در عصر شبکه ها ، سازماندهی و ارائه اطلاعات در همه جنبه ها دچار تغییرات زیادی شده اند . این تغییرات نه تنها روشها و فناوریهای مورد استفاده را در بردارد ، بلکه استانداردهای مورد استفاده برای ارائه و جستجوی اطلاعات را نیز شامل میشود . استاندارد مارک در زمینه های زیادی نتوانسته است با محیط اطلاعاتی جدید همسو شود . اس. جی. ام. ال به دلیل انعطاف پذیری زیاد میتواند از بسیاری جهات نواقص مارک را جبران کند و به مثابه جایگزین و یا مکملی برای مارک به کار رود . مقاله حاضر مارک را به طور خلاصه معرفی میکند و نواقص آن را در محیط جدید اطلاعاتی بر میشمرد ...
این مقاله با بررسی تعاریف ارائه شده در مقالات مجلات هسته حوزه کتابداری و اطلاع رسانی ، دیدگاه های مختلف درباره مفهوم کتابخانه رقومی را بررسی میکند . در تعاریف ارائه شده ، چهار دیدگاه را میتوان شنانسایی کرد : دیدگاه متخصصان رایانه ، دیدگاه متخصصان کتابداری و اطلاع رسانی ، دیدگاه سازمان های مجری و سیاستگذار ، و دیدگاه پژوهش مدار . پژوهش در متون نشان میدهد که تعاریف متعدد و متنوعی از کتابخانه رقومی ارائه شده است و این خود افزون بر ایجاد ابهاماتی در خصوص ماهیت اصلی این پدیده ، ممکن است فرایند تحقیق و توسعه در این زمینه را با مشکلات روبرو سازد...
نیازهای اطلاعاتی ، رفتار و الگوی اطلاع یابی از مهمترین موضوع های مورد توجه پژوهشگران ، برای شناسایی نیازهای واقعی و مسائل و مشکلات استفاده کنندگان در بازیابی و استفاده از اطلاعات است . در تدوین سیاستهای اطلاع رسانی و همچنین ایجاد پایگاه های اطلاع رسانی ، شناسایی نیازها و رفتارهای اطلاعاتی کاربران اهمیت ویژه ای دارد . در چند سال اخیر فناوری اطلاعات با تاثیری که بر زیرساخت های اطلاعاتی گذاشته تغییر شگرفی بر نیازها ، رفتار و الگوی اطلاع یابی کاربران داشته است و این خود باعث شده مطالعات گسترده ای در این زمینه در ایران و خارج انجام بگیرد...
توسعه مبتنی بر دانایی و حکمت، آخرین دستاورد جامعه جهانی در مسیر خروج از توسعه نیافتگی و ارتقای سطح توسعه در سطح ملی، منطقه ای و جهانی است که این امر، مورد توجه سیاستگذاران و برنامه ریزان کلان کشور در قالب چشم انداز 20 ساله و برنامه چهارم توسعه کشور قرار گرفته است. این نوع از توسعه با الویت بخشی به نهاده های دانشی (ضمنی و صریح) توسعه و اقتصاد حاصل از آن، برهم افزایی نهاده های دانشی و غیردانشی تاکید می ورزد. نکته اساسی در طراحی و اجرای این توسعه، توجه به مبانی ارزشی مستحکم و مشترک جامعه بشری براساس نظریه خودسازماندهی و از طریق یکپارچه سازی علم، فناوری و اخلاق است. همچنین برای تحقق این نوع از توسعه، کشورهای پیشرو، دانشگاه کارآفرین را مغز اصلی و بازوی توانمند می دانند. این دانشگاه حاصل تحولات چند صد ساله در دانشگاه و ترکیب نقش های آموزشی، پژوهشی بنیادی، پژوهشی کاربردی و توسعه فناوری جهت تحقق مستمر نوآوری تکنولوژیک، کارکرد موثر و کارای نظام ملی (جهانی) نوآوری است که خلق و توسعه دائم معرفت ارزش مدار، ثروت و رفاه عادلانه و اشتغال پایدار و ارتقای سطح فیزیکی و روانی محیط کار، زیست و زندگی را در پی دارد. برای تحقق و ارتقای فرایندی و کارکردی دانشگاه کارآفرین، مهمترین نقش اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، ارتباط موثر صنعت، دانشگاه و دولت است. با واگذاری بسیاری از نقش های دولت به صنعت و دانشگاه، این دو رکن، مهم ترین نهادهای تشکیل و توسعه دانشگاه کارآفرین، نظام ملی نوآوری و نهایتا توسعه مبتنی بر دانایی هستند. امید است این سمینار که حاصل ترکیبی از تحقیقات دانشگاهی، رساله دکترا و تجربیات علمی-صنعتی است بتواند گام کوچکی در جهت تبیین زیرساخت های تحقق چشم انداز بیست ساله کشور بردارد.
"چگونگی ارتباط کار یا حرفه با آموزش و پرورش، منجر به ارائه دیدگاه هایی در تاریخ تعلیم و تربیت غرب و نیز جهت گیری هایی در نظام های آموزشی شده است؛ از جمله نظریه تربیت آزاد (لیبرال) که ارزش کار را در کسب فراغت برای فعالیت های عقلانی می داند و تعلیم و تربیت را به عنوان خود زندگی و نه صرفا آماده سازی برای زندگی توصیف می کند؛ نظریه مارکسیسم که تمایل به ستایش و تمجید کار به خاطر خودش دارد و آموزش حرفه ای را بخش اساسی تعلیم و تربیت تلقی می کند و بالاخره عمل گرایی که کار را عامل رشد و تربیت عقلانی و اجتماعی می داند. این نوشتار که برگرفته از مطالعه ای اسنادی (کتابخانه ای) در زمینه کار و تربیت است، مبانی معرفت شناسی نظریه های مذکور و نقش آن ها در جهت گیری تربیت حرفه ای را مورد مطالعه قرار می دهد.
"
در تابستان 1309، لشکری به استعداد ده هزار نفر از ارتش رضاشاه، برای «قلع و قمع» ایل بویراحمد، از شیراز راهی «منطقه» شد. این لشکرکشی عظیم و گسترده، که بیش از یک ماه به طول انجامید و منجر به درگیریهای سخت و سنگینی میان طرفین شد، خسارات جانی و مادی فراوانی بر جای گذاشت. ایل بویراحمد; از همان ابتدا و پیش از ورود نظامیان به منطقه، در میانه راه با آنان درگیر شد. نخستین درگیری، در قریه «سنگر»، حدفاصل شیراز و اردکان فارس رخ داد....
درک تغییرات همواره شامل یک دوره گذرا نظری و عملی است که محدوده زمانی ـ مکانی مشخص را دربرمیگیرد؛ بعبارت دیگر با لحاظ نسبیّت موقعیتها، همواره کلیت وضع موجود، گستره وسیعی را با عنوان آینده (وضع مطلوب) پیش رو دارد. خواست تغییر نیز معطوف به تغییر جریانها و معادلات بهگونهای است که برایند نیروها، آینده را به صورتی مطلوب درآورد. بدینترتیب چارچوبهای قدرت به جهت تاثیری که بر تولید و توزیع منابع و امکانات دارند، محوریترین بحث دربرآورد و چگونگی تغییرات از حال به سوی آینده هستند، امّا تغییرات جوامع انسانی همچون فعل و انفعالات شیمیایی نیست که در محیط پیرامونی و طبیعت، پیوسته رخ میدهد، بلکه خود جوشی تغییرات اجتماعی برخاسته از پویایی درون جوامع است که عنصر مهم اراده انسانی آن را هدفدار (مشخص و متنوع) میکند. علاوه بر این تغییرات در جوامع با تغییرات در طبیعت به دلیل ماهیت ارادی ـ عاطفی فعالیتهای انسانی، متفاوت میباشد. بنابراین میتوان گفت در هر تغییر اجتماعیای میتوان و باید ردپای عناصر انتخاب را جستوجو کرد؛ انتخابهایی که نه صرفاً عقلانی و ارادی و نه لزوماً احساسی صرف میباشند. پویش تحولات گروههای انسانی در قالب جوامع و در طی دورههای زمانی در عصر جدید، ویژگیهای خاصی یافته است که درک آنها مستلزم در نظر داشتن پیچیدگیهای مذکور است؛ البته پذیرش این پیچیدگی به معنای عدم امکان درک چگونگی تحرک از وضع موجود به وضع مطلوب نمیباشد، بلکه یادآور تعدد متغیرها و تنوع روابط میان آنها در بروز انگیزهها و رشد جریانهای همسو از مبدأ وضع موجود به سمت آینده به صورت وضع مطلوب میباشد.
در دوره جدید که ساخت قدرت سیاسی در جوامع به صورت دولت ـ ملت پدیدار گردید، تغییرات فراگیر و بنیادی نظام سیاسی همچون انقلاب را متأثر از متغیرهای جدیدی ساخته است که از جمله آنها حاکمیت و مقوله چند لایه و به هم بافته مشروعیت میباشد. هر انقلابی یک تجربه بشری است که حاصل تجمع نگرشهای مشابه علیه وضعیت نامناسب و نامتناسب چارچوبهای قدرت حاکم بر مدارات تولید و توزیع در محدوده زیر سلطهای خود میباشد. اکنون در مورد انقلاب اسلامی به عنوان یک نمونه واقعی، این پرسش مطرح میشود که گردهمایی و اجماع آراء در تفسیر عدم تناسب وضع موجود برای برپایی و حرکت به سمت گستره آیندهای که مطلوب و سزاوار باشد، از کدام مصدر و منبع و با چه رویکرد و نیازی صورت گرفته است؟
شاید مناسبترین پاسخ، از بعد فرهنگی ـ اجتماعی انقلاب اسلامی به دست آید؛ یعنی آنچه مایههای همبستگی تفسیری آحاد مردم را در قبال عملکرد رژیم سیاسی و به عبارتی برآمد حکومت و ایدئولوژی حاکم، شکل و سامان داد. به نظر میرسد تقویت حساسیت پذیری نسبت به نابرابریها و سابقه طولانی در ستمستیزی در چارچوب واجب دینیای که راهکار عملی و اطمینانبخش برای زندگی کنونی را دربرمیگیرد، تجمیع آراء را برای «اعتراض» فراهم آورد؛ اعتراضی که یک روند طولانی از درون به بیرون بود و انسان انقلاب اسلامی را به انسانهای انقلاب اسلامی تکثیر کرد و انقلاب 57 را به انقلابی مردمی و اجتماعی با ماهیتی اسلامی تبدیل نمود. پس از آن نیز جایگزینی گفتمان عدالت سیاسی به جای استبداد سیاسی سبب گردید تا نظام جدید (جمهوری اسلامی) برپایه این نگرش که دولت مقتدر در گرو جامعه قوی و جامعه قوی نیازمند پرهیز از نخبهگرایی محض در سیاست است، بنا شود.