رابطه میان مفاهیم انسان و مفاهیم مذهبی ریشه ای عمیق به قدمت پیدایش اولین اجتماعات انسانی و شاید آغاز سخن گفتن و جدل کردن داشته باشد و مسئله مورد بحث و قابل توجه اغلب دانشمندان ومکاتب مختلف بوده است .در این میان هدف غایی انسان که در سالهای 1126-1196 میلادی توسط ابن رشد و ابن میمون ‘ آن هم جهت ارتباط دادن به ایمان و خرد مطرح می شود‘ تقریبأ همان است که هشتصد سال بعد یعنی در فاصله سالهای 1902-1987 میلادی توسط کارل راجرز و آبراهام مازلو بنیانگزاران انسانی مطرح می شود. جالب آنکه این همان است که قرآن در آیات مختلف بیان می کند‘ آنجا که می گوید انسان استعداد دستیابی به والاترین مراتب کمال را دارد ‘ یعنی می تواند به چنان مقامی برسد که موجودی ملکوتی شود.
ابوالحارث جندح پسر حجر مشهور به ((امری ء القیس)) شاعر برجسته عصر جاهلی را یکی از مبتکران فنون شعر به شمار آورده اند. او اولین شاعری است که اخبار کاملی از وی در دست است و در میان شاعران هم عصرش به گریستن و گریاندن و ارائه تصاویر شعری دلنشین که بعدها برای دیگران الگویی معروف گردید وهمچنین به وصف های کوتاه ولی پرمحتوا از سایرین ممتاز است . معروفترین شعر امری ء القیس معلقه اوست . این قصیده نمادی از ویژگیهای شعری وی است ‘ زیرا صور و الفاظ واغراضی را در بردارد که بیانگر نگرش شاعر به طبیعت و مظاهر آن است . براین معلقه شرحها زیاد نوشته شده است .اما این مقال تنها توانایی ها و تأمل شاعر در وصف برخی از جلوه های طبیعت و خطوط ناپیدای آن ‘ از خرد و کلان ‘ می پردازد وعلل و عوامل مؤثر در شکل گیری دیدگاه شاعر را مورد بررسی قرار میدهد و بیان می کند که چرا و چگونه او به نمادهای طبیعت با چنان نگرشی پرداخته است .
قصه ها و افسانه ها بخش مهمی از ادبیات هر ملت را تشکیل میدهند. عرب نیز همانند بسیاری از ملتها از دیرباز دارای قصه هایی بوده اند که نقل آنها گرمی بخش محافلشان بوده است . بدون شک قصه ها تصویرگر عادات ‘ خلق و خو ‘ اندیشه و اعتقادات مردمانی است که آنها را می سازند و نقل می نمایند و گاه از ظرافتهای خاصی نیز برخوردار می باشد. در قرن چهارم هجری در نثر عربی‘ فنی متداول گشت که می توان گفت درون مایه اصلی آن همین قصه ها و افسانه ها بوده است ‘ با این ویژگی که نویسنده از روی قصد آن را در قالبی مصنوع بیان می نماید و دربردارنده حکایات‘نکات‘نوادر‘فکاهیات وبرخی جنبه های تاریخی و حکمی وادبی است.
تلفیق و ترکیب بهینه بین بخشهای مختلف اقتصادی هر سرزمین (کشاورزی‘صنعت‘خدمات)باعث توسعه اقتصادی هر سرزمین شده و اتکاء به یک بخش اقتصادی برای شکوفایی و پیشرفت کارآیی لازم را نخواهد داشت . هر گروه از صنایع دارای ویژگیها و نیازهای خاص خویش است که در مکان یابی آن باید مورد توجه قرار گیرد زیرا رابطه صنعت ومکان استقرار آن مانند رابطه گیاه و خاک محل کشت است . حصول به حداکثر بازدهی اقتصادی ایجاب می کند که مکان استقرار هر صنعت متناسب با ویژگیها و نیازهای آن انتخاب گردد. از این رو شناسایی رشته های صنعتی که با امکانات و قابلیتهای مناطقی چون استان کردستان متجانس باشد در این مقاله مورد توجه قرار می گیرد.