هدف این تحقیق بررسی ارتباط اجزای نوع پیکری ‹آندومورفی، مزومورفی واکتومورفی› ومتغیرهای ترکیب بدنی ‹دانسیته ی بدن، درصد چربی بدن، توده ی چربی ووزن خالص بدن با عملکرد درالگوهای حرکتی پایه واجرای مهارت های پایه ی فوتبال بوده است. جامعه ی آماری تحقیق را 153 دانش آموز پسر مقطع متوسطه ی شهرستان فارسان تشکیل می دهند که درسال تحصیلی جاری 79-80 عضو تیم های منتخب فوتبال آموزشگاه هایشان بودند. قد، وزن وچربی زیر پوستی در نواحی مختلف بدن و همچنین قطر استخوانها ران و بازو اندازه گیری وثبت شده ،آنگاه آزمودنی ها پس از یک برنامه ی مختصر گرم کردن ،آزمون های الگوهای حرکتی پایه راکه شامل پرش عمودی ،دوی 36 متر سرعت ودوی 9?4 متر‹چابکی› بود،انجام دادندونتایج آنها ثبت گردید. سپس با استفاده از اندازه گیری های به عمل آمده واستفاده از چارت نوع پیکری هیث – کارتر،اجزای نوع پیکری آزمودنی ها تعیین شد،همچنین با استفاده از فرمول های مربوط ،متغیرهای ترکیب بدنی آزمودنی ها مشخص گردید.با استفاده از برنامه ی رایانه ای SPSS ونیز به کمک آمار توصیفی واستنباطی، نتایج آزمون ها واندازه گیری موردتجزیه وتحلیل قرار گرفت .با استفاده از فرمول ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون ،ارتباط بین عوامل نوع پیکری وترکیب بندی با نتایج هر کدام از آزمون های عملکردهای حرکتی پایه ومهارت های پایه ی فوتبال ارزیابی شد. نتایج حاصل از تحقیق در مجموع نشان می دهد که افزایش جزء آندومورفی در آزمودنی ها موجب ضعیف شدن عملکرد آنها در برخی آزمون ها می شود وآزمون دوی 9?4 متر چابکی وآزمون دریبل افزایش این جز موجب ضعیف شدن عملکرد آزمودنی ها شد.از متغیرهای ترکیب بدنی همبستگی مثبت ومعنی داری بین وزن توده ی بدون چربی ومیزان پرش عمودی مشاهده شد.
به منظور بررسی تاثیر دو شیوه ی مصرف ویتامین C برمیزان دامنه ی حرکتی وقدرت برونگرای عضلات تاکننده ی آرنج پس از کوفتگی تاخیری ،تعداد 37 نفر به ترتیب با میانگین سن،وزن وقد 02/22، 25/85 و58/159 در چهار گروه در تحقیق شرکت کردند. گروه اول ‹9›= n› با صرف 100 میلی گرم ویتامینC ،گروه دوم‹10=n› با مصرف 200 میلی گرم ویتامین C ،گروه سوم 9=n با مصرف دارو نما وگروه چهارم9=n به عنوان گروه کنترل شرکت کردندمصرف ویتامین C گروه هااز یک ساعت قبل از انجام انقباضات برونگرا تا 47 ساعت پس ازآن انجام شد.به منظور ایجاد کوفتگی از آزمودنی ها خواسته شده تا 70 انقباض برونگرا را با دست غیربرتر برروی صندلی مخصوص انجام دهند. مدت زمان هرانقباض 3 ثانیه وبین هرانقباض ،انقباض بعدی ،10 ثانیه استراحت منظور شد.همچنین مدت یک دقیقه استراحت بین هر10 انقباض لحاظ گردید .متغیرهایی که در چهار نوبت ،قبل1،24،48 ساعت پس از انقباضات برونگرا اندازه گیری شدند عبارتند از:1- میزان دامنه ی حرکتی آرنج 2- حداکثر قدرت برونگرای عضلات تاکننده ی ارنج.اطلاعات به دست آمده با روش آماری تجزیه وتحلیل گردید ونتایج زیر حاصل شد:1- کاهش دامنه ی حرکتی آرنج در کلیه ی گروه ها مشاهده شدوبین تاثیر دوشیوه ی مصرف ویتامین C دارونما برمیزان کاهش دامنه ی حرکتی آرنج قبل 1،24،48 ساعت پس از انقباضات برونگرا تفاوت معنی داری مشاهده نگردید. 2- حداکثر قدرت برونگرا نیز در کلیه ی گروه ها درطول دوران کوفتگی کاهش نشان دادونیز بین وتاثیر دو شیوه ی مصرف ویتامین قبل،C دارونما برمیزان حداکثر قدرت برونگرای عضلات تا کننده ی آرنج 1،24،48 ساعت پس از انقباضات برونگرا تفاوت معنی داری مشاهده نشد.
با توجه بر تاکید روزافزون براهمیت تمرین ذهنی وکاربردهای متنوع آن درآموزش ویادگیری وبهبودمهارت های ورزشی ،این پژوهش به بررسی تاثیر تمرین ذهنی با استفاده از الگوهای سمعی وبصری بر دقت سرویس والیبال پرداخته است. روش تحقیق نیمه تجربی وبا استفاده از پیش آزمون وپس آزمون می باشد .جامعه آماری وحجم نمونه را 45 دختر والیبالیست 15-20 سال شهرستان ایلام تشکیل می دهند ،که به سه گروه تجربی کسانی که ضمن تمرین عملی از تمرین ذهنی نیزبهره برده اند. کسانی که ضمن استفاده از تمرین عملی وذهنی از طریق فیلم ویدئویی از عملکرد بازخورد داشته اند وگروه کنترل که فقط تمرین عملی داشته اند تقسیم شدند. ابتدا از کلیه آزمودنی ها ،آزمون اولیه گرفته شد وسپس گروه هابه مدت 24 جلسه تمرین کردند. آنگاه آزمون پایانی گرفته شد. برای اندازه گیری دقت سرویس والیبال از آزمون استاندارد والیبال ایفرد وجهت انجام تمرین ذهنی از روش آزمون ذهنی هیک من استفاده شد. هدف کلی این تحقیق تعیین میزان تاثیر تمرین ذهنی برافزایش دقت سرویس والیبال با استفاده از الگوهای سمعی وبصری بوده است. به منظور آزمون فرضیه ها از آزمون t وابسته ،تحلیل واریانس وآزمون کوکی استفاده شد ونتایج زیر به دست آمد:هرسه شیوه ی تمرین بر دقت سرویس والیبال تاثیر داشتند. بین تاثیر شیوه ی تمرین در گروه تجربی وگروه کنترل اختلاف معنی داری مشاهده نشد . بین تاثیر شیوه تمرین گروه تجربی 1 وگروه تجربی 2 اختلاف معنی داری وجود نداشت. بین تاثیر شیوه ی تمرین در گروه تجربی 2 وگروه کنترل اختلاف معنی دار بود.
مساله بلاغت و زبان آوری و دانش بلاغت دو امر متفاوت از یکدیگر است. بلاغت راپیشینه ای طولانی است، و در زبان عربی سالها پیش از ظهور اسلام شاعران و خطیبان از آن بهره مند بوده و به آن عنایت داشته اند ولی دانش بلاغت پس از اسلام در تمدن اسلامی نشو و نما یافت.در آغاز تعاریفی ابتدایی از بلاغت مطرح گردید و بتدریج همگام با تحول و تطور علم بلاغت، تعاریفی دقیق تر و علمی تر از آن ارائه گردید که با تعاریف نخستین تفاوت داشت. سیر تحول این تعریف ها و تفاوت آنان موضوعی است که این مقاله عهده دار آن است.
مهدی اخون ثالث به راستی« کلاسیک ترین شاعر متجدد» در شعر معاصر فارسی است. زیرا زبان شعری او به رغم تمامی ناقدان شعر و ادب، دارای ویژگی کهن گرایانه می باشد. زبان شعری اخوان از سه سرچشمه پدید آمده است: نخست، زبان سبک خراسانی، دوم شعر نیما و نهایتا شعر ایرج میرزا. هرچند که بهره وری از این سه منبع به طور یکسان صورت نپذیرفته چنانکه وی در بهره گیری از زبان کهن و بعضی از شیوه های زبانی نیما راه افراط را در پیش گرفته است و به نظر می رسد عامل مهم در گرایش اخوان به زبان گذشته و بیان حقانیت کار نیما، باور و گمان او به این نکته است که هر چیز نو در ادبیات باید حتما سابقه ای در ادب گذشته داشته باشد بعضی از ویژگیهای زبان در شعر اخوان به اختصار عبارت است از: باستانگرایی، استفاده از واژگان و ترکیبات عربی، اشاره به دانش ها، حرفه ها و مناسبت های خاص و...
این مقاله پاسخ این پرسش است که راز ماندگاری و سنتی بخشی اسرارالتوحید و ابو سعید چیست؟ نویسنده تاویل را- که عنصر غالب در متن اسرارالتوحید و شخصیت ابوسعید است- یکی از دلایل این امر می داند لذا کوشیده است تا از این رهگذر ادعای خویش را اثبات کند و به همین منظور ابتدا به تعریف لغوی و اصطلاحی تاویل و تفاوت آن با تفسیر وپیشینه اش در نصوص دینی پرداخته و آنگاه تاویل های ابو سعید در اسرارالتوحید را در چهار مقوله نصوص دینی، شعر، پدیده های عالم هستی و اصطلاحات صوفیانه طبقه بندی کرده نشان داده است که ابو سعید چگونه توانسته با بهره گیری از فرایند تاویل به آفرینش تازه ای دست یابد.