هدف: این پژوهش با هدف ارزشیابی آموزش مهارتهای مدیریت خشم به مادران کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر و دیرآموز انجام شده است. روش: در این تحقیق شبه تجربی، 46 مادر به روش نمونه گیری در دسترس از دو مدرسه ویژه دانش آموزان کم توان ذهنی و دیرآموز در تهران انتخاب و از لحاظ ویژگیهای جمعیت شناختی همگن شدند و در دو گروه آزمایشی و گواه جای گرفتند. مهارت های مدیریت خشم به صورت گروهی و به مدت هفت جلسه دو ساعته به گروه آزمایش آموزش داده شد. کارآیی برنامه با استفاده از اجرای پرسشنامه محقق ساخته ارزیابی خشم و مقیاس خشم چندبعدی، قبل و بعد از مداخله ارزشیابی شد. یافته ها: داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد و بیان کنندهاین است که آموزش مدیریت خشم بر کاهش خشم و افزایش استفاده از راهبردهای کنترل خشم تاثیر مثبت دارد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش مبین کارآیی کاربرد روشهای مدیریت خشم در مادران دانش آموزان کم توان ذهنی و دیرآموزاست .
امروزه، دو نوع از رایج ترین انواع نظام های ملی مستمری بازنشستگی وجود دارد: برنامه های عمومی با مزایای معین که با روشی، مشابه نظام توازن درآمد با هزینه، تأمین اعتبار میشود و برنامه های خصوصی اجباری مبتنی بر حق بیمه معین که عموماً از نظام سپرده گذاری کامل تبعیت میکند. این دو نوع اصلی از نظام های موجود از نظر عمومی پذیرفته شده اند؛ اما، نوع سومی از نظام های تأمین اجتماعی وجود دارد که ساده تر است و توجه بیشتری را میطلبد، این پژوهش به بررسی این نظام میپردازد؛ این نظام، ترکیبی از نظام های فوق است و متشکل از برنامه ای دولتی است که میتواند با مزایای معین یا حق بیمه معین باشد، که مزایای معین ارجحیت بیشتری دارد. هزینه های عملیاتی در یک نظام مرکزی عمومی با مزایای معین از آنچه در یک نظام خصوصی ایجاد میشود، کمتر است.
نظام سپرده گذاری کامل، هزینه های مستمری را عادلانه تر در میان نسل های متوالی مشارکت کنندگان تقسیم میکند و ازطریق درآمدهای سرمایه گذاری، مانع از ایجاد شکاف درآمدی بیشتر، میان افراد ثروتمند و فقیر میشود.
متن حاضر ترجمه ای است از مقاله""Social Security: Paygo Financing and Privatization Exacerbate Poverty"" نوشته "" برنارد داسالت"" که در سایت <http: www. Actuaries. Org> موجود بوده و در همایش بین المللی اکچوئری در مارس 2002 ارائه شده است