کشاورزی‘ منطقه ای و روستایی مطرح گردیده است.